عید آمد وما خانه ی خود را نتکاندیم گردی نستردیم وغباری نفشاندیم
آفاق پر از پیک وپیام است ولی ما پیکی ندواندیم وپیامی نرساندیم
صد قافله رفتند وبه مقصود رسیدند ما این خرک لنگ ز جویی نجهاندیم
از نه خم گردون بگذشتند حریفان مسکین من ودل در خم این زاویه ماندیم
طوفان بتکاند مگر امید که صد بار عید آمد وما خانه ی خود را نتکاندیم
در این شعر درنگ کنید خالی از گزند وپند نیست اما آرزو می کنم که کار ما هیچوقت به طوفان نرسد امیدوارم که ملت ایران در سال آینده بتواند بخشی از مسیر صعب العبور پیشرفت را پشت سر گذارد آنهم با مسالمت و سلامت. باقی بقایتان الف دادمان
نیم قرنی است که می گذرد.ادای احترام می کنیم به " گاندی "مصدق"و"جمال عبد الناصر" یادی می کنیم از شهید دکتر حسین فاطمی و علامه دهخدا وهمه انها که تا آخر به آرمان مصدق وفادار ماندند.
سخن بی پرده باید گفت!
وقت رازپوشی نیست.
اگر دشمن زبیم نام توبرخویش می لرزید!
ومی کوشیدتاگردفراموشی
بپاشد روی نام تو
دلم می گیرداز این هم نبردان و
.....زهمراهان
که از خاطر تو رابردند
ندانم من! ز روی سهو یا از عمد
تو راو رادمردی تورابردند از خاطربردند
تورا شیر بزرگ شرق
توراای مظهرآزادگی
حتا به نامی یادننمودند
وقلب عاشقانت را
به یادی شادننمودند
بهروز امیدوار
بگذار تا پیام تو را 
با چشمان ساکت خود منتشر کنیم
بگذار تا عصای تو
با انتظار ما ، بر گور روستایی آهسته گل کند
بگذار آب های پر آواز
همواره در ستایش آزادی
زیر درخت پیر روان باشد
درسال ۸۵فوتبال مملکت همچون بقیه امورمان - به یمن دولت توانمند نهم با شعار "مامی توانیم "جولانگاه تاخت وتاز دوستان رایحه خوش خدمت که در آخرین انتخابات دچار اختلافات داخلی گشتند- سیاسی گشت تاباز هم سیاسی کاری تازه به قدرت رسیدگان به سرکردگی اقای رئیس شان علی ابادی چرخهای رو به جلو درحرکت که جرقه های ان توسط مدیر توانمندصفایی فراهانی زده شده بود به عقب برگردد.
پروسه فوق باتغییرات گسترده درهیات مدیره اکثر باشگاهها وبویژه ابی و قرمز صورت گرفت واقای رییس بجای اینکه تنهایکی از دوستانش را درهر هیات مدیره بگمارد تا راهبری جمع رابرعهده بگیرد برعکس اکثرشان راسیاسی گذاشت تادرانجا به انتقامجویی ازگذشته بپردازند و عاقبت ان شد که دراین عرصه هم چون دیگر زمینه ها باتحریم مواجه گردیم وا گر نبود پا درمیانی خاتمی و اصرار ایشان به صفایی معلوم نبود اکنون چه بر سر لیگ حرفه ای و فوتبال ملی و خیل جوانان طرفدارمی آمد.
درپایان به تازه دولتمردشدگان توصیه می کنم که کار را به کاردان بسپارند و اجازه بدهند فوتبال بدون مدیریت دولتی طی طریق کند و ایشان فقط سیاست گذاری کنند همان که رهبر معظم درتاکیداتشان پیرامون اصل ۴۴بیان کردند و نه اینکه این مقوله نیز دولتی تر از قبل اداره گردد.
ایام بکام .
"صالح ازادی"
نادر شاه افشار هم مهمترين موفقيت هاي خودش را در به رخ كشيده برتري هاي نظامي اش مي ديد و بزرگترين موفقيتش لشكر كشي هاي چند باره به هندوستان بود . كشوري كه همه آن را سرزمين ثروت هاي افسانه اي مي دانستند و نادر شاه هم الحق در دست اندازي هايش به اين ثروت ها سنگ تمام گذاشت, ولي چه فايده كه قدرت فكري لازم براي استفاده از اين ثروت هاي باد آورده را نداشت و ساليان بعد اين ثروت هاي افسانه اي موجب رفاه و آرامش شهروندان انگليسي شد.
