تبليغاتX
تلکس اندیـــشه

تو زندگی همه ی ما _ فکر می کنم _ روز هایی هست سرشار از انرژی، از آرمانخواهی، از مثبت فکر کردن، از امیدوار بودن و هر چیز خوب دیگه ای که فکرش را بکنی اما روزهای دیگه ای هم هست؛ روزهای افسردگی، روز های دلمردگی، روزهای بی انگیزگی و ...

اما جنس بعضی از روزها هم سربی است. روزها ی دست بسته بودن

روزهای خواستن و نتوانستن، روزهای مصلوب الاختیار بودن ...

حس هر روز آدمی بروندادی دارد و این حس ...

بگذریم

فعلا همین

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 6:42 توسط م آزاد |


این روزها مصادف با سالگرد ارتحال مردی است که می توان هم رده و هم طراز مردان نیکنام این سرزمین قرارش داد،مردانی که در گذر تاریخ چهره شان جلای بیشتری می یابد وفارغ از هر مدح و ذم،تاریخ به نیکی از اینان یاد می کند.

مردانی همچون امیرکبیر، قائم مقام فراهانی، مصـــدق، بازرگان و هزارانی از این خیل بالاخص امام خمینی در حافظه تاریخی ایرانیان جای نیک خویش را دارند و طرد و جذب حاکمیت ها در نگاه مردمان نیک سرشت این دیار تغییری ایجاد نمی کند.

حضور مردم ایران در مراسم ارتحال این مرد کبیر  یک حرکت کاملا مردمی و از سر عشق این مردم به امامشان بود و این روند تا چندی نیز ادامه داشت.

اما چند سالی است سفلگانی که دغدغه نام و نان خویش بیش از هر چیز دیگر دارند این مراسم را به پلکانی برای مقاصد حقیر خویش بدل ساخته اند.

امکان حضور مردم را با هزینه ناچیز در مراسم فراهم آوردن _ هرچند شاید ضروری بنماید اما از اهم وظایف دولت نیست_ یا برای حضور فرصت طلبانی که خود را بسیجی می نامند _ من حساب بسیجیان راستین امام را از این فرصت طلبان جدا می کنم _  هزار امکان و امتیاز قائل شدن نه بر قدر آن بزرگوار چیزی می افزاید نه از شأنش چیزی می کاهد اما منابع بسیاری از دولت را به کام فرصت طلبانی می ریزاند که بعضا به حرکت تاریخی این بزرگوار اصولا هیچ اعتقادی ندارند.

چه خوب بود دولت دست از سر این مراسم بر می داشت تا این مراسم به روح مردمی خویش بازگردد تا سره از نا سره مشخص گردد و ببینیم از این خیلی که به مراسم می روند چه عددی به مراسم می روند و چه عددی هم که تا به حال در این مراسم شرکت نمی کردند در این یادبود شرکت می جویند
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 13:23 توسط م آزاد |


در مطلب قبلی اشاره ای به آسیبها ی موتور سواری در شهر کاشمر داشتم اینک به طور مفصل مطلب را ادامه میدهم:

۱)راهها ومعابر

اکثر راهها ومعابر شهر کاشمر در چند دهه قبل وبا توجه به نیاز آن سالها ساخته شده اند واضح است که این معابر پاسخگوی جمعیت امروز شهر نمی باشند این مسئله باعث شده است که اکنون شاهد شلوغی وبی نظمی در معابر باشیم چنانچه این معابر تعریض شوند بخشی از تصادفات کاهش خواهد یافت محور کاشمر خلیل آباد که یکی از محورهای حادثه خیز شهر بودخود گواه این مدعاست  پس از تعریض این محور بخش عظیمی از تصادفات در این محور کاهش یافته است

