تبليغاتX
تلکس اندیـــشه
چند روز اخیر از بابت اخبار واطلاعات روزهای مهمی بودند با این حال به دلیل کسالت نتوانستم این وبلاگ را به روز کنم از تمام مخاطبان محترم عذر خواهی می کنم در روزهای آینده جبران خواهم کرد برای مرتبه ی دوم در وبلاگ من مخاطبی اسباب رنجش جناب بی تقصیر را فراهم کرده است از ایشان پوزش می طلبم واز مخاطبان محترم تقاضا میکنم محدوده های اخلاقی را رعایت نمایند
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 18:50 توسط م آزاد |


طباطبائی

احمدپناه

حسینی

مازنی

سلطانپور

غزنوی

گلمحمدی

دکتر جعفر پور

خانم پالایی

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 17:26 توسط م آزاد |


اتفاقات مهمی در حال رخ دادن است گویا لیست اعضای شورا از نفر پنجم به بعد تغییرات اساسی داشته است

گویا طرفداران غفوری شورش کرده اند و شورای تامین شهرستان تشکیل جلسه داده است

خبرهای تکمیلی متعاقبا اعلام می شود

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 17:21 توسط م آزاد |


محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، روز گذشته با اعتراض بي سابقه دانشجويان معترض که عکس هايش را به آتش کشيدند و فرياد زدند "مرگ بر ديکتاتور"، مواجه شد. اولين جرقه هاي مخالفت علني فعالان دانشجويي، بعد از گذشت يک سال از رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد در شرايطي زده شد که او در جمع دانشجويان دانشگاه اميرکبير سخن مي گفت. خشم آنها از افزايش سرکوب هاي دانشجويي در دوران رياست جمهوري احمدي نژاد است. محافظان رئيس جمهور گفتند که 50 تا 60 نفر از دانشجويان اعتراض کرده اند. مخالفت ها موجب درگيري ميان معترضين و طرفداران رئيس جمهور شد که فرياد مي زدند: "احمدي، احمدي، حمايتت مي کنيم."

آقاي احمدي نژاد، با اشاره به روز دانشجوي در ايران و در جواب به کلمه "ديکتاتور" گفت: "همه مي دانند که ديکتاتور واقعي، آمريکا و نوکرانش هستند". او افزود: "عده کمي که مي گويند جو خفقان وجود دارد، سعي مي کنند تا براي اکثريتي که قصد دارند با ايجاد خفقان کاري کنند که صداي اکثريت به گوش نرسد."

او بعد از اينکه دانشجويي عکسش را به آتش کشيد، گفت: "همه بايد بدانند که احمدي نژاد آماده است تا در راه آزادي واقعي، استقلال و عدالت به آتش کشيده شود."

به گزارش رويترز، سخنگوي رياست جمهوري گفته است که آقاي احمدي نژاد اصرار کرده است که معترضان نبايد تنبيه بشوند.

اين اعتراض در حالي صورت مي گيرد که مردم ايران خودشان را آماده مي کنند تا روز جمعه براي انتخاب اعضاي شوراي شهر و نهاد پرقدرت خبرگان رهبري، به پاي صندوق هاي راي بروند. اين اولين امتحان انتخاباتي احمدي نژاد بعد از رياست جمهوري است و درحالي است که دولت او تحت فشار افزايش قيمت و ناکامي در برآورده کردن وعده هاي اقتصادي اش، قرار دارد.

همچنين، اين اعتراض، آخرين مورد از آشوب هاي دانشجويي است که بعد از سرکوب گسترده طرفداران دموکراسي در زمان رئيس اصلاح طلب پيشين، محمد خاتمي، انجام شد.

روز يکشنبه، حدود 700 نفر از دانشجويان دانشگاه امير کبيرنسبت به بسته شدن انجمن اسلامي دانشجويان و اخراج فعالان سابق از دانشگاه، دست به اعتراض زده بودند. آنها همچنين به تخريب ساختمان انجمن اسلامي دانشجويان و تحميل کردن رياست دانشگاه، بدون راي گيري، معترض بودند. درحالي که تظاهر کنندگان شعار هاي ضد حکومتي مي دادند، پليس به داخل دانشگاه هجوم برد. هفته گذشته، صد ها دانشجوي دانشگاه تهران، بستر سنتي اعتراض دانشجويي، درحالي که شعار مي دادند: "ما فقط خواستار آزادي بيان هستيم" با پليس مواجه شدند.

وحيد عابديني، عضو انجمن دموکراسي خواهي دانشگاه، به روزنامه اصلاح طلب اعتماد گفت که اين تجمع براي دفاع از استقلال و آزادي در دانشگاه ها، ترتيب داده شده بود.

صد ها دانشجو با سابقه فعاليت سياسي، از تحصيلات دانشگاه محروم شده و تعداد زيادي از اساتيد دانشگاه را اجبارا بازنشسته کرده اند. امسال، آقاي احمدي نژاد، خوستار پاکسازي اساتيد "سکولار و ليبرال" دانشگاه که به زعم خودش ستون پنجم غرب و استعمار در 150 سال گذشته در ايران بودند، شد. در زمان رياست جمهوري او، يک روحاني تندرو، براي اولين بار رئيس دانشگاه تهران شد.

شهداي بجاي مانده از جنگ سال 1988-1980، بين ايران و عراق در بعضي از دانشگاه ها دفن شدند که زيارت از آن، پيش زمينه اي را براي طرفداران حکومت ايجاد کرد که مراقب فعاليت دانشجويان باشند.