ايده ها ي اقتصادي زنديه اگر چه ايده هاي جالبي بود, ولي هيچ گاه به اجرا در نيامد . مهمترين علتش هم كوتاهي عمر اين دوره است . از جمله قوانين اقتصادي اين دوره اين بود كه براي نخستين بار گرفتن ماليات بر اساس ميزان توليد محصول مطرح شد.
در دوره قاجاريه ارتباطات با دنياي خارج كه از زمان صفويه آغاز شده بود ,گسترش يافت . در اين دوره شكاف دولتهاي غني و فقير به اندازه كافي آشكار شده بود و اسكلت دنياي امروزي ريخته شده بود . در ايران چيزي به نام اقتصاد دولتي وجود نداشت و اقتصاد مسلط بخش خصوصي هم كشاورزي خرده مالكان بود و تنها ممر درآمد دولت هم ماليات كشاورزان روستايي يا تجار شهري . تا اينجا هيچ تراكم سرمايه اي وجود ندارد . نا امني هاي موجود مانع از تراكم سرمايه مي شد . اين ناامني ها در وهله اول براي سرمايه داران و سپس براي ساير مردم آنچنان بود كه مانع از انجام هرگونه فعاليت اقنصادي مي شد . اين نا امني ها از دو سو ي مطرح بود . اول : ترس از ياغيان و سركشاني كه راهها و شهرها را نا امن مي كردند و چه بسا گاه تمام دارايي تجار را با خود مي بردند و صاحبانش را هم مي كشتند . اين نوع از ناامني بيشتر براي طبقه تجار مطرح بود و ملاكان تقريبا از آن در امان بودند. دوم: ترس از عوامل حكومتي . اصولا حاكمان ايران از قديم تا كنون بر دو نكته محبوبيت و ثروت حساس بوده اند . . در هر موردي كه احساس مي شد محبوبيت و ثروت فردي از نفوذ و ثروت بالادستان حكومتي فزوني گرفته , به انواع ترفند ها با او مقابله مي شد . وارد آوردن اتهام دزدي و اختلاس و كلاهبرداري معروفترين روش براي اين كار بود . سرنوشت حاج امين الضرب* مي تواند مثال بارزي در اين مورد باشد . همچنين در اين دوره مساله رقابت برسر بازار هاي ايران براي قدرت هاي اقتصادي آن روز به وجود آمده بود . تاسيس بانك هاي شاهنشاهي و استقراضي در ايران نشان ازتوجه روسيه و انگلستان به بازارهاي ايران و در عين حال بي توجهي به اين امر از سوي حاكمان كشورمان است. ارزش و اهميت منابع و معادن طبيعي هم نه تنها بر مردم و بخش خصوصي بلكه بر دولت و بزرگان آن روز هم پوشيده بود. بنابراين تعجبي ندارد كه مي بينيم در حالي كه مردم ايران همه در فكر پنهان كردن دارايي هاي خود و كمتر جلوه دادن آن اند , از آن سوي دنيا يك شركت خصوصي انگليسي دنبال عقد قراردادي براي به دست آوردن انحصار كاشت تنباكو است .يا شركت ديگري در پي كسب امتياز شيلات ايران است .
دوره نوين ايران در واقع از حكومت رضاشاه آغاز مي شود . در اين دوره است كه با خراب كردن پل هاي واسط سنت ودنياي جديد شكاف عميقي بين دنياي قديم و آنچه تحت عنوان دنياي جديد در حال ساختن بود , ايجاد مي شود .چه از نظر سياسي يا اقتصادي يا اجتماعي . ايجاد دانشگاه , راه آهن , صنايع جديد و مدارس جديد همه نشانه در هاي دنياي جديدي بودند كه به روي جامعه ايراني گشوده مي شد . درست است كه ظاهر دنياي ايراني در حال نو شدن بود ولي افكار و فرهنگ سنتي همچنان در اعماق جان ملت و دولت رسوخ كرده بود . و همين افكارسنتي (كه شيوه حكومتي رضاشاه هم نتيجه آن بود ) مانع از تحولات عميق اقتصادي مي شد . به عنوان مثال زمين خواري هاي رضاشاه كه حالا شهره عام و خاص است نتيجه اين تفكر بود كه هيچ كس نبايد از شاه ثروتمند تر باشد . حتي بزرگ مالكان نيز هيچ نقشي در تغييرات اجتماعي نداشتند . با توجه به تمركز حكومت قدرت ايلات نيز از بين رفته بود و دولت مركزي يكه تاز عرصه سياست و اقتصاد شده بود . در اين دوره بود كه با انعقاد قراردادهاي نفتي احساس استقلال مطلق به دولت دست داده بود و اين نكته به يكه تازي هايش افزوده بود. بدين ترتيب كم كم دولت به مفتخوري تبديل شد كه بدون نياز به هيچ برنامه ريزي اي به راحتي از پس هزينه هايش بر مي آمد . امنيت تحت چكمه هاي رضاشاه ترس از ياغيان را از بين برد ولي ترس سرمايه داران از اين چكمه ها به مراتب بيشتر از ترس از ياغيان بود .
