تبليغاتX
تلکس اندیـــشه

خاتمی انصراف داد...

نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود

من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم

شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد

به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد...

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 0:35 توسط م آزاد |


گفته‌ي معروفي ميان روسيان است که:

 “روشنفکران براي انقلابات نقشه مي‌کشند،

ايده آليست‌ها و افراد رومانتيک اجرا مي‌کنند و عاقبت،

 فرصت طلب‌ها و شارلاتان‌ها هستند که سودش را مي‌برند."

+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 12:34 توسط م آزاد |


نمی دانم چرا این روزها با خواندن این شعر  شرایط امروز ایران در ذهنم متبادر می شه

با هم دوباره می خوانیمش

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت،

سرها در گريبان است

كسي سر برنيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را

نگه جز پيش پا را ديد، نتواند،

كه ره تاريك و لغزان است

وگر دست محبت سوي كس يازي

به اكراه آورد دست از بغل بيرون

كه سرما سخت سوزان است

نفس كز گرمگاه سينه مي‌آيد برون ابري شود تاريك

چو ديوار ايستد در پيش چشمانت

نفس كاينست، پس ديگر چه داري چشم

ز چشم دوستان دور يا نزديك؟

 مسيحاي جوانمرد من! اي ترساي پير پيرهن چركين!

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي ...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوي، در بگشاي

منم، من، ميهمان هر شبت، لولي‌وش مغموم

منم، من، سنگ تيپا خورده رنجور

منم، دشنام پست آفرينش، نغمه ناجور

نه از رومم، نه از زنگم، همان بيرنگ بيرنگم

بيا بگشاي در، بگشاي، دلتنگم

حريفا! ميزبانا! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي‌لرزد

تگرگي نيست، مرگي نيست

صدايي گر شنيدي، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابت را كنار جام بگذارم

چه مي‌گويي كه بيگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟

فريبت مي‌دهد، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست

حريفا! گوش سرما برده است، اين يادگار سيلي سرد زمستان است

و قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود، پنهان است

حريفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز يكسان است

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت

هوا دلگير، درها بسته، سرها در گريبان، دستها پنهان،

نفس‌ها ابر، دلها خسته و غمگين،

درختان اسكلتهاي بلورآجين،

زمين دلمرده، سقف آسمان كوتاه،

غبارآلوده مهر و ماه،

زمستان است ...

 

م.اميد

(مهدي اخوان ثالث)

تهران ، ديماه 1334

 

 

+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 12:24 توسط م آزاد |


شنیدن و روی دادن اتفاقاتی مشابه آنچه در ذیل می آید و سکوت مرگبار اقتدارگرایانی که خود را اتفاقا اصولگرا می نامند و کفن پوشانی که گویا به مرگ ابدی رفته اند، باعث می شود ابتدا از زندگی خودم در چنین جامعه ای متنفر می شوم و سپس از اصولگرایانی متنفر و منزجر می شوم که هیج اصلی بالاتر و  مقدس از شاهد قدرت ندارند؛ در دوران سید محمد خاتمی اگر دانشجویی در نشریه ای که دویست تا خواننده بیشتر نداشت یک مطلبی می نوشت که کمی بودار بود؛ فریاد وااسلامای آقایون عالم را بر می داشت و یک مشت کفن پوش بیکار .... تمام عالم اسلام را از این مصیبت عظمی خبر دار می کردند

رهپویان ولایت(ا.س) که نوشتن درباره یک آشیخ را بر نمی تابند ببینیم حالا چه می گویند، سربازان ولایت به تکلیف خود عمل خواهند کرد؟ ببینیم ریا و تدلیس و فریبکاری آقایان تا کجا ادامه داره؟

اما اصل ماجرا

در همایشی كه شنبه این هفته (19 آبان) در سالن اجتماعات برج سفید به میزبانی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برگزار شد اتفاقی افتاد كه در كشور بی سابقه بود. 

در این همایش در حضور اسفندیار رحیم مشایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و در عین «تعجب» حاضران؛ هنگام شروع مراسم و قبل از تلاوت قرآن، 12 خانم با لباس محلی دف زنان روی سن آمدند و در حالی كه قرآن را در سینی گذاشته بودند با حالات ریتمیک، قرآن را به قاری تحویل داده و سن را ترك کردند و سپس قاری مراسم (که از قاریان مشهور کشور می‌باشد) شروع به تلاوت قرآن کرد. پس از پایان تلاوت قرآن، دوباره این افراد به همان صورت روی سن آمدند و در حالی كه دف می‌زدند قرآن را تحویل گرفته و سن را ترك کردند. 

در حالی که متاسفانه سازمان گردشگری تاکنون از تکذیب این خبر خودداری کرده است؛ موضع‌گیری شدیداللحن امروز چهارشنبه یکی از مراجع عظام تقلید این احتمال را به وجود می‌آورد که بار دیگر بحرانی فراگیر در کشور به خاطر اقدامات سازمان تحت نظر آقای مشایی ایجاد شود

حضرت آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید، چهارشنبه (22 آبان 87) در درس خارج فقه خود «اهانت و جسارت» در یک همایش مربوط به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به ساحت مقدس قرآن کریم را به شدت محکوم کرد.

این مرجع تقلید تصریح كرد:كسانی كه به مقدسات توهین كرده‌اند، قلب مقدس امام رئوف و مهربان، حضرت بقیة‌الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف را آزرده خاطر کردند. وی تاكید كرد: اهانت به قرآن قابل تحمل نیست و کسی که مسؤول این سازمان است صلاحیت ندارد در این جایگاه باشد.

وی بروز چنین رفتارهایی را برای حاکمیت اسلامی نگران کننده دانست و ادامه داد: بدانید اگر باب این مسائل باز شد دیگر توقف پذیر نیست و بی اعتنایی به این گونه مطالب و عدم توجه به هویت اسلامی، گریبانگیر همه خواهد شد.

این مرجع تقلید، امر به معروف و نهی از منکر را از وظایف مهم روحانیت و همگان دانست و اظهار داشت: همه مسؤولند، بدانید قلب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از این اعمال متأثر می‌شود.

وی با عرض تسلیت به پیشگاه مقدس امام زمان تاكید كرد: اینجانب این مصیبت را به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و همه علاقه‌مندان به دین و اسلام و کشور و نظام، تسلیت می‌گویم، انسان متحیرست که از این اعمال به چه کسی شکایت ببرد. اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا و غیبة امامنا و کثرة عدونا و شدة الفتن بنا 

فیـــــــــلم مراسم

 پ ن۱: مذاکره مشاور مشایی با مالبرو

پ ن۲:.نزاع خبرگزاری های حامی دولت ایران بر سر مارلبورو

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 19:14 توسط م آزاد |


 

یا وقتی اقتدارگرایان روزنامه نگار می شوند

جناح آقای بلوکیان که همیشه یکی از معارضان قدرت در خطه ترشیز به حساب می آمده و آلترناتیو نیروهای خط امامی به حساب می آمده، همیشه از ضعف رسانه محلی رنج می برده؛ محلی، نه ملی که رسانه ملی همیشه ملک طلق اقتدارگرایان بوده و هست

پوشاندن همین ضعف آقای بلوکیان را بر آن داشت که آقای ن را به ریاست اداره ارشاد بگمارد و از طریق وی مجوز نشریه ای را اخذ کند که همیشه در دستانش باشد، مجوز این نشریه در حالی شش ماهه توسط همسر معلم آقای ن اخذ شد که بسیاری از روزنامه نگاران و نویسندگان کاشمری چند سالی است در انتظار مجوز نشریه بسر می برند

نشریه سرو ترشیز که با رانت دولتی و استفاده غیر قانونی از امکانات دولتی و سردبیری حمید رضا بی تقصیر به زعم خودش نه چپ نه راست منتشر می شود بیشتر به این مجلات زرد می ماند که هر خبر و شایعه ای را بدون استناد و مدرک چاپ می نماید که البته و صد البته نقش غضنفرهای سیاسی را نباید نادیده گرفت؛

شماره قبل سرو ترشیز پر بود از سیل تبریکات به آقای بلوکیان در نشریه خودش، ازتبریک دکتر تقلبی "سید مجتبی علوی" گرفته-همان کسی که چند روزی با زد و بند روابط عمومی وزارتخانه بدون وزیر بود_ تا دبیر خانه مجمع تشخیص مصلحت نظام(با سفارش اگهی از جانب برادر تازه به عرصه رسیده باصطلاح دکتر علوی ) تا تبریک مهندس شریعت جعفری_ کارخانه روغن فرایند_ که گویا به ثمن بخس چاپ شده و کاشف به عمل آمده چند تا از این تبلیغات جعلی بوده و کار به تکذیب کشیده که به دلیل نفوذ اقتدارگرایان در ساخت قدرت متاسفانه در این شماره به آن پرداخته نشده است

این شماره هم پر است از مطالب جعلی که اولین آن مربوط است به خبر برگزیده شدن شهرداری کاشمر در خدمت رسانی به مردم از جانب استانداری، سرو  طبق اذعان سردبیر آن خبر جعلی و وارونه به نام مرادزاده به کام خباززاده را از کوتوله سیاسی شورا گرفته و در نشریه شان کار کرده اند، اصل خبر چنین بوده که شهردار بدون هیچ گونه جهت گیری نامه استانداری مبنی بر برگزیده بودن این دستگاه در اسفند 86 را به شورا ارسال می کند و غضنفر ما هم با قلب واقعیت و استفاده از ساده لوحی سرو نشینان نظر سنجی را مربوط به اسفند 85 دانسته و خبر دروغ را به سرو می برد، کما اینکه این فرد قبلا هم خبر دروغ استعفا رییس شورا را برده و دم از اختلاف معتمدین شورا زده بود، البته این که غضنفر مورد نظر دست به هر کاری می زند که او را همه کاره شورا بدانند و برای چند تا رای دست به هر حرکت عوام فریبانه _پوپولیستی_ می زند؛ نافی عملکرد سردبیر فرهنگی، فرهیخته،روشنفکر و آوانگارد سرو نمی شود که هر خبر دروغ و بی اساسی را چاپ کند

نشریه سرو و خبرنگارانش هم  که اینقدر افسوس آقای شهردار سابق  را می خورند بد نیست سری به  پرونده  های تغییر کاربری دوران شهرداری وی هم بزنند و علت مسکوت ماندن ان پرونده و عدم رسیدگی به ان را باطلاع شهروندان برسانند.

نکته اعجاب آور دیگر این شماره نشریه آقای بلوکیان معرفی آقایی تربتی در ستون نخبگان ترشیز بود که ذکر چند تا نکته خالی از لطف نیست: اگر بنا باشد از این حجة الاسلام ها و ثقة الاسلام ها به عنوان نخبه معرفی شوند، خود کاشمری ها از این ثقة الاسلام ها چه مرده چه زنده کم ندارند

دیگر اینکه اگر از تریتی ها بنا باشد سوال کنیم این آقا جندمین نخبه دیارش خواهد شد ؟!       دیگر آنکه وقتی ذکر از نخبه می شود از تالیفات و مقالات وکتبش سخن به می آید نه اینکه در هر شهری که بوده چند تا بچه به دنیا آورده و حالا کدام بچه کارمند است و کدام طلبه و ...

دیگر آنکه خواندن جامع المقدمات و سیوطی و لمعتین هیچ طلبه ای را نخبه نمی کند که اگر این گونه باشد شیخ حسین ... هم از مفاخر و نخبگان به حساب خواهد آمد

باز هم بگویم ...

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 20:59 توسط م آزاد |


انتشار این مطلب به دلیل قیلترینگ گسترده و بی حد و حصر صورت میگیرد 

منبع خبر

بنا به گزارش منابع دانشجویی در شیراز پنج شنبه 18 مهرماه علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی، به دعوت تشکلِ جامعه اسلامی این دانشگاه برای سخنرانی به تالار فجر این دانشگاه آمده بود که این جلسه شاهد اعتراضات گسترده دانشجویان به رییس مجلس بوده است.

از ساعتی پیش از شروع این جلسه مامورین حراست دانشگاه و همچنین نیروهای امنیتی به وفور در سطح دانشگاه و در جلوی تالار فجر دیده می‌شدند. بنا به اعلام حراست، دانشجویان حق نداشتند کیف‌ها و موبایل‌های خود را به محل برگزاری جلسه وارد کنند و همه دانشجویان قبل از ورود به تالار بازبینی بدنی شدند. همچنین دانشجویان پلاکاردهایی با خود حمل می‌کردند که اجازه ورود به این پلاکاردها نیز داده نشد.
با باز شدن درب تالار فجر و ورود دانشجویان مشاهده شد که قسمت اعظم تالار، با نیروهای بسیجی که از بیرون دانشگاه آورده شده بودند، پر شده است با این وجود تعداد زیادی از دانشجویان منتقد توانستند به درون تالار فجر راه یابند.
قبل از ورود لاریجانی و پیش از آغاز جلسه، دانشجویان یکصدا سرود «یار دبستانی من» را خواندند و شعار می‌دادند: «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، « نصر من‌الله و فتح قریب، ننگ بر این دولت مردم فریب»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و... با ورود علی لاریجانی به تالار فجر عده‌ای از دانشجویان وی را هو کردند و شعار می‌دادند: «خاتمی پاینده؛ رییس جمهور آینده».
در ادامه جلسه لاریجانی در پشت تریبون قرار گرفت و دانشجویان در همین حین شعار می‌دادند: «مجلس فرمایشی نمی‌خوایم، نمی‌خوایم». لاریجانی سخنانش را چنین شروع کرد که «تعدادی از دانشجویان در همین ابتدای کار با شعارهای خود تکلیف انتخابات ریاست جمهوری را مشخص کردند» که دانشجویان دوباره شعار دادند: «خاتمی پاینده؛ رییس جمهور آینده». در ادامه وی برای دقایقی از افتخارات جمهوری اسلامی و این که جمهوری اسلامی تنها کشوری است که از حدود 30 سال پیش توانسته است خود را بلوک شرق و غرب جدا کند، سخن گفت. وی از پیشرفت علمی و هسته‌ای جمهوری اسلامی سخن گفت و اضافه کرد:« ایران تنها کشور مردمی در منطقه است که توانسته است جلوی زورگویی‌های آمریکا بایستد و مسیر پیشرفت را با افتخار طی کند» در همین حال یکی از دانشجویان از جای خود بلند شد و گفت: « ما این تاریخ سازی‌ها را زیاد شنیده‌ایم، اگر راست می‌گویید در مورد وضعیت فعلی صحبت کنید، در مورد تورم 28 درصدی، لایحه حمایت از خانواده، مدرک کردان، تعلیق و اخراج و زندانی کردن دانشجویان و مخالفان.» اما لاریجانی پاسخ دقیقی به این سوال مطرح شده نداد.
پس از اتمام سخنان لاریجانی از سوی جامعه اسلامی عنوان شد که اجازه طرح سوالات شفاهی را نخواهند داد و تنها سوالات کتبی مطرح خواهد شد. دانشجویان که به شدت به این امر معترض بودند، اعتراض خود را با هو کردن به این مطلب نشان دادند.
در جلسه پرسش و پاسخ یکی از سوالات در مورد مدرک کردان بود و دانشجویان خواستار استیضاح و برکناری علی کردان شده بودند. تعدادی از دانشجویان در این هنگام یکصدا شعار می دادند: «کردان مدارکت کو؟؛ مجلس نطارتت کو؟» لاریجانی اعلام کرد که «مجلس در هنگام دادن رای اعتماد به کردان از جعلی بودن مدرک وی خبر نداشته است و اصولا در چنین سطحی نباید چنین اشتباهی رخ داده باشد و مجلس کلا پایگاهی برای رسیدگی به مدارک افراد نیست، ولی اکنون جعلی شدن مدرک کردان محرز شده است، مجلس اقدامات لازم را برای برکناری وی انجام خواهد داد.» در این هنگام یکی از دانشجویان فریاد زد که « در صدا و سیما،کردان معاون خود شما بوده است. او با مدرک جعلی در دانشگاه تدریس کرده و حقوق گرفته است، چگونه شما می‌توانید همه‌ی این مسائل را انکار کنید؟» لاریجانی در پاسخ گفت: «در زمانی که کردان معاون من بوده است هم بنده از جعلی بودن مدرک وی اطلاع نداشته‌ام.» در این هنگام دانشجویان لاریجانی را به شدت هو کردند.
سوال دیگر که مطرح شد در مورد تجمعات یازده روزه در اسفندماه سال گذشته در دانشگاه شیراز بود و این که پس از این تحصن دانشجویان فراوانی به کمیته انضباطی فراخوانده شدند و با تعلیق و ممانعت از تحصیل مواجه شدند. دانشجویان در این هنگام شعار دادند: «دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد» و... لاریجانی اما در جواب گفت که «سال گذشته در جریان این تجمعات قرار گرفته ام ولی از مطالبی که شما هم اکنون می‌گویید اطلاعی ندارم. شما می‌توانید موارد ذکر شده را از طریق یکی از نمایندگان استان فارس که هم‌اکنون هم در جلسه هستند پیگیری کنید.» در این هنگام یکی از دانشجویان فریاد زد: «حتما نماینده مورد نظر هم به شیوه‌ی دانشگاه زنجان این مسائل را پیگیری خواهد کرد.» این گفته باعث شد که دوباره دانشجویان رییس مجلس را هو کنند.
در ادامه کار تعدادی از دانشجویان تقاضای پرسش شفاهی کردند که یکی از آن‌ها توانست با فشار دانشجویان پشت تریبون قرار گیرد. این دانشجو گفت: « من با شما به عنوان رییس مجلس حرف نمی‌زنم و هیچ سوالی از شما با این عنوان ندارم، چرا که معتقدم شما ریاست مجلسی هستید که با ردصلاحیت‌های گسترده شورای نگهبان و گرفتن حق تصمیم‌گیری آزادنه از ملت بر سر کار آمده است. سخنان من ممکن است به گوش کسانی که در ردیف جلو نشسته‌اند و با اعمال سرکوب همه‌ی مجاری اعتراض و انتقاد را بسته‌اند خوش نیاید. از جمله انحلال انجمن اسلامی و تکصدایی کردن دانشگاه با ایجاد تشکل‌های دست‌ساز و دولتی...» این دانشجو در ادامه چنین اضافه کرد: «من از سه چیز متنفرم. یکم محمود احمدی نژاد، به دلیل مردم فریبی و سرکوب آزادی‌های ملت. حتی از قیافه وی هم بدم می‌آید» در این هنگام عده‌ای از دانشجویان بسیجی به سمت وی حمله کردند که تعدادی از دانشجویان با کنترل آن‌ها نگذاشتند که به این دانشجو صدمه‌ای وارد شود. تریبون دانشجوی مورد نظر هم قطع شد و او نتوانست صحبت‌های خود را تکمیل کند. پس از صحبت‌های این دانشجو جو جلسه به شدت متشنج شد و تعدادی از دانشجویان بسیجی شعار می‌دادند: «مرگ بر منافق» در عوض بقیق دانشجویان هم شعار می‌دادند: «مرگ بر جیره خور»، «محمود احمدی نژاد؛ عامل تبعیض و فساد»، «نصر من الله و فتح قریب، ننگ بر این دولت مردم فریب» و... لاریجانی واکنشی به سخنان این دانشجو نشان نداد و از دانشجویان خواست که از این دعواها دست بردارند.
در ادامه سوالات کتبی، در مورد تفکیک جنسیتی که اخیرا در دانشگاه شیراز صورت گرفته است و کلاس‌های عمومی پسران و دختران از هم جدا شده است، بحث شد و لاریجانی گفت: « چرا شما دوست دارید همیشه قاطی باشید و دختر و پسر در کنار هم باشند.» دانشجویان این حرف لاریجانی را به شدت هو کردند و یکی از دانشجویان از جای خود برخاست و این حرف لاریجانی را توهین به دانشجویان خواند و از وی خواست که معذرت خواهی کند. لاریجانی هم در ادامه گفت: «اگر به کسی توهین شد، من واقعا عذر می‌خواهم».
پس از اتمام این جلسه دانشجویان یکصدا با هم سرود یار دبستانی من را خواندند و به سمت بیرون تالار حرکت کردند. دانشجویان در این هنگام با خیل عظیمی(حدودا 500 نفر) از دوستانشان روبرو شدند که نتوانسته بودند به درون تالار فجر راه یابند. پس از اتمام جلسه دانشجویان منتقد که تعدادشان به بیش از 800 نفر می‌رسد در میدان روبرو تالار فجر جمع شدند و به شعار دادن و سرود خواندن مشغول شدند. شعارها از این قرار بود: «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، « دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد»، «دانشجوی احضاری حمایتت می‌کنیم»، «ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «ستاره دانشجو مدال افتخار است» و... دانشجویان در حالی که شعار می‌دادند به سمت میدان پردیس ارم حرکت کردند و یک‌ساعت به شعار دادن و سرودخوانی مشغول بودند.
گزارشی در مورد وضعیت بیرون تالار فجر در حین سخنرانی لاریجانی:

