تبليغاتX
تلکس اندیـــشه
امروز سالروز فرار شاه  سابق ازایران است یک دیکتاتور رفت و این سر آغازی بود برای حوادث بسیار مهمی که بر ایران گذشت من در سفر هستم وفرصت دست به قلم شدن ندارم لذا شعری از احمد شاملو که به مناسبت فرار شاه با عنوان(( آخر بازی)) سروده است پیشکش میکنم:

تورا چه سود

                       فخر به فلک بر

                                            فروختن

هنگامی که

                     هر غبار راه لعنت شده نفرین ات میکند؟

تو را چه سود از باغ ودرخت

که با یاس ها

                       به داس سخن گفته ای

آن جا که قدم بر نهاده باشی

گیاه

از رستن تن می زند

چرا که تو

                  تقوای خاک وآب را

                                               هرگز

                                                        باور نداشتی

¤

فغان  که سر گذشت ما

                              سرود بی اعتقاد سربازان تو بود

 که از فتح قلعه ی روسبیان

                                    باز می آمدند

باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد

که مادران سیاه پوش

-داغ داران زیباترین فرزندان آفتاب و باد-

هنوز از سجاده ها

                          سر برنگرفته اند!

  شاملو این شعر را در ۲۶ دی ۵۷ در لندن سروده است از این بابت که نتوانستم مطلبی خود نوشته تقدیمتان کنم پوزش می خواهم اگر عمری بود هفته ی اول بهمن در خدمتتان خواهم بود .                                                 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 12:44 توسط م آزاد |


((مرا سفر به کجا می برد؟        

کجا نشان قدم ناتمام خواهد ماند؟

و بند کفش به انگشتهای نرم فراغت گشوده خواهد شد؟))

سفری در پیش دارم وتا هفته ی اول بهمن ماه نخواهم توانست این وبلاگ را به روز کنم پیشاپیش از همه ی مخاطبان محترم عذر خواهی میکنم امیدوارم در بازگشت جبران کنم

((عبور باید کرد

و هم نورد افقهای دور باید شد.))                                                                                       

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 18:2 توسط م آزاد |


سخن گفتن از علی در توان وتخصص این قلم نیست اما آنچه در سالروز عید غدیر خاطرم را می آزارد یادآوری یکی از سخنان مرحوم دکتر شریعتی در مورد علی (ع)در سخنرانی معروف (علی تنهاست)می باشد او میگفت ((مظلومیت علی آن هنگام به شدت احساس میشود که انسان می بیند که علی نه تنها در میان دشمنانش بلکه در میان شیعیان خویش نیز مظلوم وتنهاست و حتی شیعیان علی نیز درک درستی از علی (ع)ندارند)) این سخن حالا حسابی ذهن مرا اشغال کرده است یکسال پیش در این کشور انتخاباتی برگزار شد وعده ای باشعار برقراری حکومت عدل علوی موفق به فریفتن مردم شدند این که آنها در نزد مردم روسیاه خواهند شد پیامد ناگزیر توطئه ی خود آنهاست اما آنچه نگران کننده است آنستکه مردم در پی این سوئ استفاده ها نسبت به ارزشهای اصیل خود روگردان شوند خدا آن روز را نیاورد.

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 18:43 توسط م آزاد |


میدانید که اکثر تکایای کاشمر رسم دارند که قبل از آغاز ماه محرم مجلسی برگزار میکنند تا شامی به خیرین بدهند ودر انتها کمکهای نقدی آنها را جمع آوری کنند امسال در هیات امام رضا قرار بر آن میشود که اعضای قدیم وجدید شورا هم به مجلس دعوت شوند آقای ع مامور دعوت شورائیان می شود به همه زنگ می زند منجمله سرورمان آقای طباطبائی، حاج آقا در پاسخ دعوت کننده می فرمایند که بنده به شرطی به آن مجلس می آیم که ۶ نفر دیگر شورا به من زنگ بزنند ومرا دعوت کنند آقای ع میگوید به هر حال وظیفه ی من دعوت کردن شما بود که انجام دادم باقی مسائل به من ربطی ندارد و تماسشان تمام میشود پس از چند دقیقه حاج آقا متوجه می شوند که آقای ع از جناح معتمدین است گوشی را بر میدارند تماس می گیرندوبه آقای ع میگویند که دوباره شما به من زنگ نزنید!!! حاج آقا در هنگام تبلیغات از شعار هل من ناصر ینصرنی سوئ استفاده فرمودند وحالا در پاسخ دعوت یک هیات مذهبی به دلیل مسائل جناحی چنین برخوردی با دعوت خانه ی امام حسین کردند واقعا تحمل منتقد و اعتقاد به ارزشها را باید از ایشان آموخت طیب الله انفاسهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 20:33 توسط م آزاد |


