تبليغاتX
تلکس اندیـــشه

 

یا وقتی اقتدارگرایان روزنامه نگار می شوند

جناح آقای بلوکیان که همیشه یکی از معارضان قدرت در خطه ترشیز به حساب می آمده و آلترناتیو نیروهای خط امامی به حساب می آمده، همیشه از ضعف رسانه محلی رنج می برده؛ محلی، نه ملی که رسانه ملی همیشه ملک طلق اقتدارگرایان بوده و هست

پوشاندن همین ضعف آقای بلوکیان را بر آن داشت که آقای ن را به ریاست اداره ارشاد بگمارد و از طریق وی مجوز نشریه ای را اخذ کند که همیشه در دستانش باشد، مجوز این نشریه در حالی شش ماهه توسط همسر معلم آقای ن اخذ شد که بسیاری از روزنامه نگاران و نویسندگان کاشمری چند سالی است در انتظار مجوز نشریه بسر می برند

نشریه سرو ترشیز که با رانت دولتی و استفاده غیر قانونی از امکانات دولتی و سردبیری حمید رضا بی تقصیر به زعم خودش نه چپ نه راست منتشر می شود بیشتر به این مجلات زرد می ماند که هر خبر و شایعه ای را بدون استناد و مدرک چاپ می نماید که البته و صد البته نقش غضنفرهای سیاسی را نباید نادیده گرفت؛

شماره قبل سرو ترشیز پر بود از سیل تبریکات به آقای بلوکیان در نشریه خودش، ازتبریک دکتر تقلبی "سید مجتبی علوی" گرفته-همان کسی که چند روزی با زد و بند روابط عمومی وزارتخانه بدون وزیر بود_ تا دبیر خانه مجمع تشخیص مصلحت نظام(با سفارش اگهی از جانب برادر تازه به عرصه رسیده باصطلاح دکتر علوی ) تا تبریک مهندس شریعت جعفری_ کارخانه روغن فرایند_ که گویا به ثمن بخس چاپ شده و کاشف به عمل آمده چند تا از این تبلیغات جعلی بوده و کار به تکذیب کشیده که به دلیل نفوذ اقتدارگرایان در ساخت قدرت متاسفانه در این شماره به آن پرداخته نشده است

این شماره هم پر است از مطالب جعلی که اولین آن مربوط است به خبر برگزیده شدن شهرداری کاشمر در خدمت رسانی به مردم از جانب استانداری، سرو  طبق اذعان سردبیر آن خبر جعلی و وارونه به نام مرادزاده به کام خباززاده را از کوتوله سیاسی شورا گرفته و در نشریه شان کار کرده اند، اصل خبر چنین بوده که شهردار بدون هیچ گونه جهت گیری نامه استانداری مبنی بر برگزیده بودن این دستگاه در اسفند 86 را به شورا ارسال می کند و غضنفر ما هم با قلب واقعیت و استفاده از ساده لوحی سرو نشینان نظر سنجی را مربوط به اسفند 85 دانسته و خبر دروغ را به سرو می برد، کما اینکه این فرد قبلا هم خبر دروغ استعفا رییس شورا را برده و دم از اختلاف معتمدین شورا زده بود، البته این که غضنفر مورد نظر دست به هر کاری می زند که او را همه کاره شورا بدانند و برای چند تا رای دست به هر حرکت عوام فریبانه _پوپولیستی_ می زند؛ نافی عملکرد سردبیر فرهنگی، فرهیخته،روشنفکر و آوانگارد سرو نمی شود که هر خبر دروغ و بی اساسی را چاپ کند

نشریه سرو و خبرنگارانش هم  که اینقدر افسوس آقای شهردار سابق  را می خورند بد نیست سری به  پرونده  های تغییر کاربری دوران شهرداری وی هم بزنند و علت مسکوت ماندن ان پرونده و عدم رسیدگی به ان را باطلاع شهروندان برسانند.

نکته اعجاب آور دیگر این شماره نشریه آقای بلوکیان معرفی آقایی تربتی در ستون نخبگان ترشیز بود که ذکر چند تا نکته خالی از لطف نیست: اگر بنا باشد از این حجة الاسلام ها و ثقة الاسلام ها به عنوان نخبه معرفی شوند، خود کاشمری ها از این ثقة الاسلام ها چه مرده چه زنده کم ندارند

دیگر اینکه اگر از تریتی ها بنا باشد سوال کنیم این آقا جندمین نخبه دیارش خواهد شد ؟!       دیگر آنکه وقتی ذکر از نخبه می شود از تالیفات و مقالات وکتبش سخن به می آید نه اینکه در هر شهری که بوده چند تا بچه به دنیا آورده و حالا کدام بچه کارمند است و کدام طلبه و ...

دیگر آنکه خواندن جامع المقدمات و سیوطی و لمعتین هیچ طلبه ای را نخبه نمی کند که اگر این گونه باشد شیخ حسین ... هم از مفاخر و نخبگان به حساب خواهد آمد

باز هم بگویم ...

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 20:59 توسط م آزاد |


باز نشر مطالب از خبرنامه امیر کبیر فقط به دلیل فیلتر ینگ بی حد وحصر و شکست  دادن آن صورت می گیرد

دو دانشجو دانشگاه های سیستان و بلوچستان و دانشگاه آزاد لاهیجان خودکشی کردند. دختر دانشجو دانشگاه آزاد لاهیجان خود را از محل اتاق حراست دانشگاه در طبقه چهارم به پایین انداخته و جان سپرد و یکی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز بر اثر فشارهای حراست دانشگاه با خوردن قرص خودکشی کرده است.

 دختر دانشجوی دانشگاه لاهیجان پیش از این نیز چندین بار به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده بود و سرانجام پس از اینکه هفته گذشته مجددا به حراست احضار شد، خودکشی کرد. روزنامه اعتماد در این زمینه نوشت: “این دانشجوی دختر که به دلیل نامشخصی به اتاق حراست دانشکده فنی این دانشگاه مراجعه کرده بود، بعد از دقایقی خود را از پنجره اتاق - واقع در طبقه چهارم- به پایین انداخت و به زندگی خود پایان داد. با این حال هنوز از دلیل احضار -یا مراجعه- دختر دانشجو به حراست خبر موثقی در دست نیست.”

 یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد لاهیجان گفت: “ما هم اطلاعی از دلیل حضور دوست مان در حراست نداریم، فقط طبق اطلاعات ما ایشان امروز در سر جلسه امتحان هم حاضر نشده بود.”