علی لاریجانی در حالی در تالار فجر به سخنرانی می‌پرداخت که از ورود بیش از 500 نفر از دانشجویان به درون تالار فجر ممانعت به عمل آمده بود. این دانشجویان پلاکاردهایی به همراه خود داشتند که روی آن‌ها نوشته شده بود: «خواست ما استیضاح کردان و پیگرد قضایی وی»، «مجلس خانه ملت است، یا محل ضرب و شتم دانشجویان»، «سهمیه بندی جنسیتی، انقلاب فرهنگی دوم»، «بومی سازی پذیرش دانشجو = بی‌عدالتی» و...
دانشجویان وقتی با درب‌های بسته روبرو شدند، حصارهای اطراف در کندند و شیشه‌های آن را شکستند ولی تعدادی از نیروهای بسیجی و حراست دانشگاه مانع ورود دانشجویان به درون تالار فجر شدند.
دانشجویان مورد نظر تمام مدت سخنرانی را به شعار دادن سپری کردند و در حین خروج لاریجانی از تالار فجر شعار می دادند: «مجلس بی‌کفایت، مایه‌ی ننگ ملت» و...

حاشیه‌ای  از جلسه سخنرانی لاریجانی:

پس از این یکی از دانشجویان با فشار حمایت دانشجویان منتقد توانست تریبون را در دست بگیرد و اعلام کرد که از محمود احمدی نژاد متنفر است، عده ای از نیروهای بسیج شعار دادند: «احمدی قهرمان، محبوب نسل جوان» این شعار نیروهای بسیج خنده و مسخره‌ی حضار را تا جایی به همراه داشت که لاریجانی هم نتوانست جلوی خنده خودش را بگیرد.

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 10:46 توسط م آزاد |


چند ماهی از ریاست جناب شبیری بر آموزش و پرورش کاشمرمی گذرد و در آستانه سال تحصیلی همگان منتظر مشاهده نتایج تلاش های این مدیر انقلابی هستند که با سوابقی نظیر مدیر عاملی تعاونی مسکن فرهنگیان، عضویت در شورای شهر کاشمر و معاونت دانشگاه آزاد کاشمر و مدتی دوری از کاشمر و فعالیت در مشهد به دیار خویش برگشته تا منشا تحول در آموزش و پرورش باشد!

آموزش و پرورش کاشمر از سیاست زده ترین ادارات در کشور است و همواره با تغییر دولت یا نماینده شهر به کلی دستخوش تغییرات می گردد و محلی ثابت برای تصفیه حساب های جناح های مختلف در هر زمان می باشد به گونه ای که تغییرات گاه آنچنان شدید است که به آبدارچی اداره هم رحم نمی شود و در این میان چه سوابق و تجربیاتی که از افراد نادیده گرفته نمی شود!

شدیدترین پاک سازی در سه سال پیش با ریاست ظاهری جناب ابراهیم نیا و ریاست در سایه معاونینش رخ داد به گونه ای که مدیران و کارکنانی غیر سیاسی با سوابق بالای 25 سال از سمت خویش برکنار و افرادی جایگزین آنها گردیدند که در برخی موارد توانایی اداره یک کلاس را نیز نداشتند و برخی از آنها در طی این مدت اندک دچار مفاسدی گردیدند که حتی افراد عادی جامعه از بر زبان آوردن اعمال آنها خجل اند!

این همه در مجموعه ای اتفاق افتاد که ضمن بر عهده داشتن مسئولیت تعلیم و تربیت فرزندان این سرزمین الگویی برای افراد جامعه نیز محسوب میگردد!

در چنین شرایطی جناب شبیری مسئولیت اداره را بر عهده گرفت و همزمان با آن بخشنامه کذایی وزیر آموزش و پرورش برای ساماندهی نیروهایش مزید بر علت شد تا جناب شبیری که تخته تاز و داغ تر از وزیر بر طبل نابسامان آموزش و پرورش بکوبد و چنان این کلاف را در هم آمیزد که خود نیز نتواند سر از آن درآورد!

البته آمدن وی در چنین شرایطی هنوز برای بسیاری جای سئوال است و برخی او را ابزار دست اصول گرایانی می دانند که از بلوکیان نا امید شده اند و وی را برای مجلس نهم می پرورانند که در صورت صحت داشتن این حدس و گمان باید او را هشدار داد که تجربه چندین سال پیش را از یاد نبرد که به اتکای عضویت در شورای اول عزم مجلس نمود و هم از آن ماند و هم از این!

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 18:49 توسط م آزاد |


 

تقدیم با احترام به قربانیان قتل های زنجیره ای کرمان

All people are the same but some are more equal than the others

George orwell

از ابتدای راه افتادن "ترشیز خبر" (تلکس اندیشه)یکی از دغدغه های من نوشتن در مورد قتل های محفلی ونگاه دستگاه قضایی ج اا به این قضایا بود.

فتیله قتل های محفلی در سال 77 با قتل مرحوم فروهر و .... روشن شد و بعد از مدتی با دستگیری عده ای از عاملین نه آمرین وخودکشی! یکی از عاملین پرونده تقریبا حالت مختومه به خود گرفت و می رود تا کم کم از اذهان وخاطره های ما هم پاک شود.

اما پرونده ای که نگارنده سعی دارد به صورت ریز به آن بپردازد "قتل های محفلی کرمان" است. در اوایل سال 81 عده ای از جوانان مذهبی وبسیجی شهر کرمان بنا به تشخیص خود پس از گوش دادن به نوار سخنرانی آیت الله "مصباح یزدی" از حامیان نامی رییس جمهور فعلی تصمیم و اقدام به پاکسازی شهر از مظاهر فساد می گیرند وچندین تن از توزیع کنندگان مواد مخدر را به مسلخ برده و آنها را از رنج زندگی می رهانند،در این پاکسازی دونفر از دانشجویان دانشگاه کرمان هم که با هم زن وشوهر بودند مورد سوء ظن قرار می گیرند وپس از دزدیده شدن توسط این آقایان بسیجی وتجاوز به عنف حد الهی وشرعی!! را اجرا می نمایند و آنها را به قتل می رسانند وسپس اجسادشان را نیز مثله می کنند وخودرو آنها را نیز به آتش می کشند.

ناراحتی خانواده ها از ناپدیدشدن فرزندان شان و پیگیری رسانه ها و خانواده ها باعث شد تا در یک صبح پاییزی مسولان قضایی استان از دستگیری قاتلینی خبر دهند که مرتکب چندین فقره قتل شده اند، مراحل اولیه بازجویی به سرعت سپری و قاضی شجاع پرونده آقای علوی تبار حکم قصاص را در مورد این جانیان صادر نمود اما در کش و قوس فرجام خواهی ومقارن با هفته بسیج از متهم ردیف اول پرونده آقای حمزه مصطفوی به عنوان " بسیجی نمونه" تقدیر شد.

رای صادره در یکی از شعبات " دیوان عالی کشور" نقض شد و پرونده به کرمان عودت داده شد ودر شعبه ای دیگر قرار رسیدگی صادر شد، وکیل قاتلین در این مرحله از رسیدگی بحث مهدور الدم مقتولین را مطرح نمود و قاتلان در دفاعیات خود مقتولین را مدهورالدم!! دانستند وبالاخره پس از چند جلسه حکم با چند درجه تخفیف صادر شد و دوباره پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد وپس از چندی حکم صادره مجددا در دیوان نقض شد و برای بررسی دوباره به کرمان برگشت داده شد.

باری بهر جهت ارسال رای از کرمان به تهران و با زگشت و نقض رای از تهران به کرمان به یک سریال دنباله دار تبدیل شد که تا به امروز پنج سال از اجرای آن می گذرد و بسیاری از خانواده مقتولین با زور و تطمیع حاضر به رضایت شده اند وتنها شاکی  پرونده خانواده دانشجویان قربانی _ نیکپور وملایری _ می باشند و آخرین رای صادره در کرمان 10 سال حبس برای متهم ردیف اول و حبس های بسیار کمتر برای متهمان ردیف های بعدی است.

مساله ای که از اول مورد اعتراض بود رسیدگی دادگاه فقط به قتل ها بود در حالی که قاتلین مذهبی ما_ عاملین _ مرتکب جنایات دیگری از قبیل آدم ربایی، سرقت، تجاوز به عنف و... هم شده بودند که تقریبا هیچ گاه مورد بررسی قرار نگرفت و مدعی العموم هم به راحتی از کنار قضیه گذشت وبا سیاست دفع الوقت وقربانی نمودن چند عامل به جای آمر سعی در مختومه نمودن پرونده دارند.

اما در سال گذشته خانم دکتری متعهد وبسیجی که در نیمه شبی از پذیرش بیمار امتناع ورزیده بود واز همراهان بیمار طلب مبلغ کلانی کرده بود توسط آشنایان بیمار دزدیده شد،_ که به نظر من نوعی واکنش عصبی به اقدام جاه طلبانه خانم دکتر بود _ بلافاصله تیم اطلاعاتی استان به حالت آماده باش کامل درآمد و آدم ربایان پس از چندی دستگیر شدند وبلافاصله دادگاه برگزار وبرای همه آنها به جرم "بر هم زدن امنیت عمومی" حکم اعدام صادر و پس از اعتراض آدم رباها در کوتاهترین زمان ممکن دو نفر از آنها را به اعدام رساندند و بقیه را به حبس های طویل المدت محکوم کردند مسلما آدم ربایی به هیچ وجه مورد تایید نیست اما آنچه در این نوشتار مورد تاکید من است برخورد دوگانه قوه قضایی با پرونده های قضایی تقریبا مشابه و رویه های قضایی دوگانه می باشد.

پ.ن:

 1) این نوشتار ادای دینی است به مرحوم ملایری و همسرش شهره نیکپور در آستانه پنجمین سالگرد پرپرشدن شان

2) بحث مربوط به "عامل"بودن قاتلین نه"آمر"بودن وبازیچه قرار گرفتن قاتلان توسط عده ای و همچنین "مدهور الدم" بودن قاتلین در ذیل علم حقوق و مبحثی تحت عنوان" شبان و رمه گی" در جامعه شناسی ، عناوینی هستند که می تواند مورد بررسی دقیق تر قرار گیرد.

3) تجاوز به عنف به قربانیان توسط پزشکی قانونی به اثبات رسیده بود،اما هیچ گاه مورد بررسی قرار نگرفت

برچسب ها: قتلهای محفلی کرمان+مصباح یزدی+آمر+بسیجی نمونه

این مقاله در تاریخ دهم شهریور هشتاد و پنج در این وبلاگ منتشر شد، ولی این جریان در اذهان ایرانی ها همچنان زنده است به همین خاطر دوباره آنرا منتشر کردم 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 17:47 توسط م آزاد |


به جای مقدمه؛ آدم وقتی یه مدتی نمی نویسه نوشتن براش سخت می شه در هر صورت از خوانندگان این مجال  که همچنان به تلکس سر می زدند و با مطلبی قدیمی روبرو می شدند عذر می خواهم

 

داستان مدارک یک شبه و اینکه آدم یک شبه در این مملکت دکتر، مهندس و آیت الله العظمی بشه داستانی است پر آب چشم؛ در نظامی که تملق و چاپلوسی و تظاهر جای شایسته سالاری  را بگیره سفلگانی که جای شایستگان را میگیرند مجبورند برای مشروعیت بخشیدن به خودشان سراغ کارهایی اینچنینی بروند و برای خودشان سابقه ای چیزی دست و پا کنند، همه ما نمونه هایی اینچنینی در زندگی خودمان سراغ داریم و می بینیم فردی که مثلا در گرفتن دیپلمش مشکلش داشته و لیسانس اش در دانشگاه هنر نتیجه زحمات دوستانش بوده یک دفعه می شه دکتر و می شه مدیر کل روابط عمومی وزارت امور اقتصاد و دارایی یا همدوره زرنگش که دبیرستان تمام نکرده و وارد نظام شد البته آنجا را هم ناتمام  گذاشت و الان شده روابط عمومی مجمع نمایندگان استان  ایشان هم دانشجوی دکتراست یا مدیر عامل جوان کارخانه خودرو سازی سایپا که بدون کنکور دانشجوی دکترای دانشگاه علامه طباطبایی است و مثال هایی از این دست بسیاز است .

