تبليغاتX
تلکس اندیـــشه

 قریب به پانزده روز از قطع گاز شهرستان کاشمر می گذرد؛ برودت هوا به شدیدترین حالت طی سی سال گذشته رسیده است، لوله های آب فراوانی در سطح شهر یخ زده است؛ کودکان و زنانی بسیاری از نبود امکانات دچار بیماری شده اند؛ مطب پزشکان این دیار مملو از پیرزنان وپیر مردانی است که سالیان پیش با گشاده دستی تمام وسایل گرمازای نفتی خود را به مردم بم اهدا کردند ولی اکنون خود سرگردان و آواره مطب پزشکان گردیده اند...

مردم این سامان چندی برای تهیه ابتدایی ترین نیازهای روزمره های خود در مانده اند؛ نان نیست واگر هم هست به چند برابر قیمت به فروش می رسد یا اینکه در برابر نانوایی ها صف های چند صد متری شکل می گیرد ...

با تمام این احوال فرماندار دولت عدالت گستر حتی یک عذر خواهی خشک و خالی هم از مردم شهرستان انجام نداده است؛ استعفا کمترین کاری است که فرماندار می تواند انجام دهد

جوانان کاشمری دیگر طاقت دیدن دست و صورت یخ زده طفلکان این سامان را ندارند...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 20:45 توسط م آزاد |


برف می بارد

           برف می بارد            

                   به روی خار وخارا سنگ

               کوهها خاموش

           درهها دلتنگ

    راهها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ

  ...

                                     سیاوش کسرایی، منظومه آرشکمانگیر

بارش برف و سفید پوش شدن طبیعت در زمستان سیاه، نقض غرض طبیعت است؛ زمستانی که با سیاهی شناخته می شود یک آن توسط مادر طبیعت سفید پوش می گردد همچون  نوعروسان سفید و زیبا و خاطرهای زیبا از زمستانی سیاه و سرد را در ذهن ما نقش می زند.

دوستی می گفت:" برف با همه زیبایی وسفیدیاش، پلشتیها و زشتیها یی هم دارد " این جمله به نظر من درست نیست  بلکه اینگونه به نظر من شایسته تر است که بگوییم:" برف با همه زیبایی وسفیدیاش، پلشتیها و کژکاری و ندانم کاریهای ما انسانها را هویدا و آشکار می سازد.

برف که می آید مشخص می شود کدام راه ما درست ساخته شده؛ کدام بنای ما گنجایش چنین برفی را داشته؟! کدام مدیر ما توان مدیریت پدیدهای زیبا و طبیعی را داشته ؟

"از ماست که بر ماست" امروز روز نباید از برف و جامه سفید و زیبایش ناراحت باشیم، بلکه باید از خودمان ناراحت باشیم و دلگیر که چرا نیندیشیدیم؟ چرا درست کار نکردیم؟ و هزاران چرای دیگر

زمستان تمام می شود

مهربان باشیم...

 پ ن۱ : این شعر زیبا احمد شاملو را هم از دست ندهید

پ ن۲: نگارنده در کاشمر حضور ندارد وتا این لحظه که نوشته های استاد سعادتمند را خواندم به عمق فاجعه پی نبرده بودم از تمام وبلاگ نویسان این سامان می خواهم که فارغ از هر خط و جناحی با نوشتن یک مطلب و حتی ارسال یک ایمیل به دفتر مسولان کشوری از آنها بخواهیم فکری برای همشهری های مان بردارند و بی لیاقتی فرماندار و راه یافته شهر را داد بزنیم. من که شروع کردم

پ ن ۳: برای نوشتن نامه اعتراضی در مورد گاز کاشمر برای رییس جمهور به این آدرس مراجعه کنید

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 22:50 توسط م آزاد |


در حالي كه وزيركشور اعلام كرده است كه ما در انتخاب هيأت اجرائي ها از هواداران كانديداها و يك گرايش خاص استفاده نخواهيم كرد ، ولي در شهر ما دست پخت آقاي فرماندار و مشاور جديدش آقاي علرضا نبوي آنقدر شور شده است كه نگو و نپرس .
اساساً معتمديني كه توسط فرمانداري براي تشكيل هيأت اجرائي معرفي مي شوند بايد كساني باشند كه مردم و نامزدهاي انتخاباتي به تقوا و بي طرفي آنها اعتماد داشته باشند چون مي خواهند صيانت از آراء خود را به آنان بسپارند . حال چطور ممكن است به كساني كه كه وابستگي شديد به طرفداري از آقاي بلوكيان دارند بتوان اعتماد كرد كه در آراء مردم به نفع آقاي بلوكيان دست
كاري نخواهند كرد ؟
البته گويا براي خالي نبودن عريضه اسم دو سه نفر مثل حاج آقاي عربي ، حاج آقاي عاصمي و حاج آقاي فاطمي را در بين سی نفر آورده اند ولي آنها هم پس از اطلاع از ساير دعوت شدگان ، چون حضورشان را بي اثر مي ديده اند در جلسه شركت نكرده اند چون مي دانسته اند كه اگر هم شركت كنند هيچ تغييري در اين تركيب بوجود نمي آيد .
يك طرفه بودن تركيب افراد دعوت شده به جلسه به حدي بوده است كه رئيس شوراي شهر كه محبوبيتي مثال زدني دارد و در انتخابات شوراي شهر نزديك به پانزده هزار رأي داشته است ذخيره دوم شده است . به هر حال دست پخت آقايان بدين شرح است :