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر، یک دانشجوی دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز با خوردن قرص خودکشی کرده است. این دانشجو دانشگاه سیستان و بلوچستان بارها به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده و از طرف حراست دانشگاه تحت فشار بود. این دومین مورد خودکشی طی یک و ماه نیم گذشته در دانشگاه سیستان می باشد. پیش از این نیز در اواخر اردیبهشت ماه، یکی از دانشجویان دختر این دانشگاه با خوردن جوهر نمک خودکشی کرده بود.

 یکی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان در این زمینه به خبرنامه امیرکبیر گفت: “مسئولین دانشگاه در برابر این خودکشی ها پاسخگو نیستند، در حالی که با استفاده از کمیته های انضباطی در دانشگاه سیستان جو خفقان ایجاد و دانشگاه را پادگان تبدیل کرده اند.”

 احمد ناصری معاون دانشجوئی و فرهنگی دانشگاه سیستان و بلوچستان به جای پاسخگویی به مشکلات دانشجویان و خودکشی های اخیر در این دانشگاه گفته است: “ما همه معتقد به اصلاح اموریم. چه کسی است که ادعا کند که همه چیز در بهترین وضع ممکن است؟ تا امام زمان (عج) قدم بر چشم ما نگذارد، هیچ چیز در بهترین وضع ممکن قرار نخواهد گرفت.”

 این خودکشی ها در دانشگاه های مختلف کشور حالی انجام می شود که مسئولین وزارت علوم پاسخگوی مشکلات دانشجویان و فشارهای وارده بر دانشجویان از طرف کمیته های انضباطی و حراست دانشگاه ها نمی باشند. چندی پیش مشاور وزیر علوم در مصاحبه با خبرگزاری های دولتی با اذعان به خودکشی های دانشجویان، “خودکشی” را دومین علت اصلی مرگ در بین دانشجویان ایرانی برشمرده بود. طبق گفته رئیس حراست ‏کل وزارت علوم از هر ۲۸ مورد خودکشی دانشجویی در ایران، ۷ مورد مربوط به پسران و ۲۱ مورد دیگر مربوط به ‏دختران است. بر اساس آمار اعلام شده از سوی نهادهای دولتی، سالانه ۴۲۰۰ ‏دانشجوی ایرانی خودکشی می کنند که بخشی از آنها به مرگ دانشجو منتهی می شود.

 پیش از این نیز در روز چهارشنبه ۲۸ فروردین ماه یک دانشجوی دکتری شیمی معدنی دانشگاه شهید بهشتی با خوردن سیانور خودکشی کرد. چهار روز بعد از آن و در اول اردیبهشت ماه یک دانشجوی مرکز تربیت معلم همدان در محوطه دانشگاه با سلاح گرم خودکشی کرد.

 چندی پیش یک دانشجوی اصفهانی نیز در شهرکرد خودکشی کرد. فریناز ۲۱ ساله که دانشجوی ‏پزشکی بود، دو روز قبل از خودکشی به ‏خاطر حجاب از سوی ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شده بوده و پس از آزادی دست به خودکشی ‏زد.

 در سال جاری، در دامغان نیز یک دانشجوی دختر در محل خوابگاه و با استفاده از پارچه، خود را از در حمام خوابگاه حلق‌آویز کرد. این دختر، ۲۱ ‏ساله، اهل و ساکن کرج و دانشجوی “میکروبیولوژی” دامغان بود.

 در تهران نیز یک دانشجوی کارشناسی ارشد صنایع غذایی خود را از بالای ساختمان خوابگاه ‏شش طبقه به طرف پایین پرت کرد و در دم جان باخت‎. این دانشجو که در خوابگاه شماره ۱۱ دانشگاه علوم پزشکی ‏شهید‎ ‎بهشتی تهران واقع در خیابان یوسف آباد حضور داشت با پرتاب خود از بلندی به زندگی اش خاتمه داد.

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 9:45 توسط م آزاد |


 

من این مطلب را از وبلاگ ریرا برداشتم به چند دلیل یکی آنکه خوانندگان این وبلاگ اطلاع جامعی از شرح ماجرا داشته باشند دوم اینکه با بازنشر خبر در وبلاگ های گوناگون توطئه کثیف فیلتر ینگ را بی اثر کنیم پس اگر مطلب ممکن است برای بعضی از خواننگان وبلاگ تکراری باشد عذر خواهی می کنم

حدود دو هفته پيش دکتر حسن مددي ، معاون دانشجويي و از اعضاي اصلي کميته انضباطي دانشگاه زنجان، طي نامه اي که به خوابگاه کوثر (از خوابگاه هاي داخل شهر دانشگاه زنجان) مي فرستد ، بدون ذکر هيچ دليلي از خانم "الف" درخواست مي کند به وي مراجعه کند . مسوولين خوابگاه با توجه به غير معمول بودن اين درخواست به دانشجوي مذکور اظهار مي دارند احتمالا جهت انتقال وي به خوابگاه داخل دانشگاه ، احضار شده است.

فرداي آن روز "الف" به دفتر معاونت دانشجويي مراجعه مي کند . دکتر مددي ابتدا بحث را با مشکلات آموزشي اين دانشجو آغاز مي کند ولي در ادامه وارد مسايل اخلاقي و روابط خصوصي او می شود  و براي اين که موارد مورد ادعای خود را با خانواده "الف" در ميان بگذارد ، شماره تلفن پدرش و خودش را درخواست مي کند.

از فرداي آن روز دکتر مددي هر روز با تلفن هاي پياپي ، آسايش را از اين دختر سلب کرده و هر بار به بهانه اي از وي مي خواهد به دفترش مراجعه کند و در اين ديدارها روابط "الف" با دانشجويان پسر دانشگاه و مسايل اخلاقي ديگر را مطرح کرده و او را مورد مؤاخذه قرار مي دهد.

در روز چهاردهم خرداد ماه ، دکتر مددي به خوابگاه کوثر مراجعه کرده و پس از حدود نيم ساعت صحبت با مسوول خوابگاه در حاليکه اکثر اتاق هاي خوابگاه خالي بوده و دانشجويان به علت تعطيلات به شهرستان رفته بودند ، درخواست ديدار با "الف" را می کند.