پدیده کردان که باعث شد بحث مدارک جعلی به بحث روز کشور بدل شود از چند منظر قابل بررسی و  پیگیری می باشد .

1)تنازع بقا

تا قبل از از روی کار امدن دولت نهم ساختار سیاسی کشور عمدتاً متشکل بود از اصول گرایان و اصلاح طلبان و اگر نقدی وارد بود نقد اصولگرایان بود بر اصلاح طلبان و هر جناحی برای حضور مقتدرانه تر در ساختار اجرائی تلاش می کرد و اگر دست می داد در نقد و تضعیف , رقیب را بی نصیب نمی گذاشت و در اینجا برنده کسی بود که برتری اطلاعاتی داشته باشد و هر از چند گاهی با ارائه آنان کوس رسوایی حریف را به صدا در می اورد . واما اکنون که  که اصلاح طلبان رقیبی جدی برای اصولگرایان بشمار نمی آیند جذبه قدرت اصولگرایان را برای رسیدن به سهمی بیشتر به چند دسته تقسیم کرده است و اینگونه است که ار دل اصولگرایان انشاعباتی بیرون می آید و آنها اکنون با خود رقابت   می کنند و بناچار برای با قی ماندن در ساحتار قدرت خود را نقد کنند .

2) رسالت مطبوعات

این موضوعات معمولا در جامعه ای مثل جامعه ما که مطبوعات مجالی برای آزادی ندارند رخ می دهد . قدرتهای سیاسی در  پس این انزوای تحمیلی مطبوعات مجالی می یابند که هر کاری که می خوهند بکنند و گرگرمه در جوامع با مطبوعات آزاد و مستقل انحرافات بسیار کوچک تر از این موارد از وجدان آگاه مطبوعات و چشم بیدار جامعه پوشیده نمی ماند  واین حاص حکومتهایی هست که در مشروعیت خود تردید دارند .

 

پ ن۱ : اگه می خواید شما هم به جمع مشاهیر علمی بپیوندید و دکتر شید به این سایت یه سری بزنید

 

پ ن۲ :  ترکها یه مثلی دارند میگن حسن آقا خوشگل بود آبله هم گرفت؛ حالا مدرک جعلی کم بود پرونده مفسده اخلاقی اش هم رو می شه

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 19:1 توسط م آزاد |


 

به نقل از خبرنامه امیر کبیر

محمد هاشمی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت، و بهاره هدایت، عضو شورای مرکزی و دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم، صبح امروز برای دومین بار طی یک سال اخیر به طور غیر منتظره ای بازداشت شدند.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر نیروهای امنیتی ساعت ۷ صبح امروز طی اقدامی هماهنگ و به صورت برنامه ریزی شده با حکم متین راسخ به منزل پدری این دو فعال دفتر تحکیم وحدت مراجعه کرده و با تفتیش و ضبط وسایل شخصی، محمد هاشمی و بهاره هدایت را بازداشت نموده و به زندان اوین منتقل کردند، مأموران امنیتی بیش از سه ساعت مشغول بازرسی منزل بهاره هدایت بودند. در خصوص علت بازداشت این دو عضو شورای مرکزی هیچ اطلاعی در دست نیست.

 محمد هاشمی و بهاره هدایت به همراه دیگر اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم سال گذشته دستگیر شدند و بیش از یک ماه در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر بردند. در پی بازداشت سال گذشته اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم، روز ۱۳ مردادماه قرار بود جلسه دادگاه محمد هاشمی برگزار شود.

 علی نیکونسبتی، مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت، به خبرنامه امیر کبیر گفت: متاسفانه در ادامه بازداشت های گسترده دانشجویان، برای دومین بار در یک سال اخیر شاهد بازداشت این دو فعال دانشجویی بودیم.

 وی با اعتراض شدید نسبت به برخوردهای صورت گرفته با فعالین دانشجویی در روزهای اخیر گفت: البته در این میان افرادی نیز که با دادن نسبت های کذب به این مجموعه در صدد تضعیف آن بودند نیز مقصرند. زیرا خواسته یا ناخواسته بهانه ای برای سرکوب دانشگاه و فعالین دانشجویی را فراهم کردند.

 لازم به ذکر است بهاره هدایت در طی تجمع ۲۲ خرداد سال ۸۵ بازداشت و در دادگاه انقلاب به دوسال حبس تعلیقی محکوم شد. طی هفته های گذشته بیش از ۱۰ دانشجو در مشهد و ۳ دانشجو نیز در تهران بازداشت شدند. تعداد بازداشت های دانشجویی اخیر اکنون به نزدیک به ۲۰ نفر رسیده است.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 10:5 توسط م آزاد |


اين مطلب به دنبال طرح برخي مباحث خرافه‌گرايانه در سال‌هاي اخير در كشور نگارش يافته و به نقد اين انديشه‌ها پرداخته است. كه در ادامه آن با طرح چند سوال از رئيس‌جمهور و استمداد از علما و مراجع تقليد آفات رواج اين خرافات گوشزد شده است. بدون شك علماي بزرگوار شيعه در طول تاريخ تشيع، پاسداران حريم عقايد و احكام اسلا‌م و مذهب شيعه بوده و در برابر هرگونه كج‌انديشي و كجروي به شدت مقابله كرده و در اين راه جمع زيادي از بهترين آنان به شهادت رسيده‌اند.

يكي از انحرافات و كج‌انديشي‌هاي ديني، ظهور بدعت در دين و افزودن به مفاهيم و احكام اسلا‌م و مذهب توسط شيادان و فرصت‌طلبان بوده است كه به حكم <اذا ظهرت البدع فللعالم ان يظهر علمه و الا‌ فعليه لعنه الله> عالمان ديني با تمام قدرت بدعت‌ها و نوآوري‌هاي غيرديني به نام دين را زدوده و دست پليد بدعت‌گذاران را كوتاه كرده‌اند. از اين رو، سلا‌طين، پادشاهان و قدرت‌هاي جهاني تاكنون نتوانسته‌اند ساحت مقدس اسلا‌م، تشيع و اهل بيت عصمت و طهارت را ملكوك و مخدوش سازند. يكي از عقايد شيعه كه مي‌توانست وسيله سوءاستفاده شيادان واقع شود اعتقاد به اصل مهدويت و انديشه مترقي و حركت‌ساز انتظار فرج است كه همه طرفداران اديان آسماني به نحوي اين عقيده را داشته و در انتظار منجي عالم بشريت مي‌باشند. در روايات رسيده از ائمه طاهرين عليهم السلا‌م، ضمن تاكيد فراوان بر اصل مهدويت و بشارت قطعي به ظهور حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف، به منظور پيشگيري از هرگونه انحراف و سوءاستفاده افراد از اين عقيده ريشه‌دار، توصيه‌هاي اكيدي به عمل آمده است، از جمله: ‌

1- نهي از تعيين زمان ظهور آن حضرت و بيان اينكه اين امر از اسرار الهي است و كسي جز خداوند نسبت به آن آگاهي ندارد با اين عبارت كه <ما اهل بيت هرگز زمان ظهور را تعيين نخواهيم كرد> يا <دروغ مي‌گويند تعيين‌كنندگان زمان براي ظهور حضرت ! دروغ مي‌گويند...! دروغ مي‌گويند...>! ‌

2- توصيه به تكذيب هر كسي كه ادعاي مشاهده و زيارت حضرت مهدي(عج) را بكند و او را كاذب و افترازننده معرفي كردن. ما در يادداشت قبلي برخي از روايات فوق را به‌طور مستند از كتاب‌هاي معتبر روايي نقل كرديم. نقل قول‌ها و شايعات: از زمان روي كار آمدن آقاي احمدي‌نژاد و دولت ايشان، در ميان خواص و اخيرا عامه مردم، يعني مردم كوچه و بازار مطالبي به نقل از رئيس‌جمهور و برخي معاونين و نزديكان ايشان، روي زبان‌ها جاري است و بسياري از آن مطالب به صورت مستند و با ذكر زمان و مكان و گوينده‌هاي آنها نقل مي‌شود. از باب مثال:

الف: در سال اول رياست‌جمهوري آقاي احمدي‌نژاد، با دو واسطه نقل شد كه ايشان در سفر استاني به سيستان و بلوچستان و در پاسخ به اعتراض يكي از معاونين كه اعتبارات كشور محدود است و چرا اين همه وعده‌هاي ده‌ها ميليارد توماني به هر شهر داده مي‌شود، گفته است: <نگران نباشيد دو سال ديگر امام زمان (عج) ظهور مي‌كند و همه مشكلا‌ت را حل مي‌كند.> ‌

ب: نماينده‌اي از شوراي اسلا‌مي، نقل مي‌كرد روزي در ملا‌قات رئيس‌جمهور با مقام معظم رهبري ايشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال ديگر مورد اعتراض شديد رهبري واقع شد و در جواب گفت: <كساني كه با ايشان در تماس هستند، گفته‌اند> و پس از خروج از دفتر رهبري، اظهار كرده است: <ايشان تصور مي‌كند من رئيس‌جمهور او هستم، من رئيس‌جمهور امام زمان(عج) مي‌باشم!!> ‌

ج: پس از سفر به نيويورك و شركت در اجلا‌س سازمان ملل، در ملا‌قات با آيت‌الله جوادي‌آملي، اظهار كرده است: <هنگام سخنراني ‌هاله‌اي از نور اطراف سر و صورت خود مشاهده كردم و همه مخاطبان ميخكوب شده و مجذوب من گرديدند> كه مورد انتقاد و بي‌اعتنايي آيت‌الله جوادي‌آملي قرار گرفت و سي‌دي اين ملا‌قات در سطح وسيع در ميان مردم پخش شده است. ‌

د: بين خواص شايع است كه گاهي سر سفره خوراك، يك بشقاب و قاشق و چنگال را در جاي خالي كنار گذاشته و اظهار مي‌كنند اين براي آقا امام زمان است. ‌

هـ : شخصي نقل كرده است، روزي يكي از نزديكان رئيس‌جمهور من را دعوت به شركت در نماز جماعت آقا كرد و من به تصور اينكه امام جماعت، مقام رهبري است با او به محلي رفتيم. وقت نماز مشاهده كردم صف نماز تشكيل شد در حالي كه امام جماعت حضور ندارد و فقط سجاده‌اي پهن است، وقتي سوال كردم كه رهبري كي تشريف مي‌آورند؟ گفتند: هيس ! امام جماعت، حضرت ولي عصر(عج) است.

و: اخيراً بارها در اظهارات رئيس‌جمهور، معاونين، مشاورين و... اين جمله فراوان به كار مي‌رود كه اين دولت را امام زمان(عج) مديريت يا اداره مي‌فرمايد. و موارد فراوان ديگر.

ز: در روزهاي گذشته آقاي رئيس‌جمهور كساني را كه ‌هاله نور را انكار مي‌كنند به مخدوش بودن عقيده متهم كرده است و مشاور رئيس‌جمهور در امور روحانيت طي مصاحبه‌اي، از تقدير و تشكر مراجع عظام و علما و روحانيون از رئيس‌جمهور در خصوص مورد عنايت ولي عصر(عج) بودن و استقبال فضلا‌ از سخنان رئيس‌جمهوري، حكايت كرده و منتقدان را به <مشكل داشتن در اصل مهدويت> و <ترديد در اعتقاد به ولي عصر (عج>) متهم كرده و دستور داده است كه <بايد در اعتقادات خود تجديدنظر كنند.> ‌

چند سوال از رئيس‌جمهور: ‌

صرف‌نظر از اينكه چنين شايعاتي چگونه اعتقادات مردم و نسل جوان را تضعيف مي‌كند و مورد استهزا و تمسخر دستگاه‌هاي تبليغاتي بيگانه و دشمنان اسلا‌م و تشيع قرار گرفته است و قطع نظر از اينكه نتيجه اين سخنان، انتساب همه ضعف‌ها، كاستي‌ها، سوءمديريت‌ها، افزايش تورم و گراني و... به حضرت ولي‌عصر(عج) مي‌باشد و اين بزرگ‌ترين ظلم و جفا و توهين به ساحت آن حضرت است.

1- آيا اين نقل قول‌ها و شايعات در محافل خصوصي و عمومي راست است يا دروغ؟ خواهش مي‌كنيم خيلي صريح و شفاف پاسخ دهيد و از كلي‌گويي يا فرافكني يا متهم كردن ديگران پرهيز كنيد. ‌

2- اگر حتي يك مورد آن راست و صادق است شما اين عقيده را كه برخلا‌ف نظريه همه علماي شيعه از صدر تاكنون است، از كجا آورده‌ايد و در برابر آن همه روايت معتبر و فرمايشات بزرگان شيعه چه پاسخي داريد؟ ‌

3- اگر راست است، مقصود شما از بيان اين مطالب غيرواقعي چيست؟ آيا تصور مي‌كنيد اين سخنان، مي‌تواند نارضايتي و اعتراضات مردم را نسبت به گراني، تورم و سوءمديريت دولت توجيه كند؟ ‌

4- اگر راست است، پس از گذشت 3 سال و كذب بودن اين وعده‌ها، مسوول مخدوش شدن عقايد مردم و جوانان چه افرادي خواهند بود؟! ‌

چند سوال از مراجع تقليد و فضلا‌: ‌

1- آيا دستور فرموده‌ايد درباره اين نقل‌قول‌هاي شايع و رايج بررسي كنند؟! ‌

2- آيا به نظر مبارك آقايان تمامي اين نقل‌ها دروغ و كذب است؟! ‌

3- اگر حتي يك مورد از اين ادعاها، صحت نقل داشته باشد، آيا جاي آن نيست كه در برابر آن با شدت و قاطعيت ايستادگي كنيد و از حريم عقايد اسلا‌مي و شيعي ناب پاسداري فرماييد؟ ‌

4- آيا نقل قول مشاور رئيس‌جمهور، مبني بر <استقبال فضلا‌ از سخنان رئيس‌جمهوري و تقدير مراجع عظام، علما و روحانيون از رئيس‌جمهور در خصوص مورد عنايت حضرت ولي‌عصر(عج) بودن> صحيح است يا دروغ؟ ‌

5- اگر صحيح است چرا؟ و اگر دروغ و تهمت است چرا تكذيب نمي‌فرماييد؟!

خبر مربوط بازداشت  مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 20:1 توسط م آزاد |


باز نشر مطالب از خبرنامه امیر کبیر فقط به دلیل فیلتر ینگ بی حد وحصر و شکست  دادن آن صورت می گیرد

دو دانشجو دانشگاه های سیستان و بلوچستان و دانشگاه آزاد لاهیجان خودکشی کردند. دختر دانشجو دانشگاه آزاد لاهیجان خود را از محل اتاق حراست دانشگاه در طبقه چهارم به پایین انداخته و جان سپرد و یکی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز بر اثر فشارهای حراست دانشگاه با خوردن قرص خودکشی کرده است.

 دختر دانشجوی دانشگاه لاهیجان پیش از این نیز چندین بار به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده بود و سرانجام پس از اینکه هفته گذشته مجددا به حراست احضار شد، خودکشی کرد. روزنامه اعتماد در این زمینه نوشت: “این دانشجوی دختر که به دلیل نامشخصی به اتاق حراست دانشکده فنی این دانشگاه مراجعه کرده بود، بعد از دقایقی خود را از پنجره اتاق - واقع در طبقه چهارم- به پایین انداخت و به زندگی خود پایان داد. با این حال هنوز از دلیل احضار -یا مراجعه- دختر دانشجو به حراست خبر موثقی در دست نیست.”

 یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد لاهیجان گفت: “ما هم اطلاعی از دلیل حضور دوست مان در حراست نداریم، فقط طبق اطلاعات ما ایشان امروز در سر جلسه امتحان هم حاضر نشده بود.”

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر، یک دانشجوی دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز با خوردن قرص خودکشی کرده است. این دانشجو دانشگاه سیستان و بلوچستان بارها به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده و از طرف حراست دانشگاه تحت فشار بود. این دومین مورد خودکشی طی یک و ماه نیم گذشته در دانشگاه سیستان می باشد. پیش از این نیز در اواخر اردیبهشت ماه، یکی از دانشجویان دختر این دانشگاه با خوردن جوهر نمک خودکشی کرده بود.

 یکی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان در این زمینه به خبرنامه امیرکبیر گفت: “مسئولین دانشگاه در برابر این خودکشی ها پاسخگو نیستند، در حالی که با استفاده از کمیته های انضباطی در دانشگاه سیستان جو خفقان ایجاد و دانشگاه را پادگان تبدیل کرده اند.”

