تبليغاتX
تلکس اندیـــشه
محمد رضا خباز نماینده ی سابق کاشمر در مجلس شورای اسلامی طی سخنانی در محل هیات شهدا در کاشمر اظهار داشت:تشریفاتی شمردن رای مردم مقدمه ایست برای تشریفاتی شمردن مال ،جان و…آنها . خباز رای مردم را محترم، ارزشمند وسرنوشت ساز دانست و از هوادارنش خواست که از هم اکنون برای حضور پررنگ در انتخابات برنامه ریزی کنند خباز در پاسخ به سوالی اعلام کرد که در مورد رد صلاحیت خودم حتی یک آنگسترون نگرانی ندارم از بابت حضور مردم در انتخابات هم مطمئن هستم،تنها نگرانی من صیانت از رای مردم است که باید با تعیین نمایندگانی در سر صندوق رای احتمال هر گونه تخلف را به حداقل رساند خباز اظهار داشت که در دو سه روز گذشته در چند روستا حاضر شده واقبال خوبی از سوی مردم نسبت به او صورت گرفته وی افزود: این امر ناشی از هنر ما نیست بلکه ناشی از بی هنری مسئولان وقت است که باعث شده مردم از آنان به ستوه آیند. باقی بقایتان الف دادمان
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 23:7 توسط م آزاد |


علل و عوامل دین گریزی

الف) حاکمیت های سلطه جویانه و ناعادلانه دینی

همان طور که ذکرش رفت عدم تمایز روح دین و نماد دین باعث می شود که عده کمی رفتار حاکمان و عالمان دینی را از اصل دین متمایز نموده و مستقل از افراد متلبس به لباس دین، مورد کنکاش قرار دهند؛ بلکه وقتی می بینند حاکمیت دینی به جای گسترش قسط و عدل در جامعه به الگوی زر و زور و تزویر مبدل شده است از آن گریزان می شوند. یکی از نمونه های دین گریزی، جریان رنسانس در اروپا است که باعث شد جریان هایی مانند اومانیسم، لیبرالیسم و ... پدید آید.

ب) عملکرد بد برخی متدینان و رهبران دینی

اعمال و کردار مبلغان دین از دید اکثر مردم معیار شناخت دین و قضاوت در مورد حقانیت یک دین است. حال اگر عالمان دین، کردارشان بر خلاف گفته هایشان باشد در ذهن اکثریت مردم شبهه در حقانیت گفته های آن عالم دینی ایجاد گردیده و سبب دین گریزی عده زیادی از مردم می گردد؛خداوند در قران کریم نیز می فرماید:« مردم را به نیکی فرا می خوانید در حالی که خودتان را فراموش نموده اید»

ج)نفوذ خرافات در دین

در مراحل ابتدایی دین پذیری از آنجا که مردم پذیرای دین، آداب و رسوم خاص خود را داشتند بعد از گرویدن به دین آن را حفظ کرده و فرهنگ بومی خود را با آن آمیخته و چه بسا بسیاری از عادات و رسومی که هیچ مبنا عقلی و شرعی نداشته کم کم لعاب دین به خود گرفته و این دین آمیخته به خرافات دیگر به مذاق بشری که به رشد عقلانی رسیده خوش نمی آید و موجبات دین گریزی را فراهم می نماید.      والسلام  

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 20:53 توسط م آزاد |


درابتدا شما را به خواندن این ترانه دعوت می کنم:

 عقاید نئو کانتی از آن من شقایق نرماندی از آن تو حلاوت وبی صبری از آن من .....................از آن تو ماکارونی، تمر هندی از آن ما،  خیابان شهید قندی از آن ما، قبری که بهش میخندی از آن ما، ذکاوت ورندی از آن ما،  **************** در سفره چه می جویی حاتم من؟ با خودت چه می گویی خاتم من؟ دیگه واسه چی می جویی ماتم من؟ بابا تو چه پررویی خاتم من *************** کوکوی دو شب مانده از آن ما، کپی پدر خوانده ز آن ما،  خلقت نا خوانده از آن ما،  کپی پدر خوانده از آن ما،  دولت شرمنده از آن ما،  کلفتی پرونده از آن ما،  ملی پوش بازنده از آن ما،  دولت شرمنده از آن ما،  انتقاد سازنده از آن ما،  شاید که آینده از آن ما،  حلاوت و بی صبری از آن من،  هر چی تودلت خواندی از آن تو.