 دکتر مددي در مدت دو ساعتي که در اتاق با "الف" تنها بوده به بهانه آموزش اين دختر شيطان (!) شيوه برقراري رابطه جنسي را براي وي توضيح مي دهد به طوريکه "الف" از شدت شرم و عصبانيت به گريه مي افتد و از او مي خواهد اتاق را ترک کند . در اين هنگام دکتر مددي "الف" را تحت فشار قرار داده و از وي مي خواهد تعهد دهد که ديگر اعمالش را تکرار نخواهد کرد . طبق اظهارات "الف" او تا به حال در دانشگاه هيچ گونه مشکل اخلاقي نداشته است و حتي نوع پوشش او طوري نبوده است که جلب توجه کند يا با تذکر روبرو شود (2). اما با وجود اظهارات کذب دکتر مددي ، از آنجا که تهديد به اخراج و در جريان قرار گرفتن خانواده اش شده بود ، حاضر به امضاي تعهد کتبي نسبت به عدم تکرار اعمال گذشته اش مي شود. اما استاد اين تعهد را کافي ندانسته و اظهار مي دارد "الف" تا پايان تعصيلات فرصت دارد براي حل مشکلاتش ، پيشنهاد مشخص و راضی کننده اي را ارائه دهد .

در هنگام خروج از اتاق آقاي مددي دستش را به طرف دختر دراز مي کند و از وي مي خواهد با او دست بدهد و نیزدستش را پشت او قرار مي دهد.

روز شنبه 25 خرداد 87 ساعت 2 بعد از ظهر در اتاقي که جلسه هاي کميته انضباطي در آن برگزار مي شد، "الف" با پيشنهاد برقراري رابطه جنسي روبرو شده و از وي خواسته مي شود براي مشروعيت بخشيدن به اين رابطه به صيغه محرميت 7 ماهه تن دهد. دکتر مددي با نشان دادن برگه هايي ادعا مي کند در مرحله آخر صدور حکم کميته انضباطي تنها امضاي وي و دکتر نداف – رياست دانشگاه - معتبر است و اگر "الف" به خواسته وي تن ندهد مي تواند او را در کميته انضباطي محکوم کند . در ادامه استاد مددي با ادعاي اين که منزل وي مکان مناسبي براي برقراري رابطه جنسي نیست، از "الف" مي خواهد بعد از ساعت اداري به همان اتاق بيايد .

"الف" پس از خروج از اتاق دوستانش را در جريان قرار داده و از آن ها مي خواهد برای کمک به وي بعد از ساعت اداري در ساختمان حضور داشته باشند.

در موعد مقرر آقاي مددي پس از قفل کردن در و کشيدن پرده ها ، اقدام به در آوردن مقنعه و مانتوي "الف" مي کند که در اين هنگام دوستان "الف" با شکستن در وارد اتاق شده و ضمن برخورد با آقاي مددي به فيلمبرداري مي پردازند تا مدارکي براي محکوم کردن وي در دست داشته باشند. ضمن اين که پيش از اين نيز زمزمه هايي تایید نشده مبني بر فساد اخلاقي اين عضو عاليرتبه کميته انضباطي به گوش مي رسيد. فرشي که در اتاق پهن بود، ظن دانشجويان را مبني بر انجام چند باره اين قبيل اقدامات به يقين تبديل کرد. در حالي که خود اين فرد سال گذشته و امسال تعداد زيادي از دختران را به کميته انضباطي يا دفتر خود احضار و آنها را به دليل رعايت نکردن موازين شرعي مؤاخذه کرده بود.

لینک فیلم تجاوز دکتر مددی به دختر دانشجو

اخبار تجمع را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 9:30 توسط م آزاد |


 

از آنجا که خبرنامه برای بسیاری از همشهریان عزیز فیلتر می باشد متن کامل خبر را در وبلاگ منتشر می کنم

خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه زنجان نقشه معاونت دانشجویی این دانشگاه برای تجاوز به یکی از دختران دانشجو را فاش ساختند. دکتر حسن مددی که از اساتید گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان و معاون دانشجویی دانشگاه زنجان می باشد قصد داشت با تهدید یکی از دانشجویان دختر وی را مجبور به ارتباط جنسی نماید.

پس از آنکه یکی از دانشجویان دختر دانشگاه زنجان به کمیته انضباطی احضار شده بود، دکتر مددی این دختر دانشجو را تحت فشار قرار داده بود تا به خواسته های بی شرمانه وی تن دهد. مددی تنها راه این دختر دانشجو برای جلوگیری از اخراج شدن از دانشگاه را پذیرش خواسته های شوم وی دانسته بود. پس از ادامه تهدیدهای معاونت دانشجویی، دانشجویان دانشگاه تصمیم گرفتند نقشه شوم دکتر مددی را فاش سازند.

ساعت هفت بعد از ظهر روز گذشته این دانشجوی دختر در حالیکه یک ضبط صوت نیز با خود به همراه داشت، با معاون دانشجویی در دفتر وی قرار گذاشت و هنگامیکه معاون دانشگاه برای انجام این عمل ننگ آور در حال درآوردن پیراهنش بود دانشجویان به دفتر وی یورش برده و ضمن جلوگیری از این عمل شرم آور از این اقدام فیلمبردای نمودند و پس از آن اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی نمودند.

 به دنبال افشای این مساله و تهدیدات معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، بیش از ۳۰۰۰ نفر از دانشجویان شب گذشته تجمع کرده و خواستار استعفای دکتر مددی معاونت دانشجویی، و دکتر نداف، رئیس دانشگاه زنجان شدند. در این تجمع که تا پاسی از شب نیز ادادمه داشت دانشجویان دختر و پسر دانشگاه زنجان به محض حاضر شدن ریاست دانشگاه در جمع دانشجویان یکصدا استعفای کادر ریاست دانشگاه را خواستار شدند. عده ای زیادی از دانشجویان دانشگاه زنجان شب را در سالن ورزش دانشگاه سپری کردند تا صبح با اضافه شدن باقی دانشجویان به جمع متحصنین، تحصن تا رسیدن به خواسته های دانشجویان که توسط شورای متحصنین اعلام خواهد شد ادامه پیدا کند. ضمناً امتحانات یکشنبه و دوشنبه دانشگاه زنجان لغو شد.

 

نکته قابل توجه این است که دکتر مددی کسی است که چند روز پیش به عنوان دبیر هیات نظارت دانشگاه، حکم انحلال انجمن اسلامی دانشگاه زنجان را امضا کرد. یکی از دانشجویان زنجان در همین زمینه به خبرنامه امیرکبیر گفت: “مددی در حالی که هنوز جوهر امضا حکم انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان خشک نشده به خیال این که در دانشگاه هیچ صدای معترض و مخالفی باقی نمانده، قصد داشت یک دختر بی پناه را مورد اذیت و آزار قرار دهد.” مددی پیش از این نیز از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۶ ریاست دانشکده ادبیات دانشگاه زنجان را بر عهده داشته است.