 احمد ناصری معاون دانشجوئی و فرهنگی دانشگاه سیستان و بلوچستان به جای پاسخگویی به مشکلات دانشجویان و خودکشی های اخیر در این دانشگاه گفته است: “ما همه معتقد به اصلاح اموریم. چه کسی است که ادعا کند که همه چیز در بهترین وضع ممکن است؟ تا امام زمان (عج) قدم بر چشم ما نگذارد، هیچ چیز در بهترین وضع ممکن قرار نخواهد گرفت.”

 این خودکشی ها در دانشگاه های مختلف کشور حالی انجام می شود که مسئولین وزارت علوم پاسخگوی مشکلات دانشجویان و فشارهای وارده بر دانشجویان از طرف کمیته های انضباطی و حراست دانشگاه ها نمی باشند. چندی پیش مشاور وزیر علوم در مصاحبه با خبرگزاری های دولتی با اذعان به خودکشی های دانشجویان، “خودکشی” را دومین علت اصلی مرگ در بین دانشجویان ایرانی برشمرده بود. طبق گفته رئیس حراست ‏کل وزارت علوم از هر ۲۸ مورد خودکشی دانشجویی در ایران، ۷ مورد مربوط به پسران و ۲۱ مورد دیگر مربوط به ‏دختران است. بر اساس آمار اعلام شده از سوی نهادهای دولتی، سالانه ۴۲۰۰ ‏دانشجوی ایرانی خودکشی می کنند که بخشی از آنها به مرگ دانشجو منتهی می شود.

 پیش از این نیز در روز چهارشنبه ۲۸ فروردین ماه یک دانشجوی دکتری شیمی معدنی دانشگاه شهید بهشتی با خوردن سیانور خودکشی کرد. چهار روز بعد از آن و در اول اردیبهشت ماه یک دانشجوی مرکز تربیت معلم همدان در محوطه دانشگاه با سلاح گرم خودکشی کرد.

 چندی پیش یک دانشجوی اصفهانی نیز در شهرکرد خودکشی کرد. فریناز ۲۱ ساله که دانشجوی ‏پزشکی بود، دو روز قبل از خودکشی به ‏خاطر حجاب از سوی ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شده بوده و پس از آزادی دست به خودکشی ‏زد.

 در سال جاری، در دامغان نیز یک دانشجوی دختر در محل خوابگاه و با استفاده از پارچه، خود را از در حمام خوابگاه حلق‌آویز کرد. این دختر، ۲۱ ‏ساله، اهل و ساکن کرج و دانشجوی “میکروبیولوژی” دامغان بود.

 در تهران نیز یک دانشجوی کارشناسی ارشد صنایع غذایی خود را از بالای ساختمان خوابگاه ‏شش طبقه به طرف پایین پرت کرد و در دم جان باخت‎. این دانشجو که در خوابگاه شماره ۱۱ دانشگاه علوم پزشکی ‏شهید‎ ‎بهشتی تهران واقع در خیابان یوسف آباد حضور داشت با پرتاب خود از بلندی به زندگی اش خاتمه داد.

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 9:45 توسط م آزاد |


چند وقتی بود به اخبار ترشیز نپرداخته بودیم، این هم چند تا خبر :

 

1_ شنیده ها حاکی از آن است که جابجایی ها در سطح شهرستان در شرف وقوع است؛ آقای نبوی قرار است به فرمانداری بردسکن برسد و آقای بی تقصیر معاون اسبق پژوهشی دانشگاه آزاد، مسوول  روابط عمومی دانشگاه آزاد و منتقد و روزنامه نگار به سمت ریاست روابط عمومی فرمانداری  منصوب شود.هم چنین گفته می شود آقای صفایی مسوول فنی و حرفه ای قرار است به سمت معاونت فرماندار منصوب گردد.

 

2_ بازرسان فرماندار در زمینه سوء استفاده مسوولان از خودرو های دولتی کور خود اند و بینای مردم، دیده ها و گزارشات حاکی از سوء استفاده آقای نبوی از پژو اداره در زمینه توزیع نشریه "سرو کاشمر" می باشد. شایان ذکر است ایشان شوهر مدیر مسوول نشریه هستند و در ایام انتخابات به جانبداری از نامزد خاصی و سنگ اندازی در فعالیت ستاد رقیب مشهور بودند که به پاس زحمت شان 30000000 ریال اضافه کاری دریافت می دارند.

 

3_جمعه این هفته که دعای ندبه کاشمر از شبکه یک پخش می شد از معدود هفته هایی بود که آقای فرماندار در کاشمر حضور داشت و با خودروی اداره برای صله رحم به نیشابور نرفته بود

 

4_شنیده ها بسیاری حاکی از اعمال فشار معاون فرماندار به ادارات برای دادن رپرتاژ آگهی به نشریه "سرو کاشمر" است که آقای بی تقصیر سردبیرش محسوب می شود

+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 10:24 توسط م آزاد |


 

باز نشر مطالب از خبرنامه امیر کبیر فقط به دلیل فیلتر ینگ بی حد وحصر و شکست آن صورت می گیرد

خبرنامه امیرکبیر: بالاخره پس از نزدیک به یک هفته اعتراضات گسترده در دانشگاه زنجان، در ساعت اولیه صبح روز چهارشنبه مسئولین دانشگاه زنجان با کلیه مطالبات دانشجویان متحصن موافقت کردند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر برکناری مددی، معاون دانشجویی خاطی این دانشگاه، و محاکمه اش توسط مراجع قضایی، عدم برخور با متحصنین و دانشجوی دختر قربانی این ماجرا، پیگیری پاسخ وزیر علوم از سوی نماینده زنجان در مجلس، بررسی کفایت رئیس دانشگاه توسط کمیته ای مرکب از دانشجویان و اساتید، تعویق امتحانات تا روز شنبه و همچنین بهبود وضعیت فرهنگی و فعالیت تشکل های مستقل خواسته هایی بود که با تمامی آن ها موافقت شد.

 

این در حالی است که دیروز رئیس دانشگاه بالاخره مجبور به پذیرش انجام این عمل شنیع توسط معاونش شد و از این بابت از دانشجویان رسما عذرخواهی کرد. جالب آن که در این میان سناریوسازی رسانه های حامی دولت، که این عمل را پاپوشی از سوی انجمن اسلامی زنجان و دفتر تحکیم وحدت می دانستند، نقش بر آب شد.

 

لازم به ذکر است دفتر تحکیم و انجمن های زیر مجموعه این اتحادیه قصد داشتند چنانچه اعتراضات دانشجویان زنجان تا آخرین ساعات روز سه شنبه به نتیجه نرسید، التیماتومی به وزارت علوم جهت برآورده کردن مطالبات این دانشجویان بدهند. انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور تصمیم داشتند در صورت برآورده نشدن مطالبات دانشجویان زنجان در پایان اولتیماتوم دفتر تحکیم، حمایت های عملی خود را در هفته آینده از این دانشجویان آغاز کنند.

 

دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای در این خصوص ضمن تبریک به دانشجویان زنجان به سبب ایستادگی و کسب پیروزی و یادآوری معضلات کمیته های انضباطی یادآور شد: «از آنجا که در گذشته خاطیان مجازات نشدند و در این حادثه نیز مسئولین وزارت علوم و حامیان دولت به جای برخورد قاطع، سعی فراوانی در سرپوش نهادن بر این حادثه و انحراف افکار عمومی جهت برخورد با منتقدان را داشتند، بی شک افراد دیگری نیز در آینده با خیال آسوده از عدم مجازات، این عمل را تکرار خواهند نمود و همان طور که این حادثه اولین آن نبود بی شک آخرین آن نیز نخواهد بود. بی شک تنها راه جلوگیری از این گونه حوادث برکناری وزیر علوم و همراهان بی کفایتش و انتخاب رؤسای دانشگاه ها با اتکا بر توانایی علمی و شایستگی‌های فردی به انتخاب جامعه دانشگاهی است و نه بر اساس دسته بندی‌های سیاسی و ریاکاری که اکنون ملاک است و نتیجه آن تعرض های مکرر به دختران دانشجو توسط منصوبین دولت نهم است، پدیده شومی که در گذشته سابقه نداشته است.» متن این بیانیه به شرح زیر است:

 

 بیانیه دفتر تحکیم وحدت را در ادامه مطلب بخوانید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 12:49 توسط م آزاد |


 

من این مطلب را از وبلاگ ریرا برداشتم به چند دلیل یکی آنکه خوانندگان این وبلاگ اطلاع جامعی از شرح ماجرا داشته باشند دوم اینکه با بازنشر خبر در وبلاگ های گوناگون توطئه کثیف فیلتر ینگ را بی اثر کنیم پس اگر مطلب ممکن است برای بعضی از خواننگان وبلاگ تکراری باشد عذر خواهی می کنم

حدود دو هفته پيش دکتر حسن مددي ، معاون دانشجويي و از اعضاي اصلي کميته انضباطي دانشگاه زنجان، طي نامه اي که به خوابگاه کوثر (از خوابگاه هاي داخل شهر دانشگاه زنجان) مي فرستد ، بدون ذکر هيچ دليلي از خانم "الف" درخواست مي کند به وي مراجعه کند . مسوولين خوابگاه با توجه به غير معمول بودن اين درخواست به دانشجوي مذکور اظهار مي دارند احتمالا جهت انتقال وي به خوابگاه داخل دانشگاه ، احضار شده است.

فرداي آن روز "الف" به دفتر معاونت دانشجويي مراجعه مي کند . دکتر مددي ابتدا بحث را با مشکلات آموزشي اين دانشجو آغاز مي کند ولي در ادامه وارد مسايل اخلاقي و روابط خصوصي او می شود  و براي اين که موارد مورد ادعای خود را با خانواده "الف" در ميان بگذارد ، شماره تلفن پدرش و خودش را درخواست مي کند.

از فرداي آن روز دکتر مددي هر روز با تلفن هاي پياپي ، آسايش را از اين دختر سلب کرده و هر بار به بهانه اي از وي مي خواهد به دفترش مراجعه کند و در اين ديدارها روابط "الف" با دانشجويان پسر دانشگاه و مسايل اخلاقي ديگر را مطرح کرده و او را مورد مؤاخذه قرار مي دهد.

در روز چهاردهم خرداد ماه ، دکتر مددي به خوابگاه کوثر مراجعه کرده و پس از حدود نيم ساعت صحبت با مسوول خوابگاه در حاليکه اکثر اتاق هاي خوابگاه خالي بوده و دانشجويان به علت تعطيلات به شهرستان رفته بودند ، درخواست ديدار با "الف" را می کند.

 دکتر مددي در مدت دو ساعتي که در اتاق با "الف" تنها بوده به بهانه آموزش اين دختر شيطان (!) شيوه برقراري رابطه جنسي را براي وي توضيح مي دهد به طوريکه "الف" از شدت شرم و عصبانيت به گريه مي افتد و از او مي خواهد اتاق را ترک کند . در اين هنگام دکتر مددي "الف" را تحت فشار قرار داده و از وي مي خواهد تعهد دهد که ديگر اعمالش را تکرار نخواهد کرد . طبق اظهارات "الف" او تا به حال در دانشگاه هيچ گونه مشکل اخلاقي نداشته است و حتي نوع پوشش او طوري نبوده است که جلب توجه کند يا با تذکر روبرو شود (2). اما با وجود اظهارات کذب دکتر مددي ، از آنجا که تهديد به اخراج و در جريان قرار گرفتن خانواده اش شده بود ، حاضر به امضاي تعهد کتبي نسبت به عدم تکرار اعمال گذشته اش مي شود. اما استاد اين تعهد را کافي ندانسته و اظهار مي دارد "الف" تا پايان تعصيلات فرصت دارد براي حل مشکلاتش ، پيشنهاد مشخص و راضی کننده اي را ارائه دهد .

در هنگام خروج از اتاق آقاي مددي دستش را به طرف دختر دراز مي کند و از وي مي خواهد با او دست بدهد و نیزدستش را پشت او قرار مي دهد.

روز شنبه 25 خرداد 87 ساعت 2 بعد از ظهر در اتاقي که جلسه هاي کميته انضباطي در آن برگزار مي شد، "الف" با پيشنهاد برقراري رابطه جنسي روبرو شده و از وي خواسته مي شود براي مشروعيت بخشيدن به اين رابطه به صيغه محرميت 7 ماهه تن دهد. دکتر مددي با نشان دادن برگه هايي ادعا مي کند در مرحله آخر صدور حکم کميته انضباطي تنها امضاي وي و دکتر نداف – رياست دانشگاه - معتبر است و اگر "الف" به خواسته وي تن ندهد مي تواند او را در کميته انضباطي محکوم کند . در ادامه استاد مددي با ادعاي اين که منزل وي مکان مناسبي براي برقراري رابطه جنسي نیست، از "الف" مي خواهد بعد از ساعت اداري به همان اتاق بيايد .

"الف" پس از خروج از اتاق دوستانش را در جريان قرار داده و از آن ها مي خواهد برای کمک به وي بعد از ساعت اداري در ساختمان حضور داشته باشند.

در موعد مقرر آقاي مددي پس از قفل کردن در و کشيدن پرده ها ، اقدام به در آوردن مقنعه و مانتوي "الف" مي کند که در اين هنگام دوستان "الف" با شکستن در وارد اتاق شده و ضمن برخورد با آقاي مددي به فيلمبرداري مي پردازند تا مدارکي براي محکوم کردن وي در دست داشته باشند. ضمن اين که پيش از اين نيز زمزمه هايي تایید نشده مبني بر فساد اخلاقي اين عضو عاليرتبه کميته انضباطي به گوش مي رسيد. فرشي که در اتاق پهن بود، ظن دانشجويان را مبني بر انجام چند باره اين قبيل اقدامات به يقين تبديل کرد. در حالي که خود اين فرد سال گذشته و امسال تعداد زيادي از دختران را به کميته انضباطي يا دفتر خود احضار و آنها را به دليل رعايت نکردن موازين شرعي مؤاخذه کرده بود.

لینک فیلم تجاوز دکتر مددی به دختر دانشجو

اخبار تجمع را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 9:30 توسط م آزاد |


 

از آنجا که خبرنامه برای بسیاری از همشهریان عزیز فیلتر می باشد متن کامل خبر را در وبلاگ منتشر می کنم

خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه زنجان نقشه معاونت دانشجویی این دانشگاه برای تجاوز به یکی از دختران دانشجو را فاش ساختند. دکتر حسن مددی که از اساتید گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان و معاون دانشجویی دانشگاه زنجان می باشد قصد داشت با تهدید یکی از دانشجویان دختر وی را مجبور به ارتباط جنسی نماید.

پس از آنکه یکی از دانشجویان دختر دانشگاه زنجان به کمیته انضباطی احضار شده بود، دکتر مددی این دختر دانشجو را تحت فشار قرار داده بود تا به خواسته های بی شرمانه وی تن دهد. مددی تنها راه این دختر دانشجو برای جلوگیری از اخراج شدن از دانشگاه را پذیرش خواسته های شوم وی دانسته بود. پس از ادامه تهدیدهای معاونت دانشجویی، دانشجویان دانشگاه تصمیم گرفتند نقشه شوم دکتر مددی را فاش سازند.

ساعت هفت بعد از ظهر روز گذشته این دانشجوی دختر در حالیکه یک ضبط صوت نیز با خود به همراه داشت، با معاون دانشجویی در دفتر وی قرار گذاشت و هنگامیکه معاون دانشگاه برای انجام این عمل ننگ آور در حال درآوردن پیراهنش بود دانشجویان به دفتر وی یورش برده و ضمن جلوگیری از این عمل شرم آور از این اقدام فیلمبردای نمودند و پس از آن اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی نمودند.

 به دنبال افشای این مساله و تهدیدات معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، بیش از ۳۰۰۰ نفر از دانشجویان شب گذشته تجمع کرده و خواستار استعفای دکتر مددی معاونت دانشجویی، و دکتر نداف، رئیس دانشگاه زنجان شدند. در این تجمع که تا پاسی از شب نیز ادادمه داشت دانشجویان دختر و پسر دانشگاه زنجان به محض حاضر شدن ریاست دانشگاه در جمع دانشجویان یکصدا استعفای کادر ریاست دانشگاه را خواستار شدند. عده ای زیادی از دانشجویان دانشگاه زنجان شب را در سالن ورزش دانشگاه سپری کردند تا صبح با اضافه شدن باقی دانشجویان به جمع متحصنین، تحصن تا رسیدن به خواسته های دانشجویان که توسط شورای متحصنین اعلام خواهد شد ادامه پیدا کند. ضمناً امتحانات یکشنبه و دوشنبه دانشگاه زنجان لغو شد.

