تبليغاتX
تلکس اندیـــشه
احتمالا مسافر بعدی بند ۲۰۹ اوین احمد زید آبادی باشد اگر خبر دستگیری او را شنیدید تعجب نکنید به هر حال باز جوهای بند ۲۰۹ هم باید سهمی از مهرورزی آقای رییس جمهور داشته باشند
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 21:58 توسط م آزاد |


بچه های شرق تازه سرپناهی یافته بودند ودو شماره هم بیرون دادند اما تمامیت خواهان باز هم نتوانستند آنها را تحمل کنند و ((روزگار))شان را به توقیف کشاندند واضح است که همه ی این کارها به امید انجام شدن دو انتخابات  آینده به کام دل تمامیت خواهان صورت میگیرد اینکه در دو انتخابات آینده چه تخلفاتی صورت خواهد گرفت که نباید هیچ صدایی برای برملا کردن آن وجود داشته باشد خدا می داند اما آنچه برای من مثل روز روشن است آنست که این تلاشها روزی به شکست خواهد انجامید دیر یا زود نشانه های ناکار آمدی شعارهای دولت نهم  به عرصه ی عمومی کشیده خواهد شد آنگاه تمامیت خواهان با توده های مردم ناراضی روبه رو خواهند شد شک ندارم که در آن آینده ی ناگزیر هیچکدام از  اقداماتی نظیر نظارت استصوابی و.... به کار تمامیت خواهان نخواهد آمد .تا خدا چه خواهد .

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 21:37 توسط م آزاد |


اعلام اسامی ناظران انتخابات شوراها هر چند تعجب برانگیز بود اما دور از انتظار نبود . شکی نیست که تمامیت خواهان تمام همت خود را صرف آن خواهند کرد که هر طور که شده اکثریت شوراها را به دست آورند و برای رسیدن به این هدف از هیچ کاری فروگذار نخواهند کرد . از اکنون پیش بینی می کنم که در انتخابات آینده با انبوهی از تلاشهای ناسالم از تقلب گرفته تا استفاده از شناسنامه های اموات ویا شناسنامه های جعلی و... استفاده خواهند کرد . طبیعی است که برای رسیدن به چنین هدفی باید از چنان هیأت نظارتی استفاده کنند وگرنه اگر قرار بود امثال حاجی عاصمی وحاجی شکراللهی و... ناظر انتخابات باشند که تمامیت خواهان نمیتوانستند به آرزوهای خام خود برسند اما آنها حتی برای رسیدن به این هدف هم خامی خود را به نمایش گذاشته اند ۱) اکثریت ناظران سابقه ی حضور در چنین فعالیت مهمی را ندارند ومعلوم نیست چگونه خواهند توانست بدون هیچ تجربه ای از پس وظیفه شان برآیند شاید هم آنها قصد دارند که تمام وقت سر جایشان بنشینند ودست به موبایل باشند تا دستورات وارده را به روی چشم بگذارند ۲)برخی از آقایان رابطه ی فامیلی نزدیکی با سرورشان جناب آقای بلوکیان  دارند . این موضوع حسابی گوشه ی ماجرا را باز گذاشته است چون معلوم نیست آقایان چگونه نظارت خواهند کرد که شرمنده ی بقیه ی فامیل نباشند۳)انتخاب آسید علی سیادتی برای این وظیفه ی خطیر خود داستان عجیب تری دارد . نامبرده برای تأیید صلاحیت در دوره ی قبلی انتخابات شوراهاو همچنین برای تأیید حکم شهرداری اش با مشکلات فراوانی روبه رو بود . گذشته از همه ی اینها با حرف وحدیثهای فراوانی از سمت شهرداری عزل شد حالا دو سؤال ایجاد می شود :

۱- چنین شخصی چگونه میتواند لیاقت نظارت بر انتخابات شوراها را به دست آورده باشد؟

۲ـ کسانی که در گذشته ایشان را از سمت شهرداری عزل کردند حالا با چه صلاحدیدی ایشان را به این سمت گمارده اند؟ آیا خواسته اند سیادتی را که برای مدتی از اردوگاه راست قهر کرده بود به جمع خود باز گردانند؟ یا اینکه در نظر دارند از احساسات جریحه دار شده ی سیادتی در این انتخابات سواستفاده کرده او را به مأموریتهای بگمارند که دیگران توان انجام آن را ندارند؟               