اگر می بودی الان باید سیمای مردی را میداشتی که چهل وچهار سال زندگی را پشت سر گذاشته است مردی که بخشی از عمرش را در سر وکله زدن با چاشنی ومهمات و تخریب گذرانده ،در انقلاب حضور داشته و ۱۸ سال هم شاهد اوضاع پس از جنگ بوده است اما اینک ۲۰ سال است که تو در میان ما نیستی همیشه برایم این سوال وجود داشت که اگر تو وامثال تو می بودید،در این شرایط چه می کردید ؟به رفتار همرزمانت می نگرم هر کدام به راهی میروند عده ای فریفته ی دنیا شده اند باید باشی تا ببینی که بعضی از آنها که در جهاد اصغر برای خود کسی بودند  حالا در جهاد اکبر خسی شده اند . دیروز تو باید دائما گوش به زنگ سیم خاردار و ((مین والمرا)) و موشک وراکت می بودی و من اکنون باید دائما گوش به زنگ  فرشهای قرمز سیاست و خدعه و نیرنگ وفریب باشم دیروز تو همیشه مراقب بودی که مبادا چاشنی عمل کند وامروز من باید مراقب باشم که مبادا نیرنگها کارگر افتند آری عده ای دیگر از همرزمانت همچنان که تو دائم هوشیار بودی که چاشنی را سر وقت خنثی کنی  مراقبند که در مقابل توطئه ها و سیاست بازیها به موقع و هوشیارانه وارد عمل شوند ولی باور کن که این بسی سخت تر از تخریب است دیروز تو تخریب میکردی و قهرمان می شدی امروز باید تخریب شوی تا قهرمان شوی دیروز دشمن کمی جلوتر پشت خاکریز اول بود امروز دشمن شاید کنارت ایستاده باشد و نشناسی اش دیروز همه چیز آشکار بود مثل دشمنی که هواپیمایش،موشکش،میدان مینش ، خاکریزش و حتی عامل شیمیائی اش آشکار بود امروز اما همه چیز به آن آشکاری دیروز نیست امروز شاید الفاظی مانند توسعه ،عدالت و....... کشنده تر از هر جنگ افزاری باشد  امروز درست تصمیم گرفتن،درست واکنش نشان دادن و درست عمل کردن  بصیرتی می خواهد  بارها و بارها بزرگتر از بصیرتی که دیروز دویدن روی میدان مین می خواست و فردای امروز من شاید هزار بار مبهم تر از فردای دیروز تو باشد.

                                         برای روشنی فردای ما دعا کن سردار!!!!!

                                    سالروز شهادت شهید علیرضا عاصمی گرامی باد.

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 20:20 توسط م آزاد |


قصد آن ندارم که در مورد تمام نامزدان مطلب بنویسم امشب آخرین گمانه ها را پیشکش میکنم

۱)محمد رفتار علی آبادی:زیاد نمی شناسمش اما شنیده ام که از مخالفان سرسخت اصلاح طلبان است و چپ وراست به آنها لیچار هدیه میکند تنها نامزد رایحه ی خوش خدمت در کاشمر بود رای خیلی بالائی هم آورد و سی و ششم شد

۲)حمید رضا معزز:جوان است واندیشه هائی در سر دارد اما انتظار دارد که غوره نشده مویز شود  تزش أن بود که با جمع کردن کندریها،همولایتی هایش میتواند پا به شورا بگذارد معتقد بود باید اندیشه های نو وجوان وارد عرصه شوند اما نگفت آیا تاکید بر احساسات قومی وقبیله ای یک اندیشه ی جوان وپویاست ؟

۳)حسین مقنی واحدی : کسانی معتقدند که در این دوره دانشگاه آزاد نقش مهمی ایفا کرد اما اگر اینچنین است چرا آقای واحدی در جایگاه ۵۱ قرار گرفت؟

۴) سایرین :سایر نامزدان شاید به گرمتر شدن تنور انتخابات کمک کردند وبس .