ترانه ی فوق به سال 1384و توسط محسن نامجو ساخته شده است و به دلیل عدم کسب مجوز وزارت ارشاد به صورت غیر قانونی در سطح کشور پخش شده است در این وبلاگ اما من قصد ندارم که برای شما ترانه بنویسم اما از آنجا که این ترانه هم اکنون مورد اقبال جوانان قر ار گرفته وبه طور ویژه از طریق گوشیهای تلفن همراه آنها دست به دست می گردد بر آن شدم که نقدی اجتماعی براین اثر داشته باشم: گذشته از ایرادت وزنی ،ادبی که براین ترانه وارد است آنچه در این ترانه به طور جدی مشهود است آنست که سراینده اثر که خود را یک شهروند متفکر ومبارز می خواند دچار استیصال وناامیدی شده است اوعلیرغم آنکه بر مبنای عقاید نئو کانتی خود انتقادات سازنده ای را مطرح میکند با مقاومت دولتی مواجه میشود و دولت همیشه از پذیرفتن انتقادات او شرمنده است در جامعه ی او نه تنها مردمسالاری حاکم نیست بلکه دیکتاتوری پدر خوانده حاکمیت دارد او باید در یک وضعیت بد معیشتی گذران امورکند و برسر اعتقادات خود بماند با این حال در جامعه به سخره گرفته می شود وحتی کار او به مراجع قضایی هم می کشد در نقطه ی مقابل او منتقدانش که اکثرا لمپن وغوغاسالار هستند هر چه را که در دل بخوانند به دست می آورند و از همه ی مواهب یک زندگی آرام برخوردارند . اشاره ی شاعر به حاتم لا محاله باید متوجه حکومتی باشد که ادعامی کند که بهشت برینی را برای او و سایر هم وطناننش ساخته است و لابد خاتم هم کسی نیست جز سید محمد خاتمی خودمان..این ترانه یاس، ناامیدی و دلزدگی اصلاح طلبان جوان از وضعیت موجود ودلخوری آنان از سید محمد خاتمی را نشان می دهد در بطن این ترانه چند پیام نهفته است :

 ۱)اصلاح طلبان و به ویژه قشر جوان آنها در یک نامیدی واستیصال به سر میبرند واگر نگاهی به ادامه ی حیات سیاسی خود دارند باید برای این مهم فکری کنند

۲)اصلاح طلبان باید برای آینده ی خود به گونه ای برنامه ریزی کنند که حتی اگر به اهداف از پیش تعیین شده ی خود نرسیدند دست کم بتوانند انسجام درونی خود را حفظ کنند وعملکرد یکی باعث یاس دیگری نشود

۳)کسانی هم که با اقدامات مسدودکننده ی خود باعث شکست اصلاح طلبان وگسترش فضای یاس در بین آنان شده ا ند باید بدانند که حکومت بر یک جامعه ی دلمرده هنر چندانی نیست واگر خطری متوجه قدرت آنان باشد در بین نیروهای فعال موجود کسی برای دفاع جانانه از آنان وقدرتشان باقی نمانده است آنان نه تنها اصلاح طلبان را به ورطه ی شکست کشاندند بلکه زمینه ی شکست خودشان و نابوی کل جامعه را فراهم کرده اند .

                                                                                                                    باقی بقایتان

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 14:19 توسط م آزاد |


احمد یوسف زاده٭

 

خبرگزاري جمهوري اسلامي نقل كرد، دختر بچه اي فقير در پايتخت بوليوي، با جعبه واکسی در مسير رئيس جمهور قرار گرفت، رئيس جمهور او را نوازش كرد و گفت: دلم مي خواست دوربین ها نبودند تا  يك ساعت  آن دختر بچه را در آغوش می گرفتم و گريه می کردم...