 به هر حال هدف آنها هر چه بوده این عمل پیام بزرگی برای اصلاح طلبان دارد و آنهم اینکه اصلاح طلبان کاشمری باید خود را برای هر  حالتی آماده کنند . از این هیأت اجرایی وآن هیات نظارت بعید نیست که موجه ترین چهره ها را هم رد صلاحیت کنند در این صورت اصلاح طلبان چه خواهند کرد؟ فکر نمی کنم اینکه روی نیروهای درجه ۲ودرجه ۳ حساب باز کنند کار درستی باشد . فراموش نکنیم که برخی از اعضای فعلی شورا که چرخشهای آنها در دوره ی جاری حال همه ی اصلاح طلبان کاشمر را گرفت روزی از همین نیروهای درجه ۲و۳بودند باید طرحی نو در انداخت.

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 21:0 توسط م آزاد |


ملوک الطوایفی یا حکومت فدرالی

 

دیگر بعد از یک سال و اندی کار دولت جدید، شنیدن یا دیدن کارهای عجیب و غریب از این دولت غیرمنتظره نیست. در واقع غیرمنتظره وقتی است که یک کار عادی و مثل آدم از این دولت و خصوصاً رییس آن سر بزند. اما بعضی از رفتارهای کاملاً طبیعی این دولت از مرز عجیب و غریب بودن می گذرد و به شاهکار تبدیل می شود. فرمان جدید احمدی نژاد درباره تغییر ساختار سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور که چند معاون و چندین مدیر و کارشناس تلفات داد، از آن جمله است. 
شوک ناشی از این تصمیم ناگهانی وعجیب رئیس جمهور مبنی
بر الحاق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان‌ها به استانداری‌ها ، در محافل سیاسی همچنان پا بر جا است و گفته می شود مدیران بیچاره و سطوح بالای سازمان مدیریت و برنامه ریزی در جلسه‌ای فوق‌العاده به بررسی تبعات ابلاغیه احمدی نژاد پرداخته‌اند، همچنین خبرهایی از مجلس مبنی بر مخالفت با این تصمیم به گوش در این  میرسد.        

به هر حال سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور یک سازمان فرابخشی است که وظیفه کنترل و نظارت را برعهده دارد و اگر وظیفه "نظارت" و "اجرا"ی بودجه در هم  ادغام شود برای آقای احمدی نژاد و اطرافیانش که دوست دارند هر کاری دلشان بخواهد انجام دهند و کسی هم نگوید بالای چشمتان ابروست  خوب است اما برای کشور تأثیرات بسیار منفی در پی خواهد داشت از جمله آنکه استانداران می‌توانند بدون نظرات کارشناسی ، بودجه را تخصیص دهند که در این صورت همه عملاً به یک چوب سفید تبدیل خواهند بود و بودجه مستقیماً می رود زیر دست استاندارهایی که معمولاً به خاطر تعلقات محلی و محیطی قادر به درک و فهم مسائل و ضرورتهای ملی نیستند. یعنی خلاصه بگم می شود " هرکسی سی خودش! " بودجه در استان ها توزیع می شود و بالطبع با نگاهی استانی. نتیجه اش این می شود که حرف آخر را امام جمعه های محترم یا فرماندهان محترم سپاه در استان می زنند. به جای اینکه نصف پول که الآن در مرکز حیف و میل شود که چیزی هم تهش برای کشور و مردم بماند، به اقصانقاط کشور فرستاده می شود که به تعداد خودی های همه استان ها نان خور به سر خوان بودجه کشور اضافه شود تا دیگر چیزی برای خرج کشور و مردم باقی نماند.   
احمدی نژاد که البته نمی داند چه می خواهد، فقط می داند که" می شود و می تواند". اما اینطور که او دارد کشور را جلو می برد سرنوشت ما احتمالاً یکی از اینها خواهد بود: سیستم ملوک الطوایفی یا حکومت فدرالی و یا ولایات و امارات متحده ایرانی!

