نبشتن نشايد ننبشتن نيز نشايد كه هيهات مني الذله
فرهيختگان ، دانشگاهيان ، كارمداران ، بازاريان ، دهقانان و كارپذيران عزيز و با شرف كاشمر و شش تراز تاريخ ديرينه شمايان ، هزاره پيش از يورش تازيان و تاخت و تازمغولان با سرنوشت زابليان گره خورده است و پيش از آن كه ابومسلم به زهر تزوير جان نثار ايران كند و سربداران آزادي و استقلال اين سرزمين را در بارش خون از گلو فرياد كنند ، اسفنديار زخم تيغ مردان سر به نيزه ايران پرستان را چشيده و نوادگان زال و رودابه دلبستگي نژاد آريائي را به خاك ستم كشيده ايران در سايه پشت اسپرداري مردان شما به جهان چشانيده اند.
از رخ نمايي كردار پيشينيان اين ديار ، اين اندك بس كه پشت امپراطوري رم و يونان باستان از شنيدن آوازه جمشيد و داريوش لرزان چون بيد مجنون دروازه هاي هرگز نگشودني ايران را پيشاني به خاك سوده اند و ايراني تباران را ديده اند كه هرگز ننگ بندگي بر تاركشان گرچه كار پذير نپسنديده اند .
اينك داوري را شمايان است كه خود فروشي بردگان به ايرانيان پناهنده را در اين برهه در سايه بنده پروري نوادگان جمشيد به ديدگاه پرورانيد و سايه فرومايگان را بر ديوار فرسوده نيرنگ به تماشا نشينيد و اين بار نيز شمائيد كه به بازگشت با خود انديشيد و شهد آزادگي را همچون پيشينيان تاريخ ساز خويش به مردانگي و فرزانگي با مهك انديشه و ترازوي فرهيختگي به همگان چشانيد .
سودني نيست و فرسودگي بر آن چيرگي نتوان يافت در گاهي كه هزار بار دانا تر از من ، در سكوت ! ارزيابي را به ميدان كشيده ايد و به نمايش گذارده ايد .
نویسنده:
يکشنبه 31 تير1386 ساعت: 14:32
اين بارنه زابل است نه روم و نه سرزمين توران است كه رنگ پذيرد و يارنگ ببازد ، و به نيرنگ ديگر گون شود . ايران است سرزمين فردوسي پاكزاد و جولانگه شاهنامه تك تاز و مردان مرد كه خدايگان خفته در بستر تاريخ هنوز كه زمان است از نامشان لرزه بر گور اوفتد و درماندگي خويش در سايه ديو انديشان خون آشام به نمايش گذارند اين شگفتي قلم نيست كه ناتواني خود را در لابلاي هفته نامه ها و روزنامه ها به پرده تماشا كشانده است .
اين مرگ گام بگام بازماندگان زبوني پذير ايراني پناهندگاني است كه امروزه در سايه قحطي عدالت و راستي ، آزادي هجوگوئي و ياوه سرايي يافته اند و در غياب رستم ، راستين بازماندگانش را به بيدادگاه رسانه كشانده اند.
تفو بر تو اي چرخ گردون تفو ، همي نگريستيد و همي خواهيد نگريد پس از اينك را كه در آن بندي گشته ايد .
تنگي نفس و گره گلويتان تنگناي تنفس من را نيز ميفشرد و دانايم كه ازبيم نافرداي تكرار گردش گردون بي مروت دنياي دون گلوگاه فريادتان گرفته است ، ليكن بر آنم كه به هيچ از بيم پوچ نهراسيم تا همچون پيشينيان دريا دل خويش با يك غرش« ما هستيم » خود نمائي پوك زبونان را به نا همستي سپاريم و بار ديگر همچون تكرار پيوسته تاريخ ، فرهاد را تيشه در دست بر قله سترگ دماوند اينك ايران به تماشا بايستيم و برجك تزوير را كه چند دوره پيش نيز آزموده ايد با شتاب كمان دور انديش آرشي واژگونه به جشن پردازيم .
هميشه با مردم /سيد محمد رضا طباطبائي
با انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی و رخت بر بستن این حامیان اومانیسم و لیبرالیسم از مجموعه نظام کشورداری انحراف بزرگی که در انقلاب اسلامی از زاویه دید آقای احمدی نژاد و دوستان پارلمانی اش رخ داده بود به راه راست هدایت شد.
احمدی نژاد برای اینکه باری دیگر به ایرانیان و در کل به جهانیان اثبات کند "ما می توانیم"با حذف ارگان برنامه ریز کشور که دیرینه ای 60 ساله داشت به جای تصحیح سیستم آن جهت هدایت کامل امور بصورت راه حلی آسان را برگزید و کل مسئله را پاک کرد چرا که دیگر سازمانی ان شاءا.. در کشور نخواهد بود تا با اتکا به اعداد و ارقامی علمی و محاسبات ریاضی به افتضاحاتی که مجموعه دولت مهرورز نهم برسر این ملت آورده و به رخ نه تنها خودشان بلکه شهروندان برساند.
اینک منتظریم که گامهای دوم و سوم ایشان را ببینیم. بنده به احمد بلوکیان که در دوره وکالت مردم کاشمر در پارلمان وکیل الدوله ای خوب ،آرام،بی سروصدا و فاقد یک نطق علمی و برنامه ای بوده و چند جمله بیشتر نمی داند :1-خانواده شهدا 2-مقام رهبری و این اواخر دولت نهم خوب بوده ،پیشنهاد می کنم ایشان که ادعای رفاقت با احمدی نژاد و یارانش را دارد حداقل یکی دو راهکار ذیل را با رئیس جمهور در میان بگذارد که فردا نگویند ایشان بلد نبود حرف بزند...
1-حذف کلیه بانکها که طرفدار اقتصادند ومخالف کاهش سود بانکی بر مبنای جدیدترین یافته های رئیس دولت که بر مبنای کار کارشناسی طولانی صورت گرفته و تلفیق آنها در صندوق مهر رضا تا دیگر اینقدر از سرمایه مردم صرف تبلیغات در رسانه ملی نشود و مردم نیز سر در گم بلکه همه بانکها تبدیل به مهر رضا شوند ضمناُ با اینکار بساط صندوقهایی مثل همت و علی اکبری ...نیز که می توانند داعیه مردم داری داشته باشند بر چیده خواهد شد و به تیغ آن جناح چپ در کاشمر بی پشتوانه.
2-انحلال سازمان تامین اجتماعی و بهزیستی و سپردن کل امور به کمیته امداد تا این کمیته با توجه به تغییر ماموریت ها و شرح وظایف جدیدش و بوسیله امکانات دو سازمان منحله بتواند به مستمندان امریکای جنوبی بهتر رسیدگی کند که البته با این کار نه تنها زمینه صدور انقلاب فراهم می گردد بلکه زمینه واردات بنزین در صورت تحریم اجتماعی نیز مهیا می گردد.
تحقیقات میدانی ما حاکی از آنست که این رقم برای روکش لایه ی سوم آسفالات شادمهر- کاشمر در نظر گرفته شده بوده است اما آقای بلوکیان با اعمال فشار به مسئولان امر آنها را وادار کرده است که از روکش لایه ی سوم جاده ی شادمهر -کاشمر صرفنظر کنند واین مبلغ را در جاده ی کاشمر به خلیل آباد هزینه کنند معنای این اقدام آنست که دیگر جاده ی شادمهر-کاشمر روکشی به خود نخواهد دید و عمر وبازده آن کاهش خواهد یافت ومشکل جدیدی برای مردم ایجاد خواهد شد واز طرفی جاده ی کاشمر به خلیل آباد هم دوبانده نخواهد شد چرا که برای هر کیلومتر جاده سازی رقمی در حدود صدمیلیون تومان وشاید بیشتر مورد نیاز است و طبیعی است که با این ۵۰۰ میلیون تومان پروژه نیمه کاره رها خواهد شد
شاید آقای بلوکیان بخواهد این کار خود را نوعی خدمت به خلق جابزند اما به نظر ما این کار چیزی نیست جز عوامفریبی و خیانت به خلق و تضییع بیت المال مسلمین.اگر شما نام دیگری سراغ دارید به ما بگویید تا یاد بگیریم به هر حال تلکس اندیشه معتقد است که سطح فکر وتیزهوشی مردم به مراتب بالاتر از حاج آقا ومشاورانشان است و آنها فریب نخواهند خورد. باقی بقایتان
در باب مظلومیت دانشجو و دانشگاه در ۱۸ تیر زیاد نوشته اند و نوشته اییم. و هنوز هم باید بنویسیم نه فقط به این دلیل که فرزندان پلی تکنیکی دانشگاه در حبس اند چراکه این بار اساس دانشگاه را هدف گرفته اند
۱۸ تیر زخمی است کهنه و التیام نیافته که صاحبان قدرت به جای درمانش آلودگی های روحی شان را بر روی زخم ریختند تا شاید دیده نشود. اما بدانند که با این کار تنها بذر کینه و نفرت کاشتند و نسلی فرهیخته و آینده ساز را برای همیشه از خود جدا کردند.
خاتمی در دوران ریاست جمهوری اش می گفت که نمی تواند در آن واحد هم رییس قوه ی اجرایی مملکت باشد و هم رییس گروه منتقدان ،دگراندیشان واصلاح طلبان .اینک اماخاتمی دیگر آن گرفتاریهای دوران ریاست جمهوری را ندارد اما حالا که او از این بار سنگین رها شده است دارد تلاش می کند تا از خود یک روشنفکر نظریه پرداز بین المللی در حد نوام چامسکی بسازد این البته بسیار پسندیده است واین آرزو بر خاتمی عیب نیست اما حرف من آنست که خاتمی در داخل کشور نقشهای مهمتری دارد او به تبع موقعیتی که در دوران ریاست جمهوری خود بدست آورده اینک از جایگاهی برخوردار است که اگر به طور جدی در راس فعالیتهای اصلاح طلبان قرار بگیرد اصولگرایان به آن راحتی که عبدالله نوری و دیگران را حذف کردند نخواهند توانست او را نیز حذف کنند اصلاح طلبان پس از مدتی فترت هنوز نتوانسته اند که انسجام درونی خود را باز سازی کنند کروبی در اعتماد ملی سازی میزند ومشارکت ومجاهدین نوایی دیگر می خوانند در آخرین شماره ی روزنامه ی موقوفه ی هم میهن (ره) تاج زاده گفته بود که اصلاح طلبان قصد دارند که با مرکزیت خاتمی برنامه های خود را شروع کنند این خبر هر چند دیر اعلام شد اما خبر خوشایندیست امید که چنین اتفاقی بیفتد
انتظار من از خاتمی آنست که با در پیش گرفتن یک فداکاری انقلابی اینک نقش رهبری جریان اصلاحات را بدست گیرد وفارغ از تعارفات ومحدودیتهای دوران ریاست جمهوری اش به دفاع از حقوق مدنی ملت و پیشبرد آرمان توسعه ی سیاسی کمک کند نمی دانم خاتمی ،میر حسین موسوی،حجت الاسلام خویینی هاو.....چگونه میتوانند از دور نظاره گر آتش باشند و خاموش بنشینند سخن من با خاتمی آنست که رسیدن به موقعیتی مانند موقعیت نوام چامسکی هدف خوبیست اما تا نوام چامسکی وامثال اونتوانند با در دست گرفتن قدرت سیاسی آرمانهای خود را پیش برند باید فقط در محافل بی قدرت وناتوان روشنفکران حرفهای خود را بزنند در این صورت حتی آب هم از آب تکان نخواهد خورد کمی آنطرفتر اما بوش وهمفکران آتش افروزش هر کار که بخواهند می کنند بی آنکه به مواضع روشنفکرانه ی چامسکی هیچ وقعی بگذارند. باقی بقایتان
من همیشه از مخالفین گولد کوئست بوده ام ولی همیشه هم حق آدم ها می دانستم که به سراغش بروند ولی این خط مرز را دارم که اگر کسی اصرار داشته باشد گولد کوئست چیز خوبی است، نمی تواند از دوستان نزدیک، صمیمی و مورد اعتماد من باشد. من به هیچ وجه مشکلی با کسی ندارم که در دوره ای سراغ گولد کوئست رفته یا حتی می خواهد برود. مشکل من با کسی است که دروغ می گوید. با کسی که در عین اینکه خجالت می کشد بگوید به سراغ این سیستم رفته، می خواهد به من بقبولاند که چون بهترین دوستش هستم نخواسته این فرصت استثنایی را از من دریغ کند که به سیستم وارد شوم.
ادامه مطلب
فارغ از اینکه خباز یا بلوکیان کجائی هستند آنچه اهمیت دارد کارنامه ی آنان است بی تقصیر وعلیمحمد خزایی هم جدای از آنکه در کدام محفل چای می خورند عملکردی دارند واندیشه ای ، برای نقد افراد باید به سوابق، اندیشه ها وکارنامه ی آنها رجوع کرد اگر ما این کار را نمی کنیم معنایش این است که درجه ی گفتمان سیاسی مان به شدت افت کرده است بیایید به افقهای دورتری بیندیشیم.
باقی بقایتان
باقی بقایتان
سفر برای من همیشه یک بهانه بوده یک بهانه برای اینکه چند روزی خودم نباشم یک بهانه
زمستان ۸۵ جاده اسالم به خلخال

خرداد۸۶ماسال گیلان