۵) نهاد های برگزار کننده: برگزار کنندگان انتخابات اولین تجربه ی انتخاباتی خود را پشت سر میگذاشتند واین باعث سوئ استفاده ی برخی گشت دولت باید بداند که بی محلی کردن به تمام تجربیات گذشته چنین عواقبی هم دارد انتخابات با تقلبهای زیاد در حین شمارش برگزار شد اوضاع شهر امنیتی شد ودر برابر تمام این کارها برگزار کنندگان فقط تماشاچی بودند.

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 19:57 توسط م آزاد |


ادامه ی مطلب را پس ازیک روز تاخیر پیشکش می کنم از مخاطبان محترم تقاضا میکنم در صورت تمایل به ارائه ی نظر،حیطه ی زندگی خصوصی افراد را محترم بشمارند متشکرم

۱)حاج حسن نورانی ) رئیس ستاد احمدی نژاد در جریان انتخابات نهم بوده است شاید اقبالی که سال گذشته به رئیس جمهور شده ایشان را هوایی کرده باشد شایع است که پس از انتخاب احمدی نژاد حاجی نورانی به طور خودسرانه وبدون هماهنگی با تهران به ادارات مختلف می رفته وخود را نماینده ی رییس جمهور معرفی میکرده است از ایشان که خود وطیف خود را متصف به اخلاق الهی وارزشهای انسانی می دانند آن شیوه ی تبلیغاتی بعید بودنمی دانم اینکه انسان داماد شهید وبرادر شهید وغیره وذلک باشدنشاندهنده ی چه ویژگی مدیریتی آنهم برای یک نامزد شورای شهر است شهادت نشاندهنده ی اوج انسانیت شخصی است که به  آن درجه ی والا رسیده است و فکر نمی کنم شهادت یک شخص ثالث تضمین کننده ی ویژگی خاصی در وجود حاجی نورانی باشد انشائ الله که حاج آقاقصد بدی نداشته اند اما اگر سوئ نیت ایشان احراز شود ایشان متهم به سوئ استفاده از ارزشهای ملی ومذهبی خواهند بود.

۲)حمید کرمانیان: در دوران انتخابات با اوآشنا شدم شاید او خواسته بود بازی دختر عمویش خاطره خانم کرمانیان را  کامل کند او انسان آرام ومتواضعیست هبچ وقت ندیدم که برای رای آوردن به آب وآتش بزند چون ایشان را خوب نمی شناسم نمی توانم در موردش قضاوت کنم این دوسه کلمه را هم برای آن نوشتم که نگویند چرا در مورد خانم کرمانیان نوشتی ودر مورد حمید آقا ننوشتی.

۳)استاد عابدی: قبلا اصلاح طلب بود شاید الان هم باشد اما در بازی بومی کاشمری اش با اصلاح طلبان بد کرد وبه اردو گاه اصولگرایان رفت البته نپرسیدکه این مثلا اصولگرایان به کدام اصول گرایش دارند که من جوابش را بلد نیستم!بگذریم استاد عابدی که خوب جهت باد را فهمیده بود  سر به باد داد شاید استاد نمی دانست که باد همیشه به سوی قله نمی وزد وامکان دارد انسان را در چاه هم بیندازد باد استاد را برد.

۴)سعید چیتی فدافن:در دوره ی دانشجوئی اش خیلی فعال بود او اصلاح طلب است اما گویا با ستاد راست هم ارتباط دارد جسارتش در ورود به بازی انتخابات ستودنیست میزان رایش هم قابل توجه است ایراد او وهم سن وسالانش اینست که هیچ تشکل منسجمی ندارند والا اگر جوانان کاشمر با هم متحد شوند می توانند کارهای بزرگتری هم بکنند وقتی که سعید به تنهائی اینگونه عمل کرد لابد اگر همه ی جوانها را دور خودش جمع می کرد آرائش بیشتر میشد برای او آرزوی موفقیت میکنم.