 

نکته قابل توجه این است که دکتر مددی کسی است که چند روز پیش به عنوان دبیر هیات نظارت دانشگاه، حکم انحلال انجمن اسلامی دانشگاه زنجان را امضا کرد. یکی از دانشجویان زنجان در همین زمینه به خبرنامه امیرکبیر گفت: “مددی در حالی که هنوز جوهر امضا حکم انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان خشک نشده به خیال این که در دانشگاه هیچ صدای معترض و مخالفی باقی نمانده، قصد داشت یک دختر بی پناه را مورد اذیت و آزار قرار دهد.” مددی پیش از این نیز از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۶ ریاست دانشکده ادبیات دانشگاه زنجان را بر عهده داشته است.

 

لازم به ذکر است این هتک حرمت در دانشگاه زنجان در حالی اتفاق می افتد که مشابه همین اتفاق در اردیبهشت ماه در دانشگاه سهند اتفاق افتاد و نسبت به دانشجویان دختر دانشگاه سهند، توسط مسئولین حراست هتک حرمت هایی انجام گرفت. سال گذشته نیز تجاوز مسئول حراست دانشگاه کرمانشاه نسبت به یک دختر دانشجو اعتراضات دانشجویان این دانشگاه و تشکل های دانشجویی را در پی داشت.

 

همچنین اخبار رسیده از همدان از وضعیت وخیم چند تن از افراد مسموم شده حکایت دارد.

 

در پی این حوادث دفتر تحکیم وحدت با صدور اطلاعیه ضمن برشمردن حوادث مشابه در دانشگاههای کشور اعلام نمود: «از آنجائیکه وزیر علوم با تکیه بر پاسخگو بودن نسبت به اعمال مسئولین دانشگاهها اقدام به انتصابی نمودن روئسای دانشگاهها و معاونین آنها کرده است، بر این اساس اکنون باید پاسخگوی این اعمال ننگین باشد که تنها در دولت نهم شاهد آن هستیم و باید ضمن معذرت خواهی از جامعه دانشگاهی هر چه سریعتر استعفا دهد.» بیانیه روابط عممومی تحکیم را در ادامه بخوانید.

اطلاعیه روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 12:58 توسط م آزاد |


چند وقتی است من و بقیه دوستان در تلکس اندیشه تأملی کردیم تا ببینیم عکس العمل بلاگرهای ترشیز کهن نسبت به ما و مطالب وب ما چگونه است و آیا اصلاً نیازی به وجود ما می باشد و به واقع آیا ما با بودنمان می توانیم هر چند اندک نقشی در آگاهی و تنویر افکار عمومی داشته باشیم و مصداق امر به معروف و نهی از منکر بویژه در رده حاکمان جامعه مان عمل کنیم و مسئولان انتصابی را به وظایفشان در قبال شهروندان متنبه و آگاه تر نماییم یا نه ؟

در این تفکر گروه ما، افرادی که البته بی تقصیر هم نبودند قلم به دست گرفتند و طبق معمول علی رغم اینکه از لحاظ فکری و عملی به اردوگاه محافظه کاران و به قول امام راحل (ره) متحجران تعلق داشتند با ژستهای روشنفکرمآبانه علیه بنده و دوستانم شروع به نوشتن کردند که اینها مستعار نویس اند و چون انتخابات و ایام التهاب آن به سر آمد، مطلبی ندارند که بنویسند و به قول آقای بی تقصیر حیات ما را به انتخابات ربط داده بودند و لیکن باید بگویم؛

1-     در پس این چند روز و نظرات کج اندیشانه ای که دوستان بی تقصیرمان نوشته بودند به این امیدیم که باید با صلابت و قدرت بیشتر از گذشته نوشتنمان در راستای اصول اصلاح طلبان کشور و منطقه و در واقع تداوم افکار خط امامی مان ادامه دهیم.

2-     به اطلاع دوستان بی تقصیرمان می رسانیم که اگر شما واقعاً طرفدار شفافیت هستید بهتر است به دوستانتان آقایان نبوی و بی تقصیر و ... بگویید که اگر به کار حرفه ای مطبوعاتی اعتقاد دارند و آن را دکان و دستگاه برای مقاصد خود نمی دانند بهتر است اولاً مجوز نشریه شان را به نام خودشان بگیرند نه خانمی گمنام و ثانیاً شناسنامه جریده شان را کامل در یکی از صفحات بنویسند که سردبیر کیست و هیأت تحریریه کدام، نه اینکه چاپخانه اش کجاست و سوماً مطالبی تحلیلی و سیاسی که می نویسند با اسم باشد که اثر کیست و شما که به مستعار نویسی ما را در این وب که در عرصه محدود اطلاع رسانی می کند انتقاد دارید پس یک سوزن هم به دوستانتان بزنید!

3-     اگر دوستان بی تقصیرمان واقعاً اهل انتقادند و با آن اعتقاد دارند چه خوبست در نشریه شان جواب دهند که چرا در زمان شهرداری مرادزاده که آسفالتهای غیر استاندارد همچون کاهگل بر معابر این شهر ریخت هیچ انتقادی نکردند، چرا آن زمان که رئیس سابق اداره اوقاف به دلیل جلوگیری از فعالیت غیرقانونی هتل ساز جاده سیدمرتضی گردید و وی را از کاشمر به جایی دیگر منتقل کردند دم نیاوردند و امروزه مدافع شورا و شهر و شهرداری شده اند.

آری، دوستان ما بی تقصیرهای مو فرفری نیستند بلکه با افتخار چون به انتقاد اعتقاد داریم آن را باز می گوییم، خط ، از خبازیها باشد یا آن که رأی نیاورد ؟

                                        

                                                                           ایام بکام

                                                                         صالح آزادی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 17:28 توسط م آزاد |


مدتی است به دلیل مشغله و دلایل دیگر از به روز کردن وبلاگ غفلت نمودیم و در این میان وقایعی رخ داد که علی رغم میلم این سطور را جهت اطلاع برخی نوشتم:

 

الف ) عده ای بر این باورند که تلکس تعطیل شده و ابراز خشنودی نمودند که به اطلاع این عزیزان می رساند که همچنان تلکس اندیشه فعال است و هرآن کس که " شب از هجوم نگاهش نمی برد خوابش" بیدار بماند تا ببیند که اندکی صبر، سحر نزدیک است!

 

ب ) جمعی با نام "تاک " وب سایتی راه اندازی نمودند که برخی در همین ابتدای امر تصور نمودند که همین جمع تلکس هستند و در نظراتی که برای مطالب نوشته شده آنها گذاشته اند، چنین تصور غلطی را برای دیگران هم بازگو کرده اند تا تخیلاتشان کامل گردد.

ضمن تبریک به جمع "تاک" و استقبال از مطالب ارزنده و تحلیل های سنجیده این عزیزان، ما از طرف آن خیال پردازان از شما عذر می خواهیم!

از همه کسانی هم که موجبات ناراحتی آنها را فراهم کرده یا می کنیم عذرخواهی کرده و امیدواریم در کار شناسایی دقت عمل بیشتری به خرج دهند!                والسلام

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 19:5 توسط م آزاد |


شماره نگاه تو

برای چشم های من

همیشه صفر بوده است

                   دوباره زنگ می زنم

                         دوباره بوق می زند

              دوباره داد می زنی

              الو...الو...الو...الو...

                       و من نفس نفس زنان دوباره قطع می کنم

         صدای من برای تو

                     همیشه ناشناس بوده است

نیما وثوقیان

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 14:48 توسط م آزاد |


حدود یک هفته است که دانشگاه آزاد کاشمر به شدت سیاسی شده و از روال معمول یک دانشگاه که باید جو  آن یک جو علمی تحصیلی باشد خارج شده است هر چند منظور من آن نیست که نباید در دانشگاه کار سیاسی کرد بلکه مهم آنست که دانشگاه سیاسی و دانشجوی سیاسی تعریف دیگری  دارد ،بگذریم

ماجرا از حدود یک هفته قبل آغاز شد ،درست یک هفته قبل روز سه شنبه در دانشگاه به مناسبت روز معلم  مراسمی  برگزار شد که در آن دو سخنران اصلی آقای دکتر ابراهیمی و شخص امام جمعه محترم شهر به گونه ای سخن گفتند که در نهایت سخنرانیهای آنان شبیه یک  مناظره گردید اصل مطلب همین است ولاغیر.اما اینکه سخن این دو عزیز تا چه حد درست وتا چه حد اشتباه است باید در یک فضای غیر احساسی ، منطقی و به دور از هر گونه پیش داوری  بررسی شود  

شنیده می شود در پی سخنان یک هفته قبل دکتر ابراهیمی و آقای امام جمعه ، داشجویان بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشگاه آزاد ماجرا هایی را رقم زده اند بسیج دانشجویی در یک اقدام به دور از شان بسیج و فرهنگ بسیجی ،طی یک بیانیه لقب نچسبی را به دکتر ابراهیمی نسبت می دهد  عجیب آنست که داشجویان بسیج که باید نماد قانونگرایی و تعهد به قانون باشند بدون مجوز دانشگاه، این بیانیه را منتشر نموده اند در پی انتشار این بیانیه، دانشجویان انجمن اسلامی طی تجمعی خواهان جمع آوری این بیانیه می شوند که با همکاری مسئولان دانشگاه ،بیانیه از سطح دانشگاه جمع آوری می شود اما پس از این ماجراها فضای حاکم بر دانشجویان عزیز از هر دو طیف تا بدانجا احساسی شده که حتی امکان بروز تشنج نیز وجود داشته است حتی شنیده می شود یکی از دانشجویان ناچار شده است شب را در محل خوابگاه دانشگاه سپری نماید و به منزل خود نرود به هر حال الان جو دانشگاه به سوی آرامش حرکت می کند و امید است که این آرامش کماکان ادامه یابد

در پایان جا دارد  از دانشجویان عزیز بخواهم که در آستانه امتحانات از هر  گونه تندروی خودداری نمایند همچنین ضمن عرض ارادت به تمامی بسیجیان عزیز به ویژه بسیجیان دانشگاه آزاد اسلامی کاشمر ،    وظیفه خود می دانم که اعلام کنم که درست است که در حال حاضر آقای دکتر ابراهیمی و اعضای انجمن اسلامی  از سوی هیچ نهادی حمایت نمی شوند اما مردم کاشمر آنها را دوست و فرزند خود دانسته و خود را ملزم به حمایت از آنان می دانند.

                                                         باقی بقایتان                          الف دادمان

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 14:58 توسط م آزاد |


این روزها محمود احمدی نژاد سرگرم حذف معدود وزرای دولت که با او اختلاف سلیقه دارند می باشد هفته قبل دکتر دانش جعفری واین هفته پور محمدی،این ششمین وزیریست که با دولت احمدی نژاد وداع می کند  اینکه نفر بعدی چه شخصی باشد مشخص نیست در این مورد چند نکته را می توان ذکر کرد :

۱)یکی از انتقاداتی که به جناح راست به ویژه طیف تندرو آن وارد است اینست که آنها از حذف یاران و نزدیکان انقلاب هیچ ابایی ندارند اینک کسانی که حذف می شوند عطاءالله مهاجرانی وعبدالله نوری نیستند حالا سیستم نمی تواند امثال پور محمدی را تحمل کند گمان می کنم نگاه حذفی یک خیانت بزرگ به نظام و انقلاب است آیا راستهای جوان برای این ماجراجوییهای خود پاسخی دارند؟ وآیا قدرت آن را دارند که تاوان این اشتباهات خود را پس دهند ؟

2)سال گذشته تورم از مرز 20 درصد فراتر رفت عده ای مدعی هستند که تورم تا 30 درصد نیز پیش رفته است بگذریم که بانک مرکزی با دستکاری در سبد مصرف خانوار و حذف برخی اقلام از این سبد  رقم تورم را ایینت نشان داد با این  حال احمدی نژاد در آغاز دوره کاری خود  وعده داده بود که تورم را یک رقمی می کند هر چند او سیاستهایی را در پیش گرفت که بازخورد منطقی آن رشد افسارگسیخته ی تورم بود احمدی نژآد با حذف دانش جعفری که در مقابل نابخردیهای اقتصادی او مقاومت می کرده قصد دارد این روند را ادامه دهد  بنابراین تصور اینکه تورم همچنان بالاتر رود بعید نیست . آیا برادر محمود برای این رفتار خود پاسخی دارد؟فراموش نکنید که بر مبنای برنامه چهارم توسعه ی کشور تورم بایستی در سال جاری یک رقمی می شد این یعنی آنکه اگر تیم اقتصادی خاتمی ابتکار امر را در دست می داشت امروز وضع سفره های ما بهتر بود

3)گفته می شود دولت از عملکرد برخی استانداران گله مند است و خواهان حذف آنها بوده اما           پور محمدی که در مدیریت یکی دو پیراهن بیش از احمدی نژاد کهنه کرده معتقد به ثبات مدیریت بوده و لذا در برابر خواستهای فزاینده مبنی بر حذف برخی استانداران مقاومت کرده و این یکی از دلایل حذف پورمحمدی بوده . عملکرد وزیر بعدی نشان خواهد داد احمدی نژاد چه خواسته هایی از شیخ سابق وزارت کشور داشته است آیا او انتظار نداشته که پور محمدی فضا رابه گونه ای آماده کند که در انتخابات سال آینده تحت هر شرایطی نام محمود احمدی نژاد از صندوقها بیرون بیاید؟ برای رسیدن به پاسخ این سوال باید لختی درنگ نمود .

اما تحولات وزارت کشور برای منطقه ترشیز کهن هم حائز اهمیت است شایع است یکی از استاندارانی که عملکرد او از نظر تهران قابل قبول نیست استاندار خراسان رضوی می باشد این موضوع به ویژه برای حامیان محمد رضا خباز که اولین خواسته آنها از او تغییرات در آموزش وپرورش کاشمر است جالب است البته این در حد شنیده ای بیش نیست اما اگر این شنیده درست از کار در آید آیا استانداری خراسان در شرایط جدید حاضر به ادامه ی  همکاری با مدیر کل فعلی آموزش و پرورش خواهد بود؟ توجه داشته باشید که شنیده می شود در رده های وزارتی انتقادات زیادی نسبت به عملکرد آموزش و پرورش کاشمر مطرح است اما تنها دلیل حفظ این شرایط پافشاری حاج احمد بلوکیان نماینده فعلی شهر و حمایت او از این وضعیت است به راستی روزهای آینده محمل چگونه تحولاتی خواهد بود؟  

تا مطلب بعدی خدانگهدار                   باقی بقایتان                           الف دادمان

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:50 توسط م آزاد |


۱)دوستمان اصولگرای اصلاح طلب در سومین مطلبی که در نقد ستاد آقای خباز نوشته اند  به مطلبی اشاره کرده اند که باعث تاسف فراوان است ایشان برای مجلس ششم اصطلاح «افتضاح ترین مجلس » را به کار برده اند این در حالیست که این واژه بیشتر به درد تخریب می خورد تا نقد.

گمان نمی کنم که این دوست عزیز قصد تخریب داشته باشند اما استفاده از این واژه کاربردی غیر ازتخریب ندارد امیدوارم که این استفاده نابجا  سهوی بوده باشد.ایشان حق دارند که به مجلس ششم انتقاد و اعتراض داشته باشند اما بهتر است که از ادبیات محترمانه تری استفاده نمایند و برای اعتراضات خود شاهد ومدرک بیاورند دراین مقال قصد دفاع از مجلس ششم راندارم اما به ذکر این نکته اکتفا می کنم که مجلس ششم را یکی از پر کارترین مجالس بعد از انقلاب می دانم  و تلاش نمایندگان آن را می ستایم.

۲)دیشب نشست خبری ۲۲:۳۰ را تماشا می کردم برای اولین بار  بود که چشمم به جمال مهرداد بذرپاش داماد وزیر آموزش وپرورش ودوست نزدیک رییس جمهور روشن می شد  آقا مهرداد  هنوز ۳۰ سالگی راتمام نکرده و پیش از حضور درعرصه مدیریت گروه صنعتی سایپا هیچ تجربه ای در عر صه مدیریت صنعتی ندارد  سخنان او نشان می داد که هنوز در حال آشنا شدن با ابتدایی ترین اصطلاحات صنعت خودروست حضور مهرداد بذرپاش را در مدیریت این گروه بزرگ ِ توهینی آشکار به دانش ِتجربه و شخصیت مدیران این سرزمین می دانم

۳) گویا جدی ترین گزینه برای کرسی ریاست دفتر محمد رضا خباز ‌ِ آقای حسین امیری مقدم دبیر آموزش و پرورش رییس سابق نهضت سواد آموزی کاشمر و نامزد سومین دوره انتخابات شوراهای شهر می باشد  پیشاپیش برای ایشان آرزوی موفقیت دارم

۴)گویا دیروز محمد رضا خباز میهمان دکتر رمضانپور  رییس دانشگاه پیام نور بوده  خباز ضمن حضور در جمع دانشجویان وشرکت در جلسه پرسش وپاسخ ِبه قسمتهای مختلف دانشگاه هم سرکشی نموده است  دکتر رمضانپور نشان داده است که با میزبانی از نماینده منتخب ِ قصد در پیش گرفتن سیاست تعامل سازنده را با برنده انتخابات دارد این روش می تواند الگوی مناسبی باشد برای سایر اعضای  جناح راست .