 

لازم به ذکر است این هتک حرمت در دانشگاه زنجان در حالی اتفاق می افتد که مشابه همین اتفاق در اردیبهشت ماه در دانشگاه سهند اتفاق افتاد و نسبت به دانشجویان دختر دانشگاه سهند، توسط مسئولین حراست هتک حرمت هایی انجام گرفت. سال گذشته نیز تجاوز مسئول حراست دانشگاه کرمانشاه نسبت به یک دختر دانشجو اعتراضات دانشجویان این دانشگاه و تشکل های دانشجویی را در پی داشت.

 

همچنین اخبار رسیده از همدان از وضعیت وخیم چند تن از افراد مسموم شده حکایت دارد.

 

در پی این حوادث دفتر تحکیم وحدت با صدور اطلاعیه ضمن برشمردن حوادث مشابه در دانشگاههای کشور اعلام نمود: «از آنجائیکه وزیر علوم با تکیه بر پاسخگو بودن نسبت به اعمال مسئولین دانشگاهها اقدام به انتصابی نمودن روئسای دانشگاهها و معاونین آنها کرده است، بر این اساس اکنون باید پاسخگوی این اعمال ننگین باشد که تنها در دولت نهم شاهد آن هستیم و باید ضمن معذرت خواهی از جامعه دانشگاهی هر چه سریعتر استعفا دهد.» بیانیه روابط عممومی تحکیم را در ادامه بخوانید.

اطلاعیه روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 12:58 توسط م آزاد |


تنور سرد انتخابات

اخبار نگران کنندهای از رد صلاحیت کاندیداهای مستقل و اصلاح طلب توسط هیات های اجرایی دولت عدالت گستر به گوش می رسد به گونه ای که انتخابات را به یک نمایش خیمه شب بازی تبدیل کرده و نتایج از پیش تعیین شده به نظر می رسد، نتایج رد صلاحیت های توسط هیات های اجرایی برای عده ای چنان شوکه آور بوده که می خواهند دست به دامان شورای نگهبان شوند و صلاحیت خود را توسط آنان تایید کنند اما این نکته را از یاد برده اند که این جریان خود منصوب شورای نگهبان است

با ادامه وضعیت موجود تنها گزینه به نظر می رسد تحریم انتخابات توسط آحاد ملت و هم زمان حضور ناظران خارجی در ایران باشد به گونه ای که دولت با پروپاگاندای تبلیغاتی اش نتواند تحریم مردم را سانسور و بایکوت نماید

ذکر این نکته ضروری است که نوک تیز تحریم، مشروعیت دولت را نشانه گرفته است نه نظام جمهوری اسلامی را  

تمام سایت های یک نامزد

در بحبوبه قطع گاز شخصی در کامنتی که گذاشته بود متذکر شده یود" شخصیت آقای انیایی آنچنان گرفتار رتق و فتق امور هستند که زمانی برای گذاشتن کامنت در این وبلاگ و در آن ندارند و این کامنت به منظور تخریب شخصیت ایشان گذاشته شده است" ( نقل به مضمون)

حال ببینیم قضیه چه بود؛ پس از عملیات عقب نشینی قسمتی از خیابان امام یکی از وبلاگ های حامی آقای انبیایی این عقب نشینی را سیاسی خواند و از مجریان این طرح نیز خواست در سیاست نیز عقب نشینی کنند و عرصه را به این شخصیت جامع الاطراف واگذار نماید. عین همین مطلب نیز در قسمت کامنت های وبلاگ ما با نام انبیایی درج شده بود.

 آشنایی ابتدایی با اینترنت همان گونه که آقای محمد رضا انبیایی در اولین پست وبلاگ جریان سوم ذکر کرده اند انسان را وادار می سازد با احتیاط  بیشتری قدم بردارد؛ آقای انبیایی خود به حرفی که زدید عمل نکردید و با همان IP که وبلاگ خودت را به روز کردی، پایگاه اطلاع رسانی هواداران را آپدیت کردی و با همان IP که وبلاگ جریان سوم را به روز کردی به نام سید، یه رهگذر، بسیجی، انبیایی و... کامنت گذاشتی

تمام اینها گوشه ای از اقدامات سی میلیونی آقای انبیایی است که حاضر است سرش معامله کند و مردم این سامان را از  دایره الامعارف وجودش محروم

شرط اول ساختن ایرانی آباد و آزاد نه وزارت گردشگری است نه کنار آمدن با شیطان بزرگ! و نه تغییر کتب درسی بلکه اندکی صداقت است....  

+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 14:1 توسط م آزاد |


در حالي كه وزيركشور اعلام كرده است كه ما در انتخاب هيأت اجرائي ها از هواداران كانديداها و يك گرايش خاص استفاده نخواهيم كرد ، ولي در شهر ما دست پخت آقاي فرماندار و مشاور جديدش آقاي علرضا نبوي آنقدر شور شده است كه نگو و نپرس .
اساساً معتمديني كه توسط فرمانداري براي تشكيل هيأت اجرائي معرفي مي شوند بايد كساني باشند كه مردم و نامزدهاي انتخاباتي به تقوا و بي طرفي آنها اعتماد داشته باشند چون مي خواهند صيانت از آراء خود را به آنان بسپارند . حال چطور ممكن است به كساني كه كه وابستگي شديد به طرفداري از آقاي بلوكيان دارند بتوان اعتماد كرد كه در آراء مردم به نفع آقاي بلوكيان دست
كاري نخواهند كرد ؟
البته گويا براي خالي نبودن عريضه اسم دو سه نفر مثل حاج آقاي عربي ، حاج آقاي عاصمي و حاج آقاي فاطمي را در بين سی نفر آورده اند ولي آنها هم پس از اطلاع از ساير دعوت شدگان ، چون حضورشان را بي اثر مي ديده اند در جلسه شركت نكرده اند چون مي دانسته اند كه اگر هم شركت كنند هيچ تغييري در اين تركيب بوجود نمي آيد .
يك طرفه بودن تركيب افراد دعوت شده به جلسه به حدي بوده است كه رئيس شوراي شهر كه محبوبيتي مثال زدني دارد و در انتخابات شوراي شهر نزديك به پانزده هزار رأي داشته است ذخيره دوم شده است . به هر حال دست پخت آقايان بدين شرح است :