۲)اقتصاد

بسیاری از استفاده کنندگان از موتور سیکلت از قشر متوسط وضعیف جامعه هستند آنان نیاز مبرمی به یک خودروی شخصی دارند اما به دلیل ضعف اقتصادی قادر به خرید خودرونیستند اگر آنان وضعیت اقتصادی بهتری میداشتند نباید شاهد چنین حجمی از موتور سیکلت آن هم در شهر کوچکی مثل کاشمر باشیم

۳) عامل انسانی

در این میان اما  مهمترین عامل ،عامل انسانی است در سطح شهربا کودکان ونوجوانانی مواجهیم که بدون رسیدن به سن قانونی سوار بر موتور میشوند وگاه حادثه آفرین میشوند گذشته از آنها بسیاری از بزرگسالان از آموزش کافی برخوردار نمی باشند وتوجهی هم به آیین نامه رانندگی ندارند اگر ما آموزش دیده بودیم الان نباید شاهد سرعتهای غیر مجاز،حرکت در خلاف جهت،تک چرخ و۰۰۰۰میبودیم

۴) عامل روانی

رانندگی تهاجمی ریشه روانی هم داردبسیاری از کسانی که بدون آرامش ویا  در حال عصبانیت رانندگی میکنند گزینه های خوبی برای تبدیل شدن به یک قربانی موتور سیکلت هستند جامعه ما یک جامعه در حال توسعه است در چنین جوامعی مسایل روانی شدت دارند و یقینا آنها در سطح تصادفات موثرند

۵) پلیس

 پلیس اگر به طور دایمی به انجام وظیفه بپردازدمتخلفان تا حدودی کمتر تخلف خواهند کرد ولی متاسفانه در جامعه ما پلیس به طور  موسمی به انجام وظیفه میپردازد وگاه برخی از موتور سواران حتی در حضور پلیس به تخلف میپردازند مشکلات پلیس   قابل درک است اما ازآن انتظار بیشتری میرود در عین حال لازم است که پلیس با رعایت کامل ادب واحترام با متخلفان برخورد نماید

۶) موتور سیکلتهای تولید داخل

در سالهای اخیر حجم متنابهی از موتور سیکلتهای ارزان قیمت تولید داخل وارد بازار شده است ولی این موتور سیکلتها سیستم ترمز استانداردی ندارندودر لحظه خطر ایمنی مناسبی ندارند لازم  است مسئولان در جهت ارتقای استانداردهای این موتورسیکلتها اقدام کنند تا جان شهروندان قربانی نقص فنی ویا سودجویی مونتاژکاران نشود

مجموعه این مسایل دست به دست هم میدهندتا یک حادثه رخ میدهد امید است که با بر طرف شدن این عوامل شاهد تصادفات کمتری در سطح شهر باشیم وبتوانیم با آرامش خاطر در سطح شهر تردد نماییم

 

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 12:41 توسط م آزاد |


گاهی از اوقات برخی از همشهریان محترم سوار بر موتور سیکلت خود می شوند تا به مقصدی در دنیا برسند اما از مقصدی در آخرت سر در می آورنددر راه قربانی یک حادثه ی موتور سیکلت میشوند وجان به جان آفرین تسلیم می کننددر حال حاضرخانواده های زیادی در شهر کاشمر عزادار عزیزان خود هستند که آنها را در یک حادثه ی موتور سیکلت از دست داده اند این در حالیست که موتورسیکلت برای آسایش انسان ساخته شده است وچنانچه از آن درست استفاده شود می تواند طبق خواسته سازندگانش در خدمت  رفاه وآسایش انسان باشد در اینجا این سوال پیش می آید که چرا موتور سیکلت در کاشمر چنان کرده است که میتوان به آن لقب ( قاتل دوچرخ) راداد؟در این موضوع مسائلی مثل راهها ومعابر،اقتصاد،عامل انسانی،عامل روانی،پلیس و........ دخیل است در اولین فرصت در این مورد مفصلا خواهم نوشت از صاحبنظران گرامی هم تقاضا میکنم که روی این موضوع مهم کار کنندمنتظر بحث مفصل من باشید
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 18:30 توسط م آزاد |