۵)حسن امیری مقدم:فرهنگیست وسابقه ی خدمت در نهضت سواد آموزی را دارد گویا در بین               فرهنگیان به سختکوشی شهره است شایع است که او و نجاتیان شجاعی و یک نفر دیگر در نظر سنجی فرهنگیان در انتهای لیست بوده اند واگر کنار می رفته اند لیست معتمدین هفت نفره میشده و این ،احتمال موفقیت آ نها رابالا می برده اما گویا آن سه نفر حاضر به کناره گیری نشده اند لیست ائتلاف معتمدین شاید بر مبنای ذائقه ی سیاسی فرهنگیان شهر  بسته شده بوده است اگر این گمانه درست باشد حضور سه نفر از لیست در رده های ۱۵،۲۲و۲۵ نشاندهنده ی تفاوت ذائقه ی سیاسی مردم با ذائقه ی سیاسی فرهنگیان است امری که باید در آینده مورد توجه قرار بگیرد

۶)احمد یغمائی:از مسئولین سابق شرکت گاز است  ،گاهی اصلاح طلب گاهی اصولگراست و این بستگی به جهت باد دارد رشد او در عرصه ی سیاسی کاشمر بادکنکی بود هنوز پا به شورا نگذاشته رئیس شد هنوز دوره اش تمام نشده اتفاقاتی افتاد که موقعیتش را پایین آورد در انتخابات بعدی رای نیاورد بادکنک ترکید.

۷)پرویز عمارتی : از ابتدا مشخص بود که چندان مطرح نیست و رای نخواهد آورد شاید خودش هم ابن را میدانست آنچه بسیار تاسف برانگیز بود استفاده ی او از افتخارات مذهبی در جریان تبلیغات بود  پرویز خان عضو شورا که نشد بماند خرده حسابهائی هم با مالک اشتر پیدا کرد.

ادامه ی مطلب را فردا بخوانید.                  باقی بقایتان.

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 20:53 توسط م آزاد |


امروز به دلیل پیش آمدن مشکلی وقت ندارم گمانه های شماره ی سه را بنویسم این کار را فردا خواهم کرد از همه ی مخاطبان به خاطر این بد قولی عذر میخواهم
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 19:33 توسط م آزاد |


در ادامه ی این مطلب ابتدالازم است نکاتی را یاد آور شوم از آنجا که تعداد نامزدان انتخابات زیاد بود فرصت به من اجازه نمی دهد که در مورد همه ی آنها مطلب بنویسم هر چند نیازی هم به این کار نیست لذا در این شماره در مورد اعضای علی البدل و سه نفر دیگر می نویسم بقیه باشد برای فردا:

۱)خانم مهری پالائی:در دو دوره ی گذشته بالاترین رای را آورد یک دوره رئیس شورا هم بود اما این دوره به جای نفر اول اصلی نفر اول علی البدل شدحضور او در دو شورای گذشته این حسن را داشت که خانمها هم در شورا نماینده ای داشتند با این حال او میخواست بدون رعایت اصول کار سیاسی همچنان در عرصه باقی بماند که این انتظار نابجائی بود او به ویژه در دوره ی دوم اصول را رعایت نکرد با چپیها چای میخورد و در جمع راستیها نوشابه ای نوش جان میکرد او جسارت این ریسک را نداشت که با شهامت خط قرمزهای کار خود را اعلام کند شاید میخواست طوری بازی کند که به هیچ کسی برنخورد تا بلکه با این حربه در بازی باقی بماند خب این هم آخرش.

۲)دکتر جعفرپور :پیش بینی میشد که یا در رتبه ی۶ یا ۷ قرار بگیرد یا علی البدل شود با این حال او جزو پاکترین بازیگران حال حاضر شهر است او در هر موقعیتی که قرار داشته به شهر خدمت کرده در جریان انتخابات هم به هیچ عنوان راضی نشد که ازفرعی و میانبر برود اشخاص زیادی به او پیشنهاد کردند که مثل رقبایش از زادگاهش(قلعه بالا) نیرو بیاورد اما او به همه جواب منفی داده بود و گفته بود مگر در شورا چه خبر است؟ امیدوارم سربلند و سلامت باشد.