منبع: گاردين، 12 دسامبر 2006

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 14:12 توسط م آزاد |


دیشب آقای سید علی سیادتی در سخنانی در خیابان فاطمیه اعلام کرده که طرح اتمام پل سلطانیه را او به رییس جمهور پیشنهاد داده است مدتها فکر وذکر مردم آن بود که وقتی که رییس جمهور به شهر آمده بود و حاتم بخشانه از بیت المال خرج می کرد چرا کسی از شهر ما چند طرح اشتغالزا و صنعتی را به ایشان پیشنهاد نداده است آیا شهر ما هیچ مشکل دیگری نداشت و فقط طرح پل سلطانیه ناتمام مانده بود که مسئولان آن طرح را پیشنهاد دادند در آن هنگام عده ای شایع کرده بودند که سرورمان حاج آقای بلوکیان برای دلجوئی از آ سید علی سیادتی این طرح را به رئیس جمهور داده است برای خودم وشهرم متاسفم وتا زمانی که چرخ بر این منوال بچرخد آینده ی روشنی را فراروی شهرم نمی بیبنم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 12:10 توسط م آزاد |


شیر حسینی محله ایست در انتهای بلوار امام موسی صدر شاید بسیاری از مخاطبان محترم اصلا اسم این محله را نشنیده باشند و ندانند که چنین محله ای در کاشمر وجود دارد یا نه؟ اما این محله با محرومیت تمام  در جغرافیای شهر ما وجود دارد نامزدان ستاد معتمدین عصر دوشنبه به آنجا رفته بودند حاجی طلعتی برای اهل محل صحبت کرد سپس اهالی محل از اینکه کاندیداهای ستاد ائتلاف به محله ی آنها رفته اند تشکر کردند آنها همچنین از مهندس حسینی که در دوره ی شهرداری خود محله ی آنها را آسفالت کرده است تشکر کردند سپس بچه های ائتلاف به گود باستانی علی اکبری رفتند که با خوشامد گویی و سپاسگزاری مرشد باشگاه مواجه شدند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 11:57 توسط م آزاد |


در اولین روزهای تبلیغات آقایان عضو هیات نظارت به ستاد معتمدین ایراد گرفته بودند که ستاد شما متعلق به دولت است وشما حق تبلیغات در این مکان را ندارید پیگیریهای ستاد نشان داد که شهرداری به عنوان صاحب ملک هیچگونه شکایتی به این قضیه نداشته است گذشته از آن در قرارداد شهرداری هیچ ممانعتی از این کار قید نشده بود و هیات نظارت از سر خود این ایراد را گرفته است البته اینکه آنها خواسته اند به وظیفه ی قانونی خود عمل کنند جای بسی تقدیر دارداما آیا ماجرا فقط همین است آیا قانون فقط برای معتمدین نوشته شده است  در حال حاضر یکی از نامزدان محترم در پاساژ بسیج به فعالیت تبلیغاتی میپردازد و هیچکس مانع او نمی شودآیا آقایان توجیهی برای این برخورد دوگانه دارند؟؟البته تجربه ی چندین بار شرکت در رقابت انتخاباتی به ما آموخته است که قانون فقط برای جناح چپ کاشمر نوشته شده است و وفتی بچه های چپ وارد عرصه می شوند باید خود را برای این مسائل آماده کنندبنابر این بهتر است بگویم :ملالی نیست.                            باقی بقایتان.               
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 11:52 توسط م آزاد |


شاید مردم ایران از بابت حضور در انتخابات رکورد شکن باشند حضور مردم در پای صندوقهای رای همیشه ارزشمند بوده وهست وباید این حضور رابه فال نیک بگیریم اما سوالی که شاید هیچگاه از خود نپرسیده ایم این است که آیا صرف حضور کافیست ؟؟ آیا اینکه بعد از هر انتخابات اعلام کنیم که چندین میلیون رای به صندوقها ریخته شده است می تواند راضی کننده باشد وآیا این حضورصرف می تواند در مسیر رسیدن به دموکراسی کمک موثری بنماید؟؟آیا هیچگاه از خود پرسیده ایم که اگر کمیت حضور مردم در انتخابات چشمگیر است آیا کیفیت این حضور هم به کمیتش میرسد یا نه؟؟آیا هیچگاه برای قدرتمند تر شدن کشور هم که شده دلسوزانه به کیفیت حضور مردم اندیشیده ایم؟؟؟بگذریم که عده ای برای رای مردم جنبه ی تزئینی قائلند روی سخن من اصلا با آنها نیست من با کسانی سخن میگویم که برای رای مردم اهمیت تاریخ سازانه ای قائل هستند گمان میکنم که حتما باید به این موضوع بپردازیم آیا بچه هایی که تازه به سن پانزده سال رسیده اند میدانند که حضور آنها در انتخابات چقدر اهمیت دارد و میدانند که باید بر چه مبنائی رای بدهند آیا به اندازه ی کافی از شخصیتها وفعالان سیاسی شناخت دارند؟؟ در بین شرکت کنندگان فراوانند کسانی که یا از  روی حب وبغض رای میدهند یا از روی رودربایستی با فلان قوم وخویش یا از سر اینکه فلانی همولایتی آنهاست و  فکر میکنند که چقدر خوبست که از ولایت آنها هم یک نفر به جایی برسد متاسفانه عده ای هم هستند که در ازای مبلغی یا شام ونهاری یا امید به شاغل شدن ویا.... رای خود را به نام کسی آلوده میکنند آیا این افراد وجود ندارند؟؟آیا روی رای آنها می شود حساب باز کرد ؟؟آیا آنها در لحظات سختی که جز با اندیشیدن و تامل کردن وتحلیل نمودن نمی توان راه را از چاه باز شناخت یار شاطر خواهند بود یا بار خاطر؟؟؟ کیفیت حضور  آنهاآیا قابل قبول است؟؟؟ ترشیز خبر معتقد است که برای یکبار هم که شده باید به این موضوع در سطح کلان مملکت توجه شود و برای این معضل چاره ای بیندیشندحس میکنم که بهتر است که خود را گول نزنیم وبه رای بچه هایی که اصلا از مسائل سیاسی سر در نمی آورند دل خوش نکنیم بهتر است سن قانونی حضور در انتخابات افزایش یابد از سوئی صدا وسیما،مطبوعات،احزاب،نخبگان،دانشجویان،روحانیان و خلاصه هر کسی که می تواند بر روی مردم تاثیر بگذارد باید در جهت ارتقای فرهنگ سیاسی مردم تلاش کند تا زمانی که مردم به گمان اینکه حضور آنها در انتخابات وظیفه ی شرعی آنهاست واگر درانتخابات شرکت کنند صواب میبرند پای صندوقها بیایند به هیچ عنوان رای آنها یک رای با کیفیت نخواهد بودو کارکرد  واقعی خود را ایفا نخواهد کرد مردم باید به این سطح از فرهنگ برسند که حضور آنها در انتخابات بر زندگی وآینده شان موثر است ونباید در انتخابات شرکت کرد مگر با شناخت و مطالعه و هدفمندی و نگاه به آینده برای این مهم باید فکری کرد.                                                      باقی بقایتان
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 11:39 توسط م آزاد |


