
يکصد و بيست و پنجمين سالروز تولد دکتر محمد مصدق مبارک باد
باقی بقایتان الف دادمان
جنايت و مكافات
منبع:عصرنو/ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
پرده اول:
تمامي6 متهم باند قتلهای زنجيرهای كرمانعضو ...هستند. با انگيزه پاك كردن جامعه از فساد. رئيس اين باند محمد ح- م سرباز مركز كنترل فرماندهی ناجا است.
قتل اول:اورا بهمحلههفت باغ برديم. حمزه ابتدا سنگیبهسرشكوبيد و او را داخل چاله استخرمانند انداخت، سپس هر كدام از ما سنگي بهاو كوبيديم اما نميمرد تا اينكهحمزه گفت بهتر است او را زندهبهگور كنيم. بعد چالهای كنديم و پيكر نيمه جانش را زندهبه گور كرديم.
قتلدوم: او را گرفتيم و بههفت باغ برديم و خفه كرديم. موبايل و موتورش را برداشتيم.
قتلسوم: با روشسنگسار او را به قتل رسانديم، بعد جسد اينزن شوهردار را بهبيابانهای اطراف كرمان برديم و در آنجا انداختيم تا طعمه حيوانات شود.
قتلهای بعدی: گفته بودند كه دختر و پسر فاسدی هستند. جلويشان را در جاده گرفتيم. آنها را بهچاله پر از آب هفتباغ برديم و هر دو را در آنجا خفه كرديم. بعد اجسادشان را داخل پژو گذاشتيم و بهبيابان برديم، پس از آنكهاجساد را به بيرون انداختيم، ماشين پژو را بهآتشكشيديم و موبايلرا برداشتيم ( به گفتهخانواده اين دختر و پسر جوان آنها با همنامزد عقد كرده بودند).
ششمين آدمربايی: پسر جوانی را طعمهقرار دادیم اماپس از ربودن، او را آزاد كردیم.پس از اينكه او را ربوديم3 بار براي كشتن او استخاره كرديم، اما خوش نيامد، موبايلش را گرفتيم و او را رها كرديم.... هادى يزدانفر که از دست عاملان قتلها جان سالم به دربرده، در جلسه دادگاه متهمان را به ضرب و شتم، آدم ربايى متهم کرد و گفت: «به من میگفتند فاسد، اما خودشان نماز صبح نمى خواندند».
پرده دوم:
امام جمعه كرمان نيز با حضور در جمعاعضای ستاداحيای امربهمعروف ونهی ازمنكر،اصناف وبازاريان گفت:عدهای نادان بهنام امربهمعروفو نهیاز منكر كارهای غلطی كردهاند.
گزارشها حاکی از اين است که فرزند يکی از مقامهای استان با عنوان سردار «ر، ک» نيز در ميان متهمان است اما حاضر نشده است در دادگاه حضور يابد. محاکمه به صورت غير علنی و پشت درهای بسته انجام می گيرد. پس از پایان تحقیقات و ارسال پرونده به شعبه نهم دادگاه عمومی کرمان قاضی امیری تبار اعضای باند را محاکمه و آنها را محکوم کرد.
طبق رای دادگاه سردسته باند به اتهام شرکت در چهار فقره قتل به قصاص و اعدام در ملاءعام و به خاطر 6 فقره آدم ربایی به 15 سال حبس، به خاطر سرقت اموال آنها به تحمل سه سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم و متهم ردیف دوم به اتهام مشارکت در چهار فقره قتل به 4 بار قصاص و مشارکت در ربودن آنها به 15 سال حبس و رابطه نامشروع به 99 ضربه شلاق محکوم شد. همچنین متهم ردیف سوم به اتهام مشارکت در سه فقره قتل به قصاص و اعدام در ملاءعام و 5 فقره آدم ربایی به 15 سال حبس، سرقت اموال مقتولان به سه سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم شد. متهم ردیف چهارم نیز به اتهام دو فقره قتل به قصاص در ملاءعام، به جرم سرقت اموال مقتولان به سه سال حبس، 6 فقره آدم ربایی به 15 سال حبس و ارتباط با زنان فاسد به 99 ضربه شلاق محکوم شد.