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 11:59 توسط م آزاد |


از هیأت اجرائی چه خبر ؟

اگه بخوام بصورت مختصر و مفید برای شما همشهریای عزیز از مقدمات برگزاری فعالیتهای انتخاباتی شهر بگم اینه که:

حضرات فرمانداری در اولین تحرک خود برای انتخابات ، در دعوت از معتمدین برای شرک تشکیل هیأت اجرایی انتخابات اعمال سلیقه کردند و رویه عقلائی را که دعوت از افرادی بودکه مردم به آنها اعتماد داشته باشند تا یکی از مهمترین اموری را که به سرنوشت چهار ساله شهری که در آن زندگی می کنند بستگی دارد به آنها بسپارند ، زیر پا گذاشتند و له کردند و به جای دعوت از افرادی که "قابل اعتماد بودن" در مورد آنها مصداق داشته باشد ، تحت تأثیر مشاوران مغرض خود تقریباً بطور کامل ( به جز دو سه نفر آن هم برای خالی نبودن عریضه) افرادی با داشتن سابقه هواداری کامل از آقای بلوکیان را انتخاب کردند که پیشاپیش می توان نتیجه آن را دانست  . طبق اطلاعات حاصله برخی از این آقایان  قبل از جلسه اخذ رأی انتخاب هیأت اجرایی هماهنگی هایی  را بین خود نیز داشته اند  . در این دوره نیروهایی معروف و سرشناس  و نیکو نامی که در اکثر دوره های گذشته بعنوان معتمد شهر دعوت بوده اند کنار گذاشته شده اند. ناظران درطی دوران گذشته چنین حرکت تند و یک جانبه ای را در شکل گیری هیأت اجرائی انتخابات کمتر سراغ دارند .

این امر نه تنها بی طرفی مجریان در امر انتخابات نیست بلکه علناً دخالت هواداران آقای بلوکیان در انتخابات است که سلامت انتخابات را خدشه دار می کند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 11:58 توسط م آزاد |


                                            چه کسی بر کار این ناظران نظارت کند ؟

 

به خیر و خوشی اسامی اعضای هیأت نظارت بر انتخابات شوراهای اسلامی شهرستان ما هم معلوم شد . این آقایان که از سوی نماینده معرفی  شده اند ، گفته می شود حرف و حدیث های زیادی در مورد سوابق و نیز وضعیت فعلی آنها وجود دارد !! 

آقایان ناظرین برای شهر از این قرارند :

 

جلال شهابی حسینی ( محضردار)- سیدعلی سیادتی حاجی نژاد امیری ( حجت الاسلامی که خیلی قت ها با لباس شخصی است)

 

آقایان ناظرین برای روستاها هم از این قرارند :

 

ناصر اسدیان ( از اقوام آقای بلوکیان ) حسین صفری امیری مقدم ( مسئول اداره تعاون )

بر عملکرد خود این آقایان بخصوص سه نفرآخر ، مگر فقط خداوند نظارت کند .

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 15:54 توسط م آزاد |


 

                                             گاف بزرگ در شبهای قدر !!

 

این ماجرای آقای انصاری هم که شبهای قدر در صحبت هایش به دفاع از بلوکیان پرداخت ، بدجوری در بین مردم انعکاس منفی داشته است . اگرچه برای همه مشخص است که آقای بلوکیان که به دلیل عملکرد های نامناسبش و اطلاع مردم از مسائل اخلاقی و تخلفات های مالی ایشان از قبیل رشوه خواری و پورسانت گرفتن ، پایگاهش در بین مردم به شدت تنزل یافته است به هر وسیله چنگ می زند تا چهره خود را ترمیم کند ،  اما از این خطیب مهمان و امام جمعه محترم بعید است که چرا گول این آدمها را بخورند که حالا با سیل تلفن و مراجعات مردم برای اعتراض به این اقدام خود مواجه شوند . ما که این آقایان را زرنگ تر از این ها می دانستیم !!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 15:52 توسط م آزاد |