در ابتدا شایع کرده بودندکه مهندس با یک گروه کذائی ائتلاف کرده است اما قبل از اینکه این شایعه در سطح شهر گسترش یابد خود مهندس احمد پناه با آنها تماس گرفت وبه طور کاملا جدی در برابر آنها ایستاد واعلام کرد که اگر از نام ویا تصویر او سوئ استفاده کنندعلنا در شهر موضعگیری خواهد کرد ورسوایشان مینماید که این توطئه در نطفه خفه شد روز پنج شنبه ی گذشته مهندس برای رتق وفتق برخی امورات شخصی به مشهد رفته بود که باز عده ای شایع کردند که احمد پناه کناره گیری کرده است که این هم باعث رنجش مهندس شد اما مهندس هم برای اینکه نقشه ی آنان نقش بر آب شود عصر  یک شنبه به ستاد اکثر نامزدها رفت وخسته نباشیدی گفت او سپس به باشگاه برق رفت و به باستانی کارها قوت قلب داد تا با این کارش به شایعه سازان بگوید نه تنها کنار نرفته بلکه تازه وارد گود شده وآماده است که در صورت نیاز میل بزند و کباده هم بکشد با این حال لازم است به شایعه سازان بگویم مهندس احمد پناه یکی از معدود نخبگان شهر است که با وجود آنکه نیازی به شورا ندارد حاضر شده دل به دریا بزند وهر خدمتی که از او ساخته است برای شهر انجام دهد شک ندارم که او این توانائی را دارد که چند نخبه مانند خودش را به شهر بیاورد ودر مصدر امور بگمارد او جای کسی را تنگ نخواهد کرد کسانی که امروز در برابر این مرد می ایستند و برای او شایعه میسازند قبل از اینکه به هر کسی ضربه بزنند به شهر ضربه میزنند پس بهتر است دست از این کار بردارند:

          گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت         که به باغ آمد ازاین راه واز آن خواهد شد         

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 9:51 توسط م آزاد |


هر نامزد با نوع تبلیغاتی که در پیش می گیرد با مردم ارتباط بر قرار میکنددر این میان تبلیغات برخی ازنامزدان محترم جای سوال فراوان دارد  برخی از نامزدان از کلماتی مانند (یاجده ی سادات،یا علی مددی،دست درست دین محمد درست و....)استفاده میکنند یکی از نامزدان محترمه که از قضا پزشک میباشند در تبلیغات خود به مردم وعده داده اند که روز دوشنبه  بیماران خود را رایگان ویزیت خواهند کرد،تاسف بار تر آنکه برخی از خانمهای محترمه که در انتخابات شرکت کرده اند در تبلیغات از انواع سبکها و روشهای آرایش استفاده کرده اند و فقط همین مانده است که در کنار تصویرشان مارک لوازم آرایشی مورد استفاده و نشانی آرایشگاه مورد اعتمادشان را هم بنویسند آیا در پیش گرفتن این روشها صحیح است؟؟؟ مگر جز اینست که تبلیغات باید تفکر برانگیز باشد پس فلسفه ی این روشهای تبلیغی چیست؟کسانی که از احساسات پاک مردم سوئ استفاده میکنند واز کلمات مذهبی استفاده میکنند چه توجیهی برای این کار خود دارند ؟؟کسانی که منت بر سر مردم محروم میگذارند وبا یک بار ویزیت رایگان در پی خرید رای آنها هستند برای فرهیختگان جامعه چه پاسخی دارند خاصه آنکه خود نامزد محترمه دارای تحصیلات عالیه هستند واز ایشان انتظار می رود که در تبلیغات از علم وتحصیلات خود استفاده کنند نه اینکه بازارمکاره راه بیندازند خانمهایی که در تبلیغات  به جای مطرح کردن اندیشه ونظر خود، چهره شان را به نمایش میگذارند چه استدلالی دارند؟؟ وقتی کسانی که داعیه ی تمشیت امور شهر را دارند از این شیوه ها استفاده میکنند از دخترکان معصوم وبی اطلاع شهر و روستا که آنها را الگوی خود قرار میدهند چه انتظاری می توان داشت؟؟ به گمان من کسانی که از روشهای فوق الذکر استفاده کرده اند اندیشه ی خاصی برای مطرح کردن نداشته اند لذا از سر ناتوانی و ضعف فکری رو به این شیوه ها آورده اند نا گفته پیداست که اگر راهی شورای شهر هم بشوند خدمتی از آنان ساخته نیست  از همشهریان عزیزم انتظار دارم با رای خود فرهنگ بالای خود را به نمایش بگذارند وبا رای ندادن به این افراد اشتباهشان رابه آنان گوشزد کنند امید که چنین شود .                                      باقی بقایتان.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 9:56 توسط م آزاد |


