احمدپناه
حسینی
مازنی
سلطانپور
غزنوی
گلمحمدی
دکتر جعفر پور
خانم پالایی
اتفاقات مهمی در حال رخ دادن است گویا لیست اعضای شورا از نفر پنجم به بعد تغییرات اساسی داشته است
گویا طرفداران غفوری شورش کرده اند و شورای تامین شهرستان تشکیل جلسه داده است
خبرهای تکمیلی متعاقبا اعلام می شود
آقاي احمدي نژاد، با اشاره به روز دانشجوي در ايران و در جواب به کلمه "ديکتاتور" گفت: "همه مي دانند که ديکتاتور واقعي، آمريکا و نوکرانش هستند". او افزود: "عده کمي که مي گويند جو خفقان وجود دارد، سعي مي کنند تا براي اکثريتي که قصد دارند با ايجاد خفقان کاري کنند که صداي اکثريت به گوش نرسد."
او بعد از اينکه دانشجويي عکسش را به آتش کشيد، گفت: "همه بايد بدانند که احمدي نژاد آماده است تا در راه آزادي واقعي، استقلال و عدالت به آتش کشيده شود."
به گزارش رويترز، سخنگوي رياست جمهوري گفته است که آقاي احمدي نژاد اصرار کرده است که معترضان نبايد تنبيه بشوند.
اين اعتراض در حالي صورت مي گيرد که مردم ايران خودشان را آماده مي کنند تا روز جمعه براي انتخاب اعضاي شوراي شهر و نهاد پرقدرت خبرگان رهبري، به پاي صندوق هاي راي بروند. اين اولين امتحان انتخاباتي احمدي نژاد بعد از رياست جمهوري است و درحالي است که دولت او تحت فشار افزايش قيمت و ناکامي در برآورده کردن وعده هاي اقتصادي اش، قرار دارد.
همچنين، اين اعتراض، آخرين مورد از آشوب هاي دانشجويي است که بعد از سرکوب گسترده طرفداران دموکراسي در زمان رئيس اصلاح طلب پيشين، محمد خاتمي، انجام شد.
روز يکشنبه، حدود 700 نفر از دانشجويان دانشگاه امير کبيرنسبت به بسته شدن انجمن اسلامي دانشجويان و اخراج فعالان سابق از دانشگاه، دست به اعتراض زده بودند. آنها همچنين به تخريب ساختمان انجمن اسلامي دانشجويان و تحميل کردن رياست دانشگاه، بدون راي گيري، معترض بودند. درحالي که تظاهر کنندگان شعار هاي ضد حکومتي مي دادند، پليس به داخل دانشگاه هجوم برد. هفته گذشته، صد ها دانشجوي دانشگاه تهران، بستر سنتي اعتراض دانشجويي، درحالي که شعار مي دادند: "ما فقط خواستار آزادي بيان هستيم" با پليس مواجه شدند.
وحيد عابديني، عضو انجمن دموکراسي خواهي دانشگاه، به روزنامه اصلاح طلب اعتماد گفت که اين تجمع براي دفاع از استقلال و آزادي در دانشگاه ها، ترتيب داده شده بود.
صد ها دانشجو با سابقه فعاليت سياسي، از تحصيلات دانشگاه محروم شده و تعداد زيادي از اساتيد دانشگاه را اجبارا بازنشسته کرده اند. امسال، آقاي احمدي نژاد، خوستار پاکسازي اساتيد "سکولار و ليبرال" دانشگاه که به زعم خودش ستون پنجم غرب و استعمار در 150 سال گذشته در ايران بودند، شد. در زمان رياست جمهوري او، يک روحاني تندرو، براي اولين بار رئيس دانشگاه تهران شد.
شهداي بجاي مانده از جنگ سال 1988-1980، بين ايران و عراق در بعضي از دانشگاه ها دفن شدند که زيارت از آن، پيش زمينه اي را براي طرفداران حکومت ايجاد کرد که مراقب فعاليت دانشجويان باشند.
منبع: گاردين، 12 دسامبر 2006
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت که به باغ آمد ازاین راه واز آن خواهد شد
مدتی در کار ما تاخیر شد مدعی در غیبت ما شیر شد
باقی بقایتان.
نگارنده این سطور به نوعی بنیانگذار این وبلاگ به حساب می آید و تا مدتی هم به تنهایی تمام مطالب را برای پست کردن بر روی وبلاگ می گذاشتم تا اینکه جبر زمانه مرا مجبور به هجرتی ناخواسته کرد و من که تازه شاهد پا گرفتن این طفل نوخاسته بودم از جمعی از دوستان همفکرم خواهش کردم بذل عنایت نمایند و تا جایی که می توانند به همین نمط اخبار مربوط به شهرستان را منتشر نمایند که جای تقدیر و تشکر فراوان دارد بالاخص از دوست عزیزم ا ـ ح .