تصمیم به انتقال نماز عید فطر امسال از مصلا و مسجد جامع شهر به آرامگاه شهیدمدرس ، زمزمه های زیادی را در بین مردم برانگیخته است . گویا در جلسه ی تصمیم گیری برای این موضوع ، یکی از اعضای ستاد نماز جمعه که عضو هیأت امنای مسجد جامع هم هست ، محترمانه ومنطقی به مخالفت با این موضوع برخاسته است اما یکی  از بزرگان ؟؟ با اصطلاح " به شما ربطی ندارد" به ایشان پاسخ داده است اما ایشان در پاسخ این اهانت  سکوت کرده اند و عده ای هم این سکوت را علامت رضا دانسته اند . در حال حاضر با گزینش اغلب اعضای ستاد نماز جمعه از یک طیف خاص ، و از طرفی فعال بودن هواداران نماینده در این ستاد ، برخی پیش بینی می کنند که چنانچه جلوی رفتارهای مشکوک جناحی گرفته نشود ، این اقدامات میتواند شروعی باشد برای یک دوره ی سیاسی،جناحی شدن دفتر امام جمعه. در شهر ما هم تجربه اثبات کرده است که جناحی بودن دفتر امام جمعه پیامدهای تفرقه برانگیزی دارد و اختلافات سیاسی در کاشمر را تشدید میکند حال آنکه بزرگترین مانع توسعه یافتگی شهر همین اختلافات بیمورد و تشدید آن میباشد . امیدوارم همه ی این گمانه زنی ها نادرست باشد در غیر این صورت از امام جمعه ی محترم می خواهم به پاس آرمان توسعه ی شهر ولااقل برای آنکه محرومین این شهر در وضعیت بدتری قرار نگیرند از ورود به بازیهای جناحی پرهیز فرمایند .

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 14:56 توسط م آزاد |


  فرهنگیان کاشمر در تمام سالهای بعد از انقلاب به مسئولیت و  وظایف اجتماعی خود توجه ویژه ای داشته اند .خوشبختانه یا متأسفانه کارکرداجتماعی - حزبی آموزش وپرورش ، از کارکرد صنفی، تخصصی آن فعلاً افزونتر است . در حال حاضر هم فرهنگیان کاشمر همچنان دغدغه های سیاسی - اجتماعی خود را دنبال میکنند . گویا دیشب ( شب چهارشنبه ) اجتماع پرشوری داشته اند وجمعیتی بالغ بر پانصد نفر را در هیأت شهدا میهمان کرده اند . اخباری که به دست من رسیده حاکی از آن است که در این جمع ، یک نفر به نمایندگی پزشکان که تحصیل کرده ترین صنف فعال در کاشمر میباشند سخنرانی کرده واز تفاوتهای دنیای مدرن با دنیای قدیم، دموکراسی، انتخابات آزاد، شوراها، تکثرگرایی و.... سخن گفته است سپس نماینده ی فرهنگیان  ایراد سخن نموده و با پرداختن به موضوع عدالت  از دیدگاه امیرالمومنین (ع) ، موانع تحقق عدالت را از نظر آن امام مورد بررسی قرار داده  و در پایان مخاطبین را به مشارکت در انتخابات شوراها و پیشبرد امور شهر فرا خوانده است . ظاهراً عملکرد نا امید کننده ی برخی مسئولان ومدیران شهر در چند ساله ی گذشته زنگها را برای فرهنگیان به صدا در آورده است . در عین حال من که این حرکت ها را به فال نیک می گیرم و امیدوارم این افراد همیشه فعال وروشن بین باشند وموفقیت چاشنی تلاششان گردد . ان شاالله.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 14:15 توسط م آزاد |