متهم ردیف پنجم به جرم مشارکت در یک فقره قتل به قصاص در ملاءعام، مشارکت در سه فقره آدم ربایی به 15 سال حبس و سرقت اموال مقتولان به سه سال حبس و متهم ردیف ششم به خاطر مشارکت در یک فقره آدمربایی به 15 سال حبس و مشارکت در یک فقره قتل به قصاص در ملاءعام و رابطه نامشروع با یک دختر جوان به 99 ضربه شلاق محکوم شد.
پرده سوم:
حکم در دیوان عالی کشور نقض شد و قضات دیوان اعلام کردند چون متهمان با اعتقاد به مهدورالدم بودن این قتل ها را انجام داده اند مجازات قصاص شامل آنها نخواهد شد.
به این ترتیب پرونده مجدداً به شعبه هم عرض فرستاده شد و دادگاه دوم متهمان ردیف یک و دو را به قصاص محکوم کرد اما با توجه به اینکه خانواده دو تن از مقتولان اعلام رضایت کرده بودند سایر متهمان را تبرئه کرد. پرونده برای بار دوم به دیوان رفت اما باز هم حکم نقض و پرونده برای سومین بار به شعبه هم عرض فرستاده شد.قاضی سوم رسیدگی کننده به پرونده مطابق نظر دیوان عالی کشور چون متهمان ادعا کرده بودند قربانیان را با اعتقاد به مهدورالدم بودن به قتل رسانده اند، آنها را تبرئه کرد. این بار حکم مورد اعتراض اولیای دم قرار گرفت و پرونده مجدداً به دیوان عالی کشور ارسال شد اما دیوان عالی کشور اعتراض اولیای دم را نپذیرفت و حکم برائت قاتلان محفلی کرمان را تایید کرد.
در رای صادره شعبه 31 دیوان عالی کشور آمده است؛ محمد حمزه (سردسته باند)،« محمد س.»، «محمد ی.»، «چنگیز س.» و «س. ج.» از اتهام قتل عمدی تبرئه شده و اعتراض اولیای دم وارد نیست و رای صادره تایید میشود. يکى از وکلاى ديگر متهمان گفت: قضات نخواستند سابقه مقتولان را استعلام کنند تا مقرون به صحت بودن ادعاى متهمان مشخص شود، نه مهدورالدم بودن قربانيان. وی افزود:«ما هيچگاه نخواستهايم مهدورالدم بودن مقتولان را اثبات کنيم ، اما موضوع مهدورالدم بودن در قوانين کشور وجود دارد و جارى است».
عرصه قضا و قانون:
رای حاکم = قاضی شعبه ۲۴ ديوان عالی ايران:«آنجا که چند نفر راجع به عده خاص نظر دارند و به عنوان مثال دو قبيله در يک شهر نسبت به يکديگر نظر دارند، چون برای عموم ايجاد رعب و وحشت نمیکند و بقيه مردم در ترس و نگرانی نيستند، شدت افساد درحد مجازات اعدام نيست».
فتوای شیخ = در دادگاه «قتل های محفلی» کرمان، دادستان متن نامه ای از آيت الله مصباح يزدی را قرائت کرد که صدور فتوا را تکذيب کرده ولی نوشته بود که هر چه در سخنرانی کرمان گفته «استنساخ از منابع معتبر فقهی بوده است» و همين بخش، مستند وکلای مدافع قاتلان قرار گرفت که به عنوان عمل به تکاليف مذهبی، از آنها دفاع کردند. متهمان گفته اند که چون قربانيان را مهدورالدم می شناختند از عمل خود هنوز هم پشيمان نيستند و محکمترين سند وکلای آنان، پاسخ های برخی آيات عظام بود که همگی به بيانهای مختلف نوشته اند چنانچه فردی با اعتقاد به مهدورالدم بودن كسى را كشته، قتل واقع شده شبه عمد و مجازات آن، پرداخت ديه است.
حکم قانون =ماده ۲۹۵(تبصره ۲) در موارد زير ديه پرداخت مي شود: در صورتی كه شخصی كسی را به اعتقاد قصاص يا به اعتقاد مهدورالدم بودن بكشدواين امر بر دادگاه ثابت شود و بعدا معلوم گردد كه مجني عليه مورد قصاص و يا مهدورالدم نبوده است قتل به منزله خطای شبه عمد است واگر ادعای خود را در مورد مهدورالدم بودن مقتول به اثبات برساند قصاص و ديه از او ساقط است.
