نمی دانم اگر تلویزیون ماچند شبکه ی دیگر هم می داشت یا اینکه ما یک تلویزیون خصوصی می داشتیم آیا باز هم استقبال از آثاری مثل ترش و شیرین اینقدر بالا می بود؟ در اینکه عطاران زحمت کشیده ودر حد توان خود کار کرده شکی ندارم ویقینا از او باید به خاطر زحماتش تشکر کرد اما این اثر عطاران با ایرادهایی مواجه است که نباید از کنار آنها گذشت عطاران موفق شده که در کار جدیدش به خوبی تضاد طبقاتی جامعه را نشان دهد او به همه ثابت کرد که آسمان مرفهان رنگ دیگری داردعلاوه بر این عطاران موفق شده است که طنز موقعیت را در کارش به خوبی اجرا کند صحنه هایی مانند سوختن دست چند نفر در اثر برخورد با لوله ی بخاری ، حاکی از آنست که عطاران توانسته استادانه طنز موقعیت را در این اثر خود به کار گیرد گذشته از آن او توانسته که از بازیگران خود به بهترین نحو بازی بگیرد و پازل خود را خوب بچیند بیشتر بازیگران بازی روان وقابل قبولی از خود نشان دادند اما در کنار این ویژگیها عطاران نتوانسته مثل زیر آسمان شهر۱ و خانه به دوش نویسندگی خوبی داشته باشد البته اودر این کار نویسنده نیست واین ایراد بیشتر متوجه سروش صحت وآریان است که متن خوبی ننوشته اند در این داستان روند ماجراها کاملا منطقی نیست واین ارزش اثر را کاهش داده است مثلا دلیل خواستگاری ذلت بار یکی از بازیگران از دختر نصرت خانم چیست آیادرست است که صرفا به خاطر خنداندن مخاطب هر دروغی را به اوتحویل دهیم؟دلیل اصرار جهان بر اسبابکشی عجولانه ی نصرت خانم چیست؟و....مهمترین ایرادی که بر نویسندگان وارد است نحوه ی پردازش شخصیت ناصر میباشد ناصر شخصیتی تنبل، عافیت طلب ومسئولیت نشناس است اما عطاران این خوراک سمی را در نانی از طنز می پیچد و به ما تحویل می دهد و ماهم کلی می خندیم و کیف میکنیم به گونه ای که انگار شخصیت او را پذیرفته ایم در پردازش شخصیت ناصر باید سعی میشد که مخاطب ناصر را قبول نکند نه اینکه به هر کاری که او میکند بخندد به طوریکه حتی اگر همسرش آواره ی خیابانها شود و ناصر با بی مسئولیتی تمام او را تنها گذارد مخاطب به این کار او هم می خنددبه هر حال به عطاران و تیمش خسته نباشید می گویم وامیدوارم در آثار بعدی این ایرادات اصلاح شود باقی بقایتان الف دادمان