در جریان اصلاحات هر گاه اصلاح طلبان به یک موفقیت نزدیک میشدند اگر کاری از دست جناح راست بر نمی آمد انها از اهرم رهبری استفاده میکردند وبا وارد کردن رهبری به ماجرا نقشه های اصلاح طلبلان را نقش بر آب میکردند در آن دوره ایده ی من آن بود که اصلاح طلبان باید با چراغ خاموش به سوی مجلس خبرگان حرکت کنند در این صورت دو حالت پیش می آمدیا آنها موفق میشدند به یک اکثریت قاطع در این مجلس دست یابند که احتمال آن ضعیف بود یا آنکه حداقل موفق میشدند یک اکثریت شجاع را وارد آن مجلس کنند تا با استفاده از آن لااقل وضع نامناسب آن مجلس را تغییر دهند، برخی از مسایلی را که در آن مجلس میگذرد اصلا نمیتوانم هضم کنم مجلس خبرگان از لحاظ حقوقی و طبق قانون اساسی وظیفه ی نظارت بر کار رهبری را برعهده دارد پس باید مافوق رهبری محسوب شود اما این مجلس که وظیفه ی اصلیش در زمان حیات رهبری نظارت بر عملکرد ایشان است از ایشان وقت قبلی می گیرد به حضور شرفیاب می شود ارشاد میشود از بیانات معظم له مستفیذ میشود و برمیگردد هیچ وقت نشنیدم که یکی از اعضای این مجلس از رهبری سوالی بپرسد یا از ایشان انتقاد کنند و ایشان در صدد پاسخگویی بر آمده در آن مجلس حاضر شوند ویا برخی از رویه های خود را تغییر دهند، بگذریم ، کاری را که من معتقد بودم که اصلاح طلبان باید انجام دهند وانجام ندادند دیگرانی با جدیت در پیش گرفتند آنهم کسانی که معتقدند که مردم ناصر رهبری هستند نه ناصب رهبری، این نظریه هر چند در ابتدا  شیک ومحترمانه به نظر میرسد اما اگر کمی به کنه آن بنگریم و جایگاه رهبری را در راس قدرت در نظر بیاوریم پی به اصل ان خواهیم برد مردم باید به رهبری یاری برسانند چگونه؟ اینگونه که رهبری- هر که بود وهر چه کرد-مردم دم بر نیاورندحالا اینکه این مردم برای رسیدن به مردمسالاری شهید داده اند وکلی هزینه های دیگر پرداخته اند اصلا مهم نیست آنچه مهم است آنست که رهبری -هرکه بودو هر چه کرد- مردم دم بر نیاورند شواهد امر نشان می دهد که این تفکر در دوره ی بعدی خبرگان اکثریت را به دست خواهد آورد و وضعیت نامناسب این مجلس به شدت اسفبارتر خواهد شد حالا در این شرایط اصلاح  طلبان چه خواهند کرد وکی میخواهند از این روزمرگی زیانبار بیرون آیند نمیدانم. 

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 11:24 توسط م آزاد |


نامه ای به رئیس آموزش وپرورش خلیل آباد :

شنیده شد که از سوی جمعی از فرهنگیان واولیای دانش آموزان شهرستان خلیل آباد نامه ای به رئیس اداره آموزش و پرورش این شهرستان نوشته شده  و درآن از یک سال مدیریت ایشان انتقاد کرده اند و گفته اند که  رزمندگان ، جانبازان ، خانواده شهداء و بسیجیان فعال و فرهنگیان متعهد و توانمند ، قربانی دوره ریاست ایشان هستند و چندین مصداق را نیز برای این گفته خود ذکر نموده اند . آنان در نامه خود از رئیس این اداره سئوال کرده اند که آیا ضوابط عزل ونصب ها را رعایت نموده اید ؟ و آیا اطمینان و جسارت دارید که از آقایان منصوب شده خود بدون اطلاع قبلی آزمایش اعتیاد بگیرید ؟ و گفته اند آقای رئیس ضرر اقدامات نسنجیده و نپخته جنابعالی متوجه دانش آموزان معصوم و بی گناه می گردد . با اینها چنین معامله ای نکنید . نویسندگان نامه به رئیس آموزش و پرورش خلیل آباد گفته اند که شما برای آنکه دینتان را به همخطی های خود ادا کنید به آنها از حق دیگران اضافه کاریهای 750 هزارتومانی داده اید . چرا قرارداد 50 میلیون تومانی با دوست خود آقای یاوری کندر  برای حفر جدید چاه آب  در اردوگاه بستید در حالی که همان چاه قبلی فقط احتیاج به کمی هزینه داشت ؟ چرا برای دنیای دیگران آخرت خود را خراب می کنید ؟ نویسندگان در نامه طولانی خود همچنین صدور تقدیر نامه های اداری  از سوی ایشان را جناحی دانسته و از افرادی غیرفرهنگی و غیر مسئول نام برده اند که در اتاق رئیس اداره می نشیند ، سوار ماشین اداره می شود و برای اداره تصمیم می گیرد . آنها در این نامه گفته اند آقای رئیس در رفتار و گفتار و افکار خود تجدید نظر کنید و مطمئن باشید که از پس امروز بود فردائی ............

