گاهی از اوقات که با برخی از سیاستمداران شهرـاز هر دو جناح ـ صحبت میکنم حس میکنم آنها از رفتار های سیاسی خود رضایت دارند وفکر میکنند که کنش فعلی آنان بهترین کاریست که باید انجام دهند اما به نظر میرسد که هر کدام از جناحها ضروریاتی دارند که در ابتدا باید به آنها توجه کنند از آنجا که بیشترین همفکران من در طیف چپ هستند اول از آنها شروع میکنم تا شائبه ی تخریب رقیب به میان نیاید :بر و بچه های جناح چپ بعد از شکست در انتخابات مجلس هفتم دست به تقویت تشکیلات خود زده اند که صد البته این مسئله کاملا مهم وضروریست اما گمان میکنم بچه های جناح چپ ضرورت مهمتری هم دارند که یا به آن توجهی ندارند یا دارند با چراغ خاموش حرکت میکنند به نظر من مهمترین ضرورتی که در حال حاضر برای جناح چپ کاشمر وجود دارد انست که به بررسی اشتباهات خود در دور سوم نمایندگی آقای خباز بپردازند آنها باید به این فکر کنند که چه اتفاقی افتاد که در دوره ی سوم نمایندگی ایشان مدیریت جو روانی شهر از دست آنها خارج شد وشد آنچه نباید میشد در حقیقت این اشتباهات خود بچه های چپ بود که حاج احمد آقای بلوکیان را به مجلس فرستاد وگرنه لا اقل من شاخصه ی چندان مهمی در وجود ایشان نمی بینم که مستمسک خوبی برای رای دادن به ایشان باشد اما بچه های جناح راست هم قصه ی دیگری دارند از زمانی که آقای بلوکبان نماینده ی شهر ما شده است تمام هم وغم آنها حذف چپی ها بوده است آخرین مدیر چپی که مورد ملاتفت تیغ انها شد دکتر یزدانی بود که قبلا در موردحذف او نوشته ام آیا جناح راست هیچ وظیفه ی دیگری مهمتر ازحذف مدیران چپی ندارد مهمترین ضرورت جناح راست آنست که از موقعیتی که اینک در ساختار سیاسی شهر وکشور دارند در جهت تحقق شعارهایشان تلاش کنند اما مهمترین ضرورتی که نه مربوط به امروز است ونه فقط به یک جناح خاص مربوط می شود آنست که شخصیتهای سیاسی شهر در جهت اصلاح فرهنگ سیاسی این شهر اقدام کنند در دیار ترشیز کنشهای سیاسی خود را به شکل اختلافات بسار ویرانگر متجلی می کند که بزرگترین قربانی این وضعیت مردم شهر هستند شخصیتهای سیاسی باید قبول کنند که حداقل برای آرمان توسعه ی شهر هم که شده باید روابط فی مابین خود را اصلاح کنند این ضرورت همیشه ی ماست
۱-عده ای واقعا به دنبال خدمت اند این گروه با توجه به توانایی ها تجربه و آمو خته های آکادمیک خود را در معرض انتخاب مردم میگذارند.تا از این طریق بتوانند ایده ها و طرح هایشان را در قالب سیاست گذاری های شورا جهت توسعه ی شهری به منصه ظهور برسانند.این گروه از افراد باید بدانند شورا نهادی جمعی است که در آن برای هر تصمیمی به اکثریت اراء رجوع می شود. پس باید دارای بینش سیاسی باشند به روایت دیگر برای فرار از مسوولیت با کسب اراء خود را به سیاسی نبودن متصف نکنند بلکه فردی که سیاسی باشد بهتر می تواند در این میان اراء را جلب کند چنان که در شورای اول و دوم کاشمر بودند افرادی که دارای کمترین مدرک علمی یا دانشگاهی بودند ولی به دلیل تجربه ی بیشتر در کار جمعی از تحصیل کردگان موفق تر بودند هر چند در اخذ تصمیم ناصواب.
۲-عده ای فقط به دنبال شعار خدمت هستند و حقوق و مزایای شوراییان را دلیل موجه برای ورود به شورا می دانند چنان که در کوچه و بازار شنیده می شود یکی از اعضای شورا که اتفاقا پس از خروج آقای سیادتی از شورا به جمع اعضای اصلی راه یافت از این راه به نان و نوا - حدود سه هکتار زمین - دست یافت.عدم برخورد مقامات به ویژه شورا های بالا دست من جمله شورای استان و شهرستان با این موارد موجب تشویق سود جویان و سیاسی کارها به این عرصه میگردد.