ولي در هر صورت در اين دوره پايه هاي اوليه صنعتي كه بعدها در دهه چهل و پنجاه در كشور رو به پيشرفت گذاشت , ريخته شد و كودكان اين دوره كه بعدها به بچه هاي رضا شاهي شهرت يافتند, با آشنايي با فرهنگ و اقتصاد غربي گامهاي اقتصادي مهمي براي كشور برداشتند
در حكومت محمدرضاشاه هم از همان ابتداگامهايي براي جلب اعتماد مردم ( چه درزمينه اقتصادي يا سياسي ) برداشته شد . بسياري از زمينهاي غصب شده به صاحبانش برگردانده شد . در اين دوره اقتصاد ايران تقريبا شكل وشمايل امروزي اش را پيدا كرد. تركيبي از نفت ,كشاورزي و اندكي هم صنعت . اكتشافات نفتي هم كه رو به پيشرفت گذاشته بود , استقلال و در نتيجه فاصله بيشتر دولت از ملت را موجب شده بود . اين مساله تبعات سياسي خود را نيز در پي داشت . در سال 32 كه ايران تقريبا با تحريمهاي نفتي مواجه شده و دست دولت از درآمدهاي نفتي براي مدتي جدا شده بود , اوج وابستگي دولت به نفت آشكار شد . در اين زمان بود كه ثابت شد اگر دولت درآمد مستقلي از ملت نداشته باشد , چگونه مجبور به اتكا به مردم و توجه به خواستهاي انان است
پس ازگذر ازبحرانی که در روابط دولت ومجلس برسر طرح ابتکاری جناب احمدی نژاددرتغییرساعات کاری بانکها - که ان را یگانه عامل حل ترافیک پایتخت می دانست -درروزهای پایانی سال این مجلسیها چوب لای چرخ دولت میذارن وهر چی همسر خانم رجبی -این مقاله نویس شهیرمدافع دولت ومهاجم به اکثر شخصیتهای مجرب نظام مثل اقایان رفسنجانی وخاتمی که از قضا موردتایید امام راحل ومقام معظم رهبری میباشند-درجلسات سخنگویی دولت داد می زندکه تغییر ساعت دراکثر کشورها ی پیشرفته وبه تبع ان کشورما اشتباه بوده است وازروی عادت ان را انجام داده اندولی این اقایان راه یافته به پارلمان که تا دیروز دم ازاحمدی نژادی بودن می زدند بسرکردگی توکلی وافروغ ودیوان محاسبات زیرنظرشان همچون سازمان بازرسی کل کشورکه متعلق به قوه ثالثه استناد به امار علمی درموردتاثیر مثبت سالهای ۷۰تا۸۴میکنند.نمیدونم این دوقوه غیر اجرایی کشور نمیدونند که این دولت اومده بگه "مامیتوانیم "ونیز بقول همان همسر خانم رجبی (الهام)تصمیم گیرنده دولت وبه بقیه ....(صالح ازادی )
اربعین سید وسالار ازادیخواهان امام حسین ع برتمامی رهروانش ثسلیت باد.
بمناسبت شب اربعین تکیه حیدری میزبان عزاداران- که اکثرا مردم ساکن همان منطقه وبیشتر نسل جوان - بود.روحانی که خود را تحصیلکرده حوزه های نجف اشرف وقم معرفی میکردمنبر را از جوان مداح تحویل گرفت تا بقولی مردم را وعظ نماید.خرسندشدم که وقتم به گوش سپردن به منبرشیخی سپری خواهد شد که بازبقول خودش درمکتب مراجع عظام تلمذ نموده است وگفتم بزرگان هیاتم حتما اورا از روحانیت کاشمر برتر دیده اند که رنج سفر رابه اوتحمیل نموده اندتا هم محله ایها به پاس این شب عظیم بامنبر ایشان از چشمه سار تشیع علوی جرعه ای نوش نمایندوبرمعارفشان افزوده گردد.
