تبليغاتX
تلکس اندیـــشه
یک سال دیگر برما گذشت امسال خیلی بهتر از پارسال نبودیم امیدوارم از تجربیاتمان استفاده کنیم وقدر فرصتهای آینده را بدانیم در اینجا جالب است گذری داشته باشیم به شعری از اخوان:

عید آمد وما خانه ی خود را نتکاندیم                            گردی نستردیم وغباری نفشاندیم

آفاق پر از پیک وپیام است ولی ما                              پیکی ندواندیم وپیامی نرساندیم

صد قافله رفتند  وبه مقصود رسیدند                             ما این خرک لنگ ز جویی نجهاندیم

از نه خم گردون بگذشتند حریفان                            مسکین من ودل در خم این زاویه ماندیم

طوفان بتکاند مگر امید که صد بار                            عید آمد وما خانه ی خود را نتکاندیم

در این شعر درنگ کنید خالی از گزند وپند نیست اما آرزو می کنم که کار ما هیچوقت به طوفان نرسد امیدوارم که ملت ایران در سال آینده بتواند بخشی از  مسیر صعب العبور پیشرفت را پشت سر گذارد آنهم با مسالمت و سلامت.                                        باقی بقایتان              الف دادمان

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 13:29 توسط م آزاد |


پس از جنگ بین الملل دوم در خاور میانه حوادثی رخ نمودکه طومار امپراطوری بریتانیای کبیر رادر هم پیچانید.استقلال هند در۱۹۴۷.م.ملی شدن نفت در۱۹۵۱.م.وملی شدن کانال سوئزدر۱۹۵۶.م.سه حادثه ای بود کمر استعمار انگلستان راشکست و آفتاب عمر این ابر قدرت را به لب بام رسانید .                      آگاهان سیاسی معتقدند:استقلال هند یال وکوپال شیر بریتانیا راریخت! ملی شدن صنعت نفت ایران       باعث شد دندانهای این شیر بریزد!!وبحران سوئزنیز دمش را برید.از آن پس امپراتوری بریتانیا چنان سیر     قهقرایی را طی کرد که حتی توان اداره مستعمرات حاشیه جنوبی خلیج فارس را نیز از دست دادو گوی و  میدان را تحویل نو خواسته ای به نام ایالات متحده آمــــــــریکــــــاداد.

نیم قرنی است که می گذرد.ادای احترام می کنیم به " گاندی "مصدق"و"جمال عبد الناصر"                    یادی می کنیم از شهید دکتر حسین فاطمی و علامه دهخدا  وهمه انها که تا آخر به آرمان مصدق وفادار   ماندند.                                                                                  

سخن بی پرده باید گفت!

وقت رازپوشی نیست.

اگر دشمن زبیم نام توبرخویش می لرزید!

ومی کوشیدتاگردفراموشی

بپاشد روی نام تو

دلم می گیرداز این هم نبردان و

.....زهمراهان

که از خاطر تو رابردند

ندانم من!  ز روی سهو یا از عمد

تو راو رادمردی تورابردند از خاطربردند

تورا شیر بزرگ شرق

توراای مظهرآزادگی

حتا به نامی یادننمودند

وقلب عاشقانت را

به یادی شادننمودند

                                                                                  بهروز امیدوار

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 11:31 توسط م آزاد |


اسفند ماه هر سال نام مصدق به چند بهانه زنده مي‌شود. چهاردهم اسفند سالگرد درگذشت اوست و بيست‌ونهم اسفند نيز سالروز تصويب قانون ملي شدن صنعت نفت که نام مصدق با آن عجين است. امسال البته چهل سال از درگذشت دکترمحمد مصدق مي‌گذرد. به پاس تلاش های بی شائبه او در جهت استقلال ایران با آن بزرگمرد درد دل می کنیم:

بگذار تا پیام تو را پیشوای آزادی

                       با چشمان ساکت خود منتشر کنیم

بگذار تا عصای تو

                       با انتظار ما ، بر گور روستایی آهسته گل کند

بگذار آب های پر آواز 

                    همواره در ستایش آزادی

                                                    زیر درخت پیر روان باشد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 10:0 توسط م آزاد |


درسال ۸۵فوتبال مملکت همچون بقیه امورمان - به یمن دولت توانمند نهم با شعار "مامی توانیم "جولانگاه تاخت وتاز دوستان رایحه خوش خدمت که در آخرین انتخابات دچار اختلافات داخلی گشتند- سیاسی گشت تاباز هم سیاسی کاری تازه به قدرت رسیدگان به سرکردگی اقای رئیس شان علی ابادی چرخهای رو به جلو درحرکت که جرقه های ان توسط مدیر توانمندصفایی فراهانی زده شده بود به عقب برگردد.