۱- آقاي ابراهيم نيا : ( رئيس آموزش و پرورش ) كه يك هفته قبل در جلسه انتخاباتي منزل باقري به اتفاق آقاي بلوكيان شركت و افاضاتي هم ايراد نموده و قبلاً هم مسئول ستاد انتخاباتي آقاي بلوكيان بوده است .
۲- سعيد هوشمند : كه همه مردم ديده اند در داخل شهر با بلندگو براي آقاي بلوكيان تبليغ مي كرده است .
۳- جلال شهابي : كه از هواداران و تبليغات كنندگان اصلي براي آقاي بلوكيان است .
۴- محمد عارفیان: كه از فعالين اصلي ستاد انتخاباتي آقاي بلوكيان است.
۵- شاه قاسمي : كه همواره براي آقاي بلوكيان تبليغ كرده و مي كند .
۶- دكتر ناصري : معلمي كه توسط آقاي بلوكيان به عنوان رئيس بيمارستان منصوب شده است .
۷- حجت الاسلام سالاري : كه ايشان هم از هواداران آقاي بلوكيان است .
۸- آقاي جلالي : كه كانديدا شوراي شهر بود و رأي نياورد و از هواداران آقاي بلوكيان است .
۹- آقاي سلطانپور : ( عضو انتصابي ) كه ايشان عضو ستاد انتخاباتي و از هواداران و تبليغات كنندگان اصلي براي آقاي بلوكيان است .
البته براي توجيه كارشان بعيد نيست كه بگويند ما مثل فرمانداران قبلي عمل كرده ايم ولي خودشان مي دانند كه قبلاً همين آقاي نبوي عضو هيأت نظارت بود كه بايد اول معرفي شدگان را تأييد مي كرده ولي حالا چون همه كاره خودشان و يكدست هستند دستپخت شان اين همه شور شده است .
سال به سال دریغ از پارسال

پ ن: آقای فیض عارفی حضور خود را تکذیب نمودند از بابت اشتباه پیش آمده از ایشان عذر می خواهم

اما جا دارد از ایشان بخواهم از خط و نشان کشیدن دست بردارند و ما را تهدید نکنند زیرا که باعث ترس شدید ما می شود و خواب را از ما می رباید

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 22:30 توسط م آزاد |


قریب به 16 سال از آخرین سال عمر مجلس سوم می گذرد آن زمان هم آقای بلوکیان نماینده کاشمر در مجلس بود و برای اینکه نشان دهد چقدر برای شهرستان مفید است ، دستور داده بود تا در چند كيلومتري جاده كاشمر به سه راه شادمهر تابلویی نصب کنند که خبر از احداث "فرودگاه کاشمر" می داد. شانزده سال از آن روزها می گذرد اما این شیوه قدیمی هم چنان توسط پرو پاگاندای تبلیغاتی ایشان و با دادن وعده هایی همچون احداث مجتمع فولاد و آلومینیم دنبال می شود. سازندگی و آبادانی وتلاش برای صنعتی شدن منطقه امری است ممدوح از هر طرف که باشد اما دروغ گفتن یقیناً امری است مذموم.
پس از این مقدمه بد نیست سر اصل مطلب بروم و به خبری که توسط منابعی موثق به اینجانب رسیده بپردازم؛ اما اصل مطلب:
در پی اختصاص بودجه یکصد و هفتاد میلیون تومانی جهت بهسازی بلوار سید مرتضی، استانداری خراسان شهرداری کاشمر را برای این امر بر می گزیند و حتي تفاهم نامه مربوطه هم بین شهرداری و استانداری منعقد می شود و شهرداری هم با شرکت زیست کاوش جهت تهیه نقشه ها و طرح ها قرار داد مي بندد.نقشه ها آماده می شود و به دفتر فنی استانداری جهت تأیید تحویل می شود؛ در این اثنا ، راه یافته کاشمر و تیم ایشان که از این ماجرا آگاه شده است چون اجرای این طرح را يك موفقيت برای شورای شهر و شهرداري می داند شروع به کار شکنی نموده و با رایزنی_ بخوانید شیطنت_ در سطح استانداری و اعمال نفوذ به دفتر فنی استانداری نقشه ها را تأیید نمی کند و جهت آغاز به کار پروژه تحویل شهرداری نمی دهد و حتی با اعمال نفوذ بودجه اختصاص یافته را هم بلوکه کرده اند و درصدد هستند که بودجه طرح را تحویل اداره اوقاف دهند. که در این صورت این بودجه در بقعه امامزاده خرج خواهد شد نه در بلوار.
حال می مانیم كه سروصدای کر کننده تبلیغات تیم ایشان را جهت کارخانه آلومینیوم و فولاد باور کنیم یا کارشکنی شان در راه بهسازی بلوار سید مرتضی.
تمام این اتفاقات در حالی می افتد که مجموعه فرمانداری و تیم راه یافته شهر تلاش می کنند این مساله در سکوت کامل و بایکوت خبری سپری شود و مردم از این ماجر ا آگاه نشوند.
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 8:40 توسط م آزاد |