 راستي از زهكلوت(منطقه ای محروم در جنوب استان کرمان) تا شهر لاپاز پايتخت بوليوي چقدر راه است؟ به نظر شما آن دخترك واكسي در آن پايتخت شلوغ روزي چقدر درآمد دارد؟ و به نظر شما پدر دختران بي عروسك زهكلوتي آيا در هجوم خشكسالي و فقر به اندازه همان دخترك واكسي بوليویايي درآمد دارند؟

رئيس جمهور محترم، آقاي احمدي نژاد!

اينكه شما دلتان مي خواسته يك ساعت آن دخترك فقير را در آغوش بگيريد و گريه كنيد نشان از نوعدوستي شما دارد و قابل تقدير است، اما اي كاش فرصت مي كرديد يك ساعت كه نه، يك دقيقه با بچه هاي ما هم گريه مي كرديد. بچه هايي كه زير كپرهاي قلعه گنج نيش عقرب در بدن نازكشان فرو مي رود و قبل از رسيدن به اولين درمانگاه، كبود و نابود مي شوند. بچه هايي كه بهترين غذايشان آن طور كه من از نزديك ديدم يك قاشق رب گوجه است كه در ظرفي آب گرم مي ريزند و ناني اگر باشد در آن تريت مي كنند و سر بر بالين خشك مي گذارند تا فردا با پاي برهنه به مدرسه بروند و چون كيسه آرد كميته امدادشان ته كشيد و از نان خبري نيست بالاجبار بگويند «بابا آب داد»

رئيس جمهور محترم!

يك فيلمساز درد آشناي كرماني از گرسنگي و بيماري هاي ناشي از سوء تغذيه بچه هاي جنوب استان كرمان مستندي ساخته است كه دردمندانه ديدن دارد. ديروز هم خبرگزاري مهر خبر داد كه بسياري از بچه هاي روستاهاي منوجان از سوء تغذيه رنج مي برند. من همچنين از فقر كودكان كهنوجي قصه اي شنيده ام كه تلخي روايتش را هميشه با خود داشته ام. قصه دختر فقيري كه بيمار بود و پولي و ايضا وسيله اي نداشت تا به شهر برسد، او به يكي از مردان ده كه ماشيني داشته، مي گويد: اگر مرا به دكتر برساني «بره» اي دارم كه به جاي كرايه مي دهمت، اما كسي درد او را جدي نگرفت و او را به طبيب نرساند و مُرد به همين سادگي.

برادر احمدي نژاد!

اين روزها خيلي از مردم دنيا شما را قهرماني مي دانند كه پنجه در پنجه استكبار جهاني گذاشته ايد به همين خاطر است كه در مصر خرمايي مرغوب را «احمدي نژاد» نام گذاشته اند و خرمايي ديگر را «سيدحسن نصراله» و نامرغوب ترين نوع خرمايشان را «بوش».

اما آقاي رئيس جمهور اين همه براي كودك زهكلوتي نان و براي سوء تغذيه اش درمان نمي شود.

آقاي رئيس جمهور!

 دل سوزاندن براي دختربچه اي در ينگه ي دنيا و در يك كشور كمونيستي و يك ساعت گريه كردن به حال زار او كار ناپسندي نيست، ناپسند اين است كه علي رغم تلاش شما براي برقراري عدالت اجتماعي، هنوز عفريت فقر مثل گذشته در ميان كپرهاي قلعه گنج و رودبار جولان مي دهد و توزيع پر طمطراق سهام عدالت، گريه غم انگيز هيچ كودك گرسنه اي را به خنده تبديل نكرده و از آه هيچ كشاورز تنگدست ورشكسته اي هم نكاسته است، بلكه داشتن يك شيشه يك ليتري بنزين اگر چه به قيمت 1000 تومان هم حسرتي است كه به حسرت نداشته هايشان اضافه شده است. براي اثبات ادعايم تقاضا دارم دستور فرمائيد آقاي شمقدري مجموعه عكسي كه دانشجويان تهراني در اردوهاي تابستاني هجرت، از اوج فقر در جنوب استان كرمان تهيه كرده اند، به محضرتان بياورد تا مطمئن شويد بچه هاي آمريكاي لاتين حال و روزشان از بچه هاي ما بدتر نيست، اگر بهتر نباشد.