پروسه فوق باتغییرات گسترده درهیات مدیره اکثر باشگاهها وبویژه ابی و قرمز صورت گرفت واقای رییس بجای اینکه تنهایکی از دوستانش را درهر هیات مدیره بگمارد تا راهبری جمع رابرعهده بگیرد برعکس اکثرشان راسیاسی گذاشت تادرانجا به انتقامجویی ازگذشته بپردازند و عاقبت ان شد که دراین عرصه هم چون دیگر زمینه ها باتحریم مواجه گردیم وا گر نبود پا درمیانی خاتمی و اصرار ایشان به صفایی معلوم نبود اکنون چه بر سر لیگ حرفه ای و فوتبال ملی و خیل جوانان طرفدارمی آمد.

درپایان به تازه دولتمردشدگان توصیه می کنم که کار را به کاردان بسپارند و اجازه بدهند فوتبال بدون مدیریت دولتی طی طریق کند و ایشان فقط سیاست گذاری کنند همان که رهبر معظم درتاکیداتشان پیرامون اصل ۴۴بیان کردند و نه اینکه این مقوله نیز دولتی تر از قبل اداره گردد.

ایام بکام .

"صالح ازادی"

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 22:21 توسط صالح آزادی |


نفت این ماده ای که ما در ایجاد آن هیچ نقشی نداشته ایم سالهاست که دارد بار سنگین اقتصاد ایران را به دوش میکشد و نان آور خانه ها وسفره های ماست دراین میان عده ای معتقدند ما اگر نفت نمی داشتیم به دنبال ایجاد یک اقتصاد بدون نفت میرفتیم این اتفاق یکبار در تاریخ ما در حال شکل گیری بود دوران مصدق که انگلیس به تلافی استقلال خواهی ما خرید نفت ایران را تحریم کرد در حالی که منابع نفت ما مالامال از نفت بود اما این نفت هیچ نقشی در زندگی اقتصادی ما ایفا نمی کرد در این دوره بود که دکتر مصدق طرح اقتصاد بدون نفت را برای جامعه ی ا یرانی طراحی کرد آرمانی که با کودتای ۲۸ مرداد برای همیشه از یادها رفت  و اقتصاد ایران همچنان متکی به نفت باقی ماند وماند  و عده ای به همین دلیل به نفت ایراد می گیرند که اگر نفت نمی بود ما فکری بر میداشتیم  و متکی به نفت باقی نمی ماندیم اما به نظر من این ایراد قبل از آنکه به نفت وارد باشد به خود ما وارد است تجربه ی کشورهایی مثل نروز نشان داده که اگر خود کشورها به هوش باشند می توانند با کمک نفت یک اقتصاد مستقل و مطمئن را  پایه  ریزی کنند ما اماچون هیچگاه به افقهای دور ننگریسته ایم همیشه این ثروت را خرج مخارج روزانه کرده ایم واز آن استفاده ی درستی نکرده ایم همیشه از بابت چاههای نفتمان خیالمان راحت بوده هر گاه که به مشکلی بر میخوردیم سر در چاهها میکردیم .مقداری میفروختیم وبه زخم جامعه مان میزدیم  پس این ایراد به ما وارد است نه به نفت .در عرصه ی زندگی اجتماعی هم ما همیشه منبع مطمئنی داشته ایم که هر وقت به مشکلی برخورد می کرده ایم از آن استفاده می کرده ایم ((دین)) روزی فکر میکردم که چرا اروپائیها تصمیم گرفتند که دین را کنار بگذارند یکی از دلایلی که به ذهنم رسید این بود که اروپائیها دین مطمئن وکاملی نداشتند آنها حتی نسخه ی کاملی از کتاب مقدس خود هم نداشتند انجیل به رواین یوحنا چیزی میگفت وبه روایت دیگری چیز دیگری می گفت پس چگونه میتوان  به چنین دینی که حتی کتاب مقدس واحدی ندارد اتکا کرد بنابراین شاید کار اروپاییها خیلی هم اشتباه نباشد آنها دست از اتکای بیش از حد به دین برداشتند و با اتکا به اندیشه ها وتوانائیهای انسانها جامعه ی خویش را سامان دادند ما اما همان طور که خیالمان از بابت چاههای نفتمان راحت بود خیالمان از بابت دینمان هم راحت بود معتقدیم که قرآن تحریف نشده ودین اسلام هم کاملترین دینیست که وجود دارد پس باز هم با خیال راحت به روزمرگی ادامه دادیم و هیچ تلاشی در جهت بکار انداختن توانائیهای خود انجام ندادیم حالا آیا باید به دین اسلام هم ایراد بگیریم که چرا اینقدر دین کاملیست که باعث شده ما خیالمان راحت باشد وتوانائیها ی خود را به کار نگیریم؟ وقت آن رسیده است که دست از تنبلی برداریم ودر عین اتکا به ثروتهای مادی ومعنوی خود جهاد عظیمی را در راه ساختن جامعه ی خویش آغاز کنیم .به امید آن روز.                              باقی بقایتان                     الف دادمان
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 10:0 توسط الف دادمان |