هر کدامشان حرفی میزنند ، هر کدام وعده ای میدهد از ارزان شدن زمینها گرفته تا هر دروغ دیگری که فکرش را بکنید هر کدامشان دروغی میگویند بزرگتر از دروغ دیگری، من اما حرفهای هیچکدامشان را نمی توانم باور کنم برخی از مسائل را از همین الان میتوان فهمید هنوز چهار روز از تبلیغات نگذشته در ودیوار شهر تبدیل به بوم نقاشی آقایان شده است البته مبلمان شهری کاشمر قبل از انتخابات هم چنگی به دل نمی زد اما الان کار از این حرفها گذشته وانگار دیوارهای شهر دشنه بر دل هر عابری میزنند نمی دانم آقایان،چه آنها که برنده ی این بازی میشوند چه آنها که بازنده فکر کرده اند که بعد از انتخابات چگونه وبا چه هزینه ای چهره ی شهر به روز اولش باز میگردد؟؟آنها که هیچ تعهدی به مبلمان شهری ما ندارند چگونه از ما انتظار دارند که وعده هایشان را باور کنیم؟؟؟؟ جا دارد که شهرداری یا شورای شهر یا فرمانداری بعد از انتخابات سهم هر نامزد را در آلوده کردن مبلمان شهری بسنجد و هزینه ی آن را از مدعیان آبادانی وزیبایی شهر دریافت کند ائتلاف معتمدین هنوز  از دیوارهای شهر بالا نرفته است از آنان انتظار دارم که اشتباه رقبای خود را تکرار نکنند.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 19:36 توسط م آزاد |


+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 18:2 توسط م آزاد |


 همیشه به شخصیتهایی مثل شهید بهشتی،امام خمینی،آیت الله بروجردی، آیت الله طالقانی، خاندان صدر از محمد باقر گرفته تا امام موسی و...... افتخار می کرده ومیکنم و حوزه ای که آنان در آن پرورش یافته اند  در نظرم بنای رفیعی داشته وقتی که به یادم می آورم که در شهرم بزرگانی همچون آیات عظام پیشنمازی،امامی، سعیدی ،فرقانی وحجج اسلام واله، شریعتی و مدرسی و....پرورش یافته اند در پوستم نمی گنجم شنیده ام که در سالهایی نه چندان دور در شهرم بالغ بر ده مجتهد مسلم میزیسته اند این باعث میشود که به حوزه های علمیه ی سلطان العلما،حاج شیخ وعتیق افتخار کنم و با وجود آنکه  حوزوی نیستم همیشه از روحانیت اصیل دفاع کرده ومی کنم حوزه های شهرم در نظرم چونان ستاره ای در آسمان کویر می درخشند ونور می پراکنند اما خبری که انتظار شنیدنش را هم داشتم حسابی شوکه ام کرده است اول دوست نداشتم که اصل خبر رادر این عرصه مطرح کنم چرا که خبر آنقدر تاسف آور است که همان به که مسلمان نشنود کافر نبیند اما حس میکنم که از جهت تنویر افکار عمومی و تلاش در راستای ناکام گذاردنتوطئه موظف به مطرح کردن آن هستم ماجرا از این قرار است که یکی از نامزدان شوراهای شهر که به دلیل نداشتن مدرک تحصیلی رد صلاحیت شده بود با دوختن آسمان وریسمان به هم و دستاویز قراردادن نامه ای که به طور جدی گمان جعل بر آن میرود واستفاده از رایزنیهای پشت پرده توانسته پا به عرصه ی رقابت بگذارد اینکه او کیست اصلا مهم نیست آنچه در درجه ی اول اهمیت قراردارد آنست که این توطئه باعث پرورش یافتن این گمان باطل که دروس حوزه اهمیتی ندارند و مدرک حوزه ارزشی ندارد خواهد شد این بزرگترین و تاسف بار ترین پیامد تلخ این توطئه است هر چند اینکه در شهری که آکنده از نخبگان وفرهیختگان است فردی بتواند با فریب،همگان را دور بزند وحتی پا به شورا هم بگذارد به اندازه ی کافی تلخ وگزنده است اینجانب به عنوان یک وبلاگ نویس جز اطلاع رسانی کار دیگری نمیتوانم انجام دهم که اگر کار دیگری از من ساخته بود درنگ نمی کردم اما به حوزویان عزیز تذکر می دهم که رعایت احترام امامزاده بر متولی آن بیش از هر کس دیگری واجب است لذا حوزویان بیش از هر کس دیگری وظیفه دارند که در برابر این توطئه بایستند تا وظیفه ی خود را هم در قبال جامعه وهم در قبال اسلاف بزرگوار خویش ادا کنند حوزویان همیشه در منابر دیگران را به امر به معروف ونهی از منکر سفارش میکنند شاید این مسئله موقعیت خوبی باشد برای آنکه ببینیم خودشان در میدان عمل چند مرده حلاجند پس از آنان سیاست ورزان شهر وظیفه دارند که به طور جدی رایزنی های خود را انجام دهند جا دارد که مدعی العموم که خود نیز روحانی میباشد وارد عرصه شده به وظیفه ی خود عمل کند در پایان جا دارد که از هیاتهای نظارت بپرسم چگونه است که وقتی پای صلاحیت یک اصلاح طلب در میان است تمام زندگی او را زیر ذره بین میگذارید و سرانجام با بهانه های واهی رد صلاحیتش میکنید اما وقتی نوبت به هم جناحیهای خودتان  می رسد چشمتان را بر روی کسانی که یا پرونده ی آنان در دادگستری در جریان است یا اقدام به جعل مدرک حوزه میکنند می بندید بالاخره ما دم خروس آنها را باور کنیم یا قسم   حضرت عباس شما را؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 19:3 توسط م آزاد |


دکتر محمد خزائی،همشهری ما، سفیر سابق ایران در بانک جهانی و معاون فعلی وزیر اقتصاد سوگوار فرزند خویش است این مصیبت را به ایشان وخانواده اش تسلیت میگوییم برای ایشان آرزوی صبر داریم وامیدواریم ایشان وخانواده ی محترمشان از این امتحان الهی سربلند بیرون آیند ان شائ الله
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 18:55 توسط م آزاد |