 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 8:56 توسط م آزاد |


خبری هم از آموزش و پرورش کاشمر

خبرهایی که از آموزش و پرورش کاشمر می رسد بسیار نگران کننده است . رفت و آمد مدیران اگر بر اساس نگرش سیاسی باشد قابل تأمل است زیرا به هر حال اصول ثابتی بر آن اداره حاکم خواهد بود ولی اگر در این رفت و آمدها ، قوانین و ارزشهای نظام و انقلاب  نادیده گرفته شود ، موضوع غیر قابل تحمل می شود و باز اگر شاهد برسر کار آمدن افراد مسئله دار باشیم غیر قابل تحمل تر . در این اوضاع چون خود رؤسای ادارات در معرض قضاوت و ارزیابی هستند باید کاملاً مواظب رفتار خود و اطرافیان باشند اما گفته می شود خانم آقای رئیس آموزش و پرورش کاشمر که از حضور در انتخابات شوراها بدش نمی آید ، علاقه وافری به حضور در مراسم صبحگاهی مدارس را دارد و  در این زمینه اینگونه از سوی آقای رئیس حمایت میشود که چند ساعتی بیشتر به کلاس نمی روند و غیرحضوری حقوق می گیرند تا به این کارها بیشتر برسند . عجیب تر آنکه برای آقازاده طلبه آقای رئیس هم در مدارس مختلف سخنرانی گذاشته می شود تا دانش آموزان و ایضاً معلمان را مستفیض بفرمایند  و  اعمال عجیب و غریب بابا و مامان را ماله کشی کنند !!

کار از محکم کاری عیب نمی کند . اکنون که آموزش و پرورش جولانگاه ایشان شده است چرا که نه ؟ چهارنعل باید تاخت . وقت را باید غنیمت شمرد و نهایت استفاده را برد . شاید دیری نپاید .