تقريبا در دوره صفويه است كه پايه هاي دنيايي با شكل كنوني در حال شكل گيري است . در اين دوره است كه چيزي به نام صنعت در اروپا مطرح شده . دوره صنعت سنگين و ذغال سنگي اروپا . دوره اي كه در آن كارگران مجبورند حداقل روزي دوازده ساعت كار كنند و در مقابل تنها اجازه زنده ماندن داشت باشند . دوره اي كه انباشت سر مايه در اروپا در حال شكل گيري است . سر مايه اي كه بعدها در ديگر كشور ها به اسم استعمار به كار گرفته شد. وبا ثروت كسب شده از اين راه رفاه را براي مردمش به ارمغان آورد . در اين دنياي پرتحول كشور ما در چه حالي بود ؟ حكام ما چه مي كردند ؟ در اين زمان مهمترين دغدعه حكام صفوي ايران بهينه كردن استفاده از شمشير براي گسترش مذهب تشيع بود 
نادر شاه افشار هم مهمترين موفقيت هاي خودش را در به رخ كشيده برتري هاي نظامي اش مي ديد و بزرگترين موفقيتش لشكر كشي هاي چند باره به هندوستان بود . كشوري كه همه آن را سرزمين ثروت هاي افسانه اي مي دانستند و نادر شاه هم الحق در دست اندازي هايش به اين ثروت ها سنگ تمام گذاشت, ولي چه فايده كه قدرت فكري لازم براي استفاده از اين ثروت هاي باد آورده را نداشت و ساليان بعد اين ثروت هاي افسانه اي موجب رفاه و آرامش شهروندان انگليسي شد.  
ايده ها ي اقتصادي زنديه اگر چه ايده هاي جالبي بود, ولي هيچ گاه به اجرا در نيامد . مهمترين علتش هم كوتاهي عمر اين دوره است . از جمله قوانين اقتصادي اين دوره اين بود كه براي نخستين بار گرفتن ماليات بر اساس ميزان توليد محصول مطرح شد. 
در دوره قاجاريه ارتباطات با دنياي خارج كه از زمان صفويه آغاز شده بود ,گسترش يافت . در اين دوره شكاف دولتهاي غني و فقير به اندازه كافي آشكار شده بود و اسكلت دنياي امروزي ريخته شده بود . در ايران چيزي به نام اقتصاد دولتي وجود نداشت و اقتصاد مسلط بخش خصوصي هم كشاورزي خرده مالكان بود و تنها ممر درآمد دولت هم ماليات كشاورزان روستايي يا تجار شهري . تا اينجا هيچ تراكم سرمايه اي وجود ندارد . نا امني هاي موجود مانع از تراكم سرمايه مي شد . اين ناامني ها در وهله اول براي سرمايه داران و سپس براي ساير مردم آنچنان بود كه مانع از انجام هرگونه فعاليت اقنصادي مي شد . اين نا امني ها از دو سو ي مطرح بود . اول : ترس از ياغيان و سركشاني كه راهها و شهرها را نا امن مي كردند و چه بسا گاه تمام دارايي تجار را با خود مي بردند و صاحبانش را هم مي كشتند . اين نوع از ناامني بيشتر براي طبقه تجار مطرح بود و ملاكان تقريبا از آن در امان بودند. دوم: ترس از عوامل حكومتي . اصولا حاكمان ايران از قديم تا كنون بر دو نكته محبوبيت و ثروت حساس بوده اند . . در هر موردي كه احساس مي شد محبوبيت و ثروت فردي از نفوذ و ثروت بالادستان حكومتي فزوني گرفته , به انواع ترفند ها با او مقابله مي شد . وارد آوردن اتهام دزدي و اختلاس و كلاهبرداري معروفترين روش براي اين كار بود . سرنوشت حاج امين الضرب* مي تواند مثال بارزي در اين مورد باشد . همچنين در اين دوره مساله رقابت برسر بازار هاي ايران براي قدرت هاي اقتصادي آن روز به وجود آمده بود . تاسيس بانك هاي شاهنشاهي و استقراضي در ايران نشان ازتوجه روسيه و انگلستان به بازارهاي ايران و در عين حال بي توجهي به اين امر از سوي حاكمان كشورمان است. ارزش و اهميت منابع و معادن طبيعي هم نه تنها بر مردم و بخش خصوصي بلكه بر دولت و بزرگان آن روز هم پوشيده بود. بنابراين تعجبي ندارد كه مي بينيم در حالي كه مردم ايران همه در فكر پنهان كردن دارايي هاي خود و كمتر جلوه دادن آن اند , از آن سوي دنيا يك شركت خصوصي انگليسي دنبال عقد قراردادي براي به دست آوردن انحصار كاشت تنباكو است .يا شركت ديگري در پي كسب امتياز شيلات ايران است .  
دوره نوين ايران در واقع از حكومت رضاشاه آغاز مي شود . در اين دوره است كه با خراب كردن پل هاي واسط سنت ودنياي جديد شكاف عميقي بين دنياي قديم و آنچه تحت عنوان دنياي جديد در حال ساختن بود , ايجاد مي شود .چه از نظر سياسي يا اقتصادي يا اجتماعي . ايجاد دانشگاه , راه آهن , صنايع جديد و مدارس جديد همه نشانه در هاي دنياي جديدي بودند كه به روي جامعه ايراني گشوده مي شد . درست است كه ظاهر دنياي ايراني در حال نو شدن بود ولي افكار و فرهنگ سنتي همچنان در اعماق جان ملت و دولت رسوخ كرده بود . و همين افكارسنتي (كه شيوه حكومتي رضاشاه هم نتيجه آن بود ) مانع از تحولات عميق اقتصادي مي شد . به عنوان مثال زمين خواري هاي رضاشاه كه حالا شهره عام و خاص است نتيجه اين تفكر بود كه هيچ كس نبايد از شاه ثروتمند تر باشد . حتي بزرگ مالكان نيز هيچ نقشي در تغييرات اجتماعي نداشتند . با توجه به تمركز حكومت قدرت ايلات نيز از بين رفته بود و دولت مركزي يكه تاز عرصه سياست و اقتصاد شده بود . در اين دوره بود كه با انعقاد قراردادهاي نفتي احساس استقلال مطلق به دولت دست داده بود و اين نكته به يكه تازي هايش افزوده بود. بدين ترتيب كم كم دولت به مفتخوري تبديل شد كه بدون نياز به هيچ برنامه ريزي اي به راحتي از پس هزينه هايش بر مي آمد . امنيت تحت چكمه هاي رضاشاه ترس از ياغيان را از بين برد ولي ترس سرمايه داران از اين چكمه ها به مراتب بيشتر از ترس از ياغيان بود . 
ولي در هر صورت در اين دوره پايه هاي اوليه صنعتي كه بعدها در دهه چهل و پنجاه در كشور رو به پيشرفت گذاشت , ريخته شد و كودكان اين دوره كه بعدها به بچه هاي رضا شاهي شهرت يافتند, با آشنايي با فرهنگ و اقتصاد غربي گامهاي اقتصادي مهمي براي كشور برداشتند  
در حكومت محمدرضاشاه هم از همان ابتداگامهايي براي جلب اعتماد مردم ( چه درزمينه اقتصادي يا سياسي ) برداشته شد . بسياري از زمينهاي غصب شده به صاحبانش برگردانده شد . در اين دوره اقتصاد ايران تقريبا شكل وشمايل امروزي اش را پيدا كرد. تركيبي از نفت ,كشاورزي و اندكي هم صنعت . اكتشافات نفتي هم كه رو به پيشرفت گذاشته بود , استقلال و در نتيجه فاصله بيشتر دولت از ملت را موجب شده بود . اين مساله تبعات سياسي خود را نيز در پي داشت . در سال 32 كه ايران تقريبا با تحريمهاي نفتي مواجه شده و دست دولت از درآمدهاي نفتي براي مدتي جدا شده بود , اوج وابستگي دولت به نفت آشكار شد . در اين زمان بود كه ثابت شد اگر دولت درآمد مستقلي از ملت نداشته باشد , چگونه مجبور به اتكا به مردم و توجه به خواستهاي انان است
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 18:35 توسط م آزاد |