همفکری من با این عزیزان پیوندی ناگسستنی را ایجاد کرده که به این راحتی ها از هم گسسته نخواهد شد؛ اما پرسشها و دغدغه هایی بنیادی چندی است ذهن نگارنده این سطور را به خود مشغول کرده، اینجانب معتقدم استراتژی "انتخاباتی" داشتن صرف نظر از پیروزی یا شکست و به حیات تک سلولی خود ادامه دادن دردی از مردمان این دیار دوا نمی کند و از اینان به جد می خواهم در مبانی معرفتی خویش تجدید نظری کلی بفرمایند. در آستانه هر انتخابات از لاک خود درآمدن و دست و پایی زدن و جنگ حیدری و نعمتی و بحث بر سر هفت یا ده نفره بودن دردی را دوا نمی کند که هیچ این مرض را مزمن نیز می کند.
فقدان استراتژی در نزد آقایان کار به آنجا کشانده است که آقای تاج زاده یکی از تئوریسین های این جریان در اظهار نظری اعلام می دارد و از مردم می خواهد که آری اصلاح طلبان بد هستند اما طرفداران احمدی نژاد بدتر هستند، پس عقل حکم می کند که بین "بد وبدتر" بد را انتخاب کنیم.
این قضیه وقتی فاجعه انگیز می شود که نگاه ماکیاولی به قدرت در نزد کسانی که ما آنها را به اخلاق گرایی می شناسیم یافت می شود، رسیدن به کرسی های شورای شهر و خبرگان _ آنهم بدون اختیار _ به چه قیمتی؛جز به قیمت ...
فضای یاس و دلمردگی و بحران انگیزه و عدم مشارکت تصویری حقیقی از واقعیات امروز جامعه ماست؛ سیاست در معنای عامیانه آن انتخاب بین "بد و بدتر" است. اما در معنایی که ما می شناسیم علم پیش بینی پذیر کردن واقعیات جامعه است وتلاش برای سوق دادن جامعه به سوی پیشرفت،رفاه و توسعه و آسان تر شدن زندگی برای آحاد جامعه.
من باب تذکار الائمة و از سر دلسوزی اعلام می دارم اگر مشارکت در همین سطح _ در خوشبینانه ترین حالات سی درصد _ باقی بماند زیاد به پیروزی در انتخابات نیاندیشند و از توهم فتح یکپارچه صندلی های شورا به در آیند.
ببخشید که بسیار پراکنده نوشتم.این نوشتار به منزله خداحافظی من از این مجال به حساب می آید در اینجا بر خود لازم می دانم از تمام کسانی که فکر می کنند در این وبلاگ به آنها توهین شده یا فرصتی برای هتک حرمت شان فراهم آورده جدا و صمیمانه عذر خواهی می کنم.
باقــی بقایتان
م.آزاد
مشهد مقدس
نهم آذر ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و پنج خورشیدی
رویدادهای اخیر و تشکیل کار گروها و انجام رایزنیها ی مختلف منجر به آن شد که لیست ده نفره ی معتمدین با شعار(( شهر خوبان شهر من))ارائه گردد انجام چنین کاری را در شهرمان به فال نیک می گیریم و امیدواریم که با حمایت همفکران گامی رو به جلو برداریم چرا که امید است که این مهم گامی به سوی رشدو نمو فعالیت حزبی درکاشمر سنتی باشد ان شائ الله در اینجا لازم است که از نقش محوری جناب آقای خزاعی در شکل گیری این ائتلاف و فشاری که تاکنون متحمل شده اند یاد شود و خسته نباشیدی به ایشان گفته شود گاه فکر میکنم ای کاش علیمحمد خزائی دو سال زودتر باز نشسته می شد اگر او دوسال زودتر بازنشسته می شد به احتمال قوی آرایش نیروهای سیاسی در کاشمرشکل دیگری میداشت با این حال تفکری که۵ دوره نمایندگی مجلس را در دست داشته نباید با چنین حرکتی مغرور شودچرا که ضمن ابراز احترام به همه ی زحماتی که برای این نهال نوپا کشیده شده است ایراداتی نیز به آن وارد است گردانندگان ترشیزخبر بر این باورند که جا داشت که در این ائتلاف فقط ۷نفر حضور می داشتندنه ۱۰نفر و همانطور که آقایان غلامرضاپور، مدرسی ،دانشمندی وچند نفر دیگر به نفع لیست معتمدین کنار رفتند و اکنون برای موفقیت این لیست تلاش می کنند سایر بزرگواران هم همینکار را میکردند تا یک لیست هفت نفره شکل بگیرد اما این ذی المقدمه رانوشتم وبه همین بسنده میکنم چرا که بعد از این عمرکوتاه سیاسی بر این باورم که اکنون وقت همکاری وهمفکریست نه انتقاد وایراد تراشی امیدوارم که سایر نامزدان محترم استدلال ما را بر هفت نفره بودن لیست درک کنند شاید فاصله ی ما با دموکراسی در همین ۷ نفره یا ۱۰ نفره بودن لیست یا در همین تعارفات و رودر بایستی ها ویا خدای نکرده ترجیح منافع شخصی برمنافع گروهی باشد امید که بعد از انتخابات مجالی دست دهدتا بتوانیم در آن فردا عملکرد امروز ودیروزمان را نقد کنیم ترشیز خبر با تمام توان از لیست معتمدین حمایت میکند هر چند بر انتقادات خود نیز استوار است در پایان جا دارد یادی ازماندلای بزرگ کنم او که نه تنها یک رهبر انقلابی بودبلکه بعد از انقلاب اهمیت اصلاحات را به خوبی درک کرد وبه یک اصلاح طلب به تمام معنا تبدیل شد به همین دلیل جادارد اورا انقلابی ترین اصلاح طلب بنامیم او در جایی گفنه است :(( آنکس که هدف دارد مجالی برای کینه ندارد)) پس برای رسیدن به هدف مقداری گذشت هم لازم است امید که معتمدین با اکثریت قاطع شورای شهر را در دست بگیرند.