جالب تر از همه این است که بدانید این عضو محترم شورا در برنامه های تلویزیونی شبکه خراسان چندی قبل پیرامون سر داران شهید کاشمر آن چنان خود را ارزشی و حامی خون شهیدان نشان می داد که هنوز خبر نگار از او در مورد شهید می پرسید آب در چشمان نام برده جاری میشد و به ذکر خاطرات احساسی همراه با گریه از آنان می پر داخت. آری عملکرد نام برده که از طرفداران شعار مبارزه با فقر و فساد و تبعیض راه یافته محترم شهرمان به مجلس نیز می باشد ما رابه یاد نحوه ی عملیاتی شدن این شعارها از جانب محافظه کاران اصول گرا می اندازد
بیش از دو سال از نمایندگی آقای بلوکیان می گذرددر این دو سال ودر پی انتخاب ایشان تحولاتی در حوزه شهری روی داده است که اهم این مسایل را میتوان درمخالفت کردن با شهردار اسبق، آقای حسینی، انتخاب شهردار جدید،عزل او وسپس انتخاب آقای مرادزاده ارزیابی نمود . اولین اقدام آقایان یعنی نحوه تعامل با آقای حسینی جای بررسی فراوان دارد در دوره اوفعالیتهای عمرانی به اوج خود رسیده بودو عملکرد او از لحاظ عمرانی قابل قبول بود بااین حال در آغاز نمایندگی آقای بلوکیان برخورد بسیار نامناسبی با نامبرده به عمل آمد انگشت گذاشتن بر روی عوارضی که شهرداری اخذ می کردو در نهایت ایراد اتهامات بی اساس به او عرصه را آنچنان بر شهردار اسبق تنگ کرد که نامبرده صلاح درآن دید که استعفا دهد حال آنکه عوارضی که در دوره ی او اخذ میشد کاملا قانونی وبر مبنای روال کار عادی شهرداریهای سراسرکشور بود ودر حال حاضر در شهرداری کاشمر هم که مورد وثوق جناب بلوکیان است این عوارض اخذ میشود اتهام مالی وارده بر شهردار کاملا نادرست و حاکی از رویکرد ناجوانمردانه جناح پیروز برای فتح صندلی شهرداربود اگر آن اتهام درست بود آقایان وظیفه داشتندکه با پیگیری موضوع و حتی پیگیری قضایی حق را به خانه ی خود باز گردانند اما همین که شهرداراستعفا کرد وخیال آنان از موضوع راحت شد همه ی جنجالها فروکش کرد این نشان میدهد که ان اتهام کاملا بی اساس بود موضوع زمانی عجیب تر میشد که آقابان که خود را مدافع ارزشها معرفی میکنند با شهرداری که دهیچ جرمی مرتکب نشده بود ومنتسب به خانواده ی فخیم شهدا بود اینگونه برخورد کردند.
اما انتخاب شهردار جدید خود حکایت یگری دارد در این مورد سخن بسیار است اما انتساب او فرا رسد نامبرده را عزل کنند وچنین هم کردند حال سوال اینست که ملاک آقایان برای انتخاب او چه بوده است آیا درست است که برای بدست آوردن صندلی شهردار آنقدر عجاله دشته باشند ولی گزینه ی خوبی به عنوان جانشین او در نظر نداشته باشند. اما در حدود یکسالی که از استعفای شهردار اسبق میگذشت اختلافات بین شورا وشهرداری به اوج خود رسبد حال آنکه تا قبل از ان دوره فضای عمومی شهر درآرامش مطلوبی به سر می بردحال باید از آقایان پرسید که برای اینهمه نقطه ی تاریک چه پاسخی دارند؟؟؟؟؟ در دوره ی آقای مرادزاده شهردار فعلی هنوز سطح اقدامات عمرانی به سطح دوره ی آقای حسینی نرسیده است وتنها دستاورد این دوره ایجاد فضای آرام در روابط شهرداری وشورای شهر میباشد بنا بر این می بینیم که برایند فعالیت جناح راست در حوزه ی شهری به هیچ عنوان مثبت نمیباشد وما هنوز به شرایط دو سال ونیم پیش یعنی به خانه اول خود نرسیده ایم اینک آقایان باید توضیح دهند که دلیل آنهمه هیاهو چه بوده است