داستان آن مرد را که یک تخم مرغ خریده بود و آرزو داشت که با آن یک تخم مرغ ،صاحب یک مرغداری شود را که شنیده اید حالا جالبی است که بشنوید چند روز قبل چنین ماجرایی در قوژد اتفاق افتاده دو نفر از اعضای شورای قوژد دانشمندی را به قوژد دعوت کرده اند آن دانشمند در ضمن سخنانی قول داده است که در جنوب قوژدشهرک صنعتی بسازد وبعد در آن شهرک صنعتی یک گاوداری هزار راسی بسازد البته ماجرا به اینجا ختم نمی شود دانشمند مذکورکه نمی دانم چطور از دید ماموران آمریکایی مخفی مانده که تا حالا ندزدیده اندش به مردم قوژد امید داده است که خوبست در قوژد یک فرودگاه هم ساخته شود البته این پیشنهاد منطقی به نظر میرسد چون وقتی قرار باشد که تولیدات آن گاوداری هزار راسی را به خارج از کشور منتقل کنند حتما به فرودگاه نیاز است حالا به داستان برگردیم مرد درهمین افکار غوطه ور بود که تخم مرغ از دستش افتاد و شکست امیدوارم برای دانشمند قوژد این اتفاق نیفتد حالا اگر می خواهید نام آن دانشمند را بدانید ما منتظرتان نمی گذاریم آن دانشمند بزرگ کسی نیست جز سرورمان اقای حجت اللاسلام دکتر درافشان طباطبائی.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 13:32 توسط الف دادمان |