***
دین و قانون منشاء رشد اخلاق انسانی وامنیت اجتماعی است.«انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» رسول اکرم (ص).با این وصف نه بر کوفیان ونه بر ابنملجم حرجی است که خون حسین وعلی(ع)را به ظن خروج ازدین مباح کردند وبر خود به طمع بهشت بالیدند.
در پس پردههای این صحنه رازهای تلخی است که آرزوی چشیدن و چشم دیدنش را نداریم.این چرخ پر پیچ است.شاید پیچ بعد نوبت آن دیگری شود.آن قاضی،آن مفتی،آن بیگناه دیگر، که به خنجر تعصبی جسور،یا بدست قصاوتی درآستین قضاوتی کور،جان داده است.تاجنایتی دیگر بدون مکافات بدرقه شود. « فَبِاَیِّ ذ َنبٍ قُتـِلَت »
هست از پس پرده ها صدای من و تو
چون پرده بر افتد نه تومانی ونه من
در سال ۱۳۴۰با تاسیس نهضت آزادی در کنار پدرش ومهندس بازرگان وآیت الله طالقانی وسایر همفکران به عنوان عضو شورای مرکزی پذیرفته و....البته پس از ۴ماه همگی دستگیر وزندانی می شوند.عضویت در شورای انقلاب و مجلس خبرگان قانون اساسی ومجلس شورای ملی ورییس سازمان برنامه وبودجه در دولت موقت از دیگر سوابق اوست .سحابی از حدود سال ۱۳۶۴ مشی منتقد وروشنفکری
.رادر پیش گرفت. در سال ۱۳۶۹ که به همراه جمعی دیگر انتقادات مکتوبی را نسبت به دولت سازندگی مطرح کرد ۶ ماهی به زندان افتاد... نهایتا" در ۱۳۷۱مجله وزین "ایران فردا"منتشرکرد.
به عقیده مهندس سحابی :جراید علاوه بردرمان دردهای اجتماعی مردم وظیفه انعکاس مشکلات نیازها افکار وآرا ملت در برابر طبقه حاکم را دارند...والبته نگاه حاکمیت به مطبوعات نباید به عنوان بیگانه معارض وبرانداز باشد.
بگذریم ...در اردیبهشت۱۳۷۹"ایران فردا"با الباقی جراید اصلاح طلب توقیف شدند!زندانی شدن مجدد او به دلیل حضور ش در کنفراس برلین را هم نباید نادیده گرفت.............................
قلم طلایی پیشکش به مهندس سحابی به خاطر۷۷سال مجاهدت در راه آزادی بیان.هرچند که موسم این صله یاد آور بی زبانیش باشد!به امید دیدن مجدد "ایـــــــران فــــــــــــــردا"
بهروز امیدوار
روز معلم امسال باز هم از رئیس جمهور نکته ای جدید آموختم.ایشان که داعیه اصولگرایی و مذهبی بودنش به گوش آفاق در شرق و غرب عالم رسیده است ـ من جمله از طریق نامه های سراسرپند واندرز به پاپ وبوش ـ به جهت تجلیل از مقام والای معلم بر دستان خانم معلم کلاس اولش در جلوی دیدگان امت بیدار اسلام بوسه زدند و من همچنان موارد قبلی در حیرتم که تحجر و عمله آن چگونه هیچ موضعی در برابر این اقدام غیرشرعی و عرفی نگرفتند و جالبتر آن که این عمل از دید مدافعان طرح ارتقاء امنیت اجتماعی نیز مخفی ماند.
کفن پوشان وسیاه پوشان که امروز علیه دانشجویان بی پناه امیرکبیر صف آرایی کرده اند در زمان خاتمی به دلیل حضور ایشان در مغرب زمین از مجلسی که بانوی بدون حجاب حضور داشت چگونه وااسلاما سر دادند و خاتمی نماد روشنفکری دینی و سنبل آزادیخواهی و به تعبیر بنیانگذار کبیر انقلاب امام راحل فرزند فاضل وباتقوا را چگونه به ناسزا گرفتند و به بی دینی متهم نمودند.
آری آموختم که درد دین و زمانه داشتن با سیاه پوشیدن و ظاهر سازی نیست چرا که اینها ابزار دست و تحجر و تشرع مابان اند.عجب مثلثی است آنکه دکتر علی شریعتی می گوید:مثلث زر و زور وتزویر؟!