۱- آقاي ابراهيم نيا : ( رئيس آموزش و پرورش ) كه يك هفته قبل در جلسه انتخاباتي منزل باقري به اتفاق آقاي بلوكيان شركت و افاضاتي هم ايراد نموده و قبلاً هم مسئول ستاد انتخاباتي آقاي بلوكيان بوده است .
۲- سعيد هوشمند : كه همه مردم ديده اند در داخل شهر با بلندگو براي آقاي بلوكيان تبليغ مي كرده است .
۳- جلال شهابي : كه از هواداران و تبليغات كنندگان اصلي براي آقاي بلوكيان است .
۴- محمد عارفیان: كه از فعالين اصلي ستاد انتخاباتي آقاي بلوكيان است.
۵- شاه قاسمي : كه همواره براي آقاي بلوكيان تبليغ كرده و مي كند .
۶- دكتر ناصري : معلمي كه توسط آقاي بلوكيان به عنوان رئيس بيمارستان منصوب شده است .
۷- حجت الاسلام سالاري : كه ايشان هم از هواداران آقاي بلوكيان است .
۸- آقاي جلالي : كه كانديدا شوراي شهر بود و رأي نياورد و از هواداران آقاي بلوكيان است .
۹- آقاي سلطانپور : ( عضو انتصابي ) كه ايشان عضو ستاد انتخاباتي و از هواداران و تبليغات كنندگان اصلي براي آقاي بلوكيان است .
البته براي توجيه كارشان بعيد نيست كه بگويند ما مثل فرمانداران قبلي عمل كرده ايم ولي خودشان مي دانند كه قبلاً همين آقاي نبوي عضو هيأت نظارت بود كه بايد اول معرفي شدگان را تأييد مي كرده ولي حالا چون همه كاره خودشان و يكدست هستند دستپخت شان اين همه شور شده است .
سال به سال دریغ از پارسال

پ ن: آقای فیض عارفی حضور خود را تکذیب نمودند از بابت اشتباه پیش آمده از ایشان عذر می خواهم

اما جا دارد از ایشان بخواهم از خط و نشان کشیدن دست بردارند و ما را تهدید نکنند زیرا که باعث ترس شدید ما می شود و خواب را از ما می رباید

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 22:30 توسط م آزاد |


سلام

از آنجا که بسیاری از سایت های خبری آزاد و منتقد ـ بخوانید سایت های مبتذل و مستهجن ـ  به تیغ فیلتر گرفتار شده اند و از آنجا که دسترسی بسیار از عزیزان به این سایت ها محدود گشته خبر های تجمع دیروز دانشگاه تهران را عینا به نقل از خبر نامه امیر کبیر می آورم.

عکس های تجمع را هم در قسمت پیوندهای روزانه مشاهده کنید

خبرنامه امیرکبیر: تجمع بزرگ دانشجویان، دانشگاه آخرین سنگر آزادی، به دعوت دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه تهران آغاز شد. گزارش ها رسیده حکایت از آن دارد جمعیتی بالغ بر ۲۰۰۰ نفر در لحظات ابتدایی این تجمع و تریبون آزاد در آن حضور یافته اند و رفته رفته به تعداد دانشجویان تجمع کننده نیز افزوده می شود.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر از ساعات ابتدایی صبح امروز جمعی از نیروهای انتظامات و حراست دانشگاه های امیرکبیر، علامه و… جهت ممانعت از ورود دانشجویانی که از دیگر دانشگاه ها قصد ورود به دانشگاه تهران را داشتند، به این دانشگاه اعزام شده بودند و مقابل کلیه درب ها حضور داشتند.گزارش های رسیده همچنین حکایت از آن دارد نیروهای حراست دانشگاه ها لیستی از دانشجویان فعال دانشگاه خود در دست داشتند تا دانشجویانی که امروز در این تجمع شرکت کرده اند را شناسایی کنند. نیروهای امنیتی و انتظامی به همراه گارد ویژه از ساعت ۸ صبح امروز در اطراف دانشگاه تهران حضوری چشمگیر داشتند و هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شد.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر هم اکنون نیروهای امنیتی و انتظامی در خیابان های اطراف دانشگاه تهران، از یک سو تا میدان انقلاب و از سوی دیگر تا تقاطع وصال حضور دارند. از ساعت ۱۱ نیز مقابل سردر اصلی دانشگاه تهران به وسیله چندین اتوبوس پوشانده شده است. حضور گسترده نیروهای انتظامی و ایجاد جو امنیتی در اطراف دانشگاه موجب ترافیک شدید در خیابان های حول دانشگاه تهران شده است.

 دانشجویان ابتدا با تجمع در صحن دانشکده حقوق و خواندن سرود «یار دبستانی» به سمت سر در دانشکده فنی، محل برگزاری تجمع، حرکت کردند. تجمع کنندگان در حالی که تصاویر دانشجویان در بند را در دست داشتند شعار «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و… سر می دادند.

 با حضور دانشجویان مقابل دانشکده فنی، دانشجویان کرد دانشگاه های تهران در حالی که تصاویر دانشجویان زندانی کرد را در دست داشتند به جمعیت حاضر مقابل دانشکده فنی پیوسته که مورد استقبال  تجمع کنندگان قرار گرفتند. دانشجویان پلاکاردهایی با مضمون «تا که زندان هست، ما همه در بندیم»، «خواهان آزادی فعالان دانشجویی چپ هستیم»، «سلام بر سه آذر اهورایی، قصابان، توکلی، منصوری»، «می شونید؟! این صدای آزادی است»، «حقوق زن=حقوق بشر»، «دانشگاه زیر چکمه بنیادگرایان»، «سهم ما از مهرورزی، زندان، شکنجه و محرومیت از تحصیل»، «بشیریه را باز گردانید»، «تحصیل سهم من نیست، حق من است»، «حق تعیین سرنوشت اساس کرامت ملت ها»، «نابود باد دشمنی علیه مبارزات حق طلبانه ملت کرد» و… در دست داشتند. تجمع کنندگان همچنین تصاویر دانشجویان در بند، یاسر گلی، هانا عبدی، روناک صفارزاده، هدایت غزالی، صباح نصیری، علی عزیزی، علی نیکونسبتی، احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری را در دست داشتند. تصاویر مهندس مهدی بازرگان، محمد مصدق، عمادالدین باقی و… را در دست برخی از دانشجویان بود.

 دانشجویان سپس در حالی که شعار می دادند «دانشجو دانشجو اتحاد اتحاد» به راهپیمایی در صحن دانشگاه تهران اقدام کردند و به سمت درب ۱۶ آذر حرکت کردند. جمع کثیری از دانشجویان که قصد داشتند در این تجمع شرکت کنند پشت درب ۱۶ آذر مانده بودند.

 دانشجویان با سر دادن شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد» اقدام به شکستن درب ۱۶ آذر کردند و دانشجویانی که پشت در بودند توانستند وارد دانشگاه تهران شوند. دانشجویان سپس به سمت درب خیابان قدس حرکت کردند و فشار جمعیت در دو سوی در باعث شکستن درب خیابان قدس نیز شد.