پس ازگذر ازبحرانی که در روابط دولت ومجلس برسر طرح ابتکاری جناب احمدی نژاددرتغییرساعات کاری بانکها - که ان را یگانه عامل حل ترافیک پایتخت می دانست -درروزهای پایانی سال این مجلسیها چوب لای چرخ دولت میذارن وهر چی همسر خانم رجبی -این مقاله نویس شهیرمدافع دولت ومهاجم به اکثر شخصیتهای مجرب نظام مثل اقایان رفسنجانی وخاتمی   که از قضا موردتایید امام راحل ومقام معظم رهبری میباشند-درجلسات سخنگویی دولت داد می زندکه تغییر ساعت دراکثر کشورها ی پیشرفته وبه تبع ان کشورما اشتباه بوده است وازروی عادت ان را انجام داده اندولی  این اقایان راه یافته به پارلمان که تا دیروز دم ازاحمدی نژادی بودن می زدند بسرکردگی توکلی وافروغ ودیوان محاسبات زیرنظرشان همچون سازمان بازرسی کل کشورکه متعلق به قوه ثالثه استناد به امار علمی درموردتاثیر مثبت سالهای ۷۰تا۸۴میکنند.نمیدونم این دوقوه غیر اجرایی کشور نمیدونند که این دولت اومده بگه "مامیتوانیم "ونیز بقول همان همسر خانم رجبی (الهام)تصمیم گیرنده دولت وبه بقیه ....(صالح ازادی )