اماافسوس وصدافسوس ایشان وقتی بلندگو را درپیش دهان خود دید ناگهان شروع به تشرزدن نمود که اهای بچه بیاوسط جلو من بشین /ها ماشالا مثل رضازاده میمونی اونوقت رفتی به دیوار تکیه زدی /بچه صحبت نکن /مگه باتونیستم اقا/ساکت باش .دراین اثنا جوانان حاضر درمجلس هم به لج بازی بیشترهمهمه کردن ودقایقی چنین تلف شدوایشان شروع کرد بجای بیان ذکر فضائل وصفات امامان به تشریح دلیل چنین برخوردی که علتش راشیوه مدیریت جلسه بیان نمود.
درپایان بحثش نیز یک خاطره ویک خواب ازدوستانش در قم نقل کرد که هردوی انها دال بر این بود که ان دو نفر که به مرضهای بدی گرفتار بودن چون شیعه بودن و به امام رضا وحضرت معصومه (س)تمسک کردن بدون نیاز به دکتر که از قضا انها را جواب کرده بودندخوب شدند.
دوستان هدفم ازنقل این جلسه این بود که ایا این خواب تعریف کردنها را روحانیت سنتی همین شهرکه صد البته خوش برخوردتر از این جنابند بلد نبودند که ایشان رااوردند ونیز باین نکته پی بردم که چرا امثال حاج اقای عربی مورد پسند هیات امنای تکایای شهر نیست بدان دلیل که حضرت ایشان حاضر به سپری کردن وقت شریف مردم باینگونه انهم تعریف کردن خواب بدون ذکر اینکه چگونه ائمه عمل نمودند که صاحب چنین کمالاتی شدند نمیباشند .اری ماائمه سلام اله رافقط برای شفا نباید بخواهیم بلکه انان الگوهای ما در تمامی امورات باید باشند انگاه است که شفیعمان نیز خواهندبود .ان شائ اله.
حاج اقا از روزی که به پارلمان پاگذاشتند تا کنون در سخنرانیهایشان به کرات از راه اندازی پروژه های کلان دم زده اند(هتل،کارخانه سیمان ، فرودگاه ،پل سلطانیه و ...)که هرز کدام به تنهایی فقط در لفزایش سطح خواسته ها وانتظارات مردم و بویژهقشر کم در امد جامعه نقش بسزایی داشته است.ایشان انچنان از وظیفه اصلی نمایندگی غافل و گرفتار روزمرگی وسیاست زدگی شده اند که حتی در هنگامیکه نمایندگان مجلس باید به بررسی لایحه بودجه -این مهمترین چشم انداز سال اتی-پیشنهادی دولت نهم که به قول اقای رفسنجانی هیچگونه محلی به سند چشم انداز بیست ساله نظام و نیز برنامه پنج ساله چهارم نداشته ،بپردازند ترک وظیفه می کنند و در افتتاح نمایندگی فروش فلان کارخانه ماشین سازی در خلیل اباد حاضر می شوند .این مسئله جای تفکر بسیار دارد .به چه دلایلی نمایندگان مجلس چنین بی پروا در برابر دیدگان موکلین خود از انجام وظیفه قصور می کنند؟!!
جهت یاداوری خالی از لطف نیست که باطلاع ایشان برسد که پروژه کارخانه کاشی که ایشان نه تنها از ان بر عکس وعده های تو خالی فوق الذکر حمایتی نکرده اند بلکه به انحاء مختلف سنگ اندازی نموده اند اولین محموله از تجهیزاتش به لطف پروردگار و پشتکار هیئت مدیره ان و بویژه شخص حاج اقا عاصمی با 18 دستگاه تریلی وارد کاشمر شد و بزودی با ورود بقیه دستگاهها با 200 تریلی مقدمات صنعتی شدن کاشمر با همت مردم ان نه بارانت فراهم خواهد گشت
در حالی به استقبال سال نو می رویم که فاصله احمدی نژاد با شعارهایش روز به روز بیشتر می شود.شعارهایی از قبیل آوردن نفت سر سفره مردم،طرح تثبیت قیمت ها و... در عرصه دولت ها و ملت ها رسم و روال برآنست که هر ساله بودجه ای توسط دولت به صورت لایحه به مجلس که نماینده ملت است تقدیم می شود و نمایندگان نیز با توجه به آرمان های هر نظام اقتصادی مثل رشد اقتصادی،توزیع رفاه و عدالت و... به بررسی پیرامون آن می پردازند.در دولت خدمتگزار نهم که پس از سال ها از انقلاب اسلامی،جناح راست به سمت ریاست جمهوری دست یافته بود آقای احمدی نژاد با پشت پا زدن به کل تجارب به دست آمده و با وعده((ما می توانیم))اثبات کرد که واقعاً ما می توانیم همه شخصیت های مجرب و مبارز که برای این انقلاب زحمت کشیده اند و در عرصه مدیریت هم صاحب دیدگاه هستند از عرصه اجرایی کنار بزنیم و کار را به نا کاردان هایی بسپاریم که دانسته یا نادانسته ریشه های اقتصادی،فرهنگی،اجتماعی،سیاسی نظام را هدف قرار داده اند،چگونه؟
در طول سال های پس از انقلاب ،بودجه ای که دولت سال گذشته داد وبه واقع کلیه اصول علمی اقتصاد را کنار نهاد،انبساطی ترین بودجه را تجربه کردیم.البته به لطف صندوق ذخیره ارزی دولت خاتمی.