۳)حاج محمد حسن طلعتی:عمری را در بندگی خدا گذرانده است در شهر به تقوا و دینداری شهره است اگر او عضو اصلی شورا می شد خیال من یکی که از بابت مسائل مالی شورا راحت می شد چون او پاکتر و مطمئنتر از آنست که در برابر پول کم بیاورد اگر باور ندارید در اسرع وقت به صندوق همت بروید و مراجعات مردم به آنجا را با بانک ملی کاشمر مقایسه کنید.امثال اووجعفرپور رای نیاوردند ولی عده ای با بسیج مردم از منطقه ای به منطقه ی دیگر خود را به صندلیهای شورا سنجاق کردند نمیدانم اگر فردا آنها که با آن شیوه ها رای آوردند خطائی بکنند مردم آن مناطق ثالث که در  منطه ی خودشان رای ندادند به مردم شهر ما پاسخی خواهند داشت؟؟

۴)سید مهدی غفوری فرگی:شنیده ام که اوائل خیلی جدی نبوده و برای حضور در ویلای خرمشهر انگیزه ی زیادی نداشته اما در جریان رقابت عده ای موضوع را برای او حیثیتی کرده اند و او هم خواسته هر طور که شده رای بیاورد شنیده ام که مبلغی بالغ بر سی میلیون تومان هم هزینه کرده است اما بالاخره یازدهم شده شاید همین رتبه هم استحقاق او نباشد در مورد او معتقدم که هنوز هم نفهمیده که توسط جناح راست چه کلاهی سرش رفته حدس من آن است که در ابتدا توسط دور و بریهای حاج آقای نماینده برای کاندیداتوری تحریک شده وبعد هم عده ی دیگری از دور و بریها که از وضع مالی او خبرداشته اند و قدرت نفوذ در او را هم داشته اند برای پولهای نازنینش نقشه کشیده اند.

۵)خاطره کرمانیان:حضور او در انتخابات کمی سوال برانگیز است شاید جناح راست خاندان کرمانیان خواسته اند که برای شرکت در انتخابات مجلس وزن خود را ارزیابی کنند . تبلیغات او هر چند پر شمار بود اما تفکر برانگیز نبود در هیچکدام از برگه های تبلیغاتی اش برنامه ی مشروح، مدون ومنسجمی ارائه نکرده بود از او که یک دانش آموخته ی حقوق است بعید بود که در تبلیغات در درجه ی اول بر چهره اش تکیه کند.

۶)دکتر ویدا پروین :در جریان حذف دکتر یزدانی از اداره ی بهداشت خیلی پرتلاش بود یکی از گزینه های جانشینی دکتر یزدانی هم بود اما گویا مصلحت راست آن نبود که او رئیس شود او یکی از امیدهای طیف راست برای حضور در شورا بود . او علیرغم تحصیلات بالائی که دارد در تبلیغات از شیوه ی کثیفی استفاده کرده بود ویزیت رایگان مردم در ایام انتخابات یعنی توهین به شعور مردم  خب مردم هم اینجوری جواب دادند تا خانم دکتر هم مردم را بشناسد هم مشاوران سیاسی اش را.

۷)سید علی سیادتی:پس از اینکه توسط شورای دوم استیضاح شد و طبل رسوائی او از طریق اخبار بیست و سی در کل کشور نواخت کسی فکر نمی کرد او حالا حالاها روی ظاهر شدن در صحنه ی سیاسی را داشته باشد اما او آمد در طول دوره ی انتخابات ستاد او به طرز  شدیدی خلوت بود او که در دو دوره ی قبل عضو اصلی شورا بود اینبار چهاردهم شد این چیزی نبود جز پاسخ مردم به عملکرد او.

ادامه ی این مطلب را فردا بخوانید.              باقی بقایتان.

+ نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 21:27 توسط م آزاد |


از امروز در چند مطلب جداگانه به ارائه ی نظرم در مورد انتخابات خواهم پرداخت فعلا بحث را با گمانه زنیهائی در مورد راه یافتگان به شورا آغاز میکنم:

۱)حجت الاسلام طباطبائی:دیر وارد عرصه ی رقابت ها شد تبلیغات چندانی نکرد در سطح شهر به غیر از قشر دانشجو و تعدادی از اقوامش در بین سایرین شناخته شده نبود اما با رای بالائی نفر اول شد این مسائل به شدت صحت آرای ایشان را زیر سوال میبرد

۲)مهندس احمد پناه: به قول یکی از پرده نشینان جناح چپ،(( احمد پناه حتی دو ساعت هم در ستاد حاضر نشد و برای خود در ستاد تبلیغ نکرد ))با اینحال اکثریت ناظران سیاسی او را بخت اول شورای شهر میدانستند او اگر چه در ستاد حضور نداشت اما بدون آنکه بخواهد، با رفتار صادقانه ی خود یک عمر برای خودش تبلیغ کرده بود از او آموختم که تا آنجا که می توانم سالم زندگی کنم.

۳)مهندس حسینی: چند سال قبل جو شهر به شدت علیه او سمپاشی شد غالب ناظران گمان نمی کردند که او در این انتخابات شرکت کند اما او آمد ورای بالائی هم آورد سموم چند سال قبل انگار علیه سمپاشان عمل کرد.

۴)هادی مازنی : جزئ فرهنگیان خوشنام شهر ماست امابه همان میزان که فرهنگی بو دنش به دردش خورد محبوبیتش بین مردم به دادش رسید

۵)اسماعیل سلطانپور:در جریان انتخابات هفتم مجلس چرخش ناباورانه ای به سمت راست کرد حضور او در ستاد بلوکیان کمک خوبی به آنها بود تا رای کوهسرخ را به جیب بزنند همین امر باعث شد که بیشتر دوستان قدیمی اش را از دست بدهد شعارهایش اما درست بود تلاش تجربه وصداقت دارد اما حیف که ثبات رای ندارد،در اولین جلسه ی شورا پس از ۲۴ آذر یکی از اعضای شورا از او تحت عنوان حاج غاصب یاد کرده است و موفقیتش را به او تسلیت گفته است گویا برای موفقیت در انتخابات از کوهسرخ لشگر کشی کرده است اینکه او با دوستان سابقش در شورای سوم چه خواهد کرد جالب خواهد بود

۶)مهندس غزنوی: برخاسته از جناح راست مورد حمایت فراکسیون طرق بالاخص خاندان حلمی،او با بسیج مردم منطقه ی دهمیان و اطراف آن موفق به حضور در شورای سوم شد نباید قانون اجازه دهد  شخصی با این ترفندها گوی سبقت را برباید امیدوارم مهندس اگر رفتار انتخاباتی پاکی نداشت رفتار شورائی معقولی داشته باشد.

۷)یعقوب گل محمدی: قبل از انتخابات موقعیت لرزانی داشت پیروزی اش دچار اماو اگر شده بود غفوری نصف روز او را مورد لطف قرار داد با این حال رای آورد خیلیها میگویند بدش نمی آید تک روی کند حالا او ۴ سال دیگر فرصت دارد که با عملکرد خود درمورد این شایعات موضع گیری کند

ادامه ی این مطلب را فردا بخوانید          باقی بقایتان.

+ نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 19:25 توسط م آزاد |


صدام و اربابانش آنقدر مرموزند که انسان نباید به این راحتیها باور کند که امروز صبح طناب دار دور گردن صدام حسین افتاده باشد از کجا معلوم یکی از آن صدامهای بدلی اعدام نشده باشد؟ به هر حال حتی اگر عمر صدام تمام نشده باشد ،عصر صدام تمام شده است و به قول بهنود:(( این ویژگی دوران ماست که مرگ وسرنگونی دیکتاتورها را یکی پس از دیگری می بینیم)) اعدام صدام هر چند برای همگان شادی آور بود برای من ناراحت کننده اما قابل پیش بینی بود انتظار من به عنوان یک شهروند ایرانی آن بود که صدام در مورد جنایاتی که در ایران مرتکب شده بود هم محاکمه گردد و اینکه او به خاطر آنهمه جنایت حتی مورد سوال قرار نگرفت تاسف مرا بیشتر میکند اما نباید فراموش کرد که صدام با همه ی آن ابهت پوشالی اش چیزی جز یک بازیگر نبود وحقا که در کارش به تمام معنااستاد بود بازیگری که حتی تا دم مرگ خوب ایفای نقش کرد وحتی با مرگش نیز به کارگردانان غربی سناریوی خاورمیانه خدمت کرد اینکه اعدام صدام باعث سرازیر شدن چند میلیون لیتر نفت به مخازن غرب شده است فقط خدا میداند وپرده نشینان غربی اما آنچه برای من روشن است آنست که عمر دیکتاتورها در هر لباسی که باشند روزی به پایان خواهد رسید اما ای کاش نسل من بتواند در جش مرگ دیکتاتوری شرکت کند نه در جشن مرگ دیکتاتورها چرا که تجربه نشان داده است که دیکتاتورها نمی میرند مگر آنکه مرگشان به سود یک دیکتاتوردیگر یا یک نظام دیکتاتوری دیگر باشد من از ماجرای عراق آموختم که هر ملتی که برای پیشرفت وتوسعه چشم به خارج ازمرزها بدوزد نه تنهابه توسعه نمیرسد که سالها از همان وضعیت نکبت بار خود هم عقب تر خواهد رفت پس ایکاش ملتهای دربند خود برای خود کاری بکنند در دنیای ما برای عدالت محلی از اعراب وجود ندارد پس اینکه این سگ خون آشام تکریتی درتمام محاکمه اش،حتی کلمه ای نگفت که به زیان اربابانش باشد چندان هم عجیب نیست. خاور میانه شاید میدان بازیهای موزیانه ی دیگری گردد اعدام صدام شاید کلید یک پروژه ی جدید است.                    باقی بقایتان.
+ نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 19:14 توسط م آزاد |


پرونده ی انتخابات بسته شد بازی تمام شد فردا روز دیگریست وزندگی جریان خواهد داشت همه ی اینها درست . اما انتخابات مسائلی را همراه خود آورد که نباید آنها را فراموش کنیم بلکه باید به طور جدی آنها را پیگیری کنیم در این میان موضوع عملکرد چند نفر به شدت ذهنم را به خودمشغول کرده است ومعتقدم نباید از کنار مسائلی که آنان از خود نشان دادند بی تفاوت بگذریم هر چند هرگز دوست ندارم که این وبلاگ راتبدیل به مکانی برای رتق وفتق مسائل شخصی کنم اما چون عملکرد این اشخاص جو عمومی شهر را تحت تاثیر قرار داده است وظیفه ی خود میدانم که از جهت یاد آوری نکاتی را مطرح کنم در راس آنان جوان غیر مسئولی قرار دارد که با انگیزه های شخصی باعث فریفته شدن آقای غفوری شد وباقی قضایا که خوب میدانید شهر ما را دچار وضعیت غیر عادی امنیتی کرد و اوضاع داشت نابسامان می شد این فرد غیر مسئول قبلا هم در جریان اصطکاکی که بین مهندس حسینی شهردار اسبق وشورای دوم ایجاد شده بود با انتشار یک ویژ ه نامه اتهاماتی را به مهندس حسینی نسبت داد و در هر چه سیاسی تر شدن شورای دوم نقش مهمی بازی کرد او با همه ی آسیبهائی که به جو عمومی شهر وارد کرده است اکنون راست راست در شهر تردد می کند ولابد برای آینده نقشه می کشد پس از او شخصی قرار دارد که  پس از رد صلاحیت در انتخابات شورای شهر اقدام به جعل مدرک حوزه ی علمیه کرد واگر نبود هوشیاری حجت الاسلام والمسلمین عربی و پیگیریهای ایشان، الان باید شاهد دو تا روحانی در شورای شهر می بودیم یکی  معمم و دیگری مکلا.سومین نفر شخصی بود که پرونده ی او هم اینک در دادگستری شهر در جریان است و جرم سنگینی را نیز مرتکب شده است اما در انتخابات حاضر شده و کسی نسبت به رد صلا حیت او اقدامی نکرد اگر قرار بود روزی قانون به اجرا در آید ایشان باید ازعضویت در شورای دوم هم خلع شود. اینها بخشی از مسائلی بود که به نظر می آید که نباید از یادها بروند اما گویا بزرگان شهر کاری به این کارها ندارند از این بابت متاسفم.         باقی بقایتان.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 20:8 توسط م آزاد |