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 21:59 توسط صالح آزادی |


امروز به طور اتفاقی در مسیرم دو گدا قرار گرفتند وتقاضای کمک کردند اولی یک معتاد تزریقی بود دومی پیرمردی بود سیگار به لب. به هیچکدامشان کمک نکردم وقتی از آنها جدا شدم دچار یک حالت تردید شدم ایا رفتارم درست بود آیا وظیفه ی اجتماعی ام ایجاب نمیکرد که به آنها کمک کنم ؟شک ندارم که آنها در فقیر بودن خودشان مقصر اصلی نیستند و شرایط جامعه آنها را به اینجا کشانیده است با این حال باید چه میکردم گیرم که اشتباه نمی کردم وبه آنها کمک هم میکردم بالاخره که چه مشکل آنها که با این حرفها حل نمی شود من به اشتباه امروزم اعتراف میکنم اما جاداردکه این سوال را هم مطرح کنم که پس مقصر اصلی چیست به نظرمن مقصر اصلی جامعه است مقصر اصلی شرایط نامطلوبیست که ما را از نظر اقتصادی و اجتماعی به اینجا کشانیده است مقصر اصلی آنهائی هستند که علمی وسازنده کار نمی کنندبرای درمان دردهای فقرای جامعه باید با دید علمی به اقتصاد نگریست ولی ما این کار را نکرده ایم دولت فعلی هم با نگرش کاملا عوامانه ای به اقتصاد می نگرد که این هم مزید بر علت است ودرد را بیشتر میکند در این بین وقتی حس میکنم که نهادهای امدادی هم به درستی به وظایفشان عمل نمی کنند آه از نهادم بر میخیزد خود به دو چشم دیده ام که ازامکانات کمیته ی امداد در برنامه های سیاسی جناح راست استفاده شده است بارها وبارها هم شنیده ام که راست سنتی به کمیته ی امداد به چشم یک پشتوانه ی اقتصادی برای برنامه های سیاسی اش می نگرد و از اعانات مردمی وبودجه های دولتی آن در جهت مقاصد جناحی خود سوئ استفاده می کنددر ماه رمضان با یکی از بزرگان اصلاحات دیداری داشتم او گفت راست جوان هم برای اینکه پشتوانه ی اقتصادی داشته باشد دست به کار شده و اصلا صندوق مهر رضا را به این قصد به را ه انداخته اند که هر گاه کفگیرشان به ته دیگ خورد مشکلات اقتصادیشان را از طریق صندوق مهر رضا بر طرف کنند خدا کند که حرف او دروغ باشد.راستی برق وجلای ویترینها و نگاه اندوهگین به آن عجب سوزی دارد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 16:40 توسط الف دادمان |


 

اربعین سید وسالار ازادیخواهان امام حسین ع برتمامی رهروانش ثسلیت باد

 بمناسبت شب اربعین تکیه حیدری میزبان عزاداران- که اکثرا مردم ساکن همان منطقه وبیشتر نسل جوان - بود.روحانی که خود را تحصیلکرده حوزه های نجف اشرف وقم معرفی میکردمنبر را از جوان مداح تحویل گرفت تا بقولی مردم را وعظ نماید.خرسندشدم که وقتم به گوش سپردن به منبرشیخی سپری خواهد شد که بازبقول خودش درمکتب مراجع عظام تلمذ نموده است وگفتم بزرگان هیاتم حتما اورا از روحانیت کاشمر برتر دیده اند که رنج سفر رابه اوتحمیل نموده اندتا هم محله ایها به پاس این شب عظیم    بامنبر ایشان از چشمه سار تشیع علوی جرعه ای نوش نمایندوبرمعارفشان افزوده گردد.

اماافسوس وصدافسوس ایشان وقتی بلندگو را درپیش دهان خود دید ناگهان شروع به تشرزدن نمود که اهای بچه بیاوسط جلو من بشین /ها ماشالا مثل رضازاده میمونی اونوقت رفتی به دیوار تکیه زدی /بچه  صحبت نکن /مگه باتونیستم اقا/ساکت باش .دراین اثنا جوانان حاضر درمجلس هم به لج بازی بیشترهمهمه کردن ودقایقی چنین تلف شدوایشان شروع کرد بجای بیان ذکر فضائل وصفات امامان به تشریح دلیل چنین برخوردی که علتش راشیوه مدیریت جلسه بیان نمود.

درپایان بحثش نیز یک خاطره ویک خواب ازدوستانش در قم نقل کرد که هردوی انها دال بر این بود که ان دو نفر که به مرضهای بدی گرفتار بودن چون شیعه بودن و به امام رضا وحضرت معصومه (س)تمسک کردن بدون نیاز به دکتر که از قضا انها را جواب کرده بودندخوب شدند.

دوستان هدفم ازنقل این جلسه این بود که ایا این خواب تعریف کردنها را روحانیت سنتی همین شهرکه صد البته خوش برخوردتر از این جنابند بلد نبودند که ایشان رااوردند ونیز باین نکته پی بردم که چرا امثال حاج اقای عربی مورد پسند هیات امنای تکایای شهر نیست بدان دلیل که حضرت ایشان حاضر به سپری کردن وقت شریف مردم باینگونه انهم تعریف کردن خواب بدون ذکر اینکه چگونه ائمه عمل نمودند که صاحب چنین کمالاتی شدند نمیباشند .اری ماائمه سلام اله رافقط برای شفا نباید بخواهیم بلکه انان الگوهای ما در تمامی امورات باید باشند انگاه است که شفیعمان نیز خواهندبود .ان شائ اله. 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 18:53 توسط صالح آزادی |