این مطلب را دوست عزیزم ص.ا پست کرده اند از ایشان ممنونم                                                 دهم آذر امسال در سکوت خبری برگزار میگردد ومن در این اندیشه ام که چرا راه یافتگان مجلس هفتم اعتقادی به جمله ی فوق الذکر که از بیانات بنیانگذار انقلاب اسلامی و در اهمیت نقش مردم در اداره ی حکومت می باشد ندارند؟؟فکر میکنم آنها همچون آقایان مستقر بر کرسیهای شورای نگهبان و مرادشان جناب مصباح اصلا ارزشی برای رای مردم قائل نیستند وفقط آن را برای دکور و تزیین میخواهند وبس! در ادوار گذشته  نمایندگان مجلس ،دهم آذر سالروز درگذشت مدرس که یک تنه در برابراستبداد ایستاد را به نام مجلس نام گذاری کردند تا تذکاری باشد برای نمایندگان مجلس وآنان به یاد داشته باشند که نباید مداح حکومت باشند اما متاسفانه این اصل در مجلس هفتم به فراموشی سپرده شده است و نمایندگان  طوری  از  دستاوردهای بزرگ دولت مثلا عدالت محور سخن می گویند که انگار هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد و انگار نه انگار که تصمیمات لحظه ای و خلق الساعه ی این دولت هر روز کلاف مشکلات را پیچیده تر میکند ضمنا از اینکه حاج آقای راه یافته به مجلس از دیار ترشیز امسال تلاش زیادی در  برگزاری مراسم  سالگرد شهید مدرس نمود ممنونم مشخص بود که آقایان خیلی زحمت کشیده اند سطح شهر  پر از پرچم و نوشته هایی از مرحوم مدرس بود اما اینکه شخصیتی در خور شان ومقام مدرس به شهر دعوت نشد اصلا مهم نیست البته شاید دلیل آن به اختلافات  اقتدارگرایان ومحافظه کاران برگردد که در تلاشند ـ واعظ طبسی ـ همان کسی که آرامگاه مدرس در قلمرو مدیریتی اوست را  از صحنه بیرون کنند  ودر این اثنا حاج آقای خدمت گذار با توجه به شم بالایی که در جهت یابی بادها دارند اینبار جهت باد را از جانب اقتدار گرایان یافته اند ولذا به مراسم مدرس وقعی ننهاده است در پایان بد نیست که جمله ای از مدرس که این روزها در سطح شهر بر در و دیوارها  نقش بسته است رابنویسم:((تا ظلم هست همه جا زندان است)) از شما میخواهم که توضیح دهید که ربط این جمله با دوره ما در کجاست ما که سر در نیاوردیم؟؟
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 18:44 توسط م آزاد |


پس از آنکه دوست َعزیزمان م. آزاد مطلبی تحت عنوان بدون تیتر را در این وبلاگ پست نمود شایعاتی در مورد ادامه ی کار این وبلاگ بر سر زبانها افتاده که قطعا باید به آنها پاسخ داده شود ما دوستان م آزاد در ادامه ی کار این وبلاگ کاملا مصمم هستیم و در حال حاضر قصد خاتمه دادن به این فعالیت رانداریم اما دوست عزیز ما م.آزاد نیز فکر کناره گیری وانزوا را در سر ندارد بلکه به فکر ایجاد وبلاگ جدیدیست که در گستره ی وسیعتری از جغرافیای کاشمر به فعالیت بپردازد او در ادامه ی راه به ما کمک خواهد کرد وما را در هر چه پربارتر کردن این وبلاگ یاری خواهد نمود بنابر این منتظر پستها ی بعدی ما باشید این مطلب را از آن رو نوشتم که به قول مرحوم گل آقا:

مدتی در کار ما تاخیر شد                        مدعی در غیبت ما  شیر شد

باقی بقایتان. 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 11:6 توسط م آزاد |


 نگارنده این سطور به نوعی بنیانگذار این وبلاگ به حساب می آید و تا مدتی هم به تنهایی تمام مطالب را برای پست کردن بر روی وبلاگ می گذاشتم تا اینکه جبر زمانه مرا مجبور به هجرتی ناخواسته کرد و من که تازه شاهد پا گرفتن این طفل نوخاسته بودم از جمعی از دوستان همفکرم خواهش کردم بذل عنایت نمایند و تا جایی که می توانند به همین نمط اخبار مربوط به شهرستان را منتشر نمایند که جای تقدیر و تشکر فراوان دارد بالاخص از دوست عزیزم ا ـ ح .

همفکری من با این عزیزان پیوندی ناگسستنی را ایجاد کرده که به این راحتی ها از هم گسسته نخواهد شد؛ اما پرسشها و دغدغه هایی بنیادی چندی است ذهن نگارنده این سطور را به خود مشغول کرده، اینجانب معتقدم استراتژی "انتخاباتی" داشتن صرف نظر از پیروزی یا شکست و به حیات تک سلولی خود ادامه دادن دردی از مردمان این دیار دوا نمی کند و از اینان به جد می خواهم در مبانی معرفتی خویش تجدید نظری کلی بفرمایند. در آستانه هر انتخابات از لاک خود درآمدن و دست و پایی زدن و جنگ حیدری و نعمتی و بحث بر سر هفت یا ده نفره بودن دردی را دوا نمی کند که هیچ این مرض را مزمن نیز می کند.

فقدان استراتژی در نزد آقایان کار به آنجا کشانده است که آقای تاج زاده یکی از تئوریسین های این جریان در اظهار نظری اعلام می دارد و از مردم می خواهد که آری اصلاح طلبان بد هستند اما طرفداران احمدی نژاد بدتر هستند، پس عقل حکم می کند که بین "بد وبدتر" بد را انتخاب کنیم.

این قضیه وقتی فاجعه انگیز می شود که نگاه ماکیاولی به قدرت در نزد کسانی که ما آنها را به اخلاق گرایی می شناسیم یافت می شود، رسیدن به کرسی های شورای شهر و خبرگان _ آنهم بدون اختیار _ به چه قیمتی؛جز به قیمت ...

فضای یاس و دلمردگی و بحران انگیزه و عدم مشارکت تصویری حقیقی از واقعیات امروز جامعه ماست؛ سیاست در معنای عامیانه آن انتخاب بین "بد و بدتر" است. اما در معنایی که ما می شناسیم علم پیش بینی پذیر کردن واقعیات جامعه است وتلاش برای سوق دادن جامعه به سوی پیشرفت،رفاه و توسعه و آسان تر شدن زندگی برای آحاد جامعه.