جناب آقاي احمدي نژاد!

دختر واكسي بوليويايي حتما در روز مي تواند كفش چند عابر مهربان را برق بيندازد و پولي به دست بياورد، اما هيچ برق اميدي در دل كودك فقير منطقه ما ديده نمي شود او دمپايي پاره ي پلاستيكي كدام روستايي را واكس بزند؟

شما لطفا از مسئولان بانك هاي اين منطقه بپرسيد علي رغم تلاش استاندار محترم و مسئولان مربوطه!

 از ميلياردها توماني كه در سفر به جنوب استان كرمان در قالب طرح هاي زود بازده وعده فرموديد، چه مقدار توسط روستائيان فقير جذب شده و چقدر اشتغال ايجاد كرده است؟ از 25 هزار واحد مسكوني كه قرار بود تا پايان سال 86 جايگزين كپرهاي فرسوده بشود، چند واحد ساخته شده است؟ چرا سيماي جمهوري اسلامي كه دربست در اختيار دولت شماست، گزارشي از آفريقاي ايران لااقل به طور خصوصي جهت اطلاع حضرتعالي تهيه نمي كند؟ پس اين كامران رجب زاده فقط بلد است به پيرمرد كروبي طعنه پينه بزند؟!

برادر احمدي نژاد!

 مي دانم كه شما به شعار «عدالت اجتماعي» و «مهرورزي» تان ايمان داريد و ان شاءا... اينها شعار تبليغاتي و انتخاباتي نبوده اند، اما حالا كه تصميم گرفته ايد جهان را اصلاح كنيد، اول از ايران خودمان و محروم ترين نقاط آن شروع كنيد و قول آن شاعر جوان قلعه گنجي را هم بشنويد كه مي گويد:

 

«از ياد برده رمه، فصل كوچ را

چوپان نشسته شب ختم قوچ را

نخلي خميده و دشتي ترك ترك

قحطي بريده امان بلوچ را»

 

٭ مدیر مسئول تحم

٭ مدیر مسئول نشریه رودبارزمین کرمان ، مدیر کل اسبق امور فرهنگی دانشگاه کرمان و از آزادگان جنگ تحمیلی

٭ مدیر مسئول

٭ مدیر مسئول

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 17:12 توسط م آزاد |


در جلسه ای که به ابتکار نمایندگی سازمان ملی جوانان در کاشمر برگزار شده است نماینده ی دانشجویان دختر جهاد دانشگاهی در حضور امام جمعه و فرماندار و برخی دیگر از مسئولان شهر اعلام کرده است که دانشجویان دختر جهاد دانشگاهی در خارج از خوابگاههای خود امنیت ندارند این خبر تاسف بار که تا حدود زیادی قرین به صحت است حاکی از عمق نابسامانیهای فرهنگی جامعه ی ماست برای حل چنین معضلاتی که متاسفانه در سراسر کشور وجود دارد باید به برنامه های دراز مدت اجتماعی فرهنگی روی آورد اما تا زمانی که اوضاع سیاسی جامعه بدین حد آلوده باشد وتا زمانی که مسئولان تمام انرژی خود را صرف مچ گیری رقیب بنمایند نمی توان به حل اینچنین معضلاتی امیدوار بود در پایان این مصیبت عظمی را به تمامی دلسوزان جامعه تسلیت عرض میکنم

                                باقی بقایتان                الف دادمان

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 1:26 توسط م آزاد |


اینطور به نظر می رسد که حکومت دینی در اقامه دین و بسط آن و نهادینه کردن دین در جوانان موفق نبوده و پس از شکست در این امر جوانان را به دین گریزی متهم نموده و آنرا به صورت انگ وحتی بر چسب سیاسی نیز بر ایشان بکار برده وتمامی مفاسد اجتماعی و لغزش ها را نیز ناشی از این امر دانسته،گزاره "انسان دین گریز است" از لحاظ منطقی درست به نظر نمی رسد و دچار پارادوکس می باشد.

