یا وقتی اقتدارگرایان روزنامه نگار می شوند
جناح آقای بلوکیان که همیشه یکی از معارضان قدرت در خطه ترشیز به حساب می آمده و آلترناتیو نیروهای خط امامی به حساب می آمده، همیشه از ضعف رسانه محلی رنج می برده؛ محلی، نه ملی که رسانه ملی همیشه ملک طلق اقتدارگرایان بوده و هست
پوشاندن همین ضعف آقای بلوکیان را بر آن داشت که آقای ن را به ریاست اداره ارشاد بگمارد و از طریق وی مجوز نشریه ای را اخذ کند که همیشه در دستانش باشد، مجوز این نشریه در حالی شش ماهه توسط همسر معلم آقای ن اخذ شد که بسیاری از روزنامه نگاران و نویسندگان کاشمری چند سالی است در انتظار مجوز نشریه بسر می برند
نشریه سرو ترشیز که با رانت دولتی و استفاده غیر قانونی از امکانات دولتی و سردبیری حمید رضا بی تقصیر به زعم خودش نه چپ نه راست منتشر می شود بیشتر به این مجلات زرد می ماند که هر خبر و شایعه ای را بدون استناد و مدرک چاپ می نماید که البته و صد البته نقش غضنفرهای سیاسی را نباید نادیده گرفت؛
شماره قبل سرو ترشیز پر بود از سیل تبریکات به آقای بلوکیان در نشریه خودش، ازتبریک دکتر تقلبی "سید مجتبی علوی" گرفته-همان کسی که چند روزی با زد و بند روابط عمومی وزارتخانه بدون وزیر بود_ تا دبیر خانه مجمع تشخیص مصلحت نظام(با سفارش اگهی از جانب برادر تازه به عرصه رسیده باصطلاح دکتر علوی ) تا تبریک مهندس شریعت جعفری_ کارخانه روغن فرایند_ که گویا به ثمن بخس چاپ شده و کاشف به عمل آمده چند تا از این تبلیغات جعلی بوده و کار به تکذیب کشیده که به دلیل نفوذ اقتدارگرایان در ساخت قدرت متاسفانه در این شماره به آن پرداخته نشده است
این شماره هم پر است از مطالب جعلی که اولین آن مربوط است به خبر برگزیده شدن شهرداری کاشمر در خدمت رسانی به مردم از جانب استانداری، سرو طبق اذعان سردبیر آن خبر جعلی و وارونه به نام مرادزاده به کام خباززاده را از کوتوله سیاسی شورا گرفته و در نشریه شان کار کرده اند، اصل خبر چنین بوده که شهردار بدون هیچ گونه جهت گیری نامه استانداری مبنی بر برگزیده بودن این دستگاه در اسفند 86 را به شورا ارسال می کند و غضنفر ما هم با قلب واقعیت و استفاده از ساده لوحی سرو نشینان نظر سنجی را مربوط به اسفند 85 دانسته و خبر دروغ را به سرو می برد، کما اینکه این فرد قبلا هم خبر دروغ استعفا رییس شورا را برده و دم از اختلاف معتمدین شورا زده بود، البته این که غضنفر مورد نظر دست به هر کاری می زند که او را همه کاره شورا بدانند و برای چند تا رای دست به هر حرکت عوام فریبانه _پوپولیستی_ می زند؛ نافی عملکرد سردبیر فرهنگی، فرهیخته،روشنفکر و آوانگارد سرو نمی شود که هر خبر دروغ و بی اساسی را چاپ کند
نشریه سرو و خبرنگارانش هم که اینقدر افسوس آقای شهردار سابق را می خورند بد نیست سری به پرونده های تغییر کاربری دوران شهرداری وی هم بزنند و علت مسکوت ماندن ان پرونده و عدم رسیدگی به ان را باطلاع شهروندان برسانند.
نکته اعجاب آور دیگر این شماره نشریه آقای بلوکیان معرفی آقایی تربتی در ستون نخبگان ترشیز بود که ذکر چند تا نکته خالی از لطف نیست: اگر بنا باشد از این حجة الاسلام ها و ثقة الاسلام ها به عنوان نخبه معرفی شوند، خود کاشمری ها از این ثقة الاسلام ها چه مرده چه زنده کم ندارند
دیگر اینکه اگر از تریتی ها بنا باشد سوال کنیم این آقا جندمین نخبه دیارش خواهد شد ؟! دیگر آنکه وقتی ذکر از نخبه می شود از تالیفات و مقالات وکتبش سخن به می آید نه اینکه در هر شهری که بوده چند تا بچه به دنیا آورده و حالا کدام بچه کارمند است و کدام طلبه و ...
دیگر آنکه خواندن جامع المقدمات و سیوطی و لمعتین هیچ طلبه ای را نخبه نمی کند که اگر این گونه باشد شیخ حسین ... هم از مفاخر و نخبگان به حساب خواهد آمد
باز هم بگویم ...