من باب تذکار الائمة و از سر دلسوزی اعلام می دارم اگر مشارکت در همین سطح _ در خوشبینانه ترین حالات سی درصد _ باقی بماند زیاد به پیروزی در انتخابات نیاندیشند و از توهم فتح یکپارچه صندلی های شورا به در آیند.

ببخشید که بسیار پراکنده نوشتم.این نوشتار به منزله خداحافظی من از این مجال به حساب می آید در اینجا بر خود لازم می دانم از تمام کسانی که فکر می کنند در این وبلاگ به آنها توهین شده یا فرصتی برای هتک حرمت شان فراهم آورده جدا و صمیمانه عذر خواهی می کنم.

باقــی بقایتان

م.آزاد

مشهد مقدس

نهم آذر ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و پنج خورشیدی   

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 21:4 توسط م آزاد |


این مطلب را دوستم اکبر دانا پست کرده اند از ایشان سپاسگزارم

رویدادهای اخیر و تشکیل کار گروها و انجام رایزنیها ی مختلف منجر به آن شد که لیست ده نفره ی معتمدین با شعار(( شهر خوبان شهر من))ارائه گردد انجام چنین کاری را در شهرمان به فال نیک می گیریم  و امیدواریم که با حمایت همفکران گامی رو به جلو برداریم چرا که امید است که این مهم گامی به سوی رشدو نمو فعالیت حزبی درکاشمر سنتی باشد ان شائ الله در اینجا لازم است که از نقش محوری جناب آقای خزاعی در شکل گیری این ائتلاف و فشاری که تاکنون متحمل شده اند یاد شود و خسته نباشیدی به ایشان گفته شود گاه فکر میکنم ای کاش علیمحمد خزائی دو سال زودتر باز نشسته می شد اگر او  دوسال زودتر بازنشسته می شد به احتمال قوی آرایش نیروهای سیاسی در کاشمرشکل دیگری میداشت با این حال تفکری که۵ دوره نمایندگی مجلس را در دست داشته  نباید با چنین حرکتی مغرور شودچرا که ضمن ابراز احترام به همه ی زحماتی که برای این نهال نوپا کشیده شده است ایراداتی نیز به آن وارد است گردانندگان ترشیزخبر بر این باورند که جا داشت که در این ائتلاف فقط ۷نفر حضور می داشتندنه ۱۰نفر و همانطور که آقایان غلامرضاپور، مدرسی ،دانشمندی وچند نفر دیگر به نفع لیست معتمدین کنار رفتند و اکنون برای موفقیت این لیست تلاش می کنند سایر بزرگواران هم همینکار را میکردند تا یک لیست هفت نفره شکل بگیرد اما این ذی المقدمه رانوشتم وبه همین بسنده میکنم چرا که بعد از این عمرکوتاه سیاسی بر این باورم که اکنون وقت همکاری وهمفکریست نه انتقاد وایراد تراشی  امیدوارم که سایر نامزدان محترم استدلال ما را بر هفت نفره بودن لیست درک کنند شاید فاصله ی ما با دموکراسی در همین ۷ نفره یا ۱۰ نفره بودن لیست یا در همین تعارفات و رودر بایستی ها ویا خدای نکرده ترجیح منافع شخصی برمنافع گروهی باشد امید که بعد از انتخابات مجالی دست دهدتا بتوانیم در آن فردا عملکرد امروز ودیروزمان را نقد کنیم ترشیز خبر با تمام توان از لیست معتمدین حمایت میکند هر چند بر انتقادات خود نیز استوار است در پایان جا دارد یادی ازماندلای بزرگ کنم او که نه تنها یک رهبر انقلابی بودبلکه بعد از انقلاب اهمیت اصلاحات را به خوبی درک کرد وبه یک اصلاح طلب به تمام معنا تبدیل شد به همین دلیل جادارد اورا انقلابی ترین اصلاح طلب بنامیم او در جایی گفنه است :(( آنکس که هدف دارد مجالی برای کینه ندارد)) پس برای رسیدن به هدف مقداری گذشت هم لازم است امید که معتمدین با اکثریت قاطع شورای شهر را در دست بگیرند.

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 20:47 توسط م آزاد |


این مطلب را دوستم ن.ا پست کرده اند از ایشان ممنونم.

در اداره ی آموزش وپرورش هیاهویی به پاست در زنگ تفریح روز سه شنبه که در دفتر مدرسه، خسته از تدریس  با همکاران دور  هم جمع شده بودیم صحبت اعتبار چند صد میلیون تومانی جهت همکاران فرهنگی که به کاشمر اختصاص یافته بود خستگی را از تنمان به در کرد ومیگفتیم که این فرشیدی که یکدفعه از ریاست مدرسه به وزارت آموزش وپرورش رسید به هر حال به فکر معلمها افتاد ودر جهت بهبود وضع آنان کاری کرد کلی هم پدر آمرزی برایش فرستادیم که نگو و نپرس، ولی زمانیکه جهت تقاضای این وامهای بدون سود به اداره مراجعه نمودم متوجه شدم که حدود دو سوم از مبلغ فقط به کارمندان مرید حاج آقا  که از سردق وتوابع آن به ساختمانهای فلکه ی شهربانی نقل مکان کرده اند به صورت میلیونی بذل و بخشش شده واندکی هم به معلمهایی که زودتر باخبر شده اند رسیده، با ناامیدی از اداره بیرون آمدم اما در دلم به آقایان گفتم :آقایان تا میتوانید بخورید که این خوان نعمت دیگر نه به سراغ حاج آقا خواهد آمد ونه عاید مریدانش خواهد شد،میگویید نه دوسه هفته ی دیگرصبرکافیست!!!!!!  حالا بهتر می فهمم اگر قرار باشد حاج احمد آقای بلوکیان علیه فقروفساد وتبعیض به پا خیزد چه میکند برای خودم ومردم شهرم متاسفم.