جوان،به حکم انسان بودن دارای فطرت وسرشتی است که با گریزان بودن از دین منافات دارد؛ پس این گریزان بودن از چیست؟

هر دین به طور عمده به نمادها و نهادها قابل تقسیم بندی است و همان طور که ذکر آن رفت روح بشر با روح دین هیچ گاه در در تناقض نبوده بلکه در عین هماهنگی ویگانگی نیز می باشد، لکن نمادها ونهادهایی که بشر به صرف شکل گرا بودن ذاتی خود پدید آورده مشکل ساز می باشد.

هر دین در مقام اولی در پی صعود اخلاقی انسان و پیوند دادن آن با مبدا وجود می باشد که این پایه وحرکت به سمت آن "توحید" نامیده می شود و این پیام در قالب یک سلسله آرمانها، ارزشها، نمادها و ...به پویندگان راه دین ارایه می شود.

در تمام ادیان برای ارزش هایی که حاوی روح دین هستند یک سری نمادها و نهادهایی به وجود می آیند این نمادها ونهادها برای به منزل رساندن پیام اصلی دین محقق می شوند، پس این نمادها و نهادها به خودی خود اصالتی ندارند و اصالت در پیام دین است که در قالب نمادها ونهادها متجلی می شود

تفاوت  نمادها ونهادها با روح دین

تا اینجا به روشنی می توان دریافت که مابین نمادها و نهادها و روح دین تفاوت است و به هیچ وجه نمی توان این دو را با هم یکی گرفت.

نمادها و نهادها قالب هایی هستند که روح دین در آنها شکل می گیرد و وجودشان برای تحقق پیام دین امری الزامی است لکن در روح دین چنین وابستگی را نمی بینیم.

توجه بیش از حد بشر شکل گرا به نهادها مثل مسجد و روحانیت و... و نمادها مثل نماز، روزه، امر به معروف و... باعث می شود که روح متعالی دین گم شود و به عبارت دیگر نماد یا نهادی که می باید برای ایفای نقش خود وسیله باشد، هدف گشت، هدف دین در این میانه گم خواهد شد؟

به طور مثال نمازی که می باید دریچه ای معنوی به سوی ارتقای به حق باشد چنان در شکیات، سهویات، مستحبات و ... غرق می شود که دیگر قادر به ایجاد آن رابطه ی معنوی نخواهد بود، یا وقتی که فریضه امر به معروف اعتبار شکلی پیدا می کند برای تحقق آن صدها منکر به وقوع می پیوندد.

روح دین هیچ گاه دچار خمودگی وکاستی نمی شود و این نمادها و نهادها هستند که چون در معرض اشتباهات بشری قرار دارند گاه در انتقال پیام دین دچار اشکال می شوند تفسیر های غلط برخی از دینداران و مبلغان کم مایه از دین به گونه ای که نه مورد پذیرش شریعت است و نه مورد پذیرش عقل سلیم  از این قبیل است. وقتی که نمادی یا نهادی دچار انحراف وکاستی گشت دیگر نمی تواند کسانی را که به انحرافات وقوف می یابند به خود جلب کند قادر به جذب جویندگان واقعی دین نیز نخواهد بود در این حین اقشاری از جامعه از نمادها ونهادهای دین گریزان می شوند و متاسفانه در جامعه به علت عدم تفکیک مناسب این دو مؤلفه به جای هم به کار برده می شود و باعث می شود که برخی نهاد گریزان را دین گریز و دین ستیز بدانند و نهاد گریزان نیز با این تفاسیر خود را با اصل دین بیگانه احساس کنند؛ آنچه امروزه تحت عنوان« دین گریزی جوانان » مطح می شود چیزی جز « نماد و نهاد گریزی جوانان » نمی باشد.