۵)انجمن نمایش کاشمر دیشب جشنی را ترتیب داده بود   بیش از نیمی از میهمانان این جشن فعالان ستادهای تبلیغاتی آقای خباز در منطقه ترشیز بوده اند مهمترین نکته ای که در این جشن به چشم می خورد حضور حاج اسماعیل سلطانپور تا آخرین دقایق در این جلسه بود امیدوارم هم بچه های چپ و هم حاج اسماعیل  ِ آمادگی لازم را برای کنار گذاشتن کدورتهای گذشته داشته باشند

                                      باقی بقایتان                          الف دادمان

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 15:0 توسط م آزاد |


 جانباز سید حسن موسوی در محل بنياد شهيد وامور ايثار گران كاشمر خوسوزي كرده و فوت مي نمايد   شرح جزییات به دلیل بایکوت خبری برای من مقدور نمی باشد اما معتقدم بايد اين اتفاق را به طور جدي وعلمي مد نظر قرار دادبايد دليل اصلي اين ماجرا روشن شود آيا او از آن جمله مجاهداني بوده است كه سالها پيش امام خميني هشدار داد كه اجازه ندهيد در پيچ وخم زندگي مادي گم شوند ؟آيا او از روزگار به ستوه آمده بود؟ آيا ازحوادث جامعه گلايه داشت؟آيا احيانا مسئولين امر در انجام  وظيفه خود  در قبال او وهم  رزمانش غفلت نكرده بودند ؟ آيا او در خانواده اي مي زيسته كه مشكلات ريشه اي وساختاري داشته است؟ من گمان مي كنم كه مجموعه اي از اين مسائل كار او را به پناه بردن به بنزين و كبريت كشانده است زندگي او سوژه خوبي براي يك بررسي روانشناسي وجامعه شناسي است هر جند مرگش نيز هشدار هاي بزرگي براي مديران جامعه در بردارد ‹‹ فاعتبرو يا اولي الابصار››

 

 

 

 

 

 مطلب مرتبط:

روایت دکتر ابراهیمی از خودسوزی جانباز وطن  

                                                                        باقی بقایتان          الف دادمان

                                                  

                                                

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 18:40 توسط م آزاد |


در کوران انتخابات مجلس شاهد سخن پراکنی های آقای غزنوی عضو شورای شهر کاشمر و حملات غیر منطقی نامبرده به اصلاح طلبان و کاندیدای آن ها یعنی محمدرضا خباز و به ویژه به سایر اعضای محترم شورای کاشمر که از قضا از اقبال بالای عمومی به خاطر سوابق درخشان کاری و اصل و نسبی در منطقه برخوردارند، بودیم؛ چندی تأمل و صبر نمودم تا شاید خود حضرت غزنوی با گذر از دوران داغ تبلیغات انتخاباتی به فکر فرو رفته و با پی بردن به اشتباهاتش به جبران مافات پرداخته و از شورائیان و موکلان آن ها عذرخواهی نماید، اما کم کم متوجه می شوم لازمست:اولاً اعضای شورا و شهردار محترم از وی سوأل کنند که با کدامین مدارک و مستندات چنین به تشویش اذهان عمومی پرداخته است و ثانیاً بر اصحاب فکر و اندیشه و اساتید همکار این فوق لیسانس علوم دامی به ویژه دکتر ابراهیمی که در دانشگاه آزاد شاغل به تحصیل است فرض است که نامبرده را با اصول دموکراسی و احترام به آراء عمومی آشنا نمایند و به وی بفهمانند که مهد ومظهر دموکراسی فرانسه و مغرب زمین است نه ژاپن در مشرق زمین و ثالثاً انتظار می رود که مدعی العموم محترم همان گونه در قضیه زمین هتل سه ستاره و ماجرای بین اوقاف و نماینده راه نیافته دوره هشتم به دفاع از حقوق شهروندان کاشمری پرداخت ، نیز وارد شده و از آقای غزنوی بازخواست نمایند که اگر صحت داشت ادعاهایش ، به تعقیب  مجرمین پرداخته وگرنه نامبرده به جرم تشویش اذهان عمومی به پاسخگویی بپردازد. در پایان  با گذری به فیلم مهران مدیری – مردهزارجهره – با توجه به ان اظهار نظرهاو هیاهوهایی که آقای غزنوی در جلو ستاد بلوکیان راه انداخته بودهمچون مرد هزارجهره فریاد میکرد من احمد شصتچی هستم، من اشتباهی بودم ، به خاطر آن همه هورا هورای طرفداران معدود بلوکیان خود را گم کردم و فکر کردم واقعاً و حقیقتاً نماینده شهروندان کاشمری ام، حال آن که من با بسیج هم ولایتی هایم و با تحریک احساسات پاک مردم خطه کوهسرخ که فوج فوج جهت رأی به من از کوهسرخ به کاشمر آوردم  به شورای شهر کاشمر آمدم، من هرگاه خواستم واقعیات را بگویم طرفداران بلوکیان داد و هورا کشیدند و این چنین شد.

به عنوان نکته آخر انتظار من به عنوان شهروند کاشمری از اعضای اکثریت شورا در برخورد با این قضیه بیش از این ها بود و در اولین جلسه با نامبرده در این زمینه به بحث می پرداختند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

 ایام بکام

صالح آزادی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 18:38 توسط م آزاد |


اين اولين مطلبيست كه در سال 87 مي نويسم بنابراين  در بيست وششمين روز سال؛ سال نو را به شما تبریک می گویم               

امسال سال موش است و موش هميشه يكي از آفات كشاورزي بوده و تو تصادف روزگار را ببين كه درسالي كه به نام اين جانور ناميده شده يك آفت جدي گريبانگير باغداران اين شهر شده است اميدوارم كه با حمايت مسئولين از كشاورزان ترشيز كهن ،دامنه فاجعه امسال كاهش  يابد  يقينا اگر كشاورزان به حال خود رها شوند بايد منتظر آسيبهاي جدي اجتماعي نظير افزايش بيكاري، بالاتر رفتن سن ازدواج وگسترش انواع فساد وجرائم در اين منطقه باشيم گذشته از آن جاي بسي شگفتي خواهد بود كه دولتي كه حسابهاي او مملو از دلارهاي نفتي شده به حمايت از كشاورزان وطن خود برنخيزد ودر عوض وامهاي ميلياردي به عراق پرداخت نمايد و كمكهاي بلاعوض به افغانستان وغيره اهدا كند  هر چند كه آن كمكها هم در جاي خود واز ديد روابط بين الملل قابل تامل است

قطار سياست همچنان در حال حركت است :

1)رييس جمهور در دوم دوم سفرهاي خود به خراسان آمد. وزير تعاون كه به نمايندگي از هيات دولت به منطقه ترشيز آمده بود 15 طرح عمراني را افتتاح كرد ناگفته نماند كه برخي از اين طرحها از مدتها قبل آغاز به كار نموده اند و حالا مجددا افتتاح شدند نمي دانم آيا طرحهايي كه در ساير شهرهها هم افتتاح شدند از اين قبيل هستند ؟خدا كند كه اينگونه نباشد تعجب مي كنم آناني كه خود را مدعي ارزشها واصول مي دانند چرا هم به خودشان دروغ ميگويند وهم به مردم؟.آيا دور دوم سفرهاي استاني رييس جمهور به معناي كليد خوردن پروژه رقابتهاي انتخاباتي محمود احمدي نژاد براي  دهمين دور انتخابات رياست جمهوري نيست؟

2) محمد رضا خباز نماينده منتخب دوره هشتم ترشيز كهن  جمعه گذشته در اولين جلسه رسمي منتخبان مجلس هشتم شركت كرد حالا مطبوعات كشوراز خبازتحت عنوان يكي ازاصلاح طلبان مطرح كشور ياد ميكنند 4 سال آينده محك خوبي خواهد بود تا ببينيم كه آقاي خباز مشي منطقي يك اصلاح طلب فهيم را در پيش خواهد گرفت يا  طور ديگري رفتار خواهد كرد ؟

فعلا همینقدر کافیست سایر مسائل بماند برای بعد .امروز خدا مردم شهر را میهمان باران رحمت خود کرد  در اولین دقایق بارش باران ،در خیابان بودم  و شادی و خوشحالی مردم را از نزدیک مشاهده کردم خدا را شکر به قول شمالیها : 

               «اگه بارون بباره                                                 همه کارا طیاره»                                  

                            باقی بقایتان           الف دادمان

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 18:24 توسط م آزاد |


 

۱) چند وقتی است که گوگل طی یک جسارت در بخش گوگل ارث نام خلیج فارس را به خلیج عربی تغییر داده به همین خاطر نامه اعتراضی تهیه شده که شما هم می توانید با مراجعه به آن و ثبت اعتراض خود ای سناریوی جسورانه را بی پایان بگذارید

۲)انفجار دیشب در شیراز نشان که در دنیای امروز ارتباطات مساله"شهروند خبرنگار" از چه درجه اهمیتی برخوردار است کوثر ساعتی پس از انفجار خبر را در وبلاگ خود کار می کند و به سرعت خبر منتشر می شود و عکسها ومطالب کوثر مورد استفاده خبرگزاری و سایت معروف قرار می گیرد

فعلا همین

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 14:49 توسط م آزاد |


 

در بدایت سخن برخود لازم می دانم از آقای اصولگرای اصلاح طلب کمال تشکر و سپاسگزاری را بنمایم که باب گفتگو و نقد را گشوده می داند و بسان بسیاری از تمامیت خواهان خواهان حذف رقیب شان از عرصه گیتی نمی باشند؛ قبل از ورود به بحث اصلی همچنین لازم می دانم ایشان را بخوانم به اخلاق و جناح فکری و رقبایشان را با الفاظ سخیف نخوانند، البته شاید انتظار بی جایی باشد وقتی رییس جمهور مهر ورز عدالت گستر مخالفانش را "بزغاله" می نامد ما از پیروانش انتظار ادب و اخلاق داشته باشیم.

اما در مورد نقل قولی که از بنده در انتها مطلب آورده اید؛من هیچ گاه به خاطر نمی آورم چنین حرفی زده باشم و اگر هم زده ام حتما لحن مطایبه و شوخی داسته است؛ در ضمن بد نیست به اصول اخلاقی بزرگان خودتان مراجعه کنید آنجایی که مردم را به "شهروندان درجه دو و سه" تقسیم می کردند یا آن زمانی که مردم را به "عوام و خواص" تقسیم می کردند؛ عمل ما اثبات کرده احترام به خرد جمعی همیشه سر لوحه ما بوده و گر نه شعار دردی را دوا نمی کند؛ شمایی که معتقدی "كه مردم هميشه مي فهمند"

چرا پس از انتخاب آقای خاتمی آن همه سنگ اندازی و کار شکنی انجام دادید؛ ترجمه اعمالی که در طول هشت سال انجام دادید یعنی اینکه"مردم را ول كن! مردم نمي فهمند و قس علی هذا"

اما اصل مطلب:

۱)     انتخابات کاشمر را قابل تعمیم می دانم به چند جهت و ویژگی که در انتخابات شهرهای دیگر قابل مقایسه نیست؛ ویژگی اول آن مشارکت گسترده مردم در انتخابات بود به گونه ای که امکان تقلب را به پایین ترین حد خود می رساند؛دوم اینکه به علت عملکرد بد نماینده و عدم حمایت مستقیم دولت از وی امکان انتخاباتی تقریبا آزاد فراهم بود؛ سوم اینکه به علت انزجار شدید از عملکرد راه یافته پیشین و سازماندهی گسترده ناظرانی از سمت ستاد آقای خباز باز هم به سلامت انتخابات کمک کرده به همین دلایل مدل کاشمر را قابل تعمیم می دانم و انتخابات تهران و مشهد وبسیاری از حوزه ها را "انتصابات" می دانم

۲)     شما در بند 2 آورده اید "بسياري از افراد كه كاملاً به تفكر اصولگرايي پايبندند رأي خود را به نام بلوكيان به صندوق ريختند" وچند خط بعد در بند 3 آورده اید که "كاشمري ها پيش از آنكه اصلاح طلب يا اصولگرا باشند خبازي و بلوكياني هستند. و لذا به هيچ وجه نمي توان مدعي بود كه در كاشمر تفكر اصلاح طلبي رأي آورده است. بنده شك ندارم كه اگر در همان روز 24 اسفند، انتخابات رياست جمهوري هم برگزار مي شد در كاشمر احمدي نژاد بالاترين رأي را مي آورد" حال ما می مانیم حرف اول شما را باور کنیم یا بقیه حرف هاتان را، من بند 3 را مصداق توهین و اهانت به شعور مردمی میدانم که آگاهانه پای صندوق های رای رفتند و رای خود را به کاندیدای ائتلاف متحد اصلاح طلبان دادند؛ شما البته به صناعات خمس هم تسلط کافی دارید و از سفسطه بسیار در کلام خود استفاده می کنید نوشته اید که " شك ندارم كه اگر در همان روز 24 اسفند، انتخابات رياست جمهوري هم برگزار مي شد در كاشمر احمدي نژاد بالاترين رأي را مي آورد" به چه دلیل باید حرف شما را بپذیریم؟!

۳)     بنده کماکان معتقدم جریان انتخابات در ایران عادلانه و آزاد نیست و گروه و جریانی که به تمام مصادر مهم مملکت دسترسی دارند راه را یرای ورود دیگر کسان بسته اند و از نردبان دموکراسی بالا رفته اند و سپس آنرا واژگون ساخته اند؛ تکلیف بسیاری از کرسی های پارلمان از پیش تعیین شده است. در جایی از نقد تان نگاشته اید " هرگاه آقايان اصلاح طلب پيروز انتخابات باشند سالم ترين انتخابات برگزار گرديده و هر گاه اصولگرايان پيروز شوند انتخابات سالم نيست!!! در انتخابات رياست جمهوري هفتم و هشتم كه جناب خاتمي پيروز بود كسي مدعي تقلب نشد و اما در انتخابات رياست جمهوري نهم كه اصلاح طلبان با نه بزرگ ملت مواجه شدند آقايان ادعا كردند كه در انتخابات تقلب شده است." بد نیست کمی تفکر کنید و حکم کلی صادر نفرمایید شما سال های منتهی به 76 را به خوبی به یاد می آورید روزهای "ننگ و تنگ" حضور گسترده مردم در انتخابات تمام معادلات تمامیت خواهان را بهم ریخت و در نهایت آقای خاتمی به ریاست جمهوری برگزیده شد؛ شما نباید لیست شورای نگهبان، حمایت علمای اعلام از رقیب آقای خاتمی، کارناوال عصر عاشورا _ که اتفاقا همین آقای اسکندری در کاشمر پخشش کرد _ مذاکرات جواد لاریجانی با نیک براون انگلیسی و بسیاری دیگر را یاد برده باشید که تنها حضور گسترده مردم در پای صندو ق های اخذ رای نقشه تمامیت خواهان را نقش بر آب کرد و  ستاد جنگ روانی تمامیت خواهان آن کرد که در طول هشت سال شما شرحش را بهتر از من می دانید؛ اینکه راه یافتن عده ای به مجلس هفتم را تقلب می دانم از آن جهت که عده ای در نبود رقیب به این کرسی ها دست یافتند بدون هیچ گونه مزاحمی

یا همانگونه که آقای کروبی در نامه ای که روز پس از انتخابات نوشت پرده از بسیاری از تقلب ها برداشت

۴)      به نظر نگارنده عملکرد حامیان "خلافت نو" بیشتر با حیثیت ملی بازی می کند و منافع ملی را به بازی می گیرد؛ بد نیست آقایانی که متعقدند مردم به اصلاح طلبان نه گفته اند چندی از همین اصلاح طلبان را به بازی انتخابات راه دهند؛ تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 17:16 توسط م آزاد |


 

هنو ز مردم کاشمر سوز سرمای دی ماه را از یاد نبرده اند، روزهایی که در اوج سرمای بی سابقه سی سال اخیر بر اثر عدم تولید و پیش بینی تولید قرعه قطع گاز به نام کاشمر خورد و گاز این خطه در اثر لابی های موثر راهیافته سابق کاشمر بیش از یک ماه قطع بود و رنج و مرارت زیادی را برای مردم این سامان به دنبال داشت؛ روزهای سیاه بی گازی، روزهای صف های طولانی نفت، روزهایی که یک بخاری برقی حکم کیمیا را پیدا کرده بود، روزهایی که یک لامپ صد وات حکم بخاری را برای ما ایفا می کرد، روزهایی که مطب پزشکان غلغله بود؛ روزهایی که امام جمعه و فرماندار دم از حمایت دولت مهرورز عدالت گستر از ملت شهیدپرور می دادند هیچ گاه از یاد و خاطر کاشمری ها پاک نخواهد شد؛

حال که چند ماهی از آن روزهای سیاه و سرد می گذرد شرکت گاز اقدام به پخش قبوضی نموده است که با روش تصاعدی محاسبه شده اند و بعضا به بالای صد هزار تومان می رسند یا مبالغ نجومی قبوض برق؛

آری این است مزد نجابت ملتی که با بزرگواری تمام مشکلات فراوانی را متحمل شدند اما دم بر نیاوردند؛ ما را به خیر قبلی ها که امیدی نیست اما از آقای خباز به عنوان منتخب مردم این دیار می خواهیم که به رایزنی جهت احقاق حق مردم بپردازند که مردم این سامان شایسته چنین ظلمی نیستند.