در اداره ی آموزش وپرورش هیاهویی به پاست در زنگ تفریح روز سه شنبه که در دفتر مدرسه، خسته از تدریس با همکاران دور هم جمع شده بودیم صحبت اعتبار چند صد میلیون تومانی جهت همکاران فرهنگی که به کاشمر اختصاص یافته بود خستگی را از تنمان به در کرد ومیگفتیم که این فرشیدی که یکدفعه از ریاست مدرسه به وزارت آموزش وپرورش رسید به هر حال به فکر معلمها افتاد ودر جهت بهبود وضع آنان کاری کرد کلی هم پدر آمرزی برایش فرستادیم که نگو و نپرس، ولی زمانیکه جهت تقاضای این وامهای بدون سود به اداره مراجعه نمودم متوجه شدم که حدود دو سوم از مبلغ فقط به کارمندان مرید حاج آقا که از سردق وتوابع آن به ساختمانهای فلکه ی شهربانی نقل مکان کرده اند به صورت میلیونی بذل و بخشش شده واندکی هم به معلمهایی که زودتر باخبر شده اند رسیده، با ناامیدی از اداره بیرون آمدم اما در دلم به آقایان گفتم :آقایان تا میتوانید بخورید که این خوان نعمت دیگر نه به سراغ حاج آقا خواهد آمد ونه عاید مریدانش خواهد شد،میگویید نه دوسه هفته ی دیگرصبرکافیست!!!!!! حالا بهتر می فهمم اگر قرار باشد حاج احمد آقای بلوکیان علیه فقروفساد وتبعیض به پا خیزد چه میکند برای خودم ومردم شهرم متاسفم.
۱)مهندس احمد پناه:شخصیتی مجرب،تحصیلات در زمینه ی معماری وشهرسازی،دارای اندیشه های نوین وبه طور خلاصه شخصی که شهر و شورا به او نیاز دارد نه او به شورا، اوبه شورای شهر ما که اعتبار خود راکمرنگ کرده است اعتبار خواهد داد، برخاسته ازیکی از خانواده های اصیل شهر.
۲)هادی مازنی: مدیر موفق فروشگاه فرهنگ ،فرهنگی ومتعهد، بازاری اما از جنس حبیب الله، پاک ومطمئن،خاکی و مورد وثوق عموم مردم شهر، خنده رو وصمیمی.
۳)دکتر جعفر پور: پزشک ،در شورای دوم هنرمندانه وبی هیاهو کار کرد، در شورای عالی استان شجاعانه از حقوق مردم دفاع کرد، متین وسر به زیر، متفکر وکلان اندیش.
۴)حجه الاسلام طباطبایی: در دانشگاه آزاد کارنامه ی خوبی دارد اما اعتقادی به کار شورایی ندارد وشاید نتواند با جمع هماهنگ باشد، بومی زابل .
۵)یعقوب گل محمدی:غیر از او و دکتر جعفر پور هیچ کس دیگری در شورای دوم از اصلاحات دفاع نمی کرد به چپ سنتی کاشمر تعلق دارد اما با همگان تعامل دارد ،قبل از عضویت در شورا بعنوان مدیر مدرسه در روستای رزق آباد منشأ خدمت و اثر بوده.