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 8:55 توسط م آزاد |


دفاع نامقدس


با انتشار نامه محرمانه امام درباره پايان جنگ توسط دفتر آقای رفسنجاني. وقتي خبر را ديدم تعجب كردم و وقتي نامه را ديدم حيرت! از شما چه پنهان هنوز هم حيرت زده ام. بارها متن اطلاعيه امام براي پذيرش قطعنامه را خوانده بودم. همان متن معروف «فرزندان بسيجي ام خشم انقلابي تان را در سينه ها حفظ كنيد و جنگ ما جنگ فقر و غناست و تمام شدني نيست و ...» به قول دكتر كاشي از حيث معاني بي نظير بود. يك گنج. عالي تر از اين نمي شد فضاي ذهني و معنايي نسلي را كه در اعلاترين صورت خود ايدئولوژيك مي انديشيد به روي كاغذ آورد و لباس واژه پوشاند و به خورد مخاطب داد. كدام نويسنده است كه بتواند آنچنان زهر دردناك شكست را در تنور واژه ها بپزد و در حلق انسان ها بريزد كه تا عمر دارند ايمان به آن حقايق مقدس را شانه به شانه ايمان به خدا حامل باشند؟           
اما اكنون ورق برگشته است. كاري به انگيزه هاي سياسي هاشمي براي انتشار اين نامه در اين زمان ندارم كه به جاي خود تأمل بسيار لازم دارد. حرفم فقط اين است كه هاشمي خواسته يا ناخواسته كاري را كرد كه بايد سالها پيش اتفاق مي افتاد. حالا هركسي با خود صداقت داشته باشد و جرأت بازفهميدن حقيقت را به خودش بدهد، فهميده است كه آن هشت سال جنگ، جنگ بود، فقط جنگ بود، و دفاع مقدس نبود. و فهميده است كه هيچ جنگي، هيچ جنگي، هيچ جنگي مقدس نيست ....   
دستم مي لرزد از تصور تصوير شهدايي كه اكنون تمام يادگار آنها در اين شهر يك سنگ قبر است. از روي جانبازاني كه يادگاران آن هشت سال اند. يادگاران مقدس آن هشت سال نامقدس... نمي توانم بنويسم. واقعا سخت است نوشتن چيزهايي كه در ذهنم مي گذرانم. شرم نمي گذارد. جرأت مي خواهد. دست كم به بهاي مرگ آرمان تمام مي‌شود. و نبايد. اگرچه شده است!
هاشمي، اين سياستمدار كه نشان داد هنوز از همه سياستمداران امروز ايران چند سر و گردن بالاتر است، اين بار ناخواسته برخلاف مشي سياستمدارانه عمل كرد. يا لااقل نتيجه ناخواسته كار او خلاف شخصيت او بود. چرا؟ چون او سياستمدار است و سياستمدار يعني بي صداقت. اما او اين بار، تنها بار، شايد ناخواسته، صداقت به خرج داد. هدف ديگري شايد داشت، اما عملش نتيجه ديگري داد. او در كمال صداقت، با صداقتي كه در جامعه ما كمياب و از مردمان ما بعيد است، با صداقتي كه در سياست و سياستمردان يافت نمي‌شود، ناخواسته با انتشار اين نامه به همه گفت: همه آن چيزهايي كه مي‌گفتيم، همه آن چيزهايي كه فكر مي‌كرديد راست بود، همه دروغ بود. همه... همه... و من اين را خوب مي فهمم، وقتي كه متن اين دو نامه را با هم مقايسه مي‌كنم اين حقيقت را و اين صداقت در اعتراف به بي صداقتي را خوب مي‌فهمم: نامه اي كه مخاطبش مردم بودند و نامه اي كه مخاطبش مسئولان بودند...  
هيچ جنگي مقدس نيست. هر كس جز اين بگويد دروغ گفته. تنها آن كس راست مي‌گويد كه مي‌گويد همه آنچه گفتيم دروغ بوده. تنها راست اين است و باقي دروغ: دفاع مقدس نداريم. هيچ جنگي مقدس نيست!
بعد نوشت: شايد تقدير اين است كه ما هم راه ژاپن و آلمان را برويم. 18 سال بعد از شكستي كه خورديم، در حالي كه ديكتاتور طرف جنگمان از حكومت ساقط شده است، به خاطر آن شكست و آن جام زهر و تلخي دوباره و افزون تر پذيرش شكست آرمانهاي يك نسل، تحقير شويم، تا غرور بيجاي ملي مان كه جديداً خيلي مصنوعي هم شده است، جايش را به تلاش براي پيروزي، اما اين بار از راهي ديگر، بدهد. به جاي جبهه هاي جنگ سعي كنيم در جبهه پيشرفت و در مصاف جهاني شدن برنده شويم. باشد كه چنين باشد. هرچند راهي جز اين هم نيست. گرچه مي‌توانيم مانند رزمنده ديوانه آن فيلم ژاپني با تمام وجود فرياد بزنيم و عليه خدا و حكومت و فرمانده و خود عصيان كنيم. اما دست آخر بايد سرمان را به زير بيندازيم و به فكر راه جبران باشيم. آن راه كه دروغ بود. راه ديگر چيست؟