ایام بکام
صالح آزادی
دولت نهم که با شعار عدالت گستری و مهرورزی به تمام گیتی را سر لوحه شعارهای خود قرار داده است به الفاظ مختلف توسط سردمدارانش از تریبونهای گوناگون خود را از نقد بری ندانسته و همواره بر این عنصر حیاتی تاکید ورزیده اند حال اینکه حتی یک بار هم در عمل به آن وقعی ننهاده اند نمونه اش نامه ی اقتصاددانان که از زاویه ای صرفا علمی خطاب به دولتمردان نگاشته شد و یا انتقاداتی که توسط همفکران آنها در مجلس هشتم بر آمده از تز نظارت استصوابی در مورد ساعت،تورم،نقدینگی و...واز هم مهمتر بیاناتی که رهبری معظم نظام در مورد سند چشم انداز از 20 ساله نظام و اصل 44 بیان فرمودند،آیا دولتمردان نهم وقعی نهادند؟
بر همگان آشکار است که جنبش دانشجویی حتی در دولت اصلاحات به دلیل سنگ اندازیهای تحجر وعمله آن بی پناه و مظلوم بودند و با کوچکترین انتقادی توسط مزد بگیران به مدیریت افرادی چون آقای ده نمکی-کسی که امروزه داعیه ی فیلم سازی دارد- و ا...کرم،مورد ضرب وشتم واقع می شدند وبدلیل عدم همراهی نظمیه و عدلیه با اصلاحات در نهایت دانشجویان به علت کتک خوردن محکوم به زندان می شدند ومهاجمان به دلیل ایفای خوب ماموریتشان تشویق می شدند من جمله آقای فلانی که در زمان وی به طرز وحشیانه به کوی دانشگاه حمله شد و اینک سمت بالا در دولت مهرورز را دارد(عجب حدیثی است حدیث دوران اصلاحات).
در سالی که توسط مقام معظم رهبری سال رسول اعظم نامیده شد و باید به ترویج فرهنگ رسول مدنی پرداخته می شد آموزش و پرورش تحت امر آقای اورسی نژاد حتاکی را بدانجا رساندند که در آزمون ضمن خدمت در تیراژ چند صد هزاری بین معلمین محترم به ساحت رسول گرامی اسلام توهین گشت وآب از آب تکان نخورد ، نه جامعه روحانیت نه حوزه قم نه علمای اعلام و نه دولت و از همه مهمتر عمله آنها هیچکدام سیاه نپوشیدند و فریاد وااسلاما از منابر جمعه و جماعات بلند نشد ولی اینک چون مبحث از ناحیه جوانانی است که امروز را با آزمون و خطا باید بگذرانند تا فردا پخته ی اداره ی کشور گردند ببینید چگونه مورد هجوم واقع می شوند.
در چند روز اخیر عمله دولتمردان که در صددند به طرق گوناگون ذهن مردم را درگیر مسایل ابتدایی و ساختگی نمایند با بهره برداری از لوگوی نشریات دانشجویی در صدد انتقام از دانشجویان بی پناه پلی تکنیک برآمده اند، لوگوی نشریاتشان برداشته می شود و کاریکاتوری در آن درج می گردد باز هم به جای اینکه به دنبال یافتن عاملین آن باشند سریع ابتدا در بوق و کرنا وااسلاما سر می دهند و دانشجویان بی گناه را متهم به هر آنچه که می بایست طراحان سوالهای آزمون فرهنگیان بشوند می کنند.عجب حدیثی است حدیث مهرورزی!!!