حاج اقا از روزی که به پارلمان پاگذاشتند تا کنون در سخنرانیهایشان به کرات از راه اندازی پروژه های کلان دم زده اند(هتل،کارخانه سیمان ، فرودگاه ،پل سلطانیه و ...)که هرز کدام به تنهایی فقط در لفزایش سطح خواسته ها وانتظارات مردم و بویژهقشر کم در امد جامعه نقش بسزایی داشته است.ایشان انچنان از وظیفه اصلی نمایندگی غافل و گرفتار روزمرگی وسیاست زدگی شده اند که حتی در هنگامیکه نمایندگان مجلس باید به بررسی لایحه بودجه -این مهمترین چشم انداز سال اتی-پیشنهادی دولت نهم که به قول اقای رفسنجانی هیچگونه محلی به سند چشم انداز بیست ساله نظام و نیز برنامه پنج ساله چهارم نداشته ،بپردازند ترک وظیفه می کنند و در افتتاح نمایندگی فروش فلان کارخانه ماشین سازی در خلیل اباد حاضر می شوند .این مسئله جای تفکر بسیار دارد .به چه دلایلی نمایندگان مجلس چنین بی پروا در برابر دیدگان موکلین خود از انجام وظیفه قصور می کنند؟!!

جهت یاداوری خالی از لطف نیست که باطلاع ایشان برسد که پروژه کارخانه کاشی که ایشان نه تنها از ان بر عکس وعده های تو خالی فوق الذکر حمایتی نکرده اند بلکه به انحاء مختلف سنگ اندازی نموده اند اولین محموله از تجهیزاتش به لطف پروردگار و پشتکار هیئت مدیره ان و بویژه شخص حاج اقا عاصمی با 18 دستگاه تریلی وارد کاشمر شد و بزودی با ورود بقیه دستگاهها با 200 تریلی مقدمات صنعتی شدن کاشمر با همت مردم ان نه بارانت فراهم خواهد گشت

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 16:14 توسط م آزاد |


در حالی به استقبال سال نو می رویم که فاصله احمدی نژاد با شعارهایش روز به روز بیشتر می شود.شعارهایی از قبیل آوردن نفت سر سفره مردم،طرح تثبیت قیمت ها و... در عرصه دولت ها و ملت ها رسم و روال برآنست که هر ساله بودجه ای توسط دولت به صورت لایحه به مجلس که نماینده ملت است تقدیم می شود و نمایندگان نیز با توجه به آرمان های هر نظام اقتصادی مثل رشد اقتصادی،توزیع رفاه و عدالت و... به بررسی پیرامون آن می پردازند.در دولت خدمتگزار نهم که پس از سال ها از انقلاب اسلامی،جناح راست به سمت ریاست جمهوری دست یافته بود آقای احمدی نژاد با پشت پا زدن به کل تجارب به دست آمده و با وعده((ما می توانیم))اثبات کرد که واقعاً ما می توانیم همه شخصیت های مجرب و مبارز که برای این انقلاب زحمت کشیده اند و در عرصه مدیریت هم صاحب دیدگاه هستند از عرصه اجرایی کنار بزنیم و کار را به نا کاردان هایی بسپاریم که دانسته یا نادانسته ریشه های اقتصادی،فرهنگی،اجتماعی،سیاسی نظام را هدف قرار داده اند،چگونه؟

در طول سال های پس از انقلاب ،بودجه ای که دولت سال گذشته داد وبه واقع کلیه اصول علمی اقتصاد را کنار نهاد،انبساطی ترین بودجه را تجربه کردیم.البته به لطف صندوق ذخیره ارزی دولت خاتمی.

امسال نیز می خواهیم انقباضی ترین بودجه را تجربه کنیم.در عرصه فرهنگی دوستان پس از حدود 18 ماه مدیریت به جای تکریم پیامبران به توهین به ساحت ایشان می پردازندوتوفیقشان همان که نه حوزه و نه باصطلاح حرکتهای خود جوش مردمی معترض ان شدند.درعرصه سیاسی نیز وزیر محترم ارشاد به این نظریه توفیق دست یابی داشتند که ما از احزاب تجربه تلخی داریم.در عرصه اجتماعی هم که تا دیروز همه اش بد حجابی ها را سیاست تسلهل وتسامح خاتمی مرتبط می ساختند و در کوچه وخیابان به مردم گیر می دادند.امروز کلا این مسئله حل شده وگویا بد حجابی وجود ندارد و الی موفقیتهای دیگر دولت.