آن گاه که زاده شدم

در چشمانم اشک چکاندند

تا دیدگانم

به اندازه ی دردهای ملتم باشد

شاعر:امبرتو آک آبال ، گواتمالا

باقی بقایتان                                            الف دادمان

+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 19:21 توسط م آزاد |


در بلاگستان کاشمر وبلاگهای متفاوتی به چشم می خورند از وبلاگهایی گرفته که بوق دروغند تا وبلاگهایی که در آن نویسنده عقاید ادبی خود را دنبال می کند تا وبلاگهای فصلی سیاسی که لابد از این پس بر شمار آنها افزوده خواهد شد با این حال می توان تمامی این وبلاگها را در دو قالب مشخص بسته بندی کرد :          وبلاگهای راستی                وبلاگهای چپی

متاسفانه وبلاگهایی که مسایل را به طور عمقی مطرح کنند یا وبلاگهایی که اندیشه های متفاوت داشته باشند و از منظر تازه ای به مسائل نگاه کنند به چشم نمی خورند از سویی جای مناظره های عمقی ومحترمانه و شناسنامه دار  وبلاگی در این میان به شدت خالیست تلکس اندیشه نیز تاکنون در قالب نام مستعار کار کرده که این مدتهاست که باعث گفتگوهایی در میان گردانندگان آن شده وامیدوارم پس از یک تصمیم جمعی ما هم  سجلی خود را اعلام کنیم.

بگذریم سخن از خودمان نیست در این پست قصد آن دارم که یک وبلاگ جدید که می تواند تحولی در بلاگستان کاشمر ایجاد کند را به شما معرفی کنم سرو ترشیزکه گرداننده ی محترم آن جناب آقای حسن قربانی هستند مدتیست کار خود را آغاز کرده و یقین دارم ایشان به دلیل آنکه مطالعات عمیقی در مسائل اجتماعی و ادبی دارند می توانند کمبود های فوق الذکر را پوشش دهند در سرو ترشیز شما از منظر کسی که تا توانسته وقتش را به مطالعه ی بهترین آثار ادبی ایران وجهان گذرانده است به مسائل می نگرید که این خود مزیت بزرگیست که بسیاری از دوستان وبلاگ نویس من در کاشمر از آن بی بهره اند. اندیشه ی آقای قربانی به روشنفکران و بزرگانی از قبیل شاملو و سیمین بهبهانی ونصرت رحمانی و صادق هدایت و...............و همفکران آنها در خارج از کشور قرابت زیادی دارد و بسیار جالب خواهد بود که تراوشات قلم کسی را  که از این زاویه به مسائل می نگرد مطالعه کنیم

 قربانی در وبلاگ خودش همانطور که خود نوشته از فرو رفتن در بی فرهنگی و خود سوزی فرهنگی تن می زند  او از سوخت بار شعر وسرود بر آتش سوسن و یاس می نالد واز اینکه نباید به اندیشیدن خطر کرد فریاد می کشد واز این روزگار غریب شکوه می کند

امیدوارم از این پس با ورود ایشان به عرصه ی بلاگستان کاشمر شاهد ایجاد مناظره هائی بین وبلاگ نویسان و قرائت جدیدی از آنچه بر ما می گذرد باشیم آقای قربانی در آخرین نوشته های خود از شب یلدا گفته و از زمستان که آبستن رویش است   برای ایشان آرزوی موفقیت می کنم

                     باقی بقایتان                                  الف دادمان

+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 21:38 توسط م آزاد |