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 20:11 توسط م آزاد |


پس از آنکه چنگیز نیشابور را ویران کرد لشگریان خود را به جانب ترشیز روانه همی کرد لشگریان چون به کوههای کوهسرخ رسیدند خود را درگذر از این کوههای صعب العبور ناتوان یافتند در تاریخ آمده است که در همان محل نبرد نمایانی با اشرار وافاغنه ای که در آنجا جای خوش همی کرده بودند نمودند وجملگی  اشرار را به درک واصل کردند خدای خیرشان دهاد.اما عده ای از لشگریان که در شجاعت وتهور زبانزد دوران بودند آن کوههای صعب را در نوردیدند ومابقی به نیشابور باز همی گشتند تا نفسی تازه سازند آنها که از کوه عبور کردند چون به ترشیز رسیدند تا توانستند ویرانی به جای گذاشتند تا اینکه به دیاری رسیدند که نامش کندر بود ، کندریان که میدانستند با ورود چنگیزیان چه بر سر آنها می آید خدعه ای در کار همی کرده از در دوستی در آمده به استقبال متجاوزان رفتنتد و خوشامد گویی را معجونی پیشکش کردند بس تلخ و کمیاب، جملگی متجاوزان فی الحال از هوش برفتند کندریان آنان را سر بریدند وساز وبرگ وتوش ومرکبشان را به غنیمت ستانده سرهایشان را کادو کرده برای چنگیز فرستادند چنگیز چون این بدید دپرس همی شد ودستور داد سنگ نبشته ای بر کوه همی کنند ودر آن بنویسند:(( ما نتوانستیم از این کوه بگذریم و در این مقام شکست سختی خوردیم اما همه ی فرزندان ونوادگان من موظفند به محض آنکه امکان عبور از این کوه را یافتند به سوی ترشیز بتازند وتا میتوانند ویرانی به جای آرند انتقام قربانیان کندر را))تا اینجای مطلب چون به سمت کوهسرخ رفتیم وکوهسرخ هم به نسبت کاشمر بالاتر است به قول معروف بالا رفتیم دوغ بود قصه ی ما دروغ بود اما اصل مطلب آنست که عده ای از نامزدان شورای شهر کاشمر برنامه های تبلیغاتی خود را در کوهسرخ انجام  میدهند تا به خیال خام خود در روز انتخابات مردم فهیم وشریف آن سامان را به کاشمر بیاورند و رای آنان را در صندوقهای کاشمر بریزند وبا این ترفند هم که شده پا به شورا بگذارند غافل از آنکه مردم فهیم کوهسرخ برای منطقه ی خود برنامه ها دارند وبیشتر دوست دارند که در تعیین سر نوشت منطقه ی خود سهیم باشند و گول این  نابخردان را نخواهند خورد به هر حال بدانید وآگاه باشید که عده ای بدشان نمی آید که در روز انتخابات به کاشمر قشون کشی کنند لابد آنها توی دلشان می گویند:((چنگیزجان! آسوده بخواب که ما بیداریم)).
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 11:24 توسط م آزاد |


آمریکاییها خودشان اینترنت را ساختند  در سال دو هزار درآمد آنها از محل تجارت اینترنتی سیصد میلیارد دلار بود بماند که در زمینه ی مراودات علمی وصنعتی و... چقدر از اینترنت استفاده کرده اند هر چند که نمی توان منکر استفاده های ناصواب آنان از این اختراع خودشان شد اما ما که مثلا در یک کشور اسلامی زندگی می کنیم  تجارت اینترنتی چندانی که نداریم بماند استفاده های دیگرمان هم چنگی به دل نمی زند کلی پول خرج میکنیم کامپیوتر میخریم به اینترنت متصل میشویم وبعد با کمال افتخار یا با دوستانمان (پسر یا دختر)چت میکنیم یا وارد سایتهای غیر اخلاقی میشویم  یا بازی کامپیوتری انجام می دهیم یا در وبلاگهایمان سر گذشت سبزی خریدنمان را مینویسیم  یا به مخالفانمان فحش میدهیم  خلاصه رویهمرفته استفاده ی مناسبی از این دستاورد عصر ارتباطات نمیکنیم چندیست  که برخی از مخاطبان محترم در قسمت نظرات به یکدیگر ناسزا می گویند این موضوع برای من به عنوان  گرداننده ی این وبلاگ اصلا قابل قبول نمی باشد و از آن مخاطبان محترم تقاضا میکنم که برای نشان دادن فرهنگ بالای خودشان هم که شده در ادبیات خود تجدید نظر کنند والا علیرغم میل باطنی ام ناگزیر خواهم بود که آن دسته از نظراتی را که مراعات مرزهای اخلاقی و کرامت انسانها را نمی کنند حذف نمایم مهم نیست که به چه کسی بی حرمتی شده در قاموس من همه محترمند هر چند که به گونه ی دیگری بیندیشند اینکه نام آنها چیست هم فرقی نمیکند بلوکیان یا خباز، احمدی نژاد یا خاتمی،مصباح یزدی یا سروش ، مهم اینست که همگی انسان هستند وباید کرامت آنان محترم شمرده شود  تاکنون خودم در هیچکدام از نوشته هایم به مخالفانم بی حرمتی نکرده ونمیکنم از مخاطبان محترم هم همین انتظار را دارم          بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست    عزت زیاد.

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 10:58 توسط م آزاد |


از آنجا که پست" تحولات دانشجویی" متضمن توهین به خیل عظیم دانشجویان بود و چندین نفر به نحوی از انحا اعتراض خود را به اینجانب رسانده بودند حذفش کردم 
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 21:36 توسط م آزاد |


۱)مهندس احمد پناه:شخصیتی مجرب،تحصیلات در زمینه ی معماری وشهرسازی،دارای اندیشه های نوین وبه طور خلاصه شخصی که شهر و شورا به او نیاز دارد نه او به شورا، اوبه شورای شهر ما که اعتبار خود راکمرنگ کرده است اعتبار خواهد داد، برخاسته ازیکی از خانواده های اصیل شهر.

۲)هادی مازنی: مدیر موفق فروشگاه فرهنگ ،فرهنگی ومتعهد، بازاری اما از جنس حبیب الله، پاک ومطمئن،خاکی و مورد وثوق عموم مردم شهر، خنده رو وصمیمی.