 جمعیت حاضر در این تجمع بار دیگر به مقابل سردر دانشکده فنی حرکت کردند و تریبون آزاد «دانشگاه، آخرین سنگر آزادی» با حضور جمع کثیری از دانشجویان آغاز شد. تریبون آزادی که به همت و دعوت اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان، دفتر تحکیم وحدت، برگزار شد

لینک خبر:http://www.autnews.info/archives/1386,09,0006437

اخبار تریبون آزاد را در ادامه مطلب بخوانید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 8:16 توسط م آزاد |


تقدیم به دانشجویان دربند دانشگاه پلی تکنیک

رییس جمهور از برخی شهرهای میهن بازدید کرد

و هنگام دیدار از محله ما فرمود:"

شکایت هایتان را صادقانه و آشکار باز گویید

و از هیچ کس نترسید !

که زمانه هراس گذشته است."

دوست من _ حسن _ گفت:"

عالی جناب

گندم وشیر چه شد؟

تامین مسکن چه شد ؟

شغل فراوان چه شد؟

چه شد آنکه داروی بینوایان به رایگان می بخشد؟

عالی جناب!

از این همه

هرگز،هیچ ندیدم."

رییس گفت:"

خدا مرا بسوزاند!

آیا همه این ها در سرزمین من بوده است؟!

فرزندم!

سپاسگزارم

که مرا صادقانه آگاه کردی

به زودی نتیجه نیکو خواهی دید."

سالی گذشت

دوباره رییس را دیدم؛

فرمود:

" شکایت هایتان را صادقانه و آشکار باز گویید

و از هیچ کس نترسید !

که زمانه هراس گذشته است."

هیچ کس شکایتی نکرد

من برخاستم وفریاد زدم:

" گندم وشیر چه شد؟

تامین مسکن چه شد ؟

شغل فراوان چه شد؟

چه شد آنکه داروی بینوایان به رایگان می بخشد؟

و با عرض پوزش عالی جناب!

دوست من حسن

چه شد؟"

شعر احمد مطر مبارز عراقی ترجمه شده توسط عبدالرضا رضایی نیا

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 18:6 توسط م آزاد |


واذا جاء فاسق بنبا فتبینوا

"وهر گاه فاسقی خبری آورد آنرا تبیین کنید"

آقای بی تقصیر تشت رسوایی شما دیر زمانی است که از بام افتاده، این همه مظلوم نمایی برای چیست؛

 سیاستمدار ما در بد وضعیتی گیر افتاده از یک طرف ژست روشنفکری و تحمل مخالف و نقد پذیری از طرف دیگر حذف  منتقد مقابل و رقیب سیاسی اش

امام علی در جایی فرموده اند که:" ببین چه حرفی زده می شود نه اینکه چه کسی می گوید"

آقای بی تقصیر خوانندگان وبلاگت  چه گناهی کرده اند قسم حضرت عباس را باور کنند یا دم خروس را و به قول حضرت حافظ "هر چه هست از قامت ناساز ماست"

در پایان آقای بی تقصیر از شما می خواهم مانیفستی برای خود تعیین کنی و آنرا نصب العین کنی چون انسان است و محل نسیان ....

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 14:0 توسط م آزاد |


نماینده‌گان محترم مجلس شورای اسلامی

با توجه به گذشت بیش از یک سوم از فعالیت دولت نهم و با توجه به سوگندی که در صیانت از حقوق مردم و حفظ منافع ملی خورده‌اید و وظیفه‌ای که در این باره به عهده گرفته‌اید٬ خواهان‌ایم مطابق قانون اساسی٬ پرسش‌های زیر را مصرانه٬ پگیرانه و به طور علنی با ریاست دولت نهم٬ آقای احمدی‌نژاد٬ مطرح نموده از ایشان پاسخ‌های صریح٬ دقیق٬ مستند و به دور از فرافکنی بخواهید:

۱ـ آقای احمدی‌نژاد در سخنرانی‌های تبلیغاتی خود٬ در موارد متعددی از حرکت در راستای سند چشم‌انداز بیست ساله‌ی توسعه‌ی کشور سخن گفته‌اند. تاکنون به چه میزان در اجرای این سند موفق بوده‌اند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:38 توسط م آزاد |


وقتی خبر تبرئه متهمان قتل های محفلی کرمان را خواندم، به خودم لرزیدم گویی این منم که می میرم نه یک بار بلکه هزار بار هرچند که معتقدم اینان بازیچه هایی بیش نبوده اند  در کف زنگی مست؛ اما در پس این رای نکته ای نهفته است آمران مجازات نشده اند که هیچ عاملان _ همان قاتلان _ را هم از این معرکه به در برده اند، "ما می توانیم

این رای به نوعی تمام سیستم و مدل حکومت جمهوری اسلامی را زیر سوال  برده با انشای این نکته که تشخیص مهدور الدم بودن باعث تبرئه قاتلان شده را می توان خلع ید فقها دانست یا به دیگر سخن پاسداران بر پدران فقیه خویش شوریده اند و ...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 1:9 توسط م آزاد |


مصاحبه های لاریجانی و احمدی نژاد آنقدر بی اهمیت شده اند که شاید اگر به جای آنها بچه ای را بفرستیم که در برابر خبر نگاران گریه کند بیشتر موثر افتد در اینکه انرژی هسته ای حق مسلم ماست هیچ تردیدی نیست  امامسئله آنست که چگونه وبه چه قیمتی میخواهیم به انرژی هسته ای برسیم؟ حقیقت آنست که ما حتی اگر بتوانیم تمام تاسیسات هسته ای را با تکیه بر توان داخلی راه اندازی کنیم  فقط برای چند سال این تاسیسات ذخیره ی اورانیوم داریم ودر کوتاه مدت ذخایر ما تمام خواهد شد وما ناچار از آن خواهیم بود که از خارج اورانیوم وارد کنیم کشورهای فروشنده ی اورانیوم هم آنقدر قدرت ندارند که برای هویج ایران چماق امریکارا تحمل کنند بنابر این ما نخواهیم توانست که با این روش فعلی به نتایج چندانی برسیم این همه در حالیست که ماهنوز نیروگاه بوشهر راهم راه اندازی نکرده ایم و روسیه برای راه اندازی آن مدام از ما باج میگیرد در چنین شرایطی چرا باز هم مرغ آقایان یک پا دارد والا وبلا باید حرف ،حرف آنها باشد؟؟؟ من گمان میکنم که چالش هسته ای ایران چیزی بیش از یک کرکری کودکانه با امریکا نیست و چون امریکا آنطرف قضیه است وما هم باید این بچه ی زورگو را ضایع کنیم بر حرف خود پافشاری میکنیم در حال حاضر ما بسیاری از متحدان خود را از دست داده ایم وکار رابه جایی رسانده ایم که امریکا موفق شده برای به انزوا کشاندن ایران نه تنها اروپا بلکه بسیاری از کشورهای دیگر را با خود همراه کند پرواضح است که فرمولهای آقایان اشتباه از کار در آمده است وتنها کسانی که بیشترین زیان را ازوضع موجود می بینند مردمی هستند که با آرزوهای محال به احمدی نژاد رای داده اند در چنین شرایطی باید شجاعانه به اشتباهات خود اعتراف کنیم و به منافع ملی بیندیشیم  و بیش از این به مردم دروغ نگوییم تیم احمدی نژاد اما، انگار لابیهای سازمانهای بین المللی را با کوچه پس کوچه های گرمسار اشتباه گرفته اند ومی خواهند لات محل را ضایع کنند!!! خدا به خیر کند!!              