گویا عیدی دولت ومجلس امسال می خواهد اداره کشور در سال دیگر بوسیله بودجه یک یا چند دوازدهم باشد حالتی که در مواقع بحرانی مثل جنگ در اداره کشورها بکار گرفته می شود در دولت مهورز احمدی نژاد و در حالیکه ایشان با اقبال جهانی روبرویند وبقول خودشان دنیا دارد احمدی نژادی می شود بخاطر سیاهی کاریهای ایشان از جمله حذف ارگان برنامه ریزی کشور و بردن ان به دست استانداران نتیجه اش این می شود که بودجه با دو ماه تاخیر ارسال و نمایندگان محترم نیز که در سال پایانی نمایندگی هستند برای جلب ارای مردم با رویکرد انی دولت از سیاستهای اشتباه قبلی اش من جمله عدم هدفمندی یارانه ها می خواهند دهان مردم را شیرین کنند و کام خودشان را شیرین تر با عدم تصویب ان و کشاندن ملت و اداره امور انها به بود جه های چند دوازدهمی.

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 20:9 توسط م آزاد |


آخرین خاطره ای که از او به یاد دارم به دوره ی انتخابات ریاست جمهوری بر می گردد آقای خباز نمابنده ی سابق مشغول سخنرانی در حمایت از هاشمی رفسنجانی بود جمعیت به سخنان او گوش می کردند که ناگهان سر وصدائی ازگوشه ای بلند شد جوان لاغر اندام وبلند قدی داغ کرده بود ولاتائلاتی میگفت که مپرس با هیجان وحالت دعوا خود را به تریبون رسانید کم مانده بود که خباز را به باد کتک بگیرد که مردم مانعش شدند  از او خبری نداشتم تا اینکه چند روز پبش شنبدم که محمد دربانی همان جوان احساساتی دیروز،به پاس تلاشهای انتحاباتی اش به عنوان نماینده ی سازمان ملی جوانان درکاشمرمنصوب شده است

 اواز گذشته هیچ تجربه ی شغلی نداردواینکه در آغاز اشتغال ودر عنفوان جوانی برای جوانان این دیار چه خواهد کرد باید منتظرماند ودید. او  از اصلی ترین اعضای ستاد آقای احمدی نژاد در انتخابات سال گذشته بود به پاس همان شایستگی به این سمت رسید.اما صحبتی با مقامات بالاتر،آیا ایشان که هنوز مجرد هستند مشکلات جوانان متاهل را درک می کنند؟!آیا شخصی که حداقل از تجربه ای در چنین زمینه هایی برخوردار باشد نبود که برای اولین عرصه کاری ایشان،وی به این سمت منصوب می گردد.

در پایان ایشان را توصیه می کنم کمی از گذشته آرامتر حرکت کنند و مانند آن برخوردهای قبلی شان که مثلاً در مسجد جامع با حاج آقای خباز داشتند  از ایشان سر نزند و با مردم و بویژه قشر حساس جوان لطیف و با احساس رفتار کنند نه با خشونت و فاشیست گری.

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 22:35 توسط م آزاد |


در این مدت که درگیر وسوسه های فکریمان بودیم فزصت زیادی برای اندیشیدن یافتیم هر چند وسوسه ها به جای خود قابل تامل بودند اما دغدغه هائی که در مورد امور اجتماعی داریم بسیار بیشتر است از سوئی حس می کنیم که اگر این عرصه را رها کنیم انگار دیگر وجود خارجی نداریم در این مدت داستان زندگی ما در یک جمله ی کوتاه خلاصه میشد :((می نویسم پس هستم))اینک مایه ی تاسف می دانیم که این تنها عرصه ای که می توانیم در آن بودن خود را ابراز کنیم از دست بدهیم می مانیم برای دغدغه هامان،می نویسیم برای آرمان هامان اما در قالبی فراتر از بوم زیست کاشمر از این پس حضور سایر نویسندگان ترشیز خبر پررنگ تر خواهد شد و این مایه ی بسی خرسندی ست که توقف کوتاه مان مارا گامی به جلو برد از فردا بیشتر در مورد مسائل کلان کشور خواهیم نوشت اما دغدغه های بوم زیست عزیزمان ترشیز کهن را نیز دنبال خواهیم کرد از این پس ترشیز خبر سابق با همان آدرس قبلی اما با نام جدید ((تلکس اندیشه)) در خدمت شما خواهد بود                                         

 باقی بقایتان

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 22:32 توسط م آزاد |