                                                  اختلاف خلق از نام اوفتاد

                                               چون به معنی رفت آرام اوفتاد

با تمام تفاسیری که در بالا ذکر آن رفت می توان علل جزیی تر ومصادیق عینی تری برای نماد گریزی و نهادگریزی جوانان ارایه کرد که در پست دیگری به آنها خواهم پرداخت.

ادامه دارد  

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 0:9 توسط م آزاد |


همه ساله صدا وسیما در ماه مبارک رمضان اقدام به پخش سریالهایی با محتوای مذهبی می نماید  که این اقدام به جای خود قابل تقدیر است  اما آنچه جای تامل دارد آنست که آیا این سریالها توانسته اند علاوه بر سرگرم کردن مردم ،نوع نگرش وبینش دینی مردم را نیز ارتقا دهند ؟به نظر نویسنده پاسخ منفی است

 اکنون که به موهبت دلارهای نفتی ، حسابهای مالی صداو سیما با مشکل چندانی مواجه نیست ومشکل مالی برای این سازمان وجود نداردانتظار می رود که این سازمان در جهت افزایش  کیفیت تولیدات خود گام بردارد با این وجود متاسفانه هیچ نشانه ای دال براین امر مشاهده نمی شودبا نگاهی تحلیلی به سریالهایی که در این چند ساله از تلویزیون پخش شده است متوجه می شویم که این سریالها نه تنهابینش دینی مردم را بالا نبرده بلکه در برخی مواردحتی نوع نگرش دینی مردم را سطحی ونازل نموده است مثلا به سریال اغما که درحال حاضر در حال پخش است توجه کنید در این سریال یک عارف که معلوم نیست از کجا سر در آورده و چگونه به این مقام رسیده است در فیلم ایفای نقش میکند و به دکتر خبر می دهد که او انتخاب شده وحالا وظیفه ی او سنگین تر از قبل است دکتر پس از این ماجرا با یک نگاه به بیماران به مسائلی فراتر از دانش پزشکی پی میبرد وتشخیصهایی میدهد که همه را در تعجب فرو میبرد به نظر میرسد که چنین سوژه هایی به کار زندگی ما نمی آید

 مخاطبی که با خوش خیالی پای تلویزیون می نشیند و اینگونه سریالهایی را نگاه میکند گمان میکند که همیشه باید کسی مانند( الیاس) در سریال اغماء یا( استاد) در سریالی که سال گذشته از شبکه ی دوم پخش میشد وجود داشته باشد تا  او بتواند راه را از چاه باز شناسد اما آیا باور چنین موضوعی در جهان ما ممکن است ؟؟آیا هنوز هم امکان دارد که کسانی از آسمان بر ما نازل شوند و به ما بگویند که راه وچاه چیست؟آیا جز اینست که خدا حجت خود را برما تمام کرده دین را به کاملترین شکلش به ما عرضه نموده وحالا ما را مختار گذاشته که را هدایت را انتخاب کنیم یا راه گمراهی را ؟؟ایا مفهوم ((آیه الکر سی))چیزی جز اینست ؟؟پس در حالیکه ما این واقعیات را میدانیم چرا به چنین سوژه هایی می پردازیم ؟؟دو سال قبل سریال ((او یک فرشته بود))با اقبال بسیار زیادی مواجه شد و حتی سازندگان آن سریال از سوی ریس سازمان مورد تقدیر قرار گرفتند اما اینجانب  بر این باورم که آن سریال نیز نه تنها نتوانست که بینش دینی مردم را ارتقا دهد بلکه به موضوعات خرافی از قبیل نقش اجنه در زندگی مردم  دامن زد کوتاه سخن آنکه جا دارد که مسئولان صدا وسیما طرحی نو در اندازند

                                                  باقی بقایتان                         الف دادمان             

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 22:16 توسط م آزاد |