۶)سید علی سیادتی _ شهردار سابق ، برای برکناری مهندس حسینی هر کار توانست کرد اما خودش طوری کار کرد که همفکرانش برای حفظ آبروی خودشان هم که شده پس از چند ماه اورا عزل کردند، شهرت در سطح کل کشور آنهم از طریق اخبار ۲۰:۳۰
۷)مهندس حسینی _شهردار اسبق _ :در طول بیست وهشت سال گذشته کاشمر فقط دو شهردار بومی داشت که یکی از آنها اوست، خدمات شایانی هم کرد وبا بدترین وضع ممکن از طرف ارزشگرایان اخلاقی نما با او برخورد شد بیلان کاری او قابل دفاع بود.
۸)استاد عابدی: چهار سال قبل در نشریه آوای کاشمر ستون ویژه ای داشت که در آن خود را آزاد اندیش و مدافع حقوق مردم معرفی می کرد در مدارس، استاد مهارتهای زندگی بود اما بعداً نشان داد که در شناسایی "جهت باد" استاد است، از چپ رانده از راست مانده.
به اینها باید خانم پالایی، آقای سلطانپور، آقای کرمانیان، آقای دکتر صادقی، آقای نجاتیان شجاعی و... را نیز اضافه کرد که سعی خواهم کرد در نوشتاری دیگر به اینان بپردازم
از گوشه کنار شنیده میشود که جناح راست که از پیروزی خود در انتخابات آینده ناامید شده است سعی میکند با ترفندهایی بچه های چپ را دور بزند وبا لطایف الحیل خود را به شورا بچسباند . از آخرین اقدامات آنان میتوان این نکته را ذکر کرد که آقایان نوعی ماده ی شیمیایی که گویا در بازار هم میتوان به وفور از آن یافت، تهیه کرده اند و قصد دارند که با استفاده از این ماده ی شیمیایی مهرهای شناسنامه ی همفکران خود را پاک کنند تا از این طریق هر کدام از آنها بتوانند چند بار رأی بدهند وبا این ترفند درصد آرای خود را در انتخابات بالا ببرند و وارد شورا شوند . البته از آنان انتظار دیگری هم نمی توان داشت امیدوارم مردم با حضور پرشور خود در انتخابات جواب این توطئه را بدهند . آقایان بهتر است بدانند که زمستان تمام می شود و رو سیاهی برای ذغال می ماند .بهتر است کارنامه ی سیاه خود را سیاهتر وسنگین تر نکنند اما بچه های چپ سعی میکنند که جلوی این توطئه را بگیرند آنان تلاشهای خود را خواهند کرد وپس از آن به خدا توکل خواهند کرد ((جزتوکل بر خدا اندیشه ای در کار نیست چون توکل بر خدا شد مشکلی در کار نیست))
این مطلب را یکی از دوستانم پست کرده اند از ایشان ممنوم . آوای کاشمر تنها نشریه ایست که به طور مداوم در کاشمر به چاپ می رسد . در یکی دو سال گذشته فشارها براین نشریه فزونی گرفته است همین اواخر رییس اداره ی ارشاد به شدت رفتار آنها را تحت نظر داشت تا اگر توانست در جهت تعطیلی نشریه قدمهایی بردارد که این نقشه ها به طرزی که حتی برای خودش هم باور نکردنی بوده است نقش بر آب شده است . شاید بتوان علیرضا افتخاری سردبیر تپل آوا را حسین رضازاده ی کاشمر نامید که به تنهایی زیر این بار سنگین ایستاده است ومقاومت می کند . تلاش او وتیمش جای تقدیر فراوان دارد با این حال چندیست که آوا آنگونه که بایدبا شفافیت رفتار نمی کند وبه درج اخبار مهم پیرامون بعضی از شخصیتها فقط در ستون (در خبرها نیامده بود) اکتفا میکند در حالیکه با توجه به فقدان نسبی مطبوعات مسقل در کاشمر ، مسئولیت قلم ایجاب می کند که شفاف تر به اطلاع رسانی بپردازد به عنوان نمونه خیلی از مردم شهر در رابطه با قضیه ی تصادف پسر خانم پالایی که منجر به فوت یکی ار فرهنگیان گردید و یا قضیه ی انتقال آب دو روستای کوهسرخ با وساطت آقای سلطانپور که منجر به درگیری در محل گردید آگاهی چندانی ندارند و در جو شایعه زده ی شهر در ایام انتخابات اطلاعات ناقصی در این زمینه دریافت میکنند . شاید این که آوا آنگونه که باید ایفای نقش نمیکند ریشه در همان فشارهای کاهنده داشته باشدبا این حال انتظارات از این نشریه بالاست بنابر این از علیرضا خان وتیمش انتظار داریم که برخی را برابرتر از دیگران نداند و برمبنای تقوای افراد با آنها برخورد کند نه بر مبنای قدرت آنها . به علیرضا وتیمش خسته نباشید میگویم و در برابر همه ی توطئه ها برایشان ((وجعلنا)) میخوانم امیدوارم که آوای کاشمر پابر جا بماند. ان شاء الله .