شنیدم که جناب آقای طباطبائی در دیداری اعلام کرده اند که باید بازار کاشمر به منطقه ی خیابان فیض آبادو جنوب شهر منتقل شود و مرکز اصلی تجاری شهر در آن منطقه واقع شود گویا قولهائی هم در این باره داده اند اطلاع رسانی از ما قضاوت از شما.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 19:46 توسط م آزاد |


حجت الاسلام طباطبائی که اولین راه یافته به شورای سوم کاشمر است این روزها در محوریت اخبار سیاسی شهر قرار دارد یک روز ایشان به همراه تنی چند از دوستانشان در خیابانها به پیاده روی وبه قولی تشکر از مردم  میپردازند چند شب است که به خانه ی تک تک راه یافتگان به شورای سوم میروند وبا آنها رایزنی میکنند و در نهایت از همه جالب تر آنکه ایشان وعده داده اند که در سطح شهر دفتری تاسیس کنند تا پل ارتباطی ایشان با مردم باشد گویا ایشان و هوادارانشان قصد دارند که یک خط سوم یا جریان سوم به راه بیندازند گویا اسبشان را برای مجلس زین کرده اند، خب تا اینجای کار که همه ی اخبار خوب بودوهیچ ایرادی هم به آن وارد نیست اما ترشیز خبر بر مبنای رسالت رسانه ای خود موظف است نکاتی چند را مطرح نماید۱- قبل از هر چیز موفقیت ایشات را به ایشان وهواداران محترمشان تبریک میگوییم هر چند که ما به صحت آرای ایشان شک داریم ومعتقدیم که میزان آرای ایشان نمی تواند واقعی باشد اما از آنجا که دردوجناح فعال در شهر هیچ اراده ای مبنی بر پیگیری این مهم مشاهده نمی شود ما صرفا از سر انجام وظیفه حقیقت را مطرح میکنیم و از آن میگذریم۲-نفس اینکه یک جریان سوم شکل بگیرد کاملا درست ومبارک است اما به شرط اینکه این جریان واقعا ویژگیهای یک جریان سوم را داشته باشد اما از آنجا که جناب طباطبائی قبلا در اردو گاه راست چادر زده بودند و تمام افتخارات ایشان- البته تا زمکانی که گندش در نیامده- متعلق به دوره ایست که ایشان در خدمت دانشگاه آزاد  بوده اند باور اینکه ایشان فراجناحی باشند کمی دشوار است گذشته از آن کسانی که اکنون در هر کوی وبرزن وهر محفل ومجلسی همدم ایشان هستند سابقا در اردوگاه راست بوده اند و عده ای از آنان نه تنها جزئ راست منطقی ومعقول نیستند که به بخش بی هویت وبی منطق وتندروی راست نسبت دارندو این، باور ادعای حضرات مبنی بر فراجناحی بودن را دشوار تر می نماید۳- حقیقت آنست که مردم از چپ روی و راست روی خسته شده اند مردم با چراغ به دنبال جریانی هستند که صادقانه وبه دور از هیاهوی سیاسی به آنان خدمت نمایند اگر حضرت آقای طباطبائی چنین قصدی دارند حضور ایشان را در شهر محترم می شماریم اما اگر ایشان سودای کرسیهای سبز مجلس را در سر دارند باید به ایشان گفت که آدرس را اشتباه آمده اند و بهتر است به دیار خودشان زابلستان باز گردند اگر حضرت حاج آقا قصد دارند که در قالب یک جریان واقعی غیر منتسب به چپ یا راست حقیقتا به مردم خدمت کنند که امیدوارم جدشان ایشان را کمک نماید اما اگر قرار است که در قالب یک جریان سوم یک بلوکیان معمم یا یک خباز معمم وبلکه بدتر از آنها  به خورد مردم داده شود بهتر است قبل از آنکه نزد مردم رسوا شوند ازاین راه بازگردند.                          باقی بقایتان
+ نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 11:19 توسط م آزاد |