پ ن 1: ظریفی می گفت آقای بلوکیان از بهترین نمایندگان مجلس هفتم بودند زیرا که خواب بودند و به کار تخریب این مملکت چونان بقیه راه یافته گان مشغول نبودند

پ ن2: آقای اصولگرای اصلاح طلب دروبلاگ خود اظهار داشته اند شکست خوردگان دیار ترشیز پیروز قاطع ملک ایران شده اند لذا تذکر چند نکته خالی از لطف نیست:

الف) همانگونه که در پست قبلی یادآور شدم مدل کاشمر قابل تعمیم به تمام ملک ایران است آقای اسکندری که با تابلوی اصولگرایان _ تمامیت خواهان_ وارد انتخابات شد بیش از 5000 رای نیاورد و اگر انتخاباتی مشابه به کاشمر که حداقل استانداردهای انتخابات آزاد را داشت برگزار شود بیش از این مقدار _ پنج درصد وکمتر _ رای نمی آورند

ب) شما اگر متعقدی رای مردم به خباز را نمی توان به حساب اصلاح طلبان گذاشت اما ما با اطمینان خاطر رای به آقای اسکندری را رای به جریانی می دانیم که در پی حاکم نمودن "خلافت نو" در ایران است، جریانی که تقلب در انتخابات برایشان از آسان ترین کارها به حساب می آید.

ج)بنده معتقدم جریان انتخابات در ایران عادلانه و آزاد نیست و گروه و جریانی که به تمام مصادر مهم مملکت دسترسی دارند راه را یرای ورود دیگر کسان بسته اند و البته الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم        

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 10:7 توسط م آزاد |


چگونه خاک نفس می کشد؟                  
                                          ــ بیندیشیم:

  جه زمهریرغریبی؟

  شکست چهره مهر٬

  فسرد سینه خاک٬

 شکافت زهره سنگ!

 پرندگان هوا دسته دسته جان دادند.

   گل آوران  چمن٬جاودانه پژمردند.

 درآسمان وزمین٬هول کرده بود کمین٬

 به تنگنای زمان مرگ کرده بود درنگ!

 به سر رسیده جهان؟         پاسخی نداشت سپهر.

دوباره باغ بخندد؟             کسی نداشت یقین .

    چه زمهریر غریبی...!

 

  چگونه خاک نفس می کشد؟      ــ بیاموزیم:

 شکوه رستن ٬اینک٬              طلوع فروردین:

 گداخت آن همه برف٬

دمید این همه گل٬

شکفت این همه رنگ!

              زمین به ما آموخت:

              زپیش حادثه باید که پای پس نکشیم.

              مگر کم از خاکیم؟

            نفس کشید زمین٬ ما چرا نفس نکشیم !             

                                                                           فریدون مشیری

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 18:51 توسط م آزاد |


وقت است که بازبلبل آشوب کند        فراش چمن زبادجاروب کـند

گل پـیرهن دریده خون آلــود         از دست رخ توبرسرچوب کند  

سال نو مبارک.از آنجا که نوروز است وقصدمان در این چند روزه عیدفقط دید وبازدید است واحوالپرسی لذا تحلیل انتخابات ومسائل مربوطه را به هفته اینده موکول می کنیم تاکه بعضی خوانندگان تلکس اندیشه کدورتی ازمابه دل نگیرند.اما اگر ازانتخابات نگوئیم پس چه کنیم؟

   اگراز عیددیدنی اقوام ودوستان فارغ شده اید پیشنهاد میکنم آخرین کتاب شعر اصغر داوری راکه به تازگی به زیورطبع آراسته گردیده را مطالعه کنید.ضمنا ویژه نامه های نوروزی اعتماد وشهروند امروزحاوی نکاتی بس نغزودلنشین است.جادارد درهمین ابتدای سال تبریک و خسته نباشیدی به جناب افتخاری وهمکاران گرانقدرشان دردو هفته نامه وزین آوای کاشمر عرض نموده،پیشنهاد یک ویژه نامه نوروزی برای سال آینده راخدمتشان ارائه نمایم.

   طبیعت شصت دره کاشمروفصل بهار بهترین فرصت جهت کوهپیمایی است به شرط اینکه طبیعت را آلوده نکنیم ـاین هم یک پیام تمیز نوروزی ـ         

                          .....بهاران خوش است

                          گل روی یاران خوش است

                        شکست غم روزگاران خوش است                                     بهروز امیدوار

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت 21:38 توسط م آزاد |


کاریکاتور:نیک آهنگ کوثر

                                                                   باقی بقایتان          الف دادمان

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 19:56 توسط م آزاد |


 

انتخابات مجلس هشتم با تمام حرف و حدیث هایی که پیرامونش مطرح بود برگزار گردید و نتایج انتخابات در اکثر نقاط مشخص گردیده و در اکثر نقاطی که اصلاح طلبان امکان رقابت داشته اند پیروز انتخابات گشته اند همچون کاشمر، اصفهان_ سه روز مانده به انتخابات کاندیدای اصلاح طلبان تایید صلاحیت شد _ شیراز و کرمان و... اما نتایج انتخابات در تهران و مشهد به طرز بی سابقه ای مشکوک و تاسف برانگیز است؛ از جهت مشارکت مردم در انتخابات و تعیین نماینده حوزه انتخابیه تاسف برانگیز است؛ نماینده اول شهر  3 میلیونی مشهد فقط با دویست هزار  رای به مجلس می رود اوضاع در تهران هم تعریفی ندارد نماینده اول این شهر 13 میلیونی فقط با سیصد هزار رای به مجلس می رود...

مشکوک است، موقعیت پرفسور آفریده در مشهد عالی بود همه یا حداقل همه کسانی که من در هفته منتهی به انتخابات با ایشان صحبت کردم و اتفاقا کم هم نبودند، اظهار می داشتند که به آفریده رای می دهند؛ نگارنده در روز 24 اسفند از جنوبی ترین نقاط مشهد تا صندوق های سجاد و وکیل آباد به خیلی از حوزه ها سر زدم و در تمام این حوزه ها شاهد رای دادن مردم به آفریده بودم؛ اما اینکه چگونه اسم شیخ فاکر از صندوق درآمد خود جای سوالی بزرگ است؛ در تهران هم اوضاع از مشهد بغرنج تر است؛ ستاد ائتلاف طی اعلامیه و بیانیه های متعددی اعلام داشته که تقلب بسیار گسترده ای در روزهای منتهی به تعطیلات در حال رخ دادن است و نماینده های تهران احتمالا در تعصیلات توسط شیخ مصطفی پور محمدی و شیخ احمد جنتی منتصب می شوند؛ من این را نمی فهمم کاندیدایی که در کاشمر ما با تابلو و پرچم اصولگرایان وارد عرصه انتخابات می شود فقط  5500 رای می آورد یا در تمام مراکز استان ها اصلاح طلبان به جز مشهد اصلاح طلبان رای آورده اند آن وقت در تهران...

من معتقدم مدل کاشمر به اکثر نقاط این مرز وبوم قابل تعمیم است و تمامیت خواهان _ بخوانید اصولگرایان_ بیشتر از این در جامعه امروز ایران مخاطب ندارند

تاج‌زاده: با هوشياري و رأي شهروندان مجلس هشتم چند صدايي شد

نامه اعتراض رئيس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به وزير كشور

اعتراض رئیس ستاد ا ئتلاف استان تهران به نتايج اعلام شده انتخابات تهران

بگذریم؛ امیدوارم سال خوبی را پشت سر گذاشته باشید و بهاری سرشار از شادی داشته باشید؛

خوب باشید

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 16:51 توسط م آزاد |


حاج محمد رضا خباز: ۷۰۹۶۱

احمد بلوکیان:۳۵۹۳۲

محمد کاظم انبیایی:۱۱۵۸۳

محمدرضا اسکندری:۵۵۹۸

مهندس عباسیان:۵۳۹۱

سالاری:۲۶۵۱

رجبی:۲۰۴۲

منجذبی:۵۹۸

شایان ذکر است پس از اعلام نتایج نهایی انتخابات کاشمر از سوی طرفداران حاج آقای خباز مراسم تقدیر و تشکر از مردم کاشمر در محل حسینیه حسینی برگزار گردید خبرهای تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد. 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 14:17 توسط م آزاد |


آرای کاشمر تا ۱۵ دقیقه قبل

خباز : ۷۹۵۲        بلوکیان:۳۰۶۰

خیابان امام خمینی از محل چهار راه بهبودی  مسدود می باشد مقابل هر دو ستاد مملو از جمعیت است جمعیت مقابل ستاد خباز تعداد بیشتری  دارد  جمعیت در مقابل ستاد خباز ابراز شادمانی می کنند  این اخبار را دااشته باشید تا یک ساعت بعد .

در حال حاضر همه منتظر روشن شدن وضعیت نسبی کاشمر وبردسکن هستند اگر حدود یک سوم آرای این دو شهر اعلام شود می توان تا حدود زیادی مطمئن شد که برنده کیست؟

                  باقی بقایتان                                            الف دادمان

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 23:16 توسط م آزاد |


 گویا دیشب در خانه ای تعداد فراوانی شب نامه علیه آقای خباز کپی شده بود ستاد خباز از نیروهای امنیتی خواسته بود که با این ماجرا برخورد کند علاوه بر آن تعدادی از جوانان ستاد تا صبح بیدار بوده اند و در حالتی شبیه آماده باش به سر می برده اند و حتی در برخی مناطق گشت می زده اند تا در صورتی که کسی را مشاهده کنند که در حال پخش شب نامه است سریعا موضوع را به پلیس ۱۱۰ اعلام کنند

گویا تعداد ۴ دستگاه اتوبوس در صدد بوده اند افرادی را خارج از شهر به کاشمر منتقل کنند یک دستگاه از آن  اتوبوسها شناسایی شده است  باید توضیح دهم منیع این خبر موثق نیست   

آخرین اخبار شمارش آرا تا این لحظه

کاشمر: 

حاج احمد بلوکیان ۹۵۰رای             حاج محمد رضا خباز :حدود ۲۲۰۰ رای

صندوق سیار کاشمر:         ب: ۴۰                 خ:  ۱۰۴   

آرای بردسکن : 

ب:۱۳۰۰                       خ:۳۸۰۰

تذکر : تعداد آرا کاملا دقیق نیست اما نزدیک به واقعیت است    منبع اخبار :ستاد خباز

                 منظر خبرهای بعدی باشید                    باقی بقایتان                الف دادمان 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 22:38 توسط م آزاد |


دیشب دکتر ابراهیمی در محل ستاد محمد رضا خباز حاضر شد و قبل از سخنان او چند دقیقه ای سخنرانی کرد :  کجا بودی خباز ؟  این اصطلاحی بود که او در طول سخنان خود بارها وبارها تکرار کرد دکتر ابراهیمی در سخنان خود اعلام کرد که هر روز و هر ساعت این  ۴ سال برای فعالان سیاسی غمبار و اندهناک بوده است دکتر ابراهیمی افزود:«من دکتر ابراهیمی اعلام می کنم در حال حاضر تنها کسی که می تواند به  منطقه ترشیز خدمت کند محمد رضا خباز است »سخنان آقای دکتر با استقبال حضار مواجه بود جمعیت با شعار دکتر دوستت داریم از او تشکر کردند لازم به ذکر است دکتر ابراهیمی در چند ماهه گذشته انتقادات شدیدی را به خباز وارد کرده بود      

                           باقی بقایتان                   الف دادمان

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 10:36 توسط م آزاد |


امروز محمد رضا خباز در هیات ابوالفضلی کاشمر سخنرانی کرد خباز در سخنرانی خود اعلام کرد آنها که به من تهمت ضد ولایت فقیه بودن می زنند در حقیقت به شورای نگهبان اهانت کرده اند

وی در ادامه اعلام کرد مردم ،کارت ایرانسل ،چک تراول و رو غن نباتی و ..... که به آنها می دهید از شما دریافت کرده ولی به آنکس که خود دوست دارند رای خواهند داد

خباز به مردم اعلام کرد که از نظر او کار تمام شده است وی افزود با این حال باید آگاهانه در صحنه باشیم و تا اعلام نتیجه قطعی صحنه را خالی نکنیم .

حمایت روشنفکران از خباز:

دکتر جعفر پور دو روز قبل ،با حضور در ستاد محمد رضا خباز  به نفع وی از رقابتها کناره گرفت آقای دکتر ابراهیمی هم که در وبلاگ خود انتقادات تندی از شخص محمد رضا خباز داشته اند در همان وبلاگ اعلام کرده اند که از کاندیدای اصلاح طلبان در کاشمر حمایت می کنند

ستاد آقای بلوکیان در در آخرین اقدامات خود طی شب نامه ای این شایعه را مطرح کرده است که خباز اصالتا کاشمری نیست خباز در سخنان خود اعلام کرد که دستور داده کپی شناسنامه او در بین مردم پخش گردد تا این شایعه ی بی اساس خنثی گردد.  

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 18:39 توسط م آزاد |


دیروز در سخنرانی خباز در کوهسرخ، خانمی در میانه ی سخن برخاسته و قصد داشته با طرح سوالی جلسه را به هم بزند آقای خباز در پاسخ او اعلام کرده لهجه ی شما به مردم کوهسرخ شبیه نیست و شما کوهسرخی نیستید خیلی زود مشخص شده ایشان یکی از نزدیکان شخص آقای بلوکیان هستند.

نزدیک بودن ستادها به یکدیگر اوضاع خیابان امام را حساس نموده ، تلکس اندیشه معتقد است بهتر بود فرمانداری تدبیری می اندیشید و اجازه نمی داد که ستاد دو رقیب دیرینه اینقدر به هم نزدیک باشد

                                                      باقی بقایتان                         الف دادمان

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 21:7 توسط م آزاد |


به این متن توجه کنید:

«ثمره اعتماد شما به بلوکیان،کارخانجات آلومینیوم،فولاد و ذوب آهن و سیمان»!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

برداشت شما از این متن چیست .این متن شاید برای شما هم به صورت اس ام اس آمده باشد لابد در روزهای آینده باید منتظر چیزهای جدیدتری هم باشیم پرواضح است که ستاد آقای بلوکیان برای رسیدن به قدرت دست به هر کاری میزند اما این عمل بیشتر به دست وپا زدن هنگام مرگ شبیه است تا تلاش برای رسیدن به کرسی مجلس .ای کاش دوستان در طول چهار سال نمایندگی، خوب عمل می کردند تا لازم نباشد حالا برای رسیدن به قدرت به گفتن چنین دروغهای بزرگی دست بزنند اما به دوستان توصیه می کنم اگر شکست را احساس می کنید سعی کنید با آبرو وشخصیت شکست بخورید طوری شکست نخورید که هم قدرت را از دست بدهید و هم آبرو واعتبار خودتان را.

                                                        باقی بقایتان                 الف دادمان

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 20:2 توسط م آزاد |


۱)امشب جلوی ستادها طبق معمول شلوغ بود اوضاع حساس بود هر لحظه امکان داشت اتفاقی بیفتد اعضای ستاد خباز به سرعت هواداران محمدرضا خباز را از سطح پیاده رو به مقابل ستاد دعوت کرده  از آنها خواستند تا تلاش کنند تا آرامش هر چه بیشتر حکمفرما شود علاوه بر آن مسئولان ستاد در مقابل ستاد با کیسه گونی نوعی حائل ایجاد کردند تا خدای ناکرده اتفاقی نیفتد بر وبچه های وزارت اطلاعات در صحنه حاضر بودند اما حضور برادران نیروی انتظامی کمرنگ بود.ما امیدوار بودیم در پی مصوبات شورای تامین آرامش بیشتری در خیابان امام برقرار شود اما اینگونه نشد امیدواریم شورای محترم تامین تدبیر تازه ای بیندیشند. 