۳)دکتر جعفر پور: پزشک ،در شورای دوم هنرمندانه وبی هیاهو کار کرد، در شورای عالی استان شجاعانه از حقوق مردم دفاع کرد، متین وسر به زیر، متفکر وکلان اندیش.

۴)حجه الاسلام طباطبایی: در دانشگاه آزاد  کارنامه ی خوبی دارد اما اعتقادی به کار شورایی ندارد وشاید نتواند با جمع هماهنگ باشد، بومی زابل .                                                                   

۵)یعقوب گل محمدی:غیر از او و دکتر جعفر پور هیچ کس دیگری در شورای دوم از اصلاحات دفاع نمی کرد به چپ سنتی کاشمر تعلق دارد اما با همگان تعامل دارد ،قبل از عضویت در شورا بعنوان مدیر مدرسه در روستای رزق آباد منشأ خدمت و اثر بوده.

۶)سید علی سیادتی _ شهردار سابق ، برای برکناری مهندس حسینی هر کار توانست کرد اما خودش طوری کار کرد که همفکرانش برای حفظ آبروی خودشان هم که شده پس از چند ماه اورا عزل            کردند، شهرت در سطح کل کشور آنهم از طریق اخبار ۲۰:۳۰

۷)مهندس حسینی _شهردار اسبق _ :در طول بیست وهشت سال گذشته کاشمر فقط دو شهردار بومی داشت که یکی از آنها اوست، خدمات شایانی هم کرد وبا بدترین وضع ممکن از طرف ارزشگرایان اخلاقی نما با او برخورد شد بیلان کاری او قابل دفاع بود. 

۸)استاد عابدی: چهار سال قبل در نشریه آوای کاشمر ستون ویژه ای داشت که در آن خود را آزاد اندیش و مدافع حقوق مردم معرفی می کرد در مدارس، استاد مهارتهای زندگی بود اما بعداً نشان داد که در شناسایی "جهت باد" استاد است، از چپ رانده از راست مانده.

به اینها باید خانم پالایی، آقای سلطانپور، آقای کرمانیان، آقای دکتر صادقی، آقای نجاتیان شجاعی و... را نیز اضافه کرد که سعی خواهم کرد در نوشتاری دیگر به اینان بپردازم

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 16:26 توسط م آزاد |


از گوشه کنار شنیده میشود که جناح راست که از پیروزی خود در انتخابات آینده ناامید شده است سعی میکند با ترفندهایی بچه های چپ را دور بزند وبا لطایف الحیل خود را به شورا بچسباند . از آخرین اقدامات آنان میتوان این نکته را ذکر کرد که آقایان نوعی ماده ی شیمیایی که گویا در بازار هم میتوان به وفور از آن یافت، تهیه کرده اند و قصد دارند که با استفاده از این ماده ی شیمیایی مهرهای شناسنامه ی همفکران خود را پاک کنند تا از این طریق هر کدام از آنها بتوانند چند بار رأی بدهند وبا این ترفند درصد آرای خود را در انتخابات بالا ببرند و وارد شورا شوند . البته از آنان انتظار دیگری هم نمی توان داشت امیدوارم مردم با حضور پرشور خود در انتخابات جواب این توطئه را بدهند . آقایان بهتر است بدانند که زمستان تمام می شود و رو سیاهی برای ذغال می ماند .بهتر است کارنامه ی سیاه خود را سیاهتر وسنگین تر نکنند اما بچه های چپ سعی میکنند که جلوی این توطئه را بگیرند آنان تلاشهای خود را خواهند کرد وپس از آن به خدا توکل خواهند کرد                                                                                                                               ((جزتوکل بر خدا اندیشه ای در کار نیست       چون توکل بر خدا شد مشکلی در کار نیست))

                                                       

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 20:7 توسط م آزاد |


این مطلب را یکی از دوستانم پست کرده اند از  ایشان ممنوم  .                                                       آوای کاشمر تنها نشریه ایست که به طور مداوم در کاشمر به چاپ می رسد . در یکی دو سال گذشته فشارها  براین نشریه فزونی گرفته است همین اواخر رییس اداره ی ارشاد به شدت رفتار آنها را تحت نظر داشت تا اگر توانست در جهت تعطیلی نشریه قدمهایی بردارد که این نقشه ها به طرزی که حتی برای خودش هم باور نکردنی بوده است نقش بر آب شده است . شاید بتوان علیرضا افتخاری سردبیر تپل آوا را  حسین رضازاده ی کاشمر نامید که به تنهایی زیر این بار سنگین ایستاده است ومقاومت می کند . تلاش او وتیمش جای تقدیر فراوان دارد با این حال چندیست که آوا آنگونه که بایدبا شفافیت رفتار نمی کند وبه درج اخبار مهم پیرامون بعضی از شخصیتها  فقط در ستون (در خبرها نیامده بود) اکتفا میکند در حالیکه با توجه به فقدان نسبی مطبوعات مسقل در کاشمر ، مسئولیت قلم ایجاب می کند که شفاف تر به اطلاع رسانی بپردازد به عنوان نمونه خیلی از مردم شهر در رابطه با قضیه ی تصادف پسر خانم  پالایی که منجر به فوت یکی ار فرهنگیان گردید و یا قضیه ی انتقال آب دو روستای کوهسرخ با وساطت آقای سلطانپور که منجر به درگیری در محل گردید آگاهی چندانی ندارند و در جو شایعه زده ی شهر در ایام انتخابات اطلاعات ناقصی در این زمینه دریافت میکنند . شاید این که آوا آنگونه که باید ایفای نقش نمیکند ریشه در همان فشارهای کاهنده داشته باشدبا این حال انتظارات از این نشریه بالاست بنابر این از علیرضا خان وتیمش انتظار داریم که برخی را برابرتر از دیگران نداند و برمبنای تقوای افراد با آنها برخورد کند نه بر مبنای قدرت آنها . به علیرضا وتیمش خسته نباشید میگویم و در برابر همه ی توطئه ها برایشان ((وجعلنا)) میخوانم امیدوارم که آوای کاشمر پابر جا بماند. ان شاء الله .

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 16:35 توسط م آزاد |