آدمها دو دسته اند :
۱ . اونهایی که معتقدند خدا وجود نداره ولی همیشه با این سوال درگیرند که
اگه نیست پس اینها چیه؟؟
۲.اونهایی که معتقدند خدا وجود داره ولی بعضا از خودشون می پرسند
اگه هست پس اینها چیه؟؟
پ ن : قاعدتا من باید الان اون رباعی خیام رو که می گه :
قومي متفكرند اندر ره دين
قومي به گمان فتاده در راه يقين
ميترسم از آنكه بانگ آيد روزي
كاي بي خبران راه نه آن است نه اين!
این نوشته الزاما از انسجام خاصی برخوردار نیست فقط به بیان موردی می پردازد که چندی است ذهن نگارنده را به خود مشغول کرده است؛
وبلاگ یعنی زندگی؛ وبلاگ ایرانی با فضای ایرانی روشنفکری به شدت گره خورده است ومتاثر است از فضای بحث های روشنفکری و خبری در حالی که اینجانب متعقدم بایستی به گونه ای دیگر باشد. در جامعه ایران تنها شانزده درصد به اینترنت دسترسی دارند و مابقی هیچ؛ نگارنده به شدت معتقد است وبلاگ باید تریبونی باشد برای جامعه محذوف ساکت، هشتاد وچهار درصدی که به هیچ تریبونی و رسانه ای دسترسی ندارند مگر رسانه یک جانبه نگر صدا وسیما
من اگر در وبلاگم از سرگردانی پیرزنی روستایی در شلوغی شهریور ترمینال ننویسم، اگر ننویسم بلیط قم را به دو برابر قیمت به او فروختند و او نتوانست کام بر آرد چه کسی بنویسد
من اگر در وبلاگم ننویسم داستان آن زنی را که طفل دو ساله بیمارش در حالی روی دستش پرپر می زد که به خاطر دو هزار تومان پول نسخه مانده چه کسی می نویسد؛ نکند توقع داریم رسانه ها و وبلاگ های حامی حاکم عادل پیشه عدالت گستر چیزی بنویسند!!!
مردان و زنان سرزمین من در زیر چکمه عدالتش در حال خفه شدن اند و من عقم می گیرد از هر چی عدالت است
پ ن: اگر به موردی برخوردید که فکر می کنید به کسی یا عده ای ظلم شده است، در قسمت کامنت ها پیام بگذارید با گشاده دستی تمام منتشرش می کنیم
از مهندس حسابی که به من درسهای بزرگی داد سپاسگذارم، به سیاستمداران این شهر توصیه می کنم که جملات بزرگوارانه ی اورا مصادره به مطلوب نکنند حالا مصمم تر هستم که با افتخار تمام هر چه را که دارم وندارم در راه پیشرفت کشورم صرف کنم . خدایا به خاطر این ساعتهای عزیز از تو ممنونم.
این آقایان سلیمانی
این آقایان سلیمانی چندیست که در سطح شهر با لطایف الحیل و الطاف الحاج اقاها چنان به جولان می پردازند که آدم فکر می کند عجیب نیروهای اکتیو و انرژیک اند و چرا تا کنون این استعدادها کشف نشده اند!حتما این هم از موهبت های دولت عدالت گستر و مهرورز به حاج آقایان بلوکیان و طباطبایی می باشد که چنین پتانسیل هایی در اختیار دارند!!!
چند روز قبل ویژه نامه ای از روزنامه کیهان ویژه کاشمر و خلیل آباد دیدم که با خود گفتم الحمد ا... آقای شریعتمداری به شهرهای کوچک هم لطف دارند و مردم همیشه در صحنه را با پاورقی هایی در کیهانکشان از نفوذ بیگانگان با برنامه های چراغ وار آگاه می کنند و با شوق مفرط ویژه نامه را از کودک خردسال 6-7 ساله ای که آنرا رایگان توزیع می کرد گرفتم .هر چه خواندم در آن از طایفه تبلیغات و آگهی بود، نه از جنس خبر وتحلیل ! و در پایان سوال ویژه نامه بود همراه با جوایز در مورد کیفیت آن! با خودم گفتم مگرکیهان کشوری را که هم وغمش افشاست و وارونه جلوه دادن اصلاحات و اصلاح طلبان با کیفیت رابطه ایست که این آقایان در آگهی نامه ی تبلیغی شان به دنبال آن می گردند، لابد دنبال کیفیت کاغذ و نحوه ی چیدمان آگهی ها می باشند!
«ایام بکام» صالح آزادی
در آستانه نیمه شعبا
در آستانه نیمه شعبان و میلاد منجی عالم بشریت و نیز همزمان با هفته دولت و سالگرد شهادت رجایی و باهنر بر آن شدم نقبی به شعار «استقلال آزادی،جمهوری اسلامی» که توسط امام راحل در سال 57 بیان شد و از جانب مردم مهر تایید گرفت بپردازم.
همگان آگاهیم که از کلیدی ترین شعارهای انقلاب مشروطه تاسیس عدالتخواه و مجلس ملی ومشروطه شدن قدرت مطلقه بود وکلیدی ترین شعار انقلاب 57 نیز استقلال آزادی جمهوری اسلامی بود که حتی زمانیکه گروهی از متعصبین متحجر خواستار تعیین حکومت اسلامی به عنوان بدیل جمهوری اسلامی شدند و یا گروهی دیگر خواهان جمهوری خلق و...شدند امام راحل با قاطعیت اعلام نمودند جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر نه بیشتر!
سالها می گذرد و انقلاب در حال رسیدن به سی سالگی می باشد و من که اینک همسن وسال انقلابم با مشاهده تاکید بیش از حد آقای رئیس جمهور و موکلین پارلمانش به عدالت وعدالت گرایی به این فکر رفته ام که چرا امام هرگز این واژه مقدس را در قالب آن شعار سه وجهی قرار ندادند و نیز با تنگ نظریها و حسادتهای که به اصطلاح طرفداران عدالت مستقر در دولت نهم نسبت به واژه مقدس آزادی دارند چرا امام که بیشتر از این آقایان دنبال اسلام مسثضعفین بود- اصلا با هم قابل قیاس نیستند- به جای کلمه آزادی از عدالت استفاده نکرد مگر الگوی امام از تشکیل این نظام، نظام عدل علوی نبود؟
در پاسخ پس از کلنجار فراوان پی می برم که نکند امام با دید وسیع تصور می کردند اگر شعار فوق محقق گردد خود بخود منجر به استقرار عدالت خواهد شد یعنی ارکان نظام چنانچه در راستای شعار فوق حرکت کنند و حق را پایمال ننمایند قاعدتا از جانب انکار عمومی به صفت عدالت گستری موصوف خواهند شد پس دیگر نیازی به اینکه هر روز شعارش را بدهیم احساس نمی شود. الهی به این روز عظیم ما را و پیش تر از ما، حاکمانمان را به شعار سال 57 متعهد تر در عمل ونظر بفرما. امین.
«ایام بکام» صالح آزادی