امسال نیز می خواهیم انقباضی ترین بودجه را تجربه کنیم.در عرصه فرهنگی دوستان پس از حدود 18 ماه مدیریت به جای تکریم پیامبران به توهین به ساحت ایشان می پردازندوتوفیقشان همان که نه حوزه و نه باصطلاح حرکتهای خود جوش مردمی معترض ان شدند.درعرصه سیاسی نیز وزیر محترم ارشاد به این نظریه توفیق دست یابی داشتند که ما از احزاب تجربه تلخی داریم.در عرصه اجتماعی هم که تا دیروز همه اش بد حجابی ها را سیاست تسلهل وتسامح خاتمی مرتبط می ساختند و در کوچه وخیابان به مردم گیر می دادند.امروز کلا این مسئله حل شده وگویا بد حجابی وجود ندارد و الی موفقیتهای دیگر دولت.
گویا عیدی دولت ومجلس امسال می خواهد اداره کشور در سال دیگر بوسیله بودجه یک یا چند دوازدهم باشد حالتی که در مواقع بحرانی مثل جنگ در اداره کشورها بکار گرفته می شود در دولت مهورز احمدی نژاد و در حالیکه ایشان با اقبال جهانی روبرویند وبقول خودشان دنیا دارد احمدی نژادی می شود بخاطر سیاهی کاریهای ایشان از جمله حذف ارگان برنامه ریزی کشور و بردن ان به دست استانداران نتیجه اش این می شود که بودجه با دو ماه تاخیر ارسال و نمایندگان محترم نیز که در سال پایانی نمایندگی هستند برای جلب ارای مردم با رویکرد انی دولت از سیاستهای اشتباه قبلی اش من جمله عدم هدفمندی یارانه ها می خواهند دهان مردم را شیرین کنند و کام خودشان را شیرین تر با عدم تصویب ان و کشاندن ملت و اداره امور انها به بود جه های چند دوازدهمی.
آخرین خاطره ای که از او به یاد دارم به دوره ی انتخابات ریاست جمهوری بر می گردد آقای خباز نمابنده ی سابق مشغول سخنرانی در حمایت از هاشمی رفسنجانی بود جمعیت به سخنان او گوش می کردند که ناگهان سر وصدائی ازگوشه ای بلند شد جوان لاغر اندام وبلند قدی داغ کرده بود ولاتائلاتی میگفت که مپرس با هیجان وحالت دعوا خود را به تریبون رسانید کم مانده بود که خباز را به باد کتک بگیرد که مردم مانعش شدند از او خبری نداشتم تا اینکه چند روز پبش شنبدم که محمد دربانی همان جوان احساساتی دیروز،به پاس تلاشهای انتحاباتی اش به عنوان نماینده ی سازمان ملی جوانان درکاشمرمنصوب شده است
اواز گذشته هیچ تجربه ی شغلی نداردواینکه در آغاز اشتغال ودر عنفوان جوانی برای جوانان این دیار چه خواهد کرد باید منتظرماند ودید. او از اصلی ترین اعضای ستاد آقای احمدی نژاد در انتخابات سال گذشته بود به پاس همان شایستگی به این سمت رسید.اما صحبتی با مقامات بالاتر،آیا ایشان که هنوز مجرد هستند مشکلات جوانان متاهل را درک می کنند؟!آیا شخصی که حداقل از تجربه ای در چنین زمینه هایی برخوردار باشد نبود که برای اولین عرصه کاری ایشان،وی به این سمت منصوب می گردد.
در پایان ایشان را توصیه می کنم کمی از گذشته آرامتر حرکت کنند و مانند آن برخوردهای قبلی شان که مثلاً در مسجد جامع با حاج آقای خباز داشتند از ایشان سر نزند و با مردم و بویژه قشر حساس جوان لطیف و با احساس رفتار کنند نه با خشونت و فاشیست گری.
باقی بقایتان