                                       باقی بقایتان                                 الف دادمان

+ نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 17:4 توسط م آزاد |


در سال ۱۳۲۷ برای اولين بار دولت مصمم به پيشبرد روند اقتصاد بر طبق برنامه شد . اين گونه بود که برنامه توسعه هفت ساله اول بعد از مدتی  بحث و تبادل نظر کارشناسان اقتصادی اجتماعی کشور ريخته شد . از اين زمان بود که مجموعه های اقتصادی به صورت منفک دولتی و خصوصی مطرح شد . در دهه ۱۳۴۰ دو اتفاق مهم در حوزه اقتصاد روی داد. در اين دهه بود که مساله اصلاحات ارضی مطرح شد و به تصويب دولت و ملت رسيد . برنامه اصلاحات ارضی به طور کلی يک برنامه منسجم سياسی اقتصادی بود . سرمايه هايی که تا ديروز تنها در بخش کشاورزی فعال بودند به مسير تجارت و صنعت سوق داده شدند.( درست شبيه تحولاتی که در پايان دوران فئوداليته در اروپا صورت گرفت. با اين تفاوت که اينجا به صورت دستوری و با اندک زمان ممکن اين تحولات ايجاد شد در حالی که فئودالهای اروپايی با ميل خود و در ساليان دراز به اين نتيجه رسيدند.) اين برنامه اقتصاد ايران را  از خمودگی و رکود خارج ساخت و ايران را برای پيوستن به جامعه جهاني آن روز آماده ساخت . اين مساله هم زمان بود با عزم دولت برای پيشبرد برنامه های خصوصی سازی . يعنی زمانی که وزير اقتصاد وقت( دکتر عاليخانی ) در همه جا با شدت و حدت از بخش خصوصی دفاع می کرد . بيشتر صنايع عمده بخش خصوصی که امروز نيز از صنايع مطرح کشور است  ( برخی از آنها امروزه مصادره شده و در دست بنياد ها ونهادها است )در اين دوره ايجاد شد .  دهه ۱۳۵۰ سالهای رويايی اقتصاد ايران است در اين سالها بود که با بالا رفتن قيمت نفت در آمد ايران چند برابر شده بود . نرخ رشد اقتصادی تا ۱۲٪ رسيده بود . چيزی که تعجب همه کارشناسان را دربرداشت . و پيش بينی می کردند ايران تا دو دهه ديگر به جمع کشور های قدرتمند اقتصادی برسد . اين روند تا سال ۱۳۵۷ ادامه يافت . با حاکم شدن حکومت جديد که به خاطر نقش فعال چپ گرايان در پيروزی آن و نيز به خاطر روحيات انقلابی آن زمان( فراموش نکنيم از معروفترين شعارهای آن زمان مرگ بر سرمايه دار بود ) همه آن را پيروزی بر اقتصاد سرمايه داری می دانستند  سرمايه های مادی و انسانی از کشور خارج شدند و با توجه به ديد منفی جامعه جهانی نسبت به اين انقلاب نه تنها به نقطه صفر بلکه به منفی رسيديم .شروع جنگ هم تقريبا تير خلاص را بر اقتصاد رو به نابودی ايران وارد کرد . تحمل هزينه های مادی هشت سال جنگ ( جدای از هرز رفتن سرمايه های فکری کشور ) چيزی نبود که بله راحتی امکان پذير باشد . در اين هشت سال دنيا با سرعت سرسام آوری در حال جلو رفتن بود و ايران تنها کاری که می توانست بکند تلاش برای زنده ماندنش بود .بعد از جنگ هم بيشتر تلاشهايی که برای ساختن بنای اقتصادی کشور صورت می گرفت برپايه آزمون وخطا بود که نتيجه آن عوض شدن هرروزه مقررات اقتصادی بود . و اين يعنی تشديد بی ثباتی در عرصه اقتصاد . يعنی ترس سر مايه دار از سرمايه گذاری .  از سال ۱۳۷۲ تلاش برای پيشبرد برنامه ريزی شده اقتصاد شروع شد . و برنامه ۵ ساله اول آغاز شد . ولی به دليل ديد ايدئولوژيک برنامه ريزان و تصويب کنندگانش هنوز تکليفمان با بسياری از مسائل اقتصادی از جمله صنعت جهانگردی و يا بانکداری و حتی حيطه دخالت بخش خصوصی در اقتصاد نامشخص است. مشخص شدن اين مسائل هم نياز به گذشت زمان و ايجاد ثبات سياسی اقتصادی در جامعه دارد.  

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 23:30 توسط م آزاد |


درسال ۸۵فوتبال مملکت همچون بقیه امورمان - به یمن دولت توانمند نهم با شعار "مامی توانیم "جولانگاه تاخت وتاز دوستان رایحه خوش خدمت که در آخرین انتخابات دچار اختلافات داخلی گشتند- سیاسی گشت تاباز هم سیاسی کاری تازه به قدرت رسیدگان به سرکردگی اقای رئیس شان علی ابادی چرخهای رو به جلو درحرکت که جرقه های ان توسط مدیر توانمندصفایی فراهانی زده شده بود به عقب برگردد.

پروسه فوق باتغییرات گسترده درهیات مدیره اکثر باشگاهها وبویژه ابی و قرمز صورت گرفت واقای رییس بجای اینکه تنهایکی از دوستانش را درهر هیات مدیره بگمارد تا راهبری جمع رابرعهده بگیرد برعکس اکثرشان راسیاسی گذاشت تادرانجا به انتقامجویی ازگذشته بپردازند و عاقبت ان شد که دراین عرصه هم چون دیگر زمینه ها باتحریم مواجه گردیم وا گر نبود پا درمیانی خاتمی و اصرار ایشان به صفایی معلوم نبود اکنون چه بر سر لیگ حرفه ای و فوتبال ملی و خیل جوانان طرفدارمی آمد.