ایام بکام
صالح آزادی
امروز روز آغاز به کار شوراهاست باید ببینیم آنها که دیروز وعده های دهان پر کن میدادند از این به بعد چه خواهند کرد؟ولی انصافا بهتر نبود امثال دبیر، ساعی وطلائی در همان حوزه های تخصصی خود باقی می ماندند حالا باید ببینیم که آیا دبیر خواهد توانست که ترافیک تهران را بار انداز کند وآیا ساعی آلودگی هوا را ناک اوت خواهد کرد وآیا طلایی مچ زمین خواران تهران را خواهد گرفت ؟؟؟من که فکر نمی کنم هیچکدام از این اتفاقات بیفتد شما چی؟؟؟؟
ان ا... لا یغیر ما بقوم حتی یغیرو مابانفسهم
شورای دوم در حالی عمر خود را پایان یافته می بیند که با کوله باری از تجربه کارهای ناصواب وانتصاب های نابجا هزینه های گزافی را به ولی نعمتان خود تحمیل کرد.وشورای سوم نیز که با حرف وحدیث های فراوانی پیرامون نحوه جمع آوری آراء هم ولایتیهای دو عضو آن ونیز حمایتهای پیدا وپنهان دست اندرکاران انتخابات از شیخ آن شایعات زیادی در بین مردم وبویژه کاندیداهای راه نیافته بدنبال داشت.در آستانه جلوس بر اریکه تصمیم سازی شهری قرار دارد و بر آنان وبویژه افراد فوق الذکر فرض است که پیام انتخاب مردم را با ذکاوت در یابند و بدانند که:
1- شهروندان هر چند در اولین انتخاب افراد به شعارهای زیبا اهمیت می دهند ولی در انتخابات بعدی به شعور افراد رای می دهند لذا افراد به این دلیل که دارای مدرک تحصیلی بالا و یا راه یافته به شورا هستند نباید هر گونه که میلشان هست با ولی نعمتان خود رفتار کنند و با آنها آمرانه برخورد کنند و پشت درهای بسته جلسه بگذارند که عاقبتش آن می شود که به سر استاد شورای دوم آمد.
2- اگر شهروندان عده ای از دور دومی ها را گزینش نکردند حتما خواستار تغییراتند.لذا درک این مهم نیاز به عمل دارد وآن تغییر مدیریت شهری در اولین روز کاری- نهم اردیبهشت- است شورائیان بدانند اگر در مورد شخصی مدیر و مدبر جهت اداره شهر به اجماع رسیدند که چه بهتر وگرنه حداقل شهردار فعلی را عزل وحکم سرپرستی معاون وی را صادر تا بدین طریق هم وغم بیشتری برای یافتن فرد واجد شرایط داشته باشند.
3- ضرورت تغییر،جسارت وشجاعت می طلبد،مبادا شورائیان تحت تاثیر انتخابات مجلس آینده و به دلیل ملاحظات سیاسی از جسارت لازم چشم پوشی کنند و روی به محافظه کاری بیاورند که محافظه کاری هر آینه شکست را در مراحل بعدی برایتان به ارمغان می آورد.
4- در پایان لازم می دانم از باب "تذکره الائمه"خدمت آقایان شورا عرض کنم که نشست و برخاست با مردم و همچون آنان زیستن هر چند از سلوک شهید رجایی بوده و امروز عده ای از رجال مملکتی خود را حتی رجایی دوم می دانند ولی باید گفت که تمسک ظاهری به این روشها چیزی جز عوام گرایی و سیاستهای پوپولیستی معنی نمی دهد و ثمره اش آنست که باید برای کسب رای با استعانت از مینی بوس و آژانس رو به ولایات خارج از حوزه اخذ رای کرد.
بیایید همچون شهید رجایی و یارانش ابتدا در مورد امور مملکتی و محلی تفکر کنیم و سپس با پشت پا زدن به استراحتمان بیشتر کار کنیم تا به قولی کارهایتان هم اثر بخش باشد و هم کارا.
ایام بکام
صالح آزادی
نمایندهگان محترم مجلس شورای اسلامی
با توجه به گذشت بیش از یک سوم از فعالیت دولت نهم و با توجه به سوگندی که در صیانت از حقوق مردم و حفظ منافع ملی خوردهاید و وظیفهای که در این باره به عهده گرفتهاید٬ خواهانایم مطابق قانون اساسی٬ پرسشهای زیر را مصرانه٬ پگیرانه و به طور علنی با ریاست دولت نهم٬ آقای احمدینژاد٬ مطرح نموده از ایشان پاسخهای صریح٬ دقیق٬ مستند و به دور از فرافکنی بخواهید:
۱ـ آقای احمدینژاد در سخنرانیهای تبلیغاتی خود٬ در موارد متعددی از حرکت در راستای سند چشمانداز بیست سالهی توسعهی کشور سخن گفتهاند. تاکنون به چه میزان در اجرای این سند موفق بودهاند؟
ادامه مطلب