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 20:9 توسط م آزاد |


خبرها حاکی از این بود که گویا قرار بوده آقای «عابدی »عضو شورای شهر به سمت معاونت فرمانداری منصوب شوند و ماجرا خیلی هم جدی بوده اما در دقیقه ی نود منصوب کنندگان از این انتصاب منصرف شده اند که این ماجرا باعث ناراحتی واعتراض استاد عابدی شده است .اگر استاد معاون میشدند جای خالی ایشان در شورای شهر توسط سرکار علیه «خانم حقانی» که حرف و حدیث های زیادی در مورد ایشان بر سر زبانهاست  پر می شد . در آن صورت باید در باره شورای شهرمان میگفتیم گل بود به سبزه نیز آراسته شد!!!.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 13:15 توسط م آزاد |


گویا خانم «حقانی » که در مورد طلاق ایشان حرف و حدیث های زیادی بر سر زبانها افتاد ، قصد دارند که برای دوره ی آینده شورای شهر کاندیدا شوند و به همین دلیل ایشان حدود سه ماه است که به کاشمر آمده اند وفعالیتهایی را آغاز کرده اند و گفته می شود که ممکن است به سفارش نماینده مجلس در  لیست هواداران ایشان قرار گیرد !! ؟؟ تعجب نکنید . 

در این میان که بازار شایعات داغ است از افراد دیگری نظیر  آقای هاشمی (قصاب)، آقای نورانی ، آقای سلطانپور که همچنان دل به همراهی اهالی کوهسرخ بسته است ، آقای عابدی و .......نام برده می شود . ضمن آن که این روزها کسانی که که گذارشان به دانشگاه آزاد می افتد می گویند برخی از آقایان در این مکان به تبلیغات زود هنگام دست زده و به افراد توصیه می کنند به آقایان واحدی، طاهرنژاد ، غزنوی ، طاهری و .... رأی بدهند . جناح چپ هم گفته می شود به دنبال لیستی است که از وزن واعتبار بالایی برخوردار باشد تا بتواند شأن و منزلت شورای شهر را افزایش دهد .

به هرحال خدا کند شورای آینده ، شورای با اعتبار ، کارآمد و مفید باشد . انشاء الله .

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 13:3 توسط م آزاد |


هنوز انتخابات شورای شهر نرسیده ، عده ای به فکر انتخابات مجلس افتاده اند من جمله ریاست فعلی یکی از ادارات که در دوره ی ایشان برخی طرحهای عمرانی در یکی از اماکن شهر که از گذشته شروع شده بود به ثمر رسیده و به نام ایشان تمام شده است . گویا ایشان قصد دارند با اتکا به همین اقدامات تکمیلی عمرانی ، خود را برای مجلس کاندیدا کنند . اگرچه خود ایشان و اکثر مردم می دانند که این طرح در دوره ی رؤسای قبل شروع شده وبودجه ی آن هم در دوره های قبل تأمین شده است وایشان فقط کار دیگران را ادامه داده اند هر چند که این موضوع در جای خود قابل تقدیر است اما دلیل کافی برای ادعای نمایندگی نمیباشد  . داستان وقتی جالبتر می شود که بدانیم برخی از اعضای شورای شهر که به دلایل قانونی از کاندیداتوری در دوره ی بعدی محروم هستند و دست خود را از این خوان نعمت- البته به زعم خودشان- کوتاه می بینند واز نقشه های رییس فوق الذکر با خبرند ، تصمیم به نزدیک شدن و رفاقت با ایشان را گرفته تا مگر از این کلاه ، نمدی هم نصیب ایشان شود . !!

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 12:45 توسط م آزاد |


((مدتی این مثنوی تاخیر شد))

گاهی از اوقات زندگی چنان انسان را به خود درگیر میکند که دل ودماغ هیچ کاری برای آدم باقی نمی ماند  هر چند من هنوز ذر همین وضعیت برزخی هستم اما سعی میکنم به زور هم که شده دغدغه ها وحساسیتهایم را دنبال کنم از بابت وقفه ی ناخواسته ای که در کار این وبلاگ پیش آمد ار مخاطبان عزیز پوزش می طلبم پا در راه میگذارم وبرای ادامه ی کار -در این شرایط نامناسب که قرار دارم- از او مدد می طلبم۰((بعون الله الملک الاعلی))

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 11:58 توسط م آزاد |