درپایان به تازه دولتمردشدگان توصیه می کنم که کار را به کاردان بسپارند و اجازه بدهند فوتبال بدون مدیریت دولتی طی طریق کند و ایشان فقط سیاست گذاری کنند همان که رهبر معظم درتاکیداتشان پیرامون اصل ۴۴بیان کردند و نه اینکه این مقوله نیز دولتی تر از قبل اداره گردد.

ایام بکام .

"صالح ازادی"

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 22:21 توسط صالح آزادی |


امروز به طور اتفاقی در مسیرم دو گدا قرار گرفتند وتقاضای کمک کردند اولی یک معتاد تزریقی بود دومی پیرمردی بود سیگار به لب. به هیچکدامشان کمک نکردم وقتی از آنها جدا شدم دچار یک حالت تردید شدم ایا رفتارم درست بود آیا وظیفه ی اجتماعی ام ایجاب نمیکرد که به آنها کمک کنم ؟شک ندارم که آنها در فقیر بودن خودشان مقصر اصلی نیستند و شرایط جامعه آنها را به اینجا کشانیده است با این حال باید چه میکردم گیرم که اشتباه نمی کردم وبه آنها کمک هم میکردم بالاخره که چه مشکل آنها که با این حرفها حل نمی شود من به اشتباه امروزم اعتراف میکنم اما جاداردکه این سوال را هم مطرح کنم که پس مقصر اصلی چیست به نظرمن مقصر اصلی جامعه است مقصر اصلی شرایط نامطلوبیست که ما را از نظر اقتصادی و اجتماعی به اینجا کشانیده است مقصر اصلی آنهائی هستند که علمی وسازنده کار نمی کنندبرای درمان دردهای فقرای جامعه باید با دید علمی به اقتصاد نگریست ولی ما این کار را نکرده ایم دولت فعلی هم با نگرش کاملا عوامانه ای به اقتصاد می نگرد که این هم مزید بر علت است ودرد را بیشتر میکند در این بین وقتی حس میکنم که نهادهای امدادی هم به درستی به وظایفشان عمل نمی کنند آه از نهادم بر میخیزد خود به دو چشم دیده ام که ازامکانات کمیته ی امداد در برنامه های سیاسی جناح راست استفاده شده است بارها وبارها هم شنیده ام که راست سنتی به کمیته ی امداد به چشم یک پشتوانه ی اقتصادی برای برنامه های سیاسی اش می نگرد و از اعانات مردمی وبودجه های دولتی آن در جهت مقاصد جناحی خود سوئ استفاده می کنددر ماه رمضان با یکی از بزرگان اصلاحات دیداری داشتم او گفت راست جوان هم برای اینکه پشتوانه ی اقتصادی داشته باشد دست به کار شده و اصلا صندوق مهر رضا را به این قصد به را ه انداخته اند که هر گاه کفگیرشان به ته دیگ خورد مشکلات اقتصادیشان را از طریق صندوق مهر رضا بر طرف کنند خدا کند که حرف او دروغ باشد.راستی برق وجلای ویترینها و نگاه اندوهگین به آن عجب سوزی دارد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 16:40 توسط الف دادمان |


در حالی به استقبال سال نو می رویم که فاصله احمدی نژاد با شعارهایش روز به روز بیشتر می شود.شعارهایی از قبیل آوردن نفت سر سفره مردم،طرح تثبیت قیمت ها و... در عرصه دولت ها و ملت ها رسم و روال برآنست که هر ساله بودجه ای توسط دولت به صورت لایحه به مجلس که نماینده ملت است تقدیم می شود و نمایندگان نیز با توجه به آرمان های هر نظام اقتصادی مثل رشد اقتصادی،توزیع رفاه و عدالت و... به بررسی پیرامون آن می پردازند.در دولت خدمتگزار نهم که پس از سال ها از انقلاب اسلامی،جناح راست به سمت ریاست جمهوری دست یافته بود آقای احمدی نژاد با پشت پا زدن به کل تجارب به دست آمده و با وعده((ما می توانیم))اثبات کرد که واقعاً ما می توانیم همه شخصیت های مجرب و مبارز که برای این انقلاب زحمت کشیده اند و در عرصه مدیریت هم صاحب دیدگاه هستند از عرصه اجرایی کنار بزنیم و کار را به نا کاردان هایی بسپاریم که دانسته یا نادانسته ریشه های اقتصادی،فرهنگی،اجتماعی،سیاسی نظام را هدف قرار داده اند،چگونه؟

در طول سال های پس از انقلاب ،بودجه ای که دولت سال گذشته داد وبه واقع کلیه اصول علمی اقتصاد را کنار نهاد،انبساطی ترین بودجه را تجربه کردیم.البته به لطف صندوق ذخیره ارزی دولت خاتمی.

امسال نیز می خواهیم انقباضی ترین بودجه را تجربه کنیم.در عرصه فرهنگی دوستان پس از حدود 18 ماه مدیریت به جای تکریم پیامبران به توهین به ساحت ایشان می پردازندوتوفیقشان همان که نه حوزه و نه باصطلاح حرکتهای خود جوش مردمی معترض ان شدند.درعرصه سیاسی نیز وزیر محترم ارشاد به این نظریه توفیق دست یابی داشتند که ما از احزاب تجربه تلخی داریم.در عرصه اجتماعی هم که تا دیروز همه اش بد حجابی ها را سیاست تسلهل وتسامح خاتمی مرتبط می ساختند و در کوچه وخیابان به مردم گیر می دادند.امروز کلا این مسئله حل شده وگویا بد حجابی وجود ندارد و الی موفقیتهای دیگر دولت.

گویا عیدی دولت ومجلس امسال می خواهد اداره کشور در سال دیگر بوسیله بودجه یک یا چند دوازدهم باشد حالتی که در مواقع بحرانی مثل جنگ در اداره کشورها بکار گرفته می شود در دولت مهورز احمدی نژاد و در حالیکه ایشان با اقبال جهانی روبرویند وبقول خودشان دنیا دارد احمدی نژادی می شود بخاطر سیاهی کاریهای ایشان از جمله حذف ارگان برنامه ریزی کشور و بردن ان به دست استانداران نتیجه اش این می شود که بودجه با دو ماه تاخیر ارسال و نمایندگان محترم نیز که در سال پایانی نمایندگی هستند برای جلب ارای مردم با رویکرد انی دولت از سیاستهای اشتباه قبلی اش من جمله عدم هدفمندی یارانه ها می خواهند دهان مردم را شیرین کنند و کام خودشان را شیرین تر با عدم تصویب ان و کشاندن ملت و اداره امور انها به بود جه های چند دوازدهمی.

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 20:9 توسط م آزاد |