۲)ستاد آقای بلوکیان با یک دستگاه اتوبوس عده ای را به خیابان آورده بود این درحالیست که تردد اتوبوس در خیابان امام خمینی ممنوع است وانتظار می رفت که نیروی انتظامی از تردد اتوبوس موصوف جلوگیری کند.

۳)محمد رضا خباز دیروز به مشهد رفته بود تا در مشهد با  آندسته از کاشمریها که جهت عزاداری به مشهد رفته بودند دیدار کند

۴)دیروز ستاد آقای بلوکیان  خبرنامه ای را منتشر کرد که در آن اتهامات بی پایه ای را به خباز نسبت داده بودند به این آقایان اعلام می کنم ستاد خباز به زودی به این حرکت آقایان پاسخ خواهد داد و بمب خبری را در منطقه منفجر خواهد کرد. 

من داد می زنم پس هستم

دیروز عملکرد دو ستاد به گونه ای بود که انگار قصد داشتند یک جنگ صوتی به راه بیندازند تلکس اندیشه معتقد است که این شیوه کاملا اشتباه است آسایش وآرامش اهالی محل را سلب می کند و تاثیر پایداری هم ندارد امیدواریم همانطور که در دور قبلی انتخابات شوراها یکی از کاندیداها از چسباندن عکس خودداری کرد وفرهنگ جدیدی در منطقه به وجود آورد در این دوره هم ستاد خباز بدون به راه انداختن سرو صدای کاذب و با کشاندن تمام نیروها به داخل ستاد ،فرهنگ و نجابت خود را نشان دهند و اثبات کنند که در تبلیغات قصد به کارگیری تفکر مخاطب را دارند نه احساساتی کردن آنها را. 

۵)کی خسته است : دشمن ، این شعاری بود که در آخرین ساعات شب توسط اعضای ستاد بلوکیان مطرح می شود این شعار نشاندهنده حاکمیت فرهنگ پادگانی ونظامی برگردانندگان ستاد بلوکیان است              تا فردا خداحافظ           باقی بقایتان                     الف دادمان

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 23:25 توسط م آزاد |


شروع رسمی تبلیغات رفته رفته هیجان انتخابات را بیشتر می کند.قرار گرفتن ستادها در یک خیابان اگر چه کار مردم را برای تعیین سرنوشت شهرشان سهولت می بخشدولی مشکلاتی ازقبیل ترافیک ٬الودگی صوتی ٬شکایت رانندگان محترم تاکسی و....را نمی توان نادیده گرفت. جا دارد از فرماندار محترم پرسید:بهتر نبود درنحوه چینش ستادها وسواس ودقت بیشتری به خرج می دادید؟

درستادها چه خبر؟

۱ دیشب مهندس مزروعی با حضور در ستاد خبازبه نمایندگی از مردم بردسکن در حمایت از آقای خباز به ایراد سخنرانی پرداخت.

۲گویا جناب بلوکیان به جهت اثبات سخنوری خود هر شب قصد سخنرانی دارند.والبته از آنجا که در ابتدای راه هستند در طی این دو شب "گــــاف"هایی دادند.مثلا در شب اول٬ رحلت پیامبروشهادت امام حسن وامام رضارا به حضار در مجلس تسلیت وتهنیت عرض فرمودند.ویا دیشب در طی سخنرانی خود که بیش ازپانزده دقیقیه به طول انجامید و با حرکات موزون دست ایشان نیز همراه بودبه طورمتوسط در هر سطر از سخنرانی خود می فرمودندکه:ما طرفدار شبنامه و تهمت نامه نیستیم! مگر قبلا بوده اند؟

۳ مهندس غزنوی دیشب در محل ستاد بلوکیان به ایراد سخنرانی پرداخت .ابتدا شعار"زنده باد مخالف من"را سر داد .سپس زبان به شکوه از شورای شهر و شهرداری گشود.نهایتا بی پروا به انتقاد از خباز و طرفدارانش پرداخت.به نظر می رسد اگر انرژی خود را صرف دفاع از بلوکیان می کرد اثر بخش تربود!

آخرین خبر:گویا خانم حقانی ـرییس ستاد دور قبل بلوکیان ـدر کاشمر به سر می بردو روز قبل در "رزق آباد" به ایراد سخنرانی پرداخت!؟

                                                                                                           بهروز امیدوار

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 18:25 توسط م آزاد |


بیانیه تحليلي جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی در پاسخ به يك سئوال اساسي و مهم
چرا در انتخابات ناعادلانه مجلس هشتم شركت كنيم؟
نگذاريم اقتدارگرايان به آرزوهايشان برسند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 17:56 توسط م آزاد


 

۱_مجموعه اتفاقات دیشب در مقابل ستاد آقایان خـــباز و بلوکیان که خبرش را در پست قبلی خواندید و البته بسیاری از اتفاقات را ننوشته بودم، را متعلق به جوامع بدوی می دانم و از مسولان ستاد آقای خباز که این امکان برایشان فراهم است می خواهم اگر امکان دارد افراد مقابل ستاد را به داخل هدایت کنند تا هم به نوعی نظم اجتماع و زندگی عادی بسیاری از افراد جامعه مختل نشود و همچنین از بروز واکنش های عصبی و فحاشی ها طرف مقابل جلوگیری شود، چه خوب است آقایان دیگر ستادها من جمله ستاد آقای بلوکیان در عوض اینکه بلند گو به دست گیرند و شروع به فحاشی کنند به مناظره در یک مکان مشخص و زمان مشخص تن در دهند، به نظر من آقای غزنوی و بی تقصیر گزینه های خوبی برای مصاحبه و مناظره به شمار می روند، تا سیه روی شود هر که در او غش باشد...

۲_ اما از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است، دوستی در کامنتی در پست قبلی مطرح کرده بود که متن سخنان آقای غزنوی را آقای بی تقصیر همان سبزه مو فرفری معروف نوشته اما ببینیم ماجرا از کجا آب می خورد؛ پس از ماجرا رد صلاحیت شیخ طباطبایی و پیگیری آقای بلوکیان بر عدم تایید شدن ایشان و حمایت و پیگیری آقای خباز برای تایید صلاحیت شان بسیاری از طرفداران آقای طباطبایی به ستاد آقای خباز پیوسته و همچون خود شیخ مشغول به فعالیت شدند در این بین آقای بی تقصیر اقتدار گرا خود را در مسیری می بیند که نه راه پیشرفت دارد نه پسرفت، پس به رسم مالوف به خاطر داشتن افکار بنیاد گرایانه به ستاد  آقای بلوکیان پیوسته البته به این شرط که فعالیت هایش به صورت پنهانی در ستاد جنگ روانی که خودش طراحی و شکل داده باشد،بگذریم تشت رسوایی اینان دیری است که از بام افتاده...

پ ن: امروز ۸ مارس روز جهانی زن می باشد این روز را به تمام زنان آزاده و فرهیخته میهنم تبریک می گویم 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 17:32 توسط م آزاد |


بلوکیان، مرد عمل

فعالیت انتخاباتی نامزدهای مجلس هشتم دارد رفته رفته گرم تر می شود و تقریبا به اوج شور و حرارت خود رسیده است دیشب در مقابل ستاد آقای بلوکیان ابتدائا آقای غزنوی به ایراد سخن پرداخته و "از ژاپن اسلامی ای سخن گفت که طراح اصلی اش آن را به گورستان تاریخ سپرده وی در قسمت دیگر سخنان خود از هزاران نفری صحبت کرد که برای استخدام به شهرداری مراجعه کرده اند و دست خالی برگشته اند، وی در ادامه افزود شهرداری در امر برفروبی با اشکال مواجه بوده است و عملکرد ضعیفی داشته است و..." البته ما هر چه فکر کردیم ربط سخنان ایشان را به نامزدی آقای بلوکیان نفهمیدیم و طنز قضیه اینکه قدرت حاکم خود در مقام اپوزیسیون چنان زبان به انتقاد می گشاید که هیچ منتقدی را توان چنین نقدی نیست، در ادامه طرفداران آقای بلوکیان با سر دادن شعار هایی هم چون"بلوکیان تو سروری، پیرو خط رهبری، حی علی خیر العمل، بلوکیان مرد عمل" به ابراز احساسات پرداختند؛ در ستاد آقای خباز هم به علت مسافرت ایشان به مشهد آقای مهندس مزروعی به ایراد سخن پرداختند و هواداران هم با شعارهایی همچون" همشهری، همشهری حمایتت می کنیم" به ابراز احساسات پرداختند، در ادامه با حضور آقای بلوکیان در ستادش و سخنرانی اش مراسم ادامه یافت، اما نقطه اوج مراسم دیشب شعار زیر بود: آزادی اندیشه بی بلوکیان نمی شه!!!

راستی قسمت پیوندهای روزانه را از دست ندهید

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 8:3 توسط م آزاد |


ره صدساله

اعلام "مهندس" بودن آقای محمد رضا اسکندری باعث تعجب و حیرت بسیاری گشته و این سوال را پدید آورده که آیا کسی که مدرک تحصیلی خود را به دروغ مهندسی اعلام می کند قابل اطمینان است.شایان ذکر است محمد رضا اسکندری مدرک کارشناسی و فوق کارشناسی خود را در رشته مدیریت دولتی از مرکز آموزش مدیریت دولتی مشهد دریافت داشته است.

شور انتخابات

یکی از محسنات و ویژگی های شهر های کوچک این است که نتیجه انتخابات از روی رفتار و واکنش مردم قابل پیش بینی است به عنوان مثال تجمعات مقابل ستاد ها انتخاباتی اما بشنوید از واکنش عصبی فرماندار بردسکن گویا پس از ممانعت مردم آزاده بردسکن از نصب عکس نماینده حال حاضر شهرستان و نصب گسترده و سراسری عکس حاج آقای خباز فرمانداری طی یک عمل غیر قانونی دستور جمع آوری کلیه عکس ها و تراکت ها را صادر نموده تا خدا چه خواهد...

خبر فوری

دیشب جلسه مفصلی بین اعضای جبهه مشارکت و جمعی از دانشجویان و فرهیختگان کاشمری و حاج آقای خباز در محل دفتر جبهه مشارکت برگزار شده که خبرهای تکمیلی در این باره در پست های بعد ارایه خواهد شد

+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 16:59 توسط م آزاد |


جمعه ها تنها وقت مردن است به ساعت  برزخ ،

  آويزان از پاندول حجيمش

 در كش و قوس آمدنها و رفتن ها ،

  تنها به ادراك معلق زمين مي انديشم

  و اين كه هنوز برف ها هستند

 و بلبلان  كه گه گاه خوش مي خوانند  سرود بهار را .

واين كه چرا براي بعضي ها  بهار يك گل است  و  

براي بعضي يك باغ گل .

بر سر دل ها چه امده است

 كه اين لنگر گاه آرزوها اين قدر لنگ مي زند

براي بر آورده كردنشنان

بر سر روزها شايد چه آمده است

كه اين قدر كوتاهند و بي خاصيت 

 (شنبه چون جمعه ، پار چون پيرار)

خسته از اين پاندول  آويزان از خيال آسماني

كه شايد بالاي سرم است

 دفتر شعرم را مي بندم  ،

 گوش جان ز ناچاري  ميسپارم

به آيه هاي  استواري اين تعلق آويزان به خاك بي ادراك

حالا در زمستان ، بهار، تابستان يا پائيز .

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 16:34 توسط م آزاد


کاریکاتور :نیک آهنگ کوثر
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 18:49 توسط م آزاد |


افتتاح ستاد تبلیغاتی محمد رضا خباز امشب ساعت ۱۹

آدرس: کاشمر خیابان امام خمینی نرسیده به چهار راه بهبودی

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 18:30 توسط م آزاد |


۱ـ دیروز به مناسبتی از مشهد عازم گلبهار بودم تمام طول مسیر پر بود از مسافرینی که با پای پیاده و یکی دو نفری با اسب عازم زیارت امام رضا(ع) بودند در بین راه هم ایستگاه هایی هم جهت پذیرایی از مسافران تشنه لب خسته بر پا بود فارغ از اینکه چقدر این کار در شرایط امروز جامعه مایه وهن دین و امام رضا است و اینکه با این پیشرفت تکنولوژی و وسایل نقلیه سریع و آسان عقلانی به نظر می رسد یا نه، تمام طول مسیر مساله ای ذهن مرا با خود درگیر کرده بود و آن اینکه این تشرف با پای پیاده در پی تشویق و تحریک روحانیتی شکل گرفته بود که خود غایب بزرگ این صحنه بود، بماند...

۲ـ در آمدن فصول و ماه ها تذکر است برای ما، برای اندیشیدن که این تحول و تطور مادر طبیعت برای چه اتفاق می افتد، این ماه ها و مناسبت هایش چه پیامی برای ما دارند، محرم و صفر دیگری سپری شد بی آنکه در ذهن های منجمد ما وارثان خلف شیخ صفی الدین اردبیلی تغییری حاصل شود و ما شیعیان صفوی همچنان در خم تاریخ مانده بر سر و سینه خود زدیم تا امام شهید به واسطه اشک روان ما گناهان انباشته سالهای سال ما را ببخشاید و واسطه شفاعت در پیش گاه باری تعالی قرار گیرد، از معصوم نقل شده است که " یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد عبادت است " مشتریان بهشت! این کارـ  تفکر ـ بسی آسان تر از بر سر خود کوفتن است و به قطع یقین مطمئن تر، بیایید امتحانش کنیم

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 14:52 توسط م آزاد |


۱)فکر می کنم نمی توان به این زودی در مورد سرنوشت انتخابات در کاشمر سخن گفت هوز شرایط نامزدها بسیار مبهم است آقای اسکندری در چه وضعی قرار دارد آیا می توان از ناحیه ی ایشان احساس خطر کرد؟آیا آقای خباز خواهد توانست اقبال از دست رفته ی مردمی را دوباره به خود جلب کند ؟دکتر جعفر پور با دوستان قدیمی خود چه خواهد کرد؟شرایط آقای بلوکیان چگونه است او چقدر هزینه خواهد کرد؟وخیلی چیزهای دیگر باید روشن شود تا بتوان دست به یک پیش بینی زد.

۲)من از همفکران نشریه ی آوای کاشمر هستم یقینا با وجود انتقاداتی که به این نشریه دارم باز هم دوست دارم که آنها در کارشان موفق باشند و درست از همین زاویه است که آغاز به کار نشریه ی سرو را به فال نیک می گیرم امیدوارم نشریه ی سرو  یک رویه ی منطقی قانونی را در پیش بگیرد تا بتوان از رقابت بین این دو نشریه به دستاوردهای جدیدتری مثل هر چه با کیفیت تر شدن آنها نائل شد.

۳)اوضاع در غزه بسیار حاد است مقامات اسرائیل علنا اعلام کرده اند که قصد دارند کشتار شدیدی را در غزه به پا کنند حس میکم در کوتاه مدت نمی توان کار خاصی برای این مظلومان انجام داد مگر اینکه مردم کشورهای مختلف از سازمان ملل بخواهند که اسرائیل را آرام کند که این هم چندان محتمل نیست بر این باورم بزرگترین کمکی که می توان به فلسطینیها کرد اینست که آنها یاد بگیرند که باید یک رهبری واحد داشته باشند و انسجام خود را دائما افزایش دهند عجیب است که برخی  گروههای فلسطینی گاه با دشمن صهیونیست خود مذاکره می کنند اما حاضر نیستند با سایر گروههای هموطن وهمدرد خود همکاری کنند گاه که این شرایط را در فلسطین می بینم حس می کنم گروههای سیاسی فلسطین لیاقت کمکهای مالی سیاسی ایران را ندارند.

۴)دکتر ابراهیمی در وبلاگشان از قتل یک مادر توسط فرزندش در یکی از روستاهای کاشمر خبر داده اند امیدوارم این خبر صحت نداشته باشد اما اغلب خبرهای مشابه این خبر که در وبلاگ ایشان  منتشر می شود درست از کار در می آید چنین آسیبهای اجتماعی که در ایران وجود دارند نشاندهنده ی عمق فاجعه ای هستند که درجریان است مسئولان بدانند که اگر آنها  سر خود را از زیر برف بیرون نیاورند آتش فاجعه از زیر خاکستر به عریانترین لایه های اجتماعی کشیده خواهد شد. خدا آن روز را نیاورد. 

                                        باقی بقایتان                الف دادمان

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 22:7 توسط م آزاد |