تبليغاتX
تلکس اندیـــشه
1- چندیست که تعدادی کاندیدا پا به عرصه تبلیغات مجلس گذاشته اند که خود را با صفت جریان سوم به مردم معرفی می کنند.در مطالب قبلی از دوستان مدعی جریان سوم چون آقای انبیایی دست پرورده و از گروه چپ نان خورده و آقای شیخ طباطبایی دست پرورده و نان خورده از کیسه راست خواستم که صفات این جریان را بنویسند تا شاید ما همچون ایشان مدعی جریان سوم گردیم.
2- به نظر می آید پس از تعلل اشاره شده بنده یک، آقایان فوق الاشاره امروز که به نفعشان است نه چپ اند و نه راست و هنگامیکه جهت یابشان جهت بادها را در یکی دو سال آینده تشخیص داد تعیین جریان می کنند.از خود می پرسم مگر می شود آدم فردا که به پارلمان رفت دارای دیدگاه فکری مشخصی نباشد و یک روز با چپ و فردایش با راست باشد!!!
3- سفیران آقای طباطبایی که ایشان را دارای چندین مدرک دکترا معرفی می کنند لطفا محل اخذ مدارک تحصیلی و مقطع آن را مستدل بیان کنند و نیز بیان کنند که آیا ایشان جهت کاندید شدن در مجلس استعفا داده اند یا جهت بورس تحصیلی و به قول سفیران فرصت مطالعاتی در مالزی یا کاندیدا ؟!!به این می گویند صداقت در رفتار و گفتار؟!!
4- آقای انبیایی که در گذشته به سخن راندن در جمع جوانان هیئت شهدا افتخار می کرد و با پشتوانه همین اندیشه چپی اش به منصب رئیس دفتری مرتضی حاجی رسیده است چه شده که امروز دعوت همان جوانان را برای آشنایی با دیدگاهش و برنامه های انتخاباتی اش در محل هیئت را نمی پذیرد و می گویند:« من پایم را آنجا نمی گذارم و شما بیایید به خانه من». ضمنا آیا ایشان که اینقدر دم از جریان سوم می زنند اندیشه های چپ گرایانه قبلی اش را اشتباه می داند و از آنها برگشته و از آن بالاتر آیا همین آقای حاجی و به مراتب بالاتر اندیشمند سردمدار اصلاحات ایران اسلامی خاتمی عزیز را نیز قبول ندارد ؟ ویا اینکه ایشان امروز سفیرانش را به مجالس خانگی در شهر می فرستند و با در منگنه قرار دادن آنها تبلیغ نه خباز و نه بلوکیان بلکه ایشان را می کنند نیز مصداق استفاده از احساسات پاک مذهبی مردم و به روایتی تمسک به شیوه های نوین احمدی نژادی پوپولیستی- نمی باشد؟ ودر یک کلام صداقت در رفتار وگفتار آیا همین است؟!!!
                                                                                                    ایام بکام
                                                                                                  صالح آزادی
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 21:27 توسط م آزاد |


مطلب(( معتمدین جوان ))باعث رنجش خاطر  دوست عزیزمان اسماعیل حلاج شده است لذا وظیفه ی خود می دانم برای روشنتر شدن موضوع و نه برای پاسخگویی به اسماعیل نکاتی چند را خاطر نشان سازم:
۱)اسماعیل عزیزم !منظور من از مطرح کردن واژه ی معتمدین جوان هرگز آن نبوده است که جوانان فعال در سطح شهر کاشمر را به خودی وغیر خودی یا معتمد وغیر معتمد تقسیم بندی کنم . از نظر من هر فرد ایرانی که علیه ملت ایران دست به اسلحه نبرده است خودیست ومعتمدو حق دارد که در مورد سرنوشت سیاسی ایران فعالیت کند  به کار بردن واژه ی معتمدین صرفا تاکیدیست براین مطلب که جوانان برای اینکه بتوانند به خوبی در شهر کاشمر فعالیت کنند باید اعتمادسازی را در سرلوحه ی برنامه های خود قرار دهند باید سعی کنند اعتماد بزرگترهای شهر را به دست آورند من هرگز قصد نداشته ام که در مورد اعتماد بزرگترها به جوانان انحصار طلبی کنم وآن را منحصر به طیف خاصی نمایم
۲)با شناختی که از جوانان موضوع سخنم در مطلب قبلی داشتم یقین دارم که انتقادات آنان از نوع انتقادات پدرو پسر یا از سر  سرخوردگی ناشی از بی مهری بزرگترها نیست در عین حال این انتقادات بنیادی هم نیست چرا که آنان در بنیادهای اندیشه یسیاسی خود با معتمدین اختلاف فاحشی ندارند با این حال در تاکتیکها وانتخاب نوع کنش سیاسی با آنان اختلاف نظر دارند که این به هیچ دلیل مانع از تعامل متقابل نیست و اگر روزی در اصول اعتقادات به اختلاف برسند راه آنها از هم جدا خواهد شد البته با مسالمت آمیزترین راه ممکن و با در نظر گرفتن منافع اصلاح طلبان کاشمر.
۳)موضع من مبنی بر تلفیق انرژی خام با اندیشه ی پخته هرگز به آن معنا نیست که اندیشه ی جوانان را خام می پندارم بلکه در بسیاری از موارد دیده ام که با وجود اینکه سن آنان کم است اما اندیشه ی فاخری دارند منظور من آنست که این جوانان تصمیم دارند انرژی سرشار جوانی خود را با اندیشه ای پخته تلفیق کنند و منظور از اندیشه ی پخته هم صرفا اندیشه ی معتمدین کاشمر نیست چه این جوانان به برخی اندیشه های معتمدین انتقاد دارند لب مطلب آنست که اگر در هنگام کنش سیاسی کمی تامل شود وانرژی جوانی را که آماده ی فوران و جوشش است  به منظور در پیش گرفتن  یک موضع پخته کمی معطل بگذاریم فردا از کرده ی خود پشیمان نخواهیم بود این دقیقا تفاوت یک نیروی زمان شناس با یک نیروی تندروست.
۴)تاکید می کنم که معتقدم همیشه عده ای تندرو وجود دارند  آیا آنانی که تلاش می کنند تا در زوایای پنهان زندگی نامزدهای انتخابات به دنبال نکته ای سوال برانگیز بگردند وبا تمسک به آن، فرد مورد نظر را رد صلاحیت کنند تند رو نیستند؟و آیا جز اینست که اتفاقا گروه اجرایی آنها اکثرا جوانند ؟
۵)اسماعیل عزیزم!ما  و تو از یک قبیله ایم و در ادامه زیست سیاسی خود اشتراکات فراوان ونیاز متقابل به یکدیگر داریم چه زیباست که تلاش کنیم جوانان کاشمر را منسجم نموده و سازماندهی کنیم تا آنان به راستی تبدیل به یک قدرت تاثیر گذار شوند
۶)برادرم،اسماعیل!تلاش و  اخلاص تو ستودنیست امیدوارم مسیری را در پیش بگیری که شایسته ی این تلاش واخلاص باشد خالصانه آرزو می کنم که همیشه شاهد موفقیت را در آغوش گیری.   
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 21:3 توسط الف دادمان |


تلکس اندیشه فوت و درگذشت پدر حجت الاسلام والمسلمین  عربی را به ایشان تسلیت می گوید
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 22:4 توسط الف دادمان |


چند روز پیش شهرداری کاشمر با برگزاری جشنی در مجتمع سرو با شهردار جدید خود دوران جدیدی را آغاز کرد انتصاب مهندس خباززاده حاکی از این مطلب است  که معتمدین برای تمشیت امور کاشمر خیز برداشته اند آنچه در این میان مورد غفلت واقع شد آنست که برای اولین بار این جوانان شهر بودند  که نام او را در محافل تصمیم گیری معتمدین مطرح کردند در دوره ی انتخابات شوراها هم جوانان حامیان اصلی مهندس بودند و در واقع حمایت آنها از او و البته موفقیت او در نظر سنجی باعث شد که مهندس پا به لیست معیوب ده نفره بگذارد.

 معتمدین جوان گروهی هستند که نه تنها نسبت به سایر گروهای سیاسی شهر مواضع متفاوتی دارند بلکه حتی در مورد خود معتمدین هم انتقاداتی دارند و نظرات آنها بانظرات معتمدین کاملا مطبق نیست مثلا آنها از همان ابتدا به ده نفره بودن لیست شورا ها معترض بودند مطلبی که در گیر ودار انتخابات مورد توجه معتمدین قرار نگرفت اما نتیجه ی انتخابات آنها را وادار به پذیرش این انتقاد بجا کرد .

اینک معتمدین جوان مصمم هستندکه در ادامه ی زیست سیاسی خود در زیست بوم کاشمر حائز نقش وتاثیر باشند روشی که آنان در پیش گرفته اند اینست که تا جایی که در مورد اصول اعتقادات اصلاح طلبانه ی خود با معتمدین به اختلاف نرسیده اند با آنها تعامل داشته باشند  این روش هر چند مورد اعتراض برخی از جوانان تند رو قرار گرفته است اما در حال حاضر بهترین روش به نظر میرسد معتمدین جوان بر این باورند که جوانی به این معنا نیست که آنقدر تند برویم که همه ی پلهارا پشت سر خود خراب کنیم آنها معتقدند که بزرگترها به رای ونظر  جوانان نیاز دارند وجوانان هم به تجربه ی بزرگترها.این موضوعیست که می تواند سر فصل تعاملات آینده باشد معتمدین جوان جوانی را اینگونه معنا میکنند:تلفیق انرژی خام و سرشار جوانی با اندیشه ی پخته ، امید است که این دکترین در شرایط حاضر پاسخگو باشد.  برای این جوانان آرزوی موفقیت میکنم وآرزومند آرزوهای سبزشان برای خویش می باشم                                                     باقی بقایتان

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 22:1 توسط الف دادمان |


در روز شنبه مورخ 30/4/86 در حال مطالعه جریده خراسان بودم که در صفحه آخر آن بیانات نغز آقای کلهر مشاور آقای احمدی نژاد در جمع روابط عمومی های دستگاههای اجرایی خراسان رضوی چاپ شده هنگامیکه آنرا می خواندم حیرت کردم که آیا واقعا چنین الفاظی از اطرافیان آقای مهروز عدالت گستر بیان شده یا باز این خبرنگاران عامل امت بیگانه و مزدور برای گرمی بازار روزنامه هاشان چنین جملاتی را از زبان آقای کلهر نقل به مضمون کرده اند...چند روزی گذشت و مطلبی دیگر در صفحه 4 روزنامه مذکور مورخ 3/5/86 به قلم یکی از خوانندگان چاپ شد که اطمینان یافتم این مطالب سخنان شیوای هنرمند تازه وارد گود سیاست شده آقای کلهر می باشد.در ذیل توجه شما را به هر دو مطلب که اولی متن سخنان آقای کلهر و دومی یادداشت یکی از خوانندگان است جلب می نمایم .در پایان خواهید فهمید عدالت گستری و مهرورزی و انتقادپذیری آقایان چقدر بالاست؟!!!

کلهر:وقتی که یک نماینده مجلس از گوجه فرنگی حرف می زند خجالت می کشیم.

مشاور رسانه ای رئیس جمهور با بیان این که آرمان های بلند هزینه زیادی می خواهد افزود:البته کوتوله هایی هم داریم که نهایت ایده ال شان گوجه فرنگی است.این افراد زمانی که گوجه فرنگی سالادشان کم می شود نهره می زنند؛گر چه تعدادشان کم است و در مجلس هم هستند.مهدی کلهر مشاور رسانه ای رئیس جمهور با بیان مطلب در گردهمایی مسئولان روابط عمومی دستگاههای اجرایی خراسان رضوی در مشهد افزود:ما خجالت می کشیم یک نماینده از گوجه فرنگی حرف می زند این افراد هیچ وقت نیامدند از موتور جت که مثلا قرار بوده در سال 77 به اتمام برسد صحبت کنند و یا حرفی درباره حل مشکل مسکن که 100 سال است.وی ادامه داد:اینها یا عوام فریبی است ویا اینکه سقف آرزوهای این افراد گوجه فرنگی وسالاد است.کلهر افزود :روزی هیچ چیز نداشتیم،حتی ابتدای انقلاب سنجاق قفلی و سوزن ته گرد وارد می کردیم ولی ایستادیم؛حالا که قدرت جدی منطقه ایم جا بزنیم؟کلهر گفت:اقدامات دولت مانند ساخت یک بزگراه و ریل است که تاکنون هیچ کس جرأت ورود به عرصه و ساخت آن را نداشته و یک نوروز ملی وسیاسی است.کلهر خطاب به مسئولان روابط عمومی ها توصیه کرد:شرح صدر داشته باشید نه این که خواب باشید،تمام انتقادها و طرح های مردم را به سطوح بالاتر منتقل کنید.کلهر تأکید کرد:بدانید کشور ما با وجود همه اشکالاتش برای بخش مهمی از افراد کره زمین بهشت است.

گوجه فرنگی وکوتوله های سیاسی

آقای کلهر مشاور رسانه ای رئیس جمهور در سخنانی در جمع مسئولان روابط عمومی دستگاههای اجرایی در مشهد نمایندگان مجلس را به کوتوله هایی تشبیه کرده اند که وقتی گوجه فرنگی سالادشان کم می شود نعره می زنند!با توجه به این سخنان که توهین مستقیم به شعور مردم ایران به عنوان انتخاب کننده نمایندگان است باید از ایشان بپرسیم آیا شما اجازه دارید افرادی که منتخب عده ای از بهترین افراد کره زمین-به تعبیر رئیس جمهور-هستند را کوتوله خطاب کنید؟ایا بی ادبی و بی نزاکتی هم جزئی از مهرورزی است؟وآیا شما این گونه به مسئولان روابط عمومی ها که بیشترین برخورد را با مردم دارند درس نزاکت می دهید؟وقتی شما با نمایندگان ملت که منتخب جمع کثیری از هموطنانمان هستند این چنین هتاکانه برخورد می کنید،مردم نباید نسبت به برخورد احتمالی زیر دستانتان احساس خطر کنند؟جناب آقای مشاور!گوجه فرنگی یعنی درد مردم؛یعنی زندگی مردم.آیا شما می دانید یک کارگر ساده با حقوق 185 هزار تومان در ماه - که همین نیز برای بسیاری رویا و آرزوست- بایستی در خوشبینانه ترین شرایط 100 هزار تومان کرایه مسکن بدهد و در نتیجه آب هم نمی تواند بخورد.بعید نیست عده ای بی درد که تاکنون هرگز غم نان نداشته اند گوجه فرنگی را تنها در سالاد ببینند!نه قربان؛این اشک دیده آن کارگر و خون دل ماست.شما در سخنرانی تان گفته اید که ما در ابتدای انقلاب سوزن ته گرد و شنجاق قفلی را نیز وارد می کردیم اما اکنون قدرت جدی منطقه هستیم!سوال این است که آیا سوزن ته گرد را شما تولید کرده اید که این چنین مدعی هستید؟شاید بهتر باشد نخست شما از فعالیت های خود اطلاع رسانی کنید تا مردم بیشتر با شما آشنا شوند!گفته بودید نمایندگان به فکر موتور جت باشند!شما مشکل گوجه فرنگی را حل کنید،موتور جت پیشکشتان...به نظر شما آیا تغییر قیمت برنج پاکستانی از کیلویی 850 تومان به 1700 تومان در یک سال اتفاق کوچکی است؟آیا این یک توهم است؟بله جناب کلهر!شما باید خجالت بکشید،اما نه از سخنان نمایندگان ملت.شما باید از ادبیات سیاسی تان خجالت بکشید و بدانید اسب رهوار قدرت مرکب بی وفایی است.

+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 15:22 توسط صالح آزادی |


کاشمر این روزها دستخوش ماجراهای جدیدی شده است بازگشت محمد رضا خباز به عرصه ، استعفای شیخ طباطبائی به بهانه ی فرصت مطالعاتی، تحرکات جدید بلوکیان برای ارائه ی یک چهره ی خدمتگزار از خویش، تلاش برخی از آقایان برای جا انداختن این موضوع که در این دوره برد با جریان سوم خواهد بود آنهم بدون اینکه ویژگیهای این جریان سوم را روشن کنند همه وهمه مسائلی هستند که شهر را به خویش متوجه کرده است در این میان پیش بینی اینکه به طور واضح چه اتفاقی خواهد افتاد کار آسانی نیست اما من از کسانی که به پیروزی جریان سوم اعتقاد د ارند می پرسم که این جریان سوم چه ویژگیهایی دارد این چگونه جریانیست که روزی انبیائی در آن قرار میگیرد چند روز بعد طباطبائی در آن جا خوش می کند؟ و خلاصه هر کسی که به نوعی از اینجا رانده واز آنجا مانده است در آن قرار می گیرد، تا زمانی که یک جریان به طور دقیق مشخصات خود را تعریف نکند نمی توان به آن امید بست اینگونه که اوضاع پیش میرود اگر روزی بشنوم که بلو کیان هم در جریان سوم قرار دارد تعجب نخواهم کرد به نظر من حقیقت آنست که جریان سوم چیزی بیش از یک لفاظی سیاستمدارانه نیست چرا که در طول سالهای گذشته ،هم در سطح کشور وهم در سطح کاشمر هیچ  جریان مستقلی نتوانسته است که نقش یک جریان سوم را به خوبی ایفا کند واکثر جریانهایی که با ادعای جریان سوم وارد معرکه شده اند در نهایت به یکی از اردوگاههای چپ یا راست ملحق شده اند به هر حال ،قسم حضرت عباس مدعیان جریان سوم با دم خروسی که از آنها دیده ایم تضاد دارد ما که بیشتر به آنچه دیده ایم تکیه می کنیم تا آنچه حضرات ادعا می کنند                                                                           باقی بقایتان
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 21:36 توسط